چهارشنبه 29 مرداد 1393

مقاله داگلاس کلنر درباره مارکوزه

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :ارتباطات ،

هربرت مارکوزه در ایران اغلب تنها با کتاب انسان تک ساحتی اش و همچنین نقش او در جنبش های دانشجویی دهه شصت در غرب شناخته شده است. او از اندیشمندان بزرگ مکتب فرانکفورت و از تحلیل گران بلند آوازه قرن بیستم است که نوشته هایش بخصوص برای دانشجویان معترض و منتقد غربی جذاب بوده است. در مطالعات فرهنگی مارکوزه تنها اندیشمندی بود که بر خلاف دیگر همفکرانش از فرهنگ والا دفاع کرد و رویکرد انتقادی به آن نداشت. او معتقد بود که سنت بزرگ هنری در خود قابلیت های زیباشناختی برای رهایی و نقد جامعه بورژوایی دارد. از این نظر دیدگاهش با آدورنوُ و لئو لوونتال و لوکاچ و بسیاری دیگر تفاوت داشت. مقاله ای که می خوانید خلاصه خواندنی از زندگی و اندیشه مارکوزه است که محمد رضا ربیعیان آن را ترجمه و روزنامه سرمایه آن را منتشر و سپس در مجله اینترنتی فصل نو منتشر شده است.  نویسنده آن داگلاس گلنر از محققان برجسته مطالعات فرهنگی است. خواندن این مقاله حتما به دانشجویان مطالعات فرهنگی و علوم ارتباطات اجتماعی توصیه می شود و اندوخته ای ضروری برای دانسته هایشان بحساب می آید. هرچند که از متن این مقاله ترجمه ای سلیس و روان ارایه نشده است اما باز می ارزد.

روشنفکران همیشه معترض


http://www.img.aziztarin.ir/2012/05/marcuse.jpg

نوشته داگلاس گلنر، ترجمه محمد رضا ربیعیان، روزنامه سرمایه 15 مهر 1385

مارکوزه معتقد است که سازمان‌دهی کنونی جامعه به واسطهء تحمیل اجتماعی کـار غیـرضـروری، قیـد و بندهای غیرضروری برای تمایلات جنسی و نظام اجتماعی سازمان یافته بر مدار سود و بهره‌کشی، «سرکوب اضافه» تولید می‌کند. به لحاظ کاهش کمبودها و امیدها به فراوانی روزافزون، مارکوزه پایان سرکوب و ایجاد جامعه‌ای جدید را ضروری دید. نقد رادیکال او بر جامعهء موجود و ارزش‌هایش و فراخوانش برای [ایجاد] تمدنی غیرسرکوبگر، موجب مجادله با همکار پیشینش اریک فروم شد که او را به «نیست‌انگاری» (در برابر ارزش‌ها و جامعهء موجود) و لذت‌گرایی غیرمسوولانه متهم می‌کرد. مارکوزه پیش‌تر به دلیل «سازگاری» و «آرمان‌گرایی» بیش از حد فروم با او درگیر شده و این اتهام‌ها را در بحث‌های جدلی پس از انتشار کتابش «اروس و تمدن» هم تکرار کرده بود، که با شور و حرارت استفادهء مارکوزه از فروید، نقدش بر تمدن موجود و پیشنهادهایش برای سازمان‌دهی متفاوت جامعه و فرهنگ را به بحث می‌گذاشت.



ادامه مطلب

سه شنبه 31 تیر 1393

بخش دوم تئوری های ارتباطات اقناعی

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :ارتباطات ،

بخش دوم (ادامه پست قبلی)


تئـوری هـای ارتـبـاطـات اقنـاعـی



پنج طرح پایه ای اقناع: 

طرح محرک - پاسخ:
این طرح فقط دو عنصر از چهار عنصر فراگیری را در بر دارد. اقراری ساده و شجاعانه در طرح محرک – پاسخ این است که وقتی دو تجربه به طور همزمان یا در توالی تنگاتنگ صورت می گیرد وقوع یکی از عوامل باعث وقوع دیگری می شود. طرح محرک – پاسخ تحت شرایطی که حضور عوامل انگیزشی و پاداشی را به حداقل می رساند به بهترین وجه کار می کند (بینگر، 1376، 85). تکنیک های مرتبط به طرح محرک – پاسخ عبارتند از تکنیک تکرار و مجاورت (بینگر، 1376، 94).
طرح شناختی: طرح شناختی نسبت به ارتباطات اقناعی برداشتی با جهت گیری پیامی است. این مدل به نوعی امتداد طرح محرک – پاسخ است. در این طرح تمایل این است که مشکلاتی را که به خاطر کسب اطلاعات ناقص یا غلط توسط فرد یا گروه در نحوه درک انسان به وجود می آید تشخیص بدهیم و راه حل این است که تصمیم بگیریم چه حقایق معقول تری باید به مخاطب ارائه شود. شعار این طرح این پیام است: بگذارید واقعیت ها خود سخن بگویند (بینگر، 1376، 101).


ادامه مطلب

سه شنبه 31 تیر 1393

بخش اول تئوری های ارتباطات اقناعی

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :ارتباطات ،



بخش اول

تئوری های ارتباطات اقناعی


دکتر فریدون وردی نژاد:
چکیده:

در این مقاله به دنبال بیان کردن تئوری های اقناعی هستیم. در این راستا ابتدا به تعریف ارتباطات اقناعی، تفاوت آن با واژگانی همانند تبلیغ، ویژگی های ارتباطات اقناعی، تاریخچه متقاعدسازی و رابطه بین فرایند اقناع و نگرش ها در افراد می پردازیم. از آنجایی که تغییر نگرش لازمه رخ دادن اقناع است، طرح های تغییر نگرش (طرح فراگیری، طرح سازگاری شناختی، طرح عملکردی و طرح ادراکی) معرفی می شوند. سپس بر مبنای طرح های تغییر نگرش، طرح های پایه ای اقناع (طرح های محرک – پاسخ، شناختی، انگیزشی، اجتماعی و شخصیتی) بررسی می شوند. سپس مشهورترین نظریه های متقاعدسازی یعنی مدل کوشش درخور و مدل استشهادی – نظام دار معرفی می شوند. و در نهایت رابطه بین رسانه ها و فرایند اقناع و نقش رسانه ها در افکار عمومی توضیح داده می شود.

واژگان کلیدی:
ارتباطات، اقناع، نگرش، رسانه، افکار عمومی، نظریه های متقاعدسازی، طرح های تغییر نگرش، طرح های پایه ای اقناع.



ادامه مطلب

جمعه 30 خرداد 1393

اللهم رب شهر رمضان

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :عمومی ،

چـو خـود دانـی هـمـه دانـستـه باشـی
چو دانستی ز هر بد رسته باشی

رمضان آمد و باز مهمان او شدیم، انگاری فرصتی دوباره برای ما شیفته گان دنیا داد که چند صباحی به خوداندیشی فرو رفته تا بقول امیرمومنان بداند از کجا آمده، برای چه آمده و به کجا خواهد رفت تا شاید خود خویشتن را در این عصر سراسر ماشین و تکنولوژی بازبیابد. مخلوقی که نشان و مدال اشرف مخلوقات را بر شانه اش چسب زدند ولی او وجه انسانی اش را رفته رفته در گردنه های سخت و پرپیچ و خم زندگی باخت و با غرق در لذایذ آنی و زودگذر، دل آسمانی را زمینی کرد. راستی چرا برای پست و مقام تمام زورمان را میزنیم ولی برای انسان شناسی و خودشناسی که مقدمه خداشناسی است وقت نمی گذاریم که آسایش و لطافت جامعه در گرو آن است! این همه فرار و گریز از خود واقعی مان، موج زدن پژمردگی،  استرس و هیجانات منفی مثل غم و افسردگی در جامعه، تنها از "دلمردگی" و "عقلانیت محض" خبر می دهد که حس لطیف نوع دوستی را از روح جمعی دریغ کرده و نتیجه اش همان جامعه ای شده است که هم در آن ارتباطات صوری  و منفعتی شده و هم انسان چیزی جز ابزار تولید به مانند ربات و آدم آهنی نیست.
 حال آیا این امانت الهی را می شود در ماه عزیزش آنطور که شایسته است از زنگارها زدود و دلی براق همچون بلور تقدیم صاحبش کرد؟ سخت است ولی با تامل در معانی آیات قرآن، که حقیقتا کتاب قانون زندگی است، آن هم در ماه میهمانی و ضیافت، این مهم دست یافتنی است.
هر چند انسان هبوط یافته از فردوس برینش، توانایی ایستادگی مقابل میوه های ممنوعه را ندارد و پستی و بلندی های نفسانی، روحانی را تجربه می کند ولی هرچه بود و هرچه هست از خود اوست و او نیز نیک به حال بندگانش آگاه است و تنها اوست که در حق بندگانش ارحم الراحمین است.

ای عفو تو شامل گناهان..... کوی تو پناه بی پناهان
بر خسته دلان شفای دردی..... محروم نکرده دردمندی
باز است درت بر آزمندان..... ای عشق دل نیازمندان
جز تو چه کسی نظر به حال ما کرد..... یا گوش بر این مقال ما کرد
بخشنده ی هر گناهی ای دوست..... بر گم شدگان پناهی ای دوست
ای راز دل شکسته من..... ای مرحم قلب خسته من
ای مونس من انیس جانم..... ای یار و رفیق در نهانم
بنگر زگنه چه تیره روزم..... چون شمع به درگهت بسوزم
باشد که نظر کنی به حالم..... بخشی به عنایتت کمالم


نظریه "کاشت رسانه ها در ذهن" در گفتگوی همشهری با دکتر علیرضا دهقان
نظریه کاشت رسانه ها


http://sdsujms408sp2011gp19.wikispaces.com/file/view/CultivationTheory.jpg/207166270/CultivationTheory.jpg

اشاره:  حضور و گستردگی رسانه‌ها در جامعه سبب رسانه‌ای شدن تمام ابعاد زندگی شده است تا آنجا که کارشناسان علوم ارتباطات معتقدند حتی تصویر ذهنی فرد از دنیای اطرافش، تصویر و باوری مطابق با میل رسانه‌هاست.
از چنین دیدگاهی در ادبیات و نظریه‌های ارتباطات با عنوان "نظریه کاشت" یاد می‌شود  از منظر نظریه کاشت رسانه‌ها به دلیل اثرات دراز مدت و ناآگاهانه ای که  در فرآیند شکل گیری فرهنگ جامعه دارند باید مورد توجه قرار گیرند.
برای این‌که از"نظریه کاشت" بیشتر بدانیم با دکتر علیرضا دهقان دانشیار گروه ارتباطات دانشگاه تهران همراه می‌شویم.


ادامه مطلب

سه شنبه 30 اردیبهشت 1393

نظریه مارپیچ سکوت و علوم ارتباطات

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :ارتباطات ،

نظریه "مارپیچ سکوت" در گفت‌وگوی همشهری با دكتر علیرضا دهقان
نظریه مارپیچ سكوت


https://lh6.googleusercontent.com/-VCoFASJcFjY/Ub7ZVpcQcRI/AAAAAAAAEV0/VKCl8g0UpJY/w506-h297-o/1.jpg

اشاره: رسانه ها قدرت زیادی دارند تا آنجا كه می توانند شما را جادو كنند و سررشته افكارتان را در دست بگیرند. اما اگر به آنها علاقه ای نداشته باشید، اگر نتوانند شما را جادو كنند و اگر نتوانند در عقایدتان تغییری ایجاد كنند، باز هم می توانند دست و پایتان را ببندند و به سكوت وادارتان كنند.
نظریه مارپیچ سكوت چنین ادعایی دارد و می گوید حاكمان رسانه ها با حذف تدریجی مخالفان خود می توانند هر روز تعداد بیشتری را به خاموشان جامعه اضافه كنند.
شكل گیری نظریه مارپیچ سكوت، تاثیر آن بر مناسبات اجتماعی و سیاسی و اثر تكنولوژی های نوین اطلاعاتی و ارتباطی بر آن از جمله نكاتی است كه دكتر علیرضا دهقان استادیار گروه ارتباطات دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و معاون آموزشی این دانشگاه در گفتار زیر به آن پرداخته است كه در ادامه بخش اول آن از نظرتان می گذرد.
همه رسانه ها یك صدا بر دیكتاتوری بودن حكومت ساقط شده تمركز می كنند و بخشی از واقعیت ها گفته نمی شود.


ادامه مطلب

نظریه "شکاف آگاهی" در گفتگوی همشهری با دکتر علیرضا دهقان

نظریه شکاف آگاهی


http://www.aftabir.com/articles/social/communications/images/51fd9dff9d5077377be0b05bec47bd79.jpghttp://vista.ir/include/articles/images/8dd727a865c1b97e6b1b6e3c049a02bb.jpg

اشاره: فریبا نباتی- میان تحصیلات و جیب شما با اطلاعات درون مغزتان رابطه ای وجود دارد، یعنی هرچقدر مدرک تحصیلی‌تان بالاتر و جیبتان پرتر باشد تمایل بیشتری نیز به اندوختن اطلاعات و کسب آگاهی دارید.

این ادعا توسط برخی نظریه پردازان علم ارتباطات و با عنوان نظریه "شکاف آگاهی" مطرح شده است. نظریه ای که معتقد است با ادامه این روند بین شما و دیگرانی که در پایگاه‌های اجتماعی- اقتصادی متفاوت از شما هستند فاصله به وجود می‌آید.

برای دانستن بیشترازاین نظریه با دکتر علیرضا دهقان استادیاردانشگاه تهران همراه می‌شویم.


ادامه مطلب

ماه ها بود به علت مشکلاتی در وبلاگ حضور فعال نداشتم، با این پست، استارتی بر آغاز دور جدیدی از وبلاگ نویسی را در چارچوب قانون کلید می زنم.

