معرفی مجله اشپیگل آلمان
معرفی مجله اشپیگل آلمان
هفته نامهی اشپیگل (به معنای "آینه" كه نماد انعكاس است) بزرگترین و با نفوذترین هفته نامهی آلمان است كه در هامبورگ منتشر میشود. شمارگان این هفته نامه حدود یك میلیون نسخه در هر نوبت است.اولین شمارهی اشپیگل در 4 ژانویهی 1947 در هانوفر منتشر شد. از نوامبر 1946 تا ژانویهی 1947 این مجله با نام Diese woche به معنی "این هفته" با ابتكار و حمایت دولت اشغالگر انگلیس در آلمان منتشر میشد.اما پس از خروج انگلیسیها این مجله در اختیار رودلف آگستین، از سردبیران برجستهی آلمانی قرار گرفت و از آن زمان بود كه نام آن به اشپیگل تغییر یافت. آگستین تا زمان مرگش در 7 نوامبر 2002 تملك و سردبیری مجله را بر عهده داشت. هفته نامه اشپیگل از سال 1950 به این سو تحت مالكیت آگستین و جان جار قرار گرفت. جار در سال 1962 سهم خود را به ریچارد گرونر فروخت. در سال 1969، آگستین سهم گرونر را 42 میلیون مارك خرید و تنها سهامدار اشپیگل شد.
در سال 1971، شركت گرونر وجار مجددا 25 درصد سهام مجله را خرید. در سال 1974، اگستین اشپیگل را از نو ساختار بندی كرد و به كاركنان فرصت داد كه سهامدار مجله شوند. هر كس كه سه سال در مجله كار میكرد فرصت و حق داشت كه سهامدار شود و در مدیریت مجله شركت داشته باشد. از سال 1952، اشپیگل به هامبورگ منتقل شد. از آنجا كه با استقبال خوبی روبرو شد به بازسازی كادر خبری، تحریریه و گرافیك خود اقدام كرد و علاوه بر توجه به موضوعات، بیشتر مطالب خود را نیز بهبود بخشید. از آن زمان اشپیگل سعی كرد حتی الامكان عكسهای مربوط به موضوع را نیز ارائه نماید. اشپیگل از لحاظ سبك و نحوهی ارائهی مطالب به مجلات خبری آمریكا نظیر تایم و نیوزویك شبیه است اما از لحاظ حجم مطالب و مقالات عمقی قابل مقایسه با آتلانتیك مونتلی در آمریكا (Atlantic Monthly) و اكونومیست در انگلیس است. یافتن ریشههای خبر و گزارش از حقیقت ماجرا مهمترین وجه مشخصهی اشپیگل است. خبرنگاران این نشریه كه از موفق ترین خبرنگاران دنیا به حساب میآیند با هر مشقتی كه شده به واقعیت خبر و گزارش دست پیدا میكنند و به همین دلیل این هفته نامه یكی از مهمترین و تاثیر گذارترین نشریات آلمان و اروپا به حساب میآید. كشف اختلاس مالی صدر اعظم سابق آلمان، هلموت كهل، كشف تقلبات مالی و انتخاباتی حزب دموكرات مسیحی آلمان و كشف قراردادهای پشت پردهی كارخانههای اسلحه سازی آلمان همگی از خبرهایی بودهاند كه نخستین بار توسط این نشریه طرح شدند. رویهی بر ملاسازی سوءعملهای سیاسی و رسواییها از سوی اشپیگل به سال 1950 باز میگردد، یعنی زمانی كه پارلمان فدرال ناچار شد در خصوص اتهامات مطرح شده بوسیلهی اشپیگل تیمی برای تحقیق و بررسی تشكیل دهد. در این سال اشپیگل ادعا كرد كه تعدادی از اعضای پارلمان با دریافت رشوه در تعیین مكان استقرار دولت آلمان غربی در شهر بن و تعیین آن به عنوان پایتخت نقش داشتهاند. همین نوع اقدامات اشپیگل باعث شده كه به آن لقب "سلاح تهاجمی دموكراسی" دهند. با اینكه این رویهی اشپیگل بارها برای نشریه و دست اندركاران آن مشكل ساز بوده به طوری كه انتشار خبر مشكلات مالی در نیروهای مسلح آلمان در سال 1962 باعث شد كه سردبیر و چهارتن دیگر از اعضای تحریریهی اشپیگل به اتهام افشای اسناد دولتی 104 روز را در زندان بگذارنند، با این حال اشپیگل همچنان به این رویهی خود ادامه داده و اینك به عنوان یكی از قویترین هفته نامههای جهان مطرح است.
اشپیگل به دو جهت بسیار مورد توجه است. یكی به خاطر پوشش وسیع خبری و تجزیه و تحلیل اخبار و رویدادها و دیگر به خاطر نحوهی نگارش هوشمندانه، جهت دار و منتقدانهاش. با اینكه تعداد كشورهای آلمانی زبان در دنیا محدود است اما اشپیگل یكی از پر تیراژترین هفته نامههای جهان به شمار میآید و به عنوان هفته نامهای وزین كه حاوی اخبار و اطلاعات سودمندی چه دربارهی جهان و چه دربارهی آلمان است در سرتاسر اروپا و جهان خوانده و بررسی می شود.