گزارش پیش رو را برای هفته نامه همزیستی قشم نوشته بودم و در تاریخ 10 اسفند 1392 منتشر شد.


 

ممنوعیت گذرموقت خودروهای مناطق آزاد تا کی ادامه می یابد؟

بخشنامه ای که "تر و خشک" را با هم می سوزاند


http://up.medrik.net/images/lfbs3vlw4xb1scbcvboz.jpghttp://www.freezones.ir/Portals/0/News/2011-06-06_90.jpg


علی ولی پور- روزنامه نگار- هفته نامه همزیستی قشم: شاید بخش مهمی از جمعیت 114 هزار نفری جزیره قشم را مهاجران تشکیل می دهند که از قومیت های مختلف و دارای فرهنگ های گوناگون هستند و زیر چتری با هویت واحد، بنام هویت ایرانی و اسلامی جمع شده اند، شهروند جزیره ای شده اند که شاید از زادگاه اصلی خود فرسنگ ها فاصله داشته باشد.

نیروی جاذبه ای که افراد را به این جامعه کوچک می کشاند، می تواند دلایل مختلف اقتصادی داشته باشد، اما ایجاد مانع برای بهره برداری شهروندان از مزیت های آن می تواند دلیلی برای گریز باشد که تبعات نگران کننده ای در پی خواهد داشت.

یکی از این امتیازات ویژه برای شهروندان منطقه آزاد قشم وارد کردن خودروهای خارجی بدون عوارض گمرکی و گذر با آنها به داخل کشور تحت شرایط خاص قانونی است.

حال اگر این حق از حقوقشان ضایع شود، چیزی جز سفره خالی برای آنها باقی می ماند؟ توسعه هر شهر و کشوری در گرو شهروندان فعال و جامعه پذیر است، همچنین اصل امروز جوامع مدرن صنعتی بر پایه تئوری فایده-فایده بنا شده است، اصلی که حتی جوامع در حال توسعه هم در پی آن است. حال اگر فایده یکسویه باشد و به نحوی بهره کشی یک سویه بر آن حاکم شود، عاقبت خوشایندی نمی توان متصور شد.

ممنوعیت عبور موقت برای خودروهای دارای پلاک منطقه آزاد قشم که از شش ماه پیش به صورت بخشنامه از سوی گمرک ایران اعمال شده است، یکی از موارد مذکور است که تردد شهروندان پرکار و زحمت کش جزیره را  با مشکلات عدیده اقتصادی، روحی و روانی مواجه کرده است.

شهروندان قشم ناراحتند

انعکاس نگرانی ها و دغدغه های تعدادی از شهروندان قشم که قریب به اتفاق، متفق و از وضعیت حاضر ناامید شده اند شاید مجالی باشد برای شنیدن حرف ها و درد دل های آنها، یا شاید هم آغازی باشد برای رفع گشایش از مشکلات آنها.

صحبت کردن درباره یک موضوع با افراد جامعه و شنیدن نظرات، ذهن را ناخودآگاه به یاد نظریه های روان شناسی اجتماعی می اندازد که مصداقی برای ضرب المثل "پنج انگشت یکی نیست" است.
فرقی ندارد فرد بازاری باشد یا کارمند، طبقه متوسط شهری باشد یا کارگر، همگی یک مشکل واحد و مشترک دارند که افکار عمومی اهالی منطقه آزاد قشم را شکل داده  است و یکصدا می گویند: ((مشکل گذر موقت ماشین، همه ما را از کار و زندگی عقب انداخته است))، شاید استدلال ها متفاوت باشد ولی در جمع بندی گفته های خودشان همدل هستند.

حسن از کارمندان دولتی نسبت به ممنوعیت پلاک های گذر موقت بدجور شاکی است و می گوید: "طی یک سال گذشته نتوانستم حتی یک بار هم به دیدار فامیل بروم، بنابراین مجبور شدم خودرو داخلی با پلاک ایرانی بخرم که هزینه سنگینی هم بابت آن متقبل شدم". این کارمند زحمت کش شبستری از آذربایجان شرقی،از تحمل هوای طاقت فرسای قشم سخن می گوید و در عوض این را حق خود می داند که در قبال تحمل سختی ها بتواند با خودرو خارجی حداقل یک ماه از فصل تابستان را همراه خانواده در گشت و گذار باشد. ولی او دلی پرتر از این داشت و فراتر از موضوع بحث رفت و گفت برای کسی که یک بار در سال بعنوان توریست به جزیره می آیند گرفتن عوارض حق منطقه آزاد است ولی برای ما اهالی جزیره به هر دلیلی مثل کار اداری و یا مشکل سلامتی برای ویزیت پزشک های متخصص به بندرعباس تردد می کنیم یک هزینه اضافی است که برای هر رفت و برگشت 40 هزار تومان عوارض بدهیم.

فاتحه مزیت های مناطق آزاد را بخوانیم

در ادامه این شهروند یکی از پیامدهای ممنوعیت گذرموقت خودروهای خارجی با پلاک منطقه آزاد قشم را مجبور شدن مردم قشم برای خرید خودروهای ساخت داخل دانست و افزود: اگر هدف این باشد باید فاتحه مزیت های مناطق آزاد را بخوانیم.

اکبر یکی دیگر از شهروندان است و با استنباط شخصی خود ممنوعیت گذرموقت را صحیح می داند و می گوید "نبود آن بهتر از بودنش است" او دلیل گفته هایش را این چنین تشریح می کند: پرونده بازی های سخت اداری، آن هم برای یک ماه! ارزش زحمتش را ندارد. او سفر را ضروری می داند و برنامه ریزی را هم یک اصل. او در ادامه اضافه می کند: تا به خودم بیایم، بفهمم به مرخصی آمده ام، سفر را شروع کرده ام و تازه برای آن برنامه ریزی کنم، بیش از نیمی از این سی روز تمام شده است و نمی دانم با فرصت اندکی که دارم کجا بروم و کدام فامیل را ببینم! هیچ جا نمی توانم برسم.

او ارتقای مدت گذرموقت از یک ماه به دو تا سه ماه را ضرورت می داند و درخواست اصلی اش از مسئولان  نیز همین است. این شهروند در بخش دیگری از صحبت های خود با یاد آوری فرایند پلاک گذاری موقت، طی چند سال گذشته که این روند تا ممنوعیت آن در مهر ماه سال جاری ادامه داشته است، می گوید: اگر پلاک گذاری از راهنمایی و رانندگی بندرعباس به خود قشم انتقال یابد، هم در وقت ما صرفه جویی می شود و هم در زیر گرمای بالای 45 درجه ای تابستان به ستوه نمی آییم.

از نظر او مکانیسم سالیان پیش، راحت تر از سازوکار قبل از ممنوعیت بود، چون که ضمانت بیمه راحت تر بود ولی الان باید مبلغی قابل توجه بعنوان ودیعه و سند محکم گذاشته شود. اکبر به علت همین مشکلات از چند ماه پپیش  دیگر ماشین با پلاک قشم سوار نمی شود بلکه ایرانی سوار می شود.

آرمان یکی دیگر از شهروندان قشم، پیشنهادی قبل از حل مشکل دارد و از مسئولان در جهت آسان تر کردن ترددشان انتظار دارد تا بخشنامه ای برای پلیس راه های داخل کشور بدهند و از تردد خاص ماشین های گذرموقت آگاهشان کنند تا استرس جریمه شدن  و خواباندن در پارکینگ راهنمایی و رانندگی نداشته باشند.

معیارهای عجیب و غریب!

مهران که از بازاریان اهل تهران است و چند سالی را هم بعنوان مدیر بازرگانی در دوبی فعالیت و زندگی کرده و اکنون ساکن قشم شده است، یک سوال پیش می کشد که چرا خودروهای دو در و اسپرت را مجوز عبور نمی دهند! و معیار و ملاک  عدم مجوز آن چیست؟

او با اشاره به نبود امکانات رفاهی و تفریحی لازم و باکیفیت و متنوع برای مردم قشم می گوید: کسانی که افزون بر 9 ماه تمام سال را کار کردند، حداقل باید بتواند سه ماه تابستان را در قشم نباشند و به جاهای دیگر کشور سفر کنند.

حمید برخلاف بقیه، نظر متفاوتی دارد. وی از ممنوعیت پلاک های گذرموقت دفاع و از حق مسلم مسئولین یاد می کند که خواهان جلوگیری از سو استفاده ها هستند، اما می خواهد روال ممنوعیت طوری مدیریت شود تا تر و خشک یک جا نسوزند.

او در ادامه صحبت هایش منطقه آزاد ارس در شمال غربی کشور را نمونه خوبی برای پیاده سازی برای استان هرمزگان معرفی می کند که خودروهای این منطقه نیاز به گذر موقت ندارند و می توانند در محدوده استان تردد کنند.

رامین هم از جوانان بازاری اهل کرمانشاه است که از سه سال پیش به قشم مهاجرت کرده است. وی می گوید همیشه دوست داشتم خودرو لوکس خارجی داشته باشم و با درآمدی که در این چند سال داشتم توانستم یک مدل 2013 بخرم، او می خواست خودرو خودش را به زادگاهش یعنی کرمانشاه ببرد تا مادر و دوستان شاهد پیشرفت مالی او باشند که قانون جدید مانع از این رخ نمایی شد!

گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری!

پیش از این فرزین حقدل، قائم مقام معاونت اقتصادی و سرمایه گذاری سازمان منطقه آزاد قشم گفته بود: اگر تخلفی در یکی از گمرکات مناطق آزاد کشور صورت گرفته، دلیل بر حذف امتیاز گذر موقت برای دارندگان خودروهای خارجی دارای پلاک مناطق آزاد در دیگر مناطق نمی شود.

حقدل با اشاره به اینکه مکاتبات متعدد سازمان منطقه آزاد قشم با گمرک جمهوری اسلامی ایران تاکنون پاسخی از سوی آن ها در بر نداشته است، این اقدام را مصداق تخلف از قانون دانست و بر پیگیری این موضوع از سوی سازمان منطقه آزاد قشم در سایر مراجع ذیصلاح از جمله مجلس شورای اسلامی از طریق دبیرخانه شورای هماهنگی مناطق آزاد تاکید کرد.

نقطه نظرهای این افراد مصداق مشت نمونه خروار است، همان افرادی که هر یک گوشه ای از موتور چرخ اقتصاد و توسعه قشم را می چرخانند خواندیم. همچنین در حسن نیت و خدمت صادقانه مسئولان ذیربط شکی نیست و برخورد با سواستفاده ها و جلوگیری از آن، هم از نظر قانونی، هم از نظر قضایی، هم از نظر اخلاقی بسیار پسندیده و قابل احترام است که نشان از حاکمیت قانون است و زیستن در زیر سایه آن آرزوی هر بشری است که امنیت و ثبات را به دنبال دارد، ولی آیا نوع ممنوعیت اعمال شده پلاک های گذرموقت خودروهای خارجی مناطق آزاد، همانند برخی از اقدامات عجولانه و غیرکارشناسی نیست که همه را بخاطر عده ای انگشت شمار متخلف، از دسترسی به حقوق مسلم شان محروم کرده اند؟!

 



چهارشنبه 19 تیر 1392

دعوت شبکه دو از عوامل روزنامه کیهان

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :سیاسی ،

دعوت شبکه دو از عوامل روزنامه کیهان

صدا و سیمای ملی! یا میلی


برنامه زنده باد زندگی با اجرای جعفر خسروی٬ بامداد ساعات اولیه چهارشنبه٬ مقارن با شب اول ماه مبارک رمضان٬ با دعوت جهت دار از عوامل جوان روزنامه کیهان٬ سعی در بیرون بردن آن از زیر فشارها کرد.
این برنامه شاد شامگاهی خانوادگی با گفتگو از روزمره های زندگی و گپ و گفت خودمانی با چهره های جوان کیهان٬ به دنبال ایجاد حس عاطفی و احساسی و همذات پندارانه با مخاطبان بود تا این ((برند)) هرج و مرج طلب و تندرو را با ویترین جوان و خوش پوش روزنامه توجیه کند و با برقراری ارتباط چهره به چهره با عامه مردم در قالب خودمانی٬ صمیمی و شاد٬ نوع نگاه نسبت به محتوای روزنامه را تغییر دهد و افکار عمومی را در مقابل انتقادهای علمی روزنامه های اصلاح طلب واکسینه کرده و از تبعات رسوایی های روزنامه آقای شریعتمداری نزد عامه مردم بکاهد.
آیا چنین فرصت های حضور در رسانه های ملی در قالب های مردم پسند فقط برای عوامل درون سازمانی روزنامه های کیهان و امثالهم است؟! یا عوامل دیگر روزنامه ها مثل شرق٬ اعتماد٬ آرمان و بهار هم می توانند شبی در کنار هم در گپ و گفتی مثل برنامه زنده ی زنده باد زندگی و شبیه آنان٬ ارتباط چهره به چهره با مخاطبان برقرار کنند؟!!! آیا جانبداری غیرمستقیم صدا و سیما از طیف خاصی می تواند ملی بودن خود را توجیه کند؟!!! یا به میلی بودن خود ادامه می دهد؟!!!


پنجشنبه 6 تیر 1392

جبهه پایداری! به کجا چنین شتابان؟!

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :سیاسی ،

جبهه پایداری! به کجا چنین شتابان؟!!

علی ولی پور، روزنامه نگار: نماد مهم دموکراسی در همه کشورها انتخابات است و مردم با انتخاب افراد اصلح، آنان را در راس قوه های اجرایی و قانونگذاری کشور قرار می دهند. و همچنین قانون مداری و پایبندی رقبا به قانون اساسی و به دنبال آن هواداران و طرفداران نامزدهای رقیب و تمکین و قبول نتیجه انتخاب، نشان از بلوغ و پختگی جامعه و آگاهی سیاسی-اجتماعی آن دارد، کشور ما هم سمبول دموکراسی را با حضور 75درصدی مردم برای بار یازدهم مردمسالاری و دموکراتیک بودن نظام جمهوری اسلامی ایران را به جهانیان اثبات کرد ولی در این میان همواره عده ای فرصت طلب و افراطی داخلی با ایجاد فضای متشنج و تنش قصد برهم زدن این فضای سالم را دارند! چرا که هنوز از ((رحم تفکرات جهان سومی)) بیرون نیامده اند.

مردم کشورمان با انتخاب دکتر حسن روحانی به ریاست جمهوری سرنوشت چهار سال بعدی خودشان را رقم زدند. به چرایی های پیروزی دکتر روحانی هم از بین شش کاندیدای دیگر بارها و بارها در روزنامه های مختلف کشور به خصوص روزنامه های اصلاح طلب، هر چند که خواندن و نوشتن آن برای اصولگرایان تندرو خوشایند نبود اما در قالب تحلیل و تفسیرهای مختلف چاپ و منتشر شد. ولی باز به علل پیروزی اشاره ای کوتاه و از آن عبور می کنم و می روم سر اصل مطلب.

دکتر روحانی خودشان هم نیک می دانند که بدون حمایت های آیت الله هاشمی و سید محمد خاتمی و کنار کشیدن دکتر عارف به نفع دکتر روحانی  پیروزی برایشان محال بود، چرا که آمارهای مهم خصوصا آمارهای وزارت اطلاعات و جامعه آماری سنجش گران افکار بعمل آمده در سطح جامعه، گویای اختلاف بسیار اندک آرا میان دکتر قالیباف و ایشان بود. روزهای پایانی انتخابات، از دکتر روحانی حمایت ها پشت حمایت ها ادامه داشت و نهایتا یک روز مانده به انتخابات تمامی آمارهای سازمان های مختلف آمارهای قبلی را به هم زد، البته یک نکته مهم دیگری برای پیروزی ایشان می تواند وجود یک عنصر  مخرب با مغناطیس ناهمسنگ و دافعه بالا باشد؛ مثل سعید جلیلی نامزد جبهه پایداری از نحله های فکری "آیت الله مصباح یزدی". این عوامل دست به دست هم می دهند و آن شور و هیجان را دوان دوان به کارزار انتخاباتی برمی گرداندند که کلید درهای پیروزی را یکی پس از دیگری به سوی فتح الفتوح شیخ امید باز می کردند. در غیر اینصورت شوروحال انتخاباتی رویایی بیش متصور نمی شد.

روزرهای اول خبر پیروزی بزرگ شیخ امید با وارد کردن شوکی بر پیکره اصولگرایان تندرو، آنان را به کما برده و در اتاق آی سی یو خوابانده بود حال با اندک هوشیاری برگشته در روزهای اخیر، به هزیان گویی پناه برده است گویی با چنین حرف ها و سخنان سرگردان، عقده های باقیمانده خود از اصلاحات را اینچنین تخلیه می کنند. طوری که بلندگوی همیشگی شان یعنی جناب آقای حسین شریعتمداری، کسی که اسمشان همیشه به "نیکی" ورد زبان هاست پس از گذشت حدود دو هفته از شوک این نتیجه انتخاب مردم٬ بیرون نیامده و در حالت خواب و بیداری با تحلیل ها و تفسیرهای ناپلئونی خود که به شهره عام و خاص جهان رسیده است و در این روزهای اخیر تناقض گویی هایشان مثل "سلسله جبال هیمالیا" سر از آسمان در آورده است. تاچند روز پیش از انتخابات همه سرمقالاتشان در کیهان علیه دکتر روحانی بود و ایشان را نامزد محبوب اصلاح طلبان و فتنه گران 88 می شناخت و معرفی می کرد، بعد از انتخابات تحلیل و تفسیرها به کلی رنگ عوض کرد و به یکباره ایشان را یک اصولگرای با سابقه ای معرفی می کند که پیروزی ایشان تودهنی بزرگی بر دهان اصلاحطلبان است و اصولگرایان تمایل بیشتری به وی داشتند تا دیگر نامزدها. و دیگر اینکه شریعتمداری همانند جعفر شجونی و دیگر افراد داخل جبهه پایداری حمایت های آقایان هاشمی و خاتمی در پیروزی ایشان را انکار کرده و مدعی اند که مردم بخاطر حمایت های این بزرگان از دکتر روحانی حدود 10 میلیون ریزش آرا داشته است و مردم ایران بخاطر روحانی و طلبه بودن دکتر روحانی به وی رای داده اند و... . عجب...!!!

روحانی در تمامی سفرهای تبلیغات انتخاباتی استانی پیوسته بر ادامه راه دولت های هاشمی و خاتمی در دولت خود تاکید می کردند، بعد از انتخاب به عالی ترین مقام اجرایی کشور، شیخ تدبیر در دیدارهای رسمی با سران و نشست مطبوعاتی خود بارها به قدردانی از حمایت های بزرگان پرداخته تا اولتیماتومی برای فتنه انگیزان و اختلاف افکنان باشد که شیخ پای عهدی که با مردم بسته است وفادار می ماند. هفته نامه 9 دی نشریه افراط گرایان در تاریخ اول تیر، تکه های خاصی از نشست خبری شیخ دیپلمات را با سبک ژورنالیستی کیهان،  سعی در بی توجه نشان دادن این شیخ نسبت به محمد خاتمی کند و با اشاره به سوال خبرنگاری که راجع به جایگاه اصلاح طلبان در کابینه سوال کرد، با هیجان رسانه ای می نویسد: روحانی با پاسخ به این خبرنگار آب پاکی را روی دست های اصلاح طلبان ریخت چرا که ایشان خود را رئیس جمهور همه مردم ایران معرفی کرد نه اصلاح طلبان!

انعکاس این نشست به این سبک حاکی از خودرایی در اداره و امور کشورداری اصولگرایان دارد که نسبت به مطالبات غیر اصولگرایان بی تفاوت است تنها محتوای اندیشه تندرو ها در این جمله تمام شده است: ((کسانی که با ما نیستند دشمن ما هستند.)) خود را  مثل روحانی رئیس جمهور کل مردم دانستن نشان از دموکراتیک بودن دولت شیخ تدبیر و امید دارد که حتی مطالبات اقلیت هم برایش اهمیت دارد. اکثریت حق دیکتاتوری بر اقلیت را ندارند و اقلیت هم حق دیکتاتوری بر اکثریت را ندارند و به چند صدایی بودن اعتقاد دارد نه اینکه مثل اصولگرایان بخواهد در کشور اتوبان یک طرفه درست کند.

شریعتمداری از یک هفته پیش مثل همیشه تغییر موضع می دهد و ناگهان یادش می افتد روحانی اصولگرا و عضو جامعه روحانیت مبارز است! پس پیروزی وی هیچ ربطی به اصلاح طلبان ندارد چون اصولگراست... در حالی که روحانی ۱۰ سال است که از جامعه روحانیت جدا شده است. آقای شریعتمداری!٬ کدامیک از شعارهای انتخاباتی دکتر روحانی با گروه خونی جبهه پایداری که همیشه هم از جانب اصولگرایان و هم از جانب اصلاح طلبان به تندروی و افراط و احساس متهم هستند، مطابقت دارد؟! به نقد کشاندن فضای امنیتی حاکم در کشور یا اعتراض به خودسری های لباس شخصی ها!، نوید آزادی بیان و مطبوعات، بازگشایی انجمن صنفی روزنامه نگاران، جامعه مدنی، تعامل سازنده با جهان، حقوق شهروندی و احترام به حریم خصوصی که در دور سوم مناظرات تلوزیونی به شدت محور سخنانشان بود. رابطه منطقی و ریاضی بین همین شعارهای انتخاباتی که دغدغه اصلی دکتر روحانی بود با اصولگرایان تندرو چیست؟!  آیا شما هم غصه تعامل سازنده با جهان، جامعه مدنی و احترام به حریم خصوصی دارید؟!

آیت الله مصباح یزدی، رهبر معنوی جبهه پایداری نیز همانند افراد حزبش پیروزی را پیروزی اسلام و مشتی بر دهان آمریکا می داند اما برخلاف بقیه علمای حوزه علمیه قم حتی پس از نزدیک به سه هفته هیچ پیامی به دکتر روحانی نفرستاده است. در مصاحبه انجام شده هفته نامه 9 دی شماره 104، وابسته به جبهه پایداری به مدیریت حمید رسایی سوالی از آیت الله، مبنی بر این که کسی رای آورد که او را اصلح نمی دانیم، وظیفه ما چیست؟ گفت: از نظر فقهی علاج مرض برای دفع ضرر٬ باید اقدامات درمانی در جهت بهبودی کامل آن انجام دهیم و احتمال عدم تاثیر اقدامات درمانی مجوزی برای ترک مداوا نیست. آیت الله در ادامه اضافه می کند: اگر به وظیفه خود عمل نکردیم و روز قیامت از ما به خاطر عمل نکردن به وظایف سوال شد، جواب نخواهیم داشت. آیت الله با تاکید بر اینکه راحت طلبان نسبت افراطی گری به ما می دهند اما این نسبت ها از ما رفع تکلیف نمی کند اظهار می کند: هر موردی که با اراده و اختیار ما سروکار داشته باشد، جای تکلیف هم هست، مثل شرکت در جنگ ولو که برخی جنگ ها به شکست انجامید. ایشان در ادامه اضافه می کند: به میدان رفتن و شمشیر زدن تا پای جان در اختیار ماست، اما اینکه بعد چه خواهد شد تابع اراده ما نیست. وی تاکید دارد که در فصل انتخابات آتی باید با همان انگیزه و جدیت شرکت و کار کنیم.

بهتر است آقایان شریعتمداری و همه جبهه پایداری شکست نامزد انتخاباتی خود را در جایی جز تفکرات خودشان جستجو نکنند، همین که نیم نگاهی به نوع گفته ها و رفتارهای خود بدور از هرگونه تعلقات بیاندازند نیمی از مشکلات حل شده است و به پاسخ دست یافته اند. یاران باوفا، دیرینه و دیروز، امروز و فردای مقام معظم رهبری در مواجهه با واقعیات امروز کشور و جهان در راستای اندیشه های اسلامی دستخوش تغییرات فکری بنیادین شده اند و از دگم، تعصب و جمود فکری به انعطاف، تلطیف و تسامح و تساهل رسیده اند. رهبر فرزانه انقلاب همواره در سخنرانی های حساس خود رهنمودهای راهگشا برای نخبگان سیاسی و اجتماعی را نشان می دادند و می دهند ولی کاتولیک تر از پاپ ها همچنان خودبینانه با گام های خود پا در ناکجا آباد می گذارند. بقول حضرت امیر (ع) که فرمودند کسی که دیروز او با امروزش یکی باشد قافیه زندگی را باخته است، اندکی واقع بینی می خواهد تا اصولگرایان افراطی را از گرداب روزمرگی بیرون آورد.

واقعیات را در روز روشن وارونه جلوه دادن،آرای دکتر حسن روحانی را در روزنامه کیهان به نفع اصولگرایان مصادره کردن، نسبت دادن افراد شاخص نظام به سازمان های جاسوسی آمریکا، انگلیس و اسرائیل، خود مصداق عینی از بداخلاقی سیاسی و رسانه ای است که در تضاد کامل با اخلاق اسلامی و شیعی قرار دارد و هیچ سنخیتی با اسلام نابی که مدعی آن هستند ندارد از سویی خود را دایه مهربان تر از مادر برای انقلاب جلوه می دهند در حالی که نادانسته بزرگترین لطمات وارده به نظام از جانب این طیف است و از سوی دیگر با تمام توان به دلسوزان و خدمتگزاران نظام و انقلاب هرچه بی رحم تر می تازند. سوال از تمامی اعضای این جبهه این است آیا همه شما را در یک کفه ترازو و در کفه دیگر آیت الله هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی را جداگانه قرار دهند باز مثقالی مقابل این بزرگان و خدمتگذاران واقعی کشور و انقلاب به چشم نمی آیید و نخواهید آمد پس درافتادن و بلوا کردن این جبهه هدفی جز برای رسیدن به کسب قدرت و کشاندن کشور به سمت جنگ و تنش با جهان نیست. فردا به خاطر سرمقاله های تخیلی و بدور از واقعیت آمیخته به تهمت، افترا و فریب اذهان عمومی٬ شما  بازخواست خواهید شد، آن موقع در دادگاه عدل الهی نوبت  محاکمه کیهانیان سوار بر اریکه قدرت است.

بلاخره درد شکست بسیاری را به فرافکنی کشانده است. به احتمال زیاد این درد مدت دار باشد و تحلیل های رنگارنگ و ضدونقیض اصولگرایان تندرو همانند طنزهای 90 قسمتی ادامه دار. چه بسا اگر گفتمان متعادل و میانه روی را از طیف های دیگر اصولگرایی مثل آقایان دکتر قالیباف و ولایتی اقتباس می کردند با اینکه باز بازنده انتخابات بودند ولی حداقل افکار عمومی تاحدودی نسبت به آنان مثبت می شد، و ذهنیت باباقور قور از خاطرشان رفته رفته رنگ می باخت و اندکی برایشان چهره رضایت نشان می دادند.

این طیف از اصولگرایان نیز خوب می دانند که تفکر اصلاح طلبی در عین شجاعت و درایت با کسی سرستیز ندارد و از در صلح وارد می شود، حتی در مواجهه با دشمنان شماره یک، همانند همین دشمنان خودی که شمشیر خود را از رو بسته اند. چرا که گفتمان و مانیفست اصلاحات گفتگو، منطق، واقع بینی و اعتدال را مناسب می داند و در مقابل تشنج آفرینی و موج سواری تندورها کاملا آگاه است تا در دام گسترده شده آنان نیافتد و پرچم زنده باد مخالف من را همیشه بالای سر خود نگه داشته است و خواهد داشت.