از انتقادات مهمی كه به اشپیگل همواره وارد میشود این است كه در این مجله زبان آلمانی تنها زبان انتشار مطالب است. برخی نیز معتقدند كه آگستین و اوتو كوهلر ،از نویسندگان برجستهی اشپیگل در گذشته، روابط نزدیكی با نازیهای آلمان خصوصا ماموران اس.اس داشتند. با وجود این انتقادات اشپیگل همچنان مورد قبول جهانیان به لحاظ موثق بودن و دقیق بودن اخبار و گزارشهایش میباشد. اشپیگل كه بیشتر مواقع بیش از 300 صفحه مطلب دارد صفحات خود را به عناوین زیر اختصاص داده است:
1- اهم اخبار، 2- رویدادهای آلمان كه شامل اخبار سیاسی،اجتماعی و اقتصادی آلمان است، 3- اقتصاد و تجارت، 4- رسانه كه شامل تلویزیون،اینترنت و سینما است، 5- اجتماعی كه شامل خبر و تحلیل پیرامون رویدادهای اجتماعی است ، 6- خارجی كه اخبار بین الملل را پوشش میدهد ، 7- ورزشی ، 8- فرهنگ و ادب كه اخبار فرهنگی و هنری درج و هنرمندان و تازههای كتاب را معرفی میكند، 9- علم و فناوری كه اخبار علم و فناوری را درج میكند و 10- اشخاص كه به معرفی شخصیتهای خبر ساز هفته میپردازد. اشپیگل ضمیمهی بسیار مهمی نیز با عنوان گزارشگر دارد كه در آن به بررسی موضوع یا موضوعات خاص به صورت فراگیر و همه جانبه میپردازد و پروندهی كاملی از موضوع را به همراه مصاحبههای مرتبط با آن در اختیار خواننده قرار میدهد. اشپیگل خبرنگاران بسیاری دارد، در حالیكه در تحریریه آن نیز بیش از صد نفر فعالیت میكنند. این نشریه در بیش از 20 پایتخت جهان دفتر دارد و اخبار و گزارشهای خارجی خود را مستقیما از این دفاتر تهیه میكند. این مجله بر روی ورق گلاسه سبك به صورت چهاررنگ، مصور و مفتولی عرضه میشود. از سال 1988 اشپیگل یك شبكه تلویزیونی نیز راه اندازی كرده است. در سال 1994 اشپیگل آنلاین (SPON) راه اندازی شد. در 21 اكتبر 2004 نسخهی انگلیسی اشپیگل با نام "اشپیگل اینترنشنال" آغاز به كار كرد. اشپیگل آنلاین اولین منبع خبری بود كه دست داشتن القاعده در انفجارهای 7 جولای 2005 لندن را مطرح كرد.
منبع:خبرگزاری ایسناisna.ir
معرفی روزنامه فیگارو
فیگارو (Le FIGARO) از قدیمیترین و مشهورترین روزنامههای صبح فرانسوی زبان و از معروفترین نشریات جهان است كه در پاریس منتشر میشود. خط مشی سیاسی این روزنامه مبتنی بر اصول محافظه كاری است و از حامیان فعال حزب سیاسی "گردهمایی برای جمهوری" كه بعدا به "اتحادیهی جنبش خلق" تغییر نام یافت، بوده است. فیگارو در 1826 به عنوان روزنامهای طنز و فكاهی مملو از انتقادات اجتماعی و طنز تلخ بود و به همین لحاظ از ابتدا مشتریان بسیاری یافت. فیگارو كه نام خود را از نمایشنامهی "آرایشگر شهر سویل" گرفته است در 1866 از حالت طنز خارج شد و به عنوان یك روزنامهی وزین خودنمایی كرد. این روزنامه تا 1854 یعنی زمانی كه "هیپولیت دوویلموسان" مالك آن بود، به صورتی نامرتب و نامنظم منتشر میشد. تا سال 1866 فیگارو به پرتیراژترین روزنامهی فرانسه تبدیل شد. اولین نسخه روزانه آن كه در 16 نوامبر 1866 منتشر شد 56 هزار نسخه فروش داشت. رویهی منتقدانه و جدی فیگارو در برخورد با مسائل و توجه به عناوین و موضوعات سیاسی باعث شد كه فیگارو بتواند انجمنی از نویسندگان صاحب نام و سبك فرانسوی را گرد خود آورد. مباحثات سیاسی مندرج در فیگارو و مصاحبههای متعدد با افراد مختلف به همراه پوشش وسیع خبری، استقبال وسیع خوانندگان را به خود جلب كرد به گونهای كه تمام فرانسویهایی كه سواد خواندن و نوشتن داشتند فیگارو میخواندند. تا آغاز جنگ دوم جهانی، فیگارو به مهمترین روزنامهی فرانسه تبدیل شد.
پس از جنگ این روزنامه به ارگان تبلیغاتی طبقهی متوسط بالای جامعهی فرانسه تبدیل شد و به مشی محافظه كارانهی خود ادامه داد.
در سال 1922 فیگارو به وسیلهی "فرانسوا كوتی" یك میلیونر فرانسوی خریداری شد. 1922 تا 1932 مقطع تاریك محتویات روزنامه فیگارو بود چرا كه "فرانسوا كوتی" یك كارخانه دار جاه طلب بود كه زیاد در عناوین و مطالب روزنامه مداخله میكرد تا جایی كه فیگارو را در حد یك خبر نامهی بی ارزش كه تنها به اهداف و جاه طلبیهای سیاسی او توجه میكرد، تنزل داد. كوتی در سال 1934 مرد و فیگارو زیر نظر و سردبیری "پیر بریسون" دوباره به جایگاه اصلی خودش برگشت و مجددا درصدر روزنامههای فرانسوی زبان جای گرفت. در خلال جنگ جهانی دوم فیگارو مهمترین روزنامهی فرانسه و در حقیقت روزنامهی مقاومت بود. هنگامی كه نازیها پاریس را اشغال كردند روزنامه