اکنون بهتر است شکست را به خود بقبولانند، فیلم نامه نویسی ها را تمام، کدورت های کهنه را از دل بیرون کنند شاید التیامی بر درد بوجود آمده از ((نه)) بزرگ ملت به اصولگرایی و شکست تندروهای اسلامی باشد.

 چشم ها را باید شست جور دیگری باید دید، اکنون دست در دست هم دهیم به مهر کشور خود را کنیم آباد...


یکشنبه 26 خرداد 1392

پیام پیروزی

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :عمومی ،

انا فتحنا لک فتحا مبینا

 24 خرداد 1392 روز حماسه سیاسی

غرورآفرینی بود که خاطره شیرین

دوم خرداد 76 در اذهان مردم

با پیروزی آقای دکتر حسن روحانی به

سمت ریاست جمهوری جانی دوباره گرفت

و بذر امید را در دل ملت و جامعه جوان ایران کاشت.


"این پیروزی بزرگ را به ملت فهیم ایران تبریک می گویم"

http://www.mirmalas.com/wp-content/uploads/2013/02/IMAGE634765891845845146.jpg.png


پیام تبریک رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای

 به دکتر حسن روحانی



در پی حماسه با شکوه و تاریخی ملت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و چهارمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تشکر و قدردانی خطاب به مردم ایران صادر کردند.
به گزارش خبرگزاری مهر، حضرت آیت الله خامنه ای در این پیام با اشاره به حضور متراکم و خیره کننده ایرانیان مومن و غیور در صحنه حماسی انتخابات، این حضور عظیم را نشان دهنده رشد فزاینده سیاسی و پای فشردن بر مردمسالاری دینی صادقانه و باطل السحر بافته ها و گزافه های دشمنان حسود خواندند و تأکید کردند: پیروزِ حقیقی انتخابات، ملت بزرگ ایران است که به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذناپذیر و چهره ی پر نشاط و مصمّم و دل سرشار از امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.
 
متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت عزیز ایران!
صحنه حماسی و پرشور انتخابات در روز جمعه ی 24 خرداد، آزمون خیره کننده ی دیگری بود که چهره ی مصمم و پر امید ایران اسلامی را در معرض نگاه دوستان و دشمنان نهاد. رشد فزاینده ی سیاسی و پای فشردن بر مردم سالاری دینی صادقانه، حقیقت تابناکی است که با حضور متراکم شما در پای صندوق های رأی، یک بار دیگر در عمل به اثبات رسید و باطل السحر بافته ها و گزافه های دشمنان و حسودان و طمع ورزان شد.
 
حماسه حضور شما پیوند مستحکم ایران و ایرانی را با نظام اسلامی به رخ همه ی بدخواهانی کشید که با صد ترفند سیاسی و اقتصادی و امنیتی در پی گسستن یا سست کردن این اعتماد و پیوند مقدس اند.
 
ایرانیِ مومن و غیور در انتخابات دیروز، ظرفیت عظیم خود را در مواجهه ی متین و خردمندانه با جنگ روانی بازیگران سلطه و استکبار، با زیبایی و چیره دستی هر چه تمام تر به تصویر کشید و کشور خود و منافع ملی خود و آینده پر تلاش و امیدوارانه خود را بیمه کرد.
 
پیروز حقیقی انتخابات دیروز ملت بزرگ ایران است که به حول و قوه الهی توانست گامی استوار بردارد و گوهر نفوذ ناپذیر و چهره ی پر نشاط و مصمم و دل سرشار از  امید و ایمان خود را به نمایش بگذارد.

اینجانب با خشوع و خاکساری در برابر لطف و رحمت خداوند حکیم و علیم، جبهه ی سپاس بر زمین می سایم و خود و شما را به ذکر و شکر و قدرشناسی این نعمت بزرگ فرا میخوانم و با سلام و عرض اخلاص به حضرت ولی اله الاعظم روحی فداه و تبریک به ملت عزیز و به رئیس جمهور منتخب جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ حسن روحانی نکاتی را به ایشان و همه آحاد ملت عرض میکنم:
 
1-اکنون که حماسه ی سیاسی و نقطه اوج آن در جمعه ی بیست و چهارم خرداد با پیروزی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به سرانجام رسیده است، هیجان و التهاب روزها و هفته های رقابت، باید جای خود را به همکاری و رفاقت داده و طرفداران نامزدهای رقیب در آزمون بردباری و متانت و دانایی نیز جایگاه شایسته ی خود را به  دست آورند. هیچ احساسی، چه شادمانی و چه ناشادمانی، نباید کسی را به رفتار و گفتاری دور از شأنِ خردمندی و فرزانگی وادار کند. نگذارید بدخواهان، احساسات مردم را ابزار خواسته‌های پلید خویش کنند. وحدت ملی و رفق و مدارا پشتوانه‌ ی امنیت کشور و خنثی کننده‌ ی ترفندهای دشمنان است.
 
2- رئیس جمهور منتخب، رئیس‌جمهور همه‌ ی ملت است. همه باید برای دست یافتن به آرمانهای بزرگی که رئیس‌جمهور و همکاران وی در دولت، متعهد و مسئول تحقق آنند، به آنان کمک و با آنان همکاری صمیمانه کنند.
 
3- اکنون پس از هفته‌ها گفتن و شنودن، نوبت کار و اقدام است. رئیس‌جمهور منتخب، تا روز پذیرش رسمی مسئولیت، دارای فرصت ارزشمندی است که شایسته است بیشترین بهره از آن برده شود و کارهائی که شروع مسئولیت خطیر ریاست جمهوری، بدان نیازمند است، بی درنگ آغاز گردد.
 
4- تحقق حماسه‌ ی انتخابات، بدون شرکت و رقابت و تلاش دیگر نامزدهای ریاست جمهوری امکان‌پذیر نبود. لازم میدانم از همه شخصیت های محترمی که پای در این میدان نهاده و با تلاش خستگی ناپذیر خود، صحنه ی مسابقه ئی شور انگیز را آفریدند، صمیمانه تشکر کنم و آنان را باز هم به نقش آفرینی در عرصه های گوناگون انقلاب و نظام اسلامی فرا بخوانم.
 
5- و نیز لازم میدانم از همه ی آحاد ملت که این بار نیز حادثه ای ماندگار خلق کردند، بویژه از حضرات مراجع معظّم و علمای اعلام و نخبگان دانشگاهی و سیاسی و فرهنگی که در ترغیب به مشارکت، نقش های ارزنده ایفا کردند، و نیز از دست اندرکاران برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا بویژه وزارت کشور و شورای محترم نگهبان که زحمات طاقت فرسای این هفته های پرکار را صبورانه تحمل کردند و با امانت کامل، این بار سنگین را به سرمنزل رساندند، و نیز از مأموران پر تلاشی که امنیت این پدیده ی حساس را در کشوری با این وسعت، تا اقصی نقاط آن، تضمین کردند و همچنین از همه ی دستگاههای همکار آنان، صمیمانه تشکر کنم و اجر وافر الهی را برای آنان مسألت نمایم.
 
6-لازم میدانم به شکل ویژه از رسانه ی ملی و دست اندرکاران محترم آن که شور انتخابات را رهین تلاش هنرمندانه و مبتکرانه ی خود ساختند و راوی صادق و صریح گرایش ها و اندیشه ها و هدفهای نامزدان ریاست جمهوری شدند و چگونگی دست بدست شدن قدرت در نظام جمهوری اسلامی را، به شکل آشکار در برابر چشم جهانیان گذاشتند، تشکری بسزا و بلیغ کرده، اجر و توفیق آنان را از خداوند مسألت نمایم. 
 
در پایان بار دیگر با خشوع و ابتهال، نعمت های بزرگ الهی را سپاس گفته و با تکریم یاد امام بزرگوار و شهیدان و ایثارگران عالی مقام، آینده ای هر چه بهتر را برای این کشور و این ملت آرزو و مسألت میکنم.
 
 
و السّلام علیکم و رحمه الله
سیّدعلی خامنه ای
25 خرداد ماه 1392


بیانیه امروز سید محمد خاتمی: (۱۳۹۲/۳/۲۱)

به دكتر روحانی رای خواهم داد


سید محمد خاتمی با صدور پیامی ضمن ستودن احساس مسؤولیت محمد رضا عارف و ارج نهادن بر تصمیم شجاعانه وی مبنی بر ترجیح مصالح کلی بر منافع شخصی و تلاش برای جلوگیری از تشتت آراء و پراکندگی نیروها، رسما از حسن روحانی اعلام حمایت کرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) متن پیام خاتمی در حمایت از حسن روحانی و تشکر از محمد رضا عارف به این شرح است:

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، دست نیاز به درگاه آفریننده بی نیاز بلند می کنیم و از او می خواهیم که ملت شریف ایران را در این موقعیت خطیر و حساس به انتخابی رهنمون شود که خیر جامعه و کشور در آن است.

جناب آقای دکتر محمدرضا عارف، دانشمندی با باور استوار و بینش روشن که خلوص و شایستگی و توانمندی خود را در همه دوران خدمت و حضور پربرکتش در عرصه های علمی، سیاسی و مدیریتی نشان داده است، بی هیچ چشم داشت، به عنوان و مقام، در اثر احساس مسؤولیت در برابر خداوند و مردمی که خود را وامدار آنان می داند در ساحت انتخابات حضور مبارک یافت و صمیمانه از

پایگاه بلند اصلاح طلبی به ترسیم موقعیت حساس کشور و بیان دردها و نیازهای مردم پرداخت و راه حل های عالمانه و مسؤولانه برای گشودن گره ها و خدمت به انقلاب و میهن ارائه داده تا بیش از پیش شایستگی خود را نشان دهد و اصلاح طلبی را در دوران فشارها و تنگناها به خوبی نمایندگی کند. و بالمال نیز با ترجیح مصالح کلی بر منافع شخصی و تلاش برای جلوگیری از تشتت آراء و تفرقه و پراکندگی نیروها ظرفیت ممتاز خود را نشان داد.

اینک در حالی که دیگر فرزند توانمند ملت جناب آقای دکتر حسن روحانی که اهل خیر و خدمت و اندیشه و تدبیر در صحنه است و مواضع استوار خود را که در مسیر خیر و نیاز و مطالبه مردم شریف است به خوبی اعلام کرده است، علاقمندان به کشور و سرنوشت آن و خواستاران تحول مثبت در عرصه حیات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و بین المللی می توانند به انتخابی دست بزنند که به یاری خداوند جامعه را به سوی آینده بهتر رهنمون شود.

اینجانب با سپاس فراوان از برادر عزیزم جناب آقای دکتر عارف که بحمدالله موقعیت معنوی بالایی را نصیب خود کرده است و پیروز عرصه اخلاق و ادب و خیرخواهی و اصلاح طلبی است؛ به حکم وظیفه سنگینی که نسبت به کشور و سرنوشت ملت شریف دارم رأی خود را به برادر گرامی جناب آقای دکتر روحانی خواهم داد و از همگان به ویژه اصلاح طلبان و تحول خواهان و خواستاران عزت و سربلندی میهن و وفاداران به آرمانهای بلند و مطالبات روشن ملت می خواهم که با هوشیاری وظیفه مهم خود را در این انتخابات به جا آورند و حضور جناب آقای دکتر روحانی را فرصتی مناسب برای رسیدن به خواست ها و مطالبات خود بدانند؛ باشد که لطف حضرت پروردگار مددکارمان باشد و شاهد نیک بختی ایران و ایرانی باشیم.


پنجشنبه 2 خرداد 1392

هاشمی خطاب به ملت: مایوس نشوید

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :سیاسی ،

هاشمی: از مردم می خواهم مایوس نشوند



سایت بازتاب: اکبر هاشمی رفسنجانی امروز ساعتی قبل (۱۰:۳۰ دوم خرداد)  در دیدار اعضای ستادهای انتخاباتی اش با اشاره به وضعیت ایجاد شده و رد صلاحیتش توسط شورای نگهبان گفت: ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﯾﻮﺱ ﻧﺸﻮﻧﺪ . ﺍﻣﯿﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻧﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﯾﺎﺱ ﻭ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻏﻠﺒﻪ ﮐﻨﺪ. ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ.

به گزارش پارسینه؛ ﻫﺎﺷﻤﯽ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺎﻧﺶ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﺷﺪﯾﺪ ﺍﺯ ﻭﺿﻊ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﮐﺸﻮﺭ ﻭ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ ﮐﻪ ﻋﺰﺕ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺪﺷﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﮔﻔﺖ : «ﺍﮔﺮﮐﺴﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺑﺰﻧﺪ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺗﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﮐﻨﺪ .»

ﻭﯼ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮔﻔﺖ : «ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺳﺨﺖ، ﺍﮔﺮ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﻭ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ 6 ﻣﺎﻩ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﻫﺎ، ﺻﺪﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺭﺳﻮﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .»

ضمنا پایگاه خبری جهش، بخش بیشتری از این سخنان را منتشر کرد:
 


ادامه مطلب

شنبه 28 اردیبهشت 1392

نباید با صندوق های رای قهر کرد

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :سیاسی ،

سید محمد خاتمی:

نباید با صندوق های رای قهر کرد


خاتمی: هاشمی می آید/ نباید با صندوق های رای قهر کرد

رئیس دولت اصلاحات، اظهار داشت: من شخصا با افرادی که به دنبال براندازی نظام بوده اند مخالف بوده ام و به تمامی قوانین کشور و قانون اساسی پایبندم. رئیس جمهور بعدی بار سنگینی بر دوش دارد. مردم اگر سید محمد خاتمی رئیس جمهورشان باشد توقع دارند یک شبه وضعشان تغییر کند ولی چه خاتمی باشد یا هاشمی و افراد دیگر چندین سال طول می کشد تا مشکلات اقتصادی و روابط بین الملل به نقطه اول برگردد.

وی در مورد هاشمی رفسنجانی گفت: آقای هاشمی از ارکان انقلاب است. از علاقه امام به ایشان می توان فرماندهی جنگ را همزمان با ریاست مجلس عنوان کرد. آقای هاشمی کشور ویران شده بعد از جنگ را مدیریت کرد و اگر رئیس جمهور شود تامین حقوق اساسی مردم، بهبود وضعیت اقتصادی و بازشدن فضا در کشور از او می خواهیم و با تجربه مدیریتی که از ایشان اطلاع داریم قطعا موفق خواهند بود.


دوشنبه 23 اردیبهشت 1392

رسانه های خصوصی٬ اکسیژن دموکراسی است

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :ارتباطات ،اجتماعی ،سیاسی ،عمومی ،


مطلب زیر را در ستایش رسانه های کثرت گرا و تصویری نوشته بودم٬ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ شماره ۱۷۶ هفته نامه سراسری ستاره صبح  چاپ و منتشر شد٬ البته ((سردبیر)) نشریه٬ با کلی تصرف و اشتباهات ویرایش محتوایی و نهایتا با اشتباهات تایپی فراوان ارزش مطلب را به نحو چشمگیری پایین آورده بود. چنین خطاهای فاحشی ارزش محتوایی نشریه را نزد مخاطب پایین می آورد و موجب بدبینی خوانندگان نسبت به نویسندگان و عوامل درون سازمانی نشریه می شود...

رسانه های خصوصی، اکسیژن دموکراسی است

علی ولی پور روزنامه نگار: رسانه های جمعی یکی از شاخص های توسعه هر کشور است. یعنی تعدد و کم و کیف وسایل ارتباط جمعی میزان آگاهی، شعور و پیشرفت هر جامعه را مشخص می کند. تقابل آرا در رسانه ها نه تنها صحت و سقم هر خبر، رویداد و موضوعی را همانند کف روی آب بالا می آورد بلکه تعصب خشک و بی دلیل و تک بعدی بودن را از افراد جامعه دور و آنها را منعطف و ملایم می کند.

بشر از زمانی که پا در دوره ی بلوغ فکری خود گذاشته است نیاز مستمر به اخبار، رویدادها و تفسیرها نیز به اندازه تغذیه جسمی از واجبات حیات او شد. بر این اساس در سلسله مراحل ارتباطی، غریزه به دانستن، عطش او را نسبت به وسایل ارتباط جمعی روزافزون و وابسته تر کرده است. وسایل ارتباط جمعی با مالکیت خصوصی که از زمان جنگ جهانی دوم به بعد، چه از نظر تئوریک و چه از نظر تکنولوژیک، با شدت و حدت بیشتری سیر تکاملی خود را طی می کند که مانعی سر راه امپریالیسم رسانه ای پدید آورده است و آن مانع چیزی جز سیاست جهت دهی به افکار عمومی نیست و نفوذ صاحبان قدرت را در افکار عمومی کمرنگ تر کرده است. از این طرف اکثر مخاطبان قرن بیست و یکم با حساسیت بیشتری و بدون انفعال در عصر انفجار اطلاعاتی پیگیر حوادث می شوند و خواه ناخواه چه در فضای سایبرنتیک و چه در فضای رسانه های تصویری، رادیویی و مکتوب در معرض انواع طیف های فکری، خبری و اطلاع رسانی قرار می گیرند و از آنجایی که انتقاد در کالبد رسانه های جمعی تعبیه و نهادینه شده است بدین سان در جذب مخاطب با یکدیگر زورآزمایی و رقابت می کنند، امری که موجب غنی تر شدن محتوا و بالاتر رفتن کیفیت رسانه و تخصصی تر شدن آن شده است و با رصد جزء به جزء امور داخلی و خارجی جا را برای حضور خودشان در میان ذهن و جان مردم بازتر می کنند.

اینک این رسانه های جمعی در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه خاری در چشم برخی سیاستمداران محافظه کار شده است و از هر راه ممکن با ارائه صغرا کبراهای توهمی سعی در محدود کردن فعالیت های آن ها می کنند. زیرا حضور دائمی و فعال آن ها تمام کاستی ها، کم کاری ها، دغل ها و نقض های عمدی و غیر عمدی را همچون آینه بی خط و خال برای جامعه انعکاس می دهد.

چون گردش آزاد اطلاعات و کثرت گرایی رسانه ها دیوارهای شیشه ای می سازد و برای قدرت پرستان دیواری ضخیم و قطور مقابل شان بوجود می آورد برایشان به مثابه دوره نقاهت و درد بعد از زایمان خواهد بود. بنابراین احزاب در چنین جوی در جهت برتری سیاسی خود با صداقت، شعارها و کارهای مردم پسند از یکدیگر سبقت می گیرند. رانت ها، فسادهای سیاسی، اقتصادی، اداری و اختلاس های کلان بسیار کم می شود و احزاب با هراس از رسانه ها ناظر بر اعمال خود می شوند تا دست از پا خطا نکنند در غیر این صورت رسوایی به وجود آمده سوژه مناسب رسانه ها می شود.

بازتاب فضاحت های احزاب سیاسی در طول تاریخ توسط رسانه هایی که مالکیت شخصی داشته اند منجر به اصلاح و گاها به مرگ سیاسی آن ها شده است. چنان که برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا و بسیاری از اعضای کابینه آن دچار شدند. رسوایی های سارکوزی و همسرش حزب او را نزد مردم بی اعتبار کرد و راه را برای حزب رقیب هموار، که اکنون با کمک از این فرصت سکاندار دولت فرانسه شدند. گوردون براون نخست وزیر حزب کارگربریتانیا نیز یکی دیگر از این نمونه هاست. اگر رسانه های شخصی در فضای حاکم سیاسی چنین کارکردی نداشتند شاید اوضاع سیاسی و... ایتالیا، فرانسه و بریتانیا طور دیگری رقم می خورد.

اگر رسانه های کشوری تک قطبی، دولتی یا حکومتی باشد و یک خط فکری رسمی بر رسانه ها حاکم شود منفعت اندیشی ها، سانسورها به بهانه مصلحت های کذایی و نظارت قبلی بر مطبوعات قبل از انتشار، سدی سر راه گردش آزادی اطلاعات ایجاد می کند که به حق اکسیژن دموکراسی است. با چنین اعمال و افعال محافظه کارانه نه تنها افکار عمومی واکسینه نمی شود بلکه ذهن مخاطب با کنجکاوی ایجاد شده٬ او را وسوسه به دریافت پاسخ بسیاری از پرسش های بوجود آمده می کند، و به هر طریق ممکن از فیلترها می گذرد و به رسانه مورد نظر می رسد.

جان کلام اینکه: آنچه اکنون بر دوش قانون مطبوعات کشور سنگینی می کند محتوای برگرفته از تلفیق تئوری های رسانه های شوروی و رسانه های توسعه بخش که به ترتیب برخاسته از کشور دیکتاتوری شوروی کمونیستی و فیلیپین است و 20 سال پیش ناکارآمدی خود را برای اهل رسانه ثابت کرد. و مورد دوم نبود قانونی برای رسانه های تصویری است تا تنویر افکارعمومی را عهده دار شوند. هنجارهای نظریه رسانه های شوروی به این قرار است: مطیع قدرت شکل گرفته باشد، سانسور و تنبیه و انواع فشارهای غیرمستقیم اعمال شود، در راستای کنترل مستقیم بر تولید پیام قانونگذاری شود،  به ارزش های سیاسی و اخلاقی حاکم حمله نکند، نظم موجود را به هم نزند، پیان آفرینان در عملکردشان استقلال نداشته باشند و اعمال تعلیق در انتشار از سوی دولت را مجاز می داند. تئوری رسانه های توسعه بخش نیز باید و نبایدهایی به این شرح دارد: فقط اخبارهای توسعه را بازتاب دهد، انتقاد غیرقابل قبول است، رسانه برای حفظ هویت فرهنگی استفاده شود، دولت می تواند به نفع اهداف توسعه از طریق سوبسید، کنترل غیرمستقیم و مستقیم در رسانه ها دخالت و فعالیت شان را محدود کند.

با اینکه وضعیت رسانه های مکتوب ما نسبت به برخی از کشورهای در حال توسعه بهتر است ولی انتظاری بسیار بیشتر از این از مسئولانمان در راستای بهبودی هرچه بیشتر وضعیت موجود رسانه ها داریم. آزموده را دوباره آزمودن خطاست ولی تصمیم گیران ذیربط! آیا با سپری شدن چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی وقت آن نرسیده است که قانون مطبوعات بطور اساسی بازنگری یا بازنویسی شود و فعالیت آزادانه رسانه های تصویری را هم مانند روزنامه ها بپذیریم تا فصل نوینی از دموکراسی را تجربه کنیم؟!

قطره های باران اگر به زمین نرسد و آن را خیس و مرطوب نکند چیزی جز زمین های بایر و لم یزرع به بار نمی آورد. وسایل ارتباط جمعی با مالکیت خصوصی و کثرت گرا نیز حکم قطره های باران را دارد، اگر وجود نداشته باشند موجب رشد و تکثیر قارچ گونه انواع خودسری های ارگان ها، فسادهای سیاسی، اقتصادی، اداری و... می شوند.


چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392

فقر٬ پرتگاه اخلاق و زوال جامعه

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :ادبیات و رمان ،جامعه شناسی ،

مطلب زیر راجع به رمانی می باشد  که برای همگان شناخته شده و کاملا جذاب و خواندنی است چرا که نویسنده آن عقاید فلسفی خودش را در فرم یک داستان بلند قالب بندی کرده و صد البته موضوعات و مفاهیم آن در همه پلان ها٬ دردآشنای هر جامعه فقیر٬ و در حال توسعه٬ دیکتاتوری و فاشیستی است. آن را در قالب مقاله مطبوعاتی نوشته و تنظیم کرده بودم و در شماره ۱۷۲هفته نامه سراسری ستاره صبح مورخ ۲۴ فروردین ۱۳۹۲ به چا‍‍‍پ رسید.

ستاره صبح هفته نامه ای سراسری است که استادان برجسته ای چون صادق زیبا کلام‌٬ عباس عبدی٬ علی صالح آبادی٬ محمود سریع القلم٬ محمد طبیبیان٬ مجید مهران٬ علی مطهری و... در آن قلم فرسایی می کنند.


نگاهی به رمان بینوایان؛

فقر، پرتگاه اخلاق و زوال جامعه

علی ولی پورـ روزنامه نگار: بینوایان رمانی است که جای جای آن فقر و بینوایی در جامعه آن روز فرانسه را نشان می دهد ولی این پدیده محدود به مرز های فرانسه نمی شود بلکه یک پدیده فراگیر است که همه مردم و حتی دولت ها به نحوی می خواهند از آن فرار کنند. در این داستان می خوانیم که فقر چگونه مادری را مجبور می کند تا از زیبایی های ظاهری خود بگذرد و آنها را به فروش بگذارد تا دخترش گرسنه و بی لباس نماند، از سوی دیگر فقر پدر و مادری که برای شانه خالی کردن از هزینه ها دو پسر کوچک شان را به حراج می گذارند، و یا فقر مردی که به خاطر دزدی یک قرص نان نوزده سال  محکوم به حبس می شود و یا فقر خانواده ای که برای یک وعده غذا دست به قتل، جنایت و تجاوز می زنند. با اینکه گفتنی ها راجع به پدیده فقر بسیار زیاد است ولی نیم نگاهی به آن از زاویه این رمان خالی از نکته نیست.  


ادامه مطلب

جمعه 2 فروردین 1392

بازگشت یکی دیگر از خوانندگان لس آنجلسی به ایران

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :عمومی ،

بازگشت یکی دیگر از خواننده گان لس آنجلسی

 به ایران

                                                                                              عکس ها: علی ولی پور



img_0887.jpg   img_0886.jpg

علی ولی پور_theorem.mihanblog.com: سامان یکی از خوانندگان لس آنجلسی پس از سال ها دوری از وطن، مجوز فعالیت خود را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفت.

این خواننده لس آنجلسی از سال 86 چند بار برای گرفتن مجوز خوانندگی به کشور سفر کرده است و از دو هفته قبل نیز که در ایران حضور دارد پس از گرفتن مجوز، تدارکات اولین کنسرت خود را کلید زد و 30 اسفند 1391 ساعت 23 در جزیره قشم کشورمان به اجرا درآورد.

ترانه های این خواننده که از قبل توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشخص شده بودند وقتی حضار یکصدا برخی از ترانه ها را از او خواستند تا بخواند با عرض معذرت از تمامی افراد حاضر، خط مشی تعیین شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای این کنسرت یادآور شد.

سالن که مملو از جمعیت شده بود وقتی سامان برای اجرای زنده به روی سن رفت حضار با کف و سوت و جیغ و داد ممتد خودشان سالن را به حالت انفجار در آوردند.

نام اصلی این خواننده امیر کاظمی، متولد 1346 شهر تبریز است که بعد از انقلاب اسلامی همراه خانواده از ایران به ترکیه می روند و بعد از مدتی راهی آلمان می شوند ولی سامان به کانادا می رود و از آنجا توسط فردی به  لس آنجلس می رود و به صف خوانندگان لس آنجلسی می پیوندد.

پیش از سامان، بیژن مرتضوی، حبیب، ایرج قادری از دیگر خوانندگان لس آنجلسی است که به ایران آمده اند.

ناگفته نماند سه ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری مجددا فضا برای مردم بازتر شده است، شاید یک هفته قبل از انتخابات جنیفر لوپز هم برای اجرای کنسرت زنده به ایران بیاید.


سه شنبه 29 اسفند 1391

سال نو مبارک

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :عمومی ،




سال نو مبارک

ابتهاج چه زیبا می گوید:
زندگی زیباست ای زیبا پسند    .....   زنده اندیشان به زیبایی رسند
آنقدر زیباست این بی بازگشت    ....       كز برایش می توان از جان گذشت

همگام با نو شدن طبیعت و شکوفه دادن درختان بهاری، ما هم درون مان را نو کنیم، شکوفه بدهیم، باغ حیات مان را با امید و ایمان آباد کنیم. مولوی در شعر زیر می گوید نگاهمان را نسبت به دنیا و زندگی بازتر کنیم و به دیدمان افق دهیم تا آنطور که شایسته است زندگی کنیم.

زندگی زیباست چشمی باز کن        ...........  گردشـــی در کوچــه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست     ......  عینک بد‌بینی خود را شکسـت
زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست     .....   زندگی باغ تماشـــای خداســت
گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود     .....    می‌تواند زشــت هم زیبا شــود
حال من، در شهر احسـاسم گم است     .....  حال من، عشق تمام مردم است!
زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا     .....    صبـــح‌هـا، لبـخند‌هـا، آوازهـــا

بهار با همه رنگارنگی اش یک پیام دارد؛ یکرنگی.

بهار 1392 بر همگان مبارک باد



دوشنبه 2 بهمن 1391

کنکاش مهاجرت از نگاه روان شناسی اجتماعی

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :اجتماعی ،عمومی ،

کنکاش مهاجرت از منظر روان شناسی اجتماعی؛

هر کجا بروی آسمان همان رنگ نیست!

گفتگوی زیر حاصل مصاحبه علی ولی پور با دکتر پرویز سرندی از اساتید به نام و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تیریز است که برای تکمیل کاور استوری درس روزنامه نگاری تخصصی انجام داده ام. قبل از ورود به مصاحبه لازم است که با وی آشنا شویم.

مردی است با موهای جوگندمی و لباس های اتوکشیده که همیشه از بالای عینکش به دانشجویان نگاه می کند. در صحبت کردن برخلاف ما دانشجویان هیچ عجله ای ندارد، سوال را که می پرسی مکث می کند گاهی کوتاه گاهی طولانی سپس با لحن گیرایش آرام و شمرده شمرده پاسخ سوال را با نگاههای خاص اش که معلوم است کلا هوای زبان بدنت را هم دارد می دهد. وی از گفتن هیچ حرفی ابایی ندارد ولی می داند چه بگوید و چگونه بگوید همچنین با تلطیف انتقاداتش نفوذ حرفهایش را دو چندان می کند.

او سال های قبل از انقلاب را در فرانسه زندگی می کرد و سه دهه پیش دکترای روان شناسی اجتماعی خود را از دانشگاه سوربن پاریس اخذ می کند. مدتی هم در همان دانشگاه به تدریس روان شناسی می پردازد. سپس با کوله باری از تجربه برای انتقال دانش به وطن باز می گردد. و به همین دلیل گزینه مناسب من برای مصاحبه می شود.

همچنین قبل از اینکه وارد مصاحبه شویم تعریفی از مهاجرت را ارائه دهیم تا در فهم راحت تر مصاحبه مشکلی نداشته باشیم، با این مضمون که مهاجرت یک نوع جابجایی است به قصد رسیدن به هدف. و یا منظور از جابجایی، تغییر مکان است برای رسیدن به هدف، که ممکن است بعدا شکل دایمی پیدا کند یا موقتی. یا به تعریفی دیگر که از سایت تبیان اقتباس شده است یعنی: مهاجرت عبارت‌است از جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند. دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد. پدیده مهاجرت مختص به یک علمی غیر از روان شناسی، مثل جغرافیای انسانی و جامعه شناسی است ولی لازم می بینم که دلایل این پدیده از منظر روانی هم واکاوی و پژوهش بشود. مصاحبه به شرح زیر است:


ادامه مطلب

دوشنبه 18 دی 1391

تفاوت ها را احساس کنیم

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :عمومی ،

تفاوت ها را احساس کنیم
 
یک روز صبح در کشور آلمان
یک روز صبح در کشور آلمان مردمی که برای خرید شیر آمده بودند، در کمال تعجب دیدند شیری که تا دیروز 1 یورو فروخته میشد، امروز 1.5 یورو عرضه میشود. هیچ کس سر و صدا و اغتشاشی نکرد اما، هیچ کس هم شیر نخرید.
 
بطری های شیر به کارخانه مرجوع شد و همان شب آنگلا مرکل از تلویزیون رسمی آلمان بصورت زنده از مردمان کشورش بابت  این گرانی عذر خواهی کرد و از فردا شیر دوباره به قیمت 1 یورو توزیع شد...!!!!
 
 
یک روز صبح در کشور ایران
یک روز صبح در کشور ایران مردمی که برای خرید شیر آمده بودند، در کمال تعجب دیدند شیری که تا دیروز 350 تومان  فروخته میشد، امروز 750 تومان عرضه میشود. همه کس سر و صدا و اغتشاشی كردند اما، همه هم شیر خریدند و حتی از نیاز روزانه نیز بیشتر خریدند!!!!!!!!!!!!!
 
پاكت های شیر به کارخانه مرجوع نشد و همه به فروش رسید حتی در بازار نایاب نیز شد و فردای همان روز مجددا قیمت شیر افزایش پیدا كرد و به 1350 تومان رسید و همچنان مردم خریدند و كسی هم عذرخواهی نكرد و شیر نیز توزیع شد.....!!!!!!!!!!!!!!!!!!


چهارشنبه 13 دی 1391

از تهران تا سرزمین ژرمن ها

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :روزنامه نگاری ،عمومی ،

گزارش توصیفی زیر درباره جوانی است که از دانشگاه هامبورگ بورسیه تحصیلی گرفته و راهی آن کشور است که برای درس 3 واحدی روزنامه نگاری تخصصی آماده کرده بودم. البته این گزارش داستانی واقعی نیست و براساس تخیل نوشته شده است.

از تهران تا سرزمین ژرمن ها

علی ولی پور- دانشجوی روزنامه نگاری: داستان از آنجا شروع می شود که پذیرش و بورسیه تحصیلی خود را از دانشگاه هامبورگ می گیرد و شهریور ماه سال 1390 ایران را به مقصد آلمان ترک می کند. از جزئیات سفرش می خواهد بگوید؛ از همان ابتدا، از لحظه ای که هواپیمای ژرمن ایر چرخ های خود را به کندو می کشد و راه به سوی آلمان پیش می گیرد، آغاز می کند. دیرتر از همه داخل هواپیما می شود، افرادی که در داخل هواپیما نشسته اند، قیافه ی متکبرانه آلمانی به خود گرفته اند گویی در آلمان هر کدام برای خودشان دولتی دارند. می رود و جایش را پیدا می کند، انتهای هواپیما کنار پنجره. در همین حین صدای خلبان از بلندگو به گوش رسید که ابتدا با تذکر به بستن کمربند ایمنی و در ادامه از جزئیات سفر پنج ساعته گفت. خلبان از آلمان می گوید و جوان کپسول انرژی می شود، شانه بالا می اندازد و خود را سرجایش جمع و جور می کند، مجله آلمانی اشپیگل را به دست می گیرد، ابرو بالا انداخته و نگاهی به ظاهر عمیق به آن می اندازد ولی از فرط ذوق زدگی که پنهانش کرده، ته دلش قند آب می شود. با همسفر کنار دستی خود سر صحبت را باز می کند، او هم متین و آرام  مشغول گفتگو با جوان می شود. از محتوای کلامش متوجه می شوی خصلت آلمانی ها که نظم، برنامه ریزی، قانون گرایی و تلاش از ویژگی های بارز آن هاست در وی سرایت و او را هم آلمانی کرده است. مردی است میانسال که 60 ساله به نظر می رسد، با موهای دراز جوگندمی، عینکی و کت شلوار پوش یشمی رنگ با کراوات. سیاسی نیست و هیچ علاقه ای به سیاست ندارد، اما گاهی به ناچار سیاسی حرف می زند. می گوید سالیان درازی است که در بندر هامبورگ که یکی از شهرهای ایرانی نشین و جزو شهرهای برتر صنعتی آلمان و اروپاست زندگی می کند، یک شرکت دارو سازی بزرگی را در کنار دریاچه  آلستر در مرکز شهر روبراه کرده است و مدعی است علاوه بر وجود متخصصان زبردست و امکانات، سرمایه گذاری و سرمایه اش در آلمان امنیت زیادی دارد تا نسبت به داخل ایران. صحبت کمی سیاسی شد. سپس شروع به معرفی شهر و هموطنانش در هامبورگ می کند. می گوید هامبورگ ونیز شمال اروپاست، شهری با بافت نو و تمیز با رودخانه های بسیار و دریاچه ای نسبتا بزرگ در وسط شهر و ساختمان هایی با معماری تلفیقی گوتیک و باروک قرون وسطایی و مدرن. وی درادامه معرفی هامبورگ اضافه می کند: در اواخر جنگ جهانی دوم زمانی که آلمان نازی داشت عقب نشینی را به طرز فجیعی تجربه می کرد توسط بمب افکن های نیروهای متفقین به کلی ویران و با خاک یکسان شد، و مردمش بعد از جنگ دست در دست هم دادند و با انرژی بالا آلمانی بهتر و زیباتر از قبل ترتیب دادند که هم اکنون از همه نظر جزو کشورهای نمونه اروپا محسوب می شود. وقتی از ایران می گوید شکوه هایش سر به فلک می کشد و وقتی از اروپا و آلمان می گوید طاووس بی عیب و زیبایی معرفی می کند که همه چیزش طبق اصول، برنامه و قانون است. همسفر 60 ساله با نگاهی نرم به چشم های جوان حرف های خود را چنین ادامه می دهد: ایرانیانی که در هامبورگ زندگی می کنند پرجمعیت ترین جامعه در خاک آلمان هستند ولی چون خط فکری، عقیدتی و سیاسی مختلف دارند و از سوی دیگر آستانه تحملشان کمتر است، زیر یک سقف جمع نمی شوند و آنطور که باید منسجم و یکپارچه نیستند. مرد میانسال سپس با کشیدن آهی از ته دل اضافه کرد: به مدد برخی اعیاد باستانی و مراسم هایی در پارک مرکزی هامبورگ دور هم جمع می شوند و به جشن و پایکوبی می پرازند. چهارشنبه سوری، نوروز، 13بدر و شب یلدا از آن جمله هستند.

از همه جا حرف زدند، تا اینکه خلبان به انگلیسی گفت اکنون در آسمان آلمان هستیم. کسی که تا الان یک وجب از خاک ایران را نه راست رفته بود نه چپ، اکنون خلبان ورود او به آسمان آلمان را خوش آمد می گوید. جوان از خوشحالی در پوستش نمی گنجید، برق شادی در چشمانش را از فرودگاه امام تهران می شد دید و فهمید که چطور از آلمان و اروپا برای خودش یک بهشت زمینی ساخته است. از پنجره هواپیما بدون زدن هیچ پلکی چنان به زمین پر از درخت و دریاچه آلمان چشم دوخته بود که گویی از دور گنبد و مناره های مسجدالنبی را دیده است. لحظه به لحظه به تپش قلبش افزوده می شود، نمی داند مضطرب و نگران است یا خوشحال. ولی هرچه هست خود را تا الان نزدیک تر به هدف خود نمی دید. بعد از حدود یک ساعت، دوباره صدای خلبان از بلندگو به گوش رسید که می گفت: مسافران گرامی کمربندهای ایمنی را بسته و صندلی ها را به حالت قبل برگردانید هواپیما تا پانزده دقیقه دیگر در فرودگاه هامبورگ به زمین خواهد نشست. جوان تجربه اول پرواز بر فراز هامبورگ را اینگونه تعریف می کند: از بالا که شهر هامبورگ را نگاه می کنی تا چشم کار می کند درخت می بینی، دریاچه، رودخانه و چمن، گو اینکه شهر را میان یک جنگل و مرتع بسیار بزرگ سرسبز درست کرده اند. هواپیما از ارتفاع خود خیلی کاسته است اکنون تکه ابرهای هامبورگ را بالای سر خود می بینی و وقتی پایین را نگاه می کنی انعکاس نور آفتاب کمی چشمانت را اذیت می کند معلوم می شود که هوای همیشه بارانی و ابری هامبورگ امروز هم مثل روزهای قبلی دقایقی پیش دلی از عزا در آورده و چهره شهر را خیس کرده و جایش را به آسمانی صاف و تا حدودی نیمه ابری به امانت داده است. جوان کمربند را قبل از اینکه هواپیما فرود کامل داشته باشد باز می کند انگار می خواهد خود را زودتر از هواپیما به فرودگاه برساند. هواپیما ایستاد و اکنون به کعبه آمال و قسمتی از هدف خود رسیده است و به امید ساختن یک آینده درخشان کوله پشتی را کول می کند سریع از همسفرش خداحافظی کرده و زودتر از بقیه مسافران بلند می شود و با عجله به سمت در هواپیما می رود . مثل باران بهاری نم نم از پله ها همراه بقیه مسافران با ژستی آلن دلونی پایین می آید غافل از پشت سرش که ترافیکی به درازای خیابان شانزالیزه درست کرده است. در انتها سوالات زیادی ایجاد می شود ولی آیا این جوان هم مثل بقیه مهاجران بعد از سالها خواهد گفت: آنقدر غربت کشیدم تا وطن از یادم رفت؟!

10/9/91


روزنامه‌نگاری باز؛ وقتی خبر تغییر می‌کند

داستان سه بچه خوک و گرگ بد گنده را به یاد دارید؟ همان بچه خوک‌هایی که بدون توجه به نصیحت‌های برادر زرنگ و کاریشان برای اینکه به فلوت و ویلون زدنشان برسند، از روی تنبلی خانه‌ای از پوشال و علف برای خودشان ساختند؛ در حالی که برادر سومی که زرنگ و کاری بود خانه‌ای از آجر برای خودش ساخت. خانه‌ دو خوک فلوت ‌زن و ویلون زن در مقابل فوت‌‌های گرگ بد گنده خراب و ویران می‌شود و دو خوک بی‌ خانمان شده برای نجات از دندان‌های گرگ به خانه برادر زرنگ و کاری خود پناه می‌برند. گرگ که نمی‌‌توانست با فوت خانه آجری خوک کاری را ویران کند، تصمیم می‌ گیرد از لوله‌ بخاری وارد خانه شود؛ اما بچه‌ خوک ‌ها ظرف بزرگ آب جوشی را زیر لوله بخاری می‌ گذارند و به این ترتیب گرگ داخل ظرف می‌افتند و می‌ سوزد و فرار می‌کند.


ادامه مطلب

دوشنبه 22 آبان 1391

مهاجرت نخبگان و بلاتکلیفی ایران

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :اجتماعی ،جامعه شناسی ،سیاسی ،

سرمقاله زیر کار عملی اینجانب (علی ولی پور) است که برای درس دو واحدی نقد و تفسیر مقاله در مطبوعات نوشته شده است. استاد مربوطه این درس خانم دکتر ندا سلیمانی، از اساتید برجسته ارتباطات و رسانه می باشد. منتظر نظرات دوستان و مخاطبان نکته بین هستم.

مهاجرت نخبگان و بلاتکلیفی ایران (سرمقاله)

علی ولی پور روزنامه نگار اجتماعی_ theorem.mihanblog.com: همه کشورها سه نوع سرمایه دارد که اولی نیروی انسانی است و سرمایه دوم منابع طبیعی از قبیل زمین، آب، معادن و ذخایر زیرزمینی و سرمایه سوم سرمایه ساخته شده توسط انسان است که در علم اقتصاد به محیط انسانی معروف است، مثل بناها، کارخانه ها، جاده ها، تونل ها، کالاهای تولید شده و... . تردیدی نیست که توسعه، ترقی و رشد یک جامعه، در گرو هماهنگی و تطبیق نیروی انسانی ماهر با عوامل طبیعی و مادی است. اگر پرثمرترین و خوش آب و هواترین مزرعه های جلگه ای بی کشاورز و باغبان بماند محصولی از آن عاید نمی شود. بنابراین پدیده مهاجرت و بدتر از آن پناهندگی حاصل ناهماهنگی ها بین نیروی انسانی و عوامل طبیعی است.

مرزها را دیوار نکشیده اند اما ارتباطات مرزهای سیاسی را درنوردیده است. قرن بیست و یکم جغرافیای سیاسی نمیشناسد که قرن جهان بدون مرز هم می گویند. یک روی سکه جهان بدون مرز به ضرر کشورهای جهان سوم است و آن طرف سکه به سود کشورهای صنعتی و توسعه یافته تمام می شود. اگر نخبگان  یک کشور در قلمرو سرزمینی خود همانند امواج ماهواره ای، جغرافیای سیاسی خود را رد کرد، مصداق ضرب المثل آب از جوی رفته به سرچشمه بازنمی گردد می شود. جوان ایرانی در محیط آموزشی خود، هرچند با مشقت آموزش می بیند، رشد می کند و با تصورات آرمانی همچنان باانگیزه به تحصیل ادامه می دهد به امید اینکه چشم امید کشورش به دستان پرتوان و علوم زاییده تفکرات منطقی وی است. جوان نخبه که همان موتور محرک توسعه کشور است با گذر از این مراحل به ناگه آن تصوری که در ذهنش پرورانده بود توهمی بیش نمی بیند، اینجا چگونگی رفع معضل باید دغدغه فکری دلسوزان و اصلاح گران کشور شود. این آینده سازان ایرانی وقتی در آشفته بازار سیاسی-اجتماعی کشور قدم می زند و با واقعیات و فسادهای موجود در بطن دستگاههای دولتی و اداری که شعاع آن دامن بسیاری از نهادها را دربرگرفته است مواجه می شود و بیکاری 16 درصدی که آخرین آمار ارائه شده توسط سازمان آمار کشور است، یاس آهسته آهسته جای امید چندین ساله را از او می گیرد. از دیدگاه روان شناسی اجتماعی اگر فردی در یک چنین فضایی قرار بگیرد، راندمان و توان ذهنی و فکری خود را از دست می دهد، پس وظیفه مسئولان عالی رتبه که در حال حاضر باید در اولویت باشد و نهایت توجه را کنند، اصلاح همین معضل که نمونه بارز نخبه کشی است باید در دستور کار قرار بگیرد در غیر این صورت باید هزینه سنگین آن را پرداخت و متعاقباً باید منتظر پس لرزه های دیگر آن در دیگر حوزه ها باشیم. همین سرمایه های گرانبها که بارها به تجربه ثابت کرده بودند که ایرانی می تواند، چمدان سفر در راه بی برگشت را بسته و راهی غربت می شود.  چندی پیش در مصاحبه مختصری که با یک دانشجوی ممتاز پزشکی داشتم فضای تحقیقاتی در حیطه علمی خود را  مناسب فعالیت نمی دید، پس به امید "صمیعی" شدن، مهاجرت را انتخاب می کند و فرار را بر قرار ترجیح می دهد. مغزهای علمی کشور یکی پس از دیگری برای همیشه از کشور خارج می شوند و مهاجرت غیرقانونی کارگران گرسنه افغانی، پاکستانی و عراقی که اساس اقتصاد کشورشان هم با مواد مخدر است به کشورمان داخل می شوند. بعبارتی جای خالی مغزهای نخبگان علمی کشورمان را ناخواسته با معتادین و بزهکاران افغانی و پاکستانی معاوضه می کنیم.

در بررسی مهاجرت نخبگان به خارج کشور شاهد سه دوره مهاجرت هستیم: دوره اول مهاجرینی بودند که قبل از انقلاب 1357 شمسی ایران را به قصد ادامه تحصیل به اروپا و آمریکا رفته بودند که جمعیتشان در حدود 30% کل مهاجرین ایرانیان خارج که در حدود 225 هزار نفر بودند برآورد می شود. دوره دوم مهاجرت ها دهه اول انقلاب 1357 ایران بود که بیشتر رنگ و بوی سیاسی داشت و دوره سوم که موج مهاجرت ها شدت بیشتری به خود گرفت، شامل نخبگان نسل دوم بود و اکنون نوبت نخبگان نسل سومی های بعد از انقلاب است. در گزارش خرداد ماه سال 91 روزنامه شرق آمده بود که از 225 دانش آموز ایرانی که طی سال های 1372 تا 1386 در 53 المپیاد جهانی شرکت کرده اند، بیش از 140 نفر معادل 62درصد آنها هم اکنون در دانشگاههای مطرح دنیا در آمریکا و کانادا تحصیل می کنند. در حال حاضر  بیش از 500 پروفسور ایرانی در ایالات متحده آمریکا وجود دارد.. طبق آمارهای ارائه شده آمریکا از دیرباز مقصد بسیاری از ایرانی ها بود و در حال حاضر بیشترین ایرانی های مهاجر در آن زندگی می کنند که آمار متفرقه از حضور 2 میلیون ایرانی در این کشور خبر می دهد که به ترتیب اکثرا در ایالت های کالیفرنیا، نیویورک، تگزاس، اوهایو، جورجیا، ایلی نویز و ماساچوست متمرکز شده اند. حدود 80% از ایرانیانی که در آمریکا زندگی می کنند دارای تحصیلات عالیه هستند و این نشانگر این است که ایرانیان مقیم آمریکا ارج بیشتری در محافل مختلف از جمله محافل دانشگاهی نسبت به دیگر مهاجران از سایر ملت ها هستند. دیگر مقصدها اکثراً کشورهای آلمان، فرانسه، انگلستان، سوئد، اتریش و در نهایت کانادا که بعد از آمریکا بیشترین ایرانیان مقیم را دارد ثبت شده است. آخرین آمارهای تایید شده ی سال 2010 حاکی از آن است که بیش از 7 میلیون ایرانی از هر قشر و صنفی در خارج زندگی می کنند که از این تعداد اداره آمار کشورها، ایرانی های مقیم کانادا را حدود 330 هزار نفر اعلام می کند، ایرانیان مقیم آلمان 250 هزار نفر است که این تعداد قابل اطمینان ترین آماری است که در حال حاضر موجود است، در مورد ایرانیان مقیم انگلستان خیلی آمار دقیقی وجود ندارد ولی در سال 2004 سفارت ایران در انگلیس ایرانیان مقیم این کشور را حدودا 80 هزار نفر اعلام کرده بود، در یک آمار نه چندان دقیق تعداد ایرانیان مقیم فرانسه در سال 2000میلادی حدود 20 هزار نفر ذکر شده است که کاملا واضح است نمی تواند آمار دقیق و قابل اعتنایی باشد چون حضور پررنگ ایرانیان در فرانسه به وضوح می گوید ایرانیان فرانسه چیزی بسیار بیشتر از این تعداد است و بقیه در سایر کشورها پراکنده شده اند. این گروه از ایرانیان از نظر مالی و زندگی آسوده تر از ایرانیان داخل کشور هستند.

اما نتیجه سخن اینکه ارتباطمان را نباید با جهان غرب قطع کنیم و با نگاه واقعبینانه به مسائل عرصه بین الملل می توانیم نیمی از مشکلات علمی کشور را حل شده ببینیم. یعنی اگر تعاملات سیاسی و همسویی با جهان غرب نداشته باشیم نمی شود تعاملات علمی خوبی بینمان بعمل آید. بعبارت درست تر مقدمه رسیدن به علوم طبیعی، تجربی و تکنولوژی برترهمسویی با قدرت های بزرگ غربی است. در ثانی ما حق مهاجرت را بعنوان یکی از حقوق بشر برای همه افراد، تحریم و سرزنش نمی کنیم، اما عقیده داریم نخبگان هر جامعه اگرچه جهانی می اندیشند بدانند که دارای هویت ایرانی هستند و ایران را فراموش نکنند و هم دولت ایران باید خیلی بهتر و بیشتر از این از فرار مغزها جلوگیری کند تا آنجا که می تواند با ایرانیان خارج تعاملات کامل داشته و تسهیلاتی برای بازگشت نیروی انسانی برون مرزی صرفنظر از گرایش های سیاسی به آغوش میهن فراهم کند. ثالثاً اوضاع اداری و دیگر نهادها که حال و روز ناخوشی دارند و در کل بوروکراسی کشور را با مدیریت صحیح سروسامان داده و با جدیت با بی عدالتی ها و سیاسی کاری ها برخورد کنیم، همچنین سلیقه ای بودن را کنار گذاشته و با زندگی در کثرت ها و کنار آمدن با تنوعات، کشور را هر روز بهتر از دیروز پایاپای دیگر قدرت های علمی به پیش ببریم.

علی ولی پور_روزنامه نگار اجتماعی (theorem.mihanblog.com)

یکشنبه 21/8/1391

 


آشنایی با مطالعات فرهنگی و رسانه

به قلم دکتر داگلاس کلنر

((داگلاس کلنر استاد کرسی مطالعات رسانه دانشگاه لس آنجلس آمریکا

 و از بزرگان نظریه رسانه و جهانی شدن است.))

رادیو، تلویزیون، فیلم و سایر محصولات فرهنگ رسانه ای، متونی را تولید می کنند که هویت های ما، برداشت ما از خویشتن، تصور ما از مرد یا زن بودن، ادراک ما از طبقه، قومیت و نژاد، ملیت، جنسیت و «ما» و «آنها» را می سازند. انگاره های رسانه ای، به شکل گیری دید ما از جهان و [ایجاد] ارزش های پایدار کمک می کنند؛ آنچه را که ما خوب یا بد، مثبت یا منفی و خیر یا شر به حساب می آوریم.

داستان های رسانه ای، نمادها، اسطوره ها و منابعی را تولید می کنند که ما از طریق آنها، یک فرهنگ مشترک را می سازیم و خود را در این فرهنگ وارد می کنیم (خود را جزیی از این فرهنگ مشترک می دانیم). نمایش های رسانه ای نشان می دهند که چه کسی صاحب قدرت و چه کسی فاقد آن است، چه کسی مجوز اعمال قدرت و خشونت دارد و چه کسی بر آن جایز نیست. آنها به قدرت منابع اقتداری مشروعیت می دهند که بنا بوده است به آنهامشروعیت بخشند و در مقابل نشان می دهند که افراد فاقد قدرت باید در جایگاه خود باقی بمانند یا تحت فشار باشند.

ما ز گهواره تا گور، در یک جامعه رسانه ای و مصرفی غوطه ور هستیم و از این رو لازم و ضروری است تا یاد بگیریم که چگونه معانی و پیام های رسانه ای را درک و تفسیرکنیم و مورد نقد قرار دهیم. رسانه ها یک منبع اساسی و اغلب بد فهمیده شده فراگیر برای [مفاهیم] فرهنگی هستند: آنها در آموزش چگونگی رفتار ما نقش دارند. آنها در اینکه به چه موضوعاتی تفکر، احساس، عقیده، ترس، و تمایل داشته باشیم (و یا برعکس) سهیم هستند. رسانه ها ابزارهای فراگیری هستند که به ما یاد می دهند چگونه مرد و زن باشیم. آنها به ما نشان می دهند که چگونه لباس بپوشیم، ظاهرآرایی و مصرف کنیم، چگونه با اعضای گروه های اجتماعی متفاوت تعامل داشته باشیم، چگونه مشهور و موفق باشیم، چگونه از شکست اجتناب کنیم و چگونه با نظام مسلط هنجارها، ارزش ها، عرف ها و رسوم هماهنگ باشیم.

در نتیجه، تحصیل سواد رسانه ای انتقادی، منبعی مهم برای افراد و شهروندان است تا یاد بگیرند که چگونه با یک محیط فرهنگی گمراه کننده روبرو شوند. یادگیری چگونگی خوانش، نقد و مقاومت در برابر فریبکاری فرهنگی اجتماعی می تواند فرد را در رابطه با اشکال مسلط رسانه ای و فرهنگی تقویت کند و قدرتمند سازد. سواد رسانه ای انتقادی می تواند اقتدار و استقلال فرد را در مقابل فرهنگ رسانه ای تقویت سازد و به افراد در مقابل محیط فرهنگی شان، قدرت بیشتری دهد.


ادامه مطلب

شنبه 20 آبان 1391

مطالعات فرهنگی و رسانه

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :ارتباطات ،

مطالعات فرهنگی و رسانه
 
جام جم آنلاین: مهدی سمتی سال 1341 در شیراز متولد شد و در دوران نوجوانی به قصد ادامه تحصیل به امریکا رفت. دکتر سمتی که در حال حاضر دانشیار دانشگاه ایلینویز شرقی امریکاست ، مدرک کارشناسی خود را در رشته ارتباطات از دانشگاه کنتاکی و کارشناسی ارشد خود را در همین رشته از دانشگاه میشیگان دریافت کرده است. وی همچنین در مقطع دکتری مطالعات فرهنگی و رسانه ای با پایان نامه ای با موضوع سینمای ملی از دانشگاه میسوری امریکا فارغ التحصیل شد.
از این استاد برجسته ارتباطات کتابهای متعددی نیز به زبان انگلیسی چاپ شده که از آن میان می توان به کتاب «مطالعاتی در باب تروریسم: پژوهش رسانه ای و معمای ترور» به عنوان اولین کتاب و «رسانه ، فرهنگ و جامعه در ایران : زندگی با جهانی سازی و دولت اسلامی» به عنوان آخرین کتاب او که در حال حاضر زیر چاپ است ، نام برد. وی مقالات بسیار زیادی را نیز در مجلات علمی و آکادمیک و سمینارهای بین المللی ارائه کرده است. گفتگویی که در زیر می خوانید حاصل این دیدار دوستانه با این استاد و نویسنده برجسته ارتباطات و مطالعات فرهنگی است:


ادامه مطلب

منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته

«علوم ارتباطات اجتماعی» و «مطالعات فرهنگی و رسانه»

 (کنکور سراسری - کد ۱۱۳۸)

منابع پیشنهادی آزمون کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات برای آزمون سال ۱۳۸۸ از طرف گروه ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی به شرح زیر اعلام شد:


الف- مباحث کلی ارتباطات جمعی: مباحث کلی ارتباطات شامل دروس ده‌گانه دروه کارشناسی به شرح زیر است:
(مبانی ارتباط جمعی، مبانی ارتباطات انسانی، نظریه‌های ارتباط جمعی، حقوق مطبوعات، ارتباطات بین‌المللی، ارتباطات سیاسی، ارتباطات و توسعه، افکار عمومی، اصول روابط عمومی، شناخت مخاطبان، مبانی جامعه اطلاعاتی.)

- وسایل ارتباط جمعی (جلد یکم) کاظم معتمد نژاد تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۵
- جامعه‌شناسی وسایل ارتباط جمعی، ژان کازنو، مترجمان: باقر ساروخانی، منوچهر محسنی تهران: انتشارات اطلاعات ۱۳۸۴.
- ارتباط‌شناسی: ارتباطات انسانی (میان‌فردی، گروهی، جمعی)، مهدی محسنیان‌راد تهران: انتشارات سروش. ۱۳۸۴
- درامدی بر مطالعات ارتباطی، جان فیسک، مترجم: مهدی غبرایی، چاپ اول، ۱۳۸۶
- نظریه‌های ارتباطات، ورنر سورین و جیمز تانکار، مترجم: علیرضا دهقان تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۴
- درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی، دنیس مک کوئل، ترجمه اجلالی، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه، ۱۳۸۲
- یک جهان، چندین صدا، شن مک‌براید، مترجم: ایرج پاد، تهران: انتشارات سروش، ۱۳۷۵
- ژئو پلتیک اطلاعات، آنتونی اسمیت، مترجم: فریدون شرانی، تهران: انتشارات سروش ۱۳۶۴
- نظریه‌های جامعه‌اطلاعاتی، فرانک وبستر، مترجم: اسماعیل قدیمی، تهران: انتشارات قصیده‌سرا. ۱۳۸۴
- عصر اطلاعات و ظهور جامعه اطلاعاتی، مانوئل کسلز، متجرم: احمد عقیلیان و دیگران. ۱۳۷۹. جلد اول
- حقوق مطبوعات (جلد یکم)، کاظم معتمدنژاد تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها. ۱۳۸۲
- جامعه و سیاست، مایکل راش، مترجم: منوچهر صبوری: تهران: سمت. ۱۳۷۸
- ارتباطات سیاسی در عمل، دیوید پالتز، تهران: دانشکده صداسیما. ۱۳۸۱
- ارتباطات و افکار عمومی، علی اسدی، تهران سروش. ۱۳۷۰
- افکار عمومی، ژودیت لازار، مترجم: مرتضی کتبی، تهران: نشر نی، ۱۳۸۴
- جهانی شدن فرهنگ، جان تاملینسون مترجم: محسن حکیمی، تهران: ۱۳۸۲
- مخاطب‌شناسی، دنیس مک‌کوایل، مترجم: مهدی منتظرقائم، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها. ۱۳۸۵
- اصول روابط عمومی، امینی، رضا، تهران: دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، ۱۳۵۰
- فصل‌نامه رسانه (ویژه‌نامه ارتباطات و توسعه)
- فصل‌نامه رسانه (ویژه‌نامه حوزه عمومی و دموکراسی)
- فصل‌نامه علوم اجتماعی (ویژه‌نامه ارتباطات)


ب- اصول روزنامه‌نگاری: مباحث تخصصی شامل دروس زیر می‌شود:
(شیوه نگارش فارسی در مطبوعات، خبرنویسی، مصاحبه و گزارش(عملی و۲)، ویراستاری و مدیریت اخبار، مقاله‌نویسی و صفحه‌آرایی، ارتباطات تصویری)

- روزنامه‌نگاری (با فصلی جدید)، کاظم معتمدنژاد با همکاری ابوالقاسم منصفی تهران: نشر سپهر ۱۳۸۲
- روزنامه‌نگاری نوین، نعیم بدیعی و حسین قندی، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی. ۱۳۸۶
- مبانی سواد بصری، دونیس داندیس، ترجمه مسعود سپهر، تهران: انتشارات سروش، ۱۳۸۱.
- مقاله‌نویسی در مطبوعات، حسین قندی، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی. ۱۳۸۵.
- شیوه نگارش فارسی در مطبوعات، حسین عمادافشار، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی. ۱۳۷۶.
- نگارش رسانه‌ای، مهدخت بروجردی علوی، تهران: پژوهشکده مطالعات اجتماعی و فرهنگی، ۱۳۸۵
- شیوه خط فارسی مصوبه فرهنگستان
- فصلنامه رسانه (ویژه‌نامه آموزشی)


ج- زبان تخصصی (انگلیسی):در حد زبان عمومی دوره کارشناسی دانشگاه‌ها توصیه می‌شود و منبع خاصی مورد نظر نیست.


د- تاریخ معاصر ایران و جهان و مسائل بین‌المللی مهم معاصر: مطالعه تاریخ معاصر ایران و جهان در یک‌صد سال گذشته، شامل:

- تاریخ احزاب سیاسی ایران، ۲ جلد محمد تقی بهار، تهران: کتاب‌های جیبی ۱۳۵۷
- از صبا تا نیما، ۳ جلد، یحیی آرین‌پور تهران: انتشارات زوار - ۱۳۸۲
- از سید ضیا تا بختیار، مسعود بهنود
- مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطیت، عبدالرحیم ذاکر حسین تهران: انتشارت دانشگاه تهران
- قدرت‌های جهان مطبوعات، مارتین واکر، مترجم: محمد قائد، تهران: نشر مرکز ۱۳۸۲
- تاریخ جنگ سرد، آندره فونتن، ترجمه، عبدالرضا هوشنگ مهدوی
- تاریخ سانسور مطبوعات، ۲ جلد، تالیف گوئل کهن، ۱۳۸۵
- تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران، تالیف استاد سید محیط طباطبایی، انتشارات بعثت، ۱۳۶۸


ه- آمار و روش تحقیق

در حد مباحث دوره کارشناسی رشته‌های ارتباطات اجتماعی به شرح زیر:
(آمار مقدماتی، آمار در علوم اجتماعی، روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی، تحلیل محتوای پیام‌های ارتباطی)

- (جروش‌های تحقیق در علوم اجتماعی ۱و۲)، ارل ببی، مترجم: رضا فاضل، تهران: انتشارات سمت - ۱۳۸۴
- مبانی پژوهش در علوم رفتاری، تالیف فرد کرلینجر، ترجمه حسن پاشا شریفی و دکتر جعفر نجفی زند، جلد اول و دوم انتشارات آوای نور
- احتمالات و آمار کاربردی در روان‌شناسی و علوم تربیتی، علی دلاور تهران: انتشارات رشد ۱۳۸۴
- تحلیل محتوای روش‌های کمی ارتباطی، رایف و لیسی، متجرم: مهدخت بروجردی علوی، تهران: سروش، ۱۳۸۴
- تحلیل محتوا: مبانی روش‌شناسی، کلوس کریپندرف، مترجم: هوشنگ نایبی، تهران: انتشارات روش، ۱۳۷۸


دوشنبه 13 شهریور 1391

جامعه شناسی روزنامه نگاری

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :روزنامه نگاری ،

جامعه شناسی روزنامه نگاری

خبرنگاران ایران -«در جامعه معاصر که اغلب جامعه ارتباطات یا جامعه اطلاع رسانی خوانده می شود، روزنامه نگار به چهره ای اسطوره ای تبدیل شده است .» این جملات در مقدمه کتاب جامعه شناسی روزنامه نگاری اثر اریک نووو دیده می شود .

اریک نوو استاد رشته علوم سیاسی در دانشگاه های فرانسه است و از سال ها پیش در زمینه جامعه شناسی گروه های مختلف اجتماعی به پژوهش و مطالعه مشغول است .

جامعه شناسی روزنامه نگاری در فرنسه ازدهه1970 آغاز شد اما طی سالهای 1990 جهشی چشمگیر یافت . دو قطب پژوهشی که از نظر فکری با هم پیوند نزدیکی داشتند به این تحول کمک زیادی کردند. یکی از این دو قطب نشریه اسناد پژوهش در علوم اجتماعی بود وقطب دیگرمرکز پژوهش های اداری و سیاسی در شهر رن که مدیریت آن را اریک نووو، نویسنده این کتاب در دست دارد .

جامعه شناسی روزنامه نگاری ، روزنامه نگاری را به عنوان پدیده ای اجتماعی مورد توجه و بررسی قرار می دهد . در این رشته نسبتا پویا و در عین حال جالب و بحث بر انگیز فقط درباره ی جنبه ها و آثار اجتماعی روزنامه نگاری بحث نمی شود ، بلکه روزنامه نگاری از جهات مختلف از جمله وسایل ارتباط جمعی ، گردانندگان و دست اندرکاران آن ، پیام های ارتباطاتی ، سبک های نگارشی ، مخاطبان ، آثار اجتماعی ارتباطات و جامعه شناسی تاریخی روزنامه نگاری مطالعه می شود .


ادامه مطلب

چهارشنبه 8 شهریور 1391

روزنامه تگاری با مدرک دانشگاهی یا بدون آن؟!!!

   نوشته شده توسط: علی ولی پور ٬ روزنامه نگار    نوع مطلب :روزنامه نگاری ،

روزنامه نگاری با مدرک دانشگاهی یا بدون آن؟!

جذابیت های روزنامه‌نگاری باعث می شود بسیاری برای ادامه تحصیل وارد این رشته شوند اما در این میان هستند فارغ التحصیلان بی شماری که 4سال و حتی بیشتر تلاش می‌کنند، درس می‌خوانند و یاد می‌گیرند اما هرگز به تحریریه‌ها راه نمی یابند و در مقابل افرادی که در رشته های بسیار غیر مرتبط درس خوانده اند اما وارد روزنامه ها شده و در عین حال روزنامه نگاران موفقی هم بودند.

آیا مدرک دانشگاهی روزنامه نگاری بی اعتبار شده است؟ خبرنگاران چه میزان از آنچه که در دانشگاه آموخته اند در کار روزنامه نگاری خود بهره می برند؟ آیا دانشگاه ها ی روزنامه نگاری ایران بر اساس علم روز این رشته برنامه ریزی می شود ؟ این ها سوالاتی است که در پیچ و خم تحریریه های خبری بارها در ذهن خبرنگاران جرقه خورده است ؟ سوالاتی که پاسخهای متفاوتی هم داشته است .

یکی از خبرنگاران اجتماعی که به صورت حق التحریر به روزنامه ها مطلب می دهد و مدرک کارشناسی روزنامه نگاری از دانشکده خبر را دارد درباره این موضوع به «خبرنگاران ایران» می گوید: «من در دو زمان فعالیت خبری داشته ام. زمانی که هنوز دانشگاه نرفته بودم و زمانی که در دانشگاه درس های مرتبط را یاد گرفتم و با اطمینان می گویم تحصیلات دانشگاهی روی فعالیتم موثر بوده است.»


ادامه مطلب

تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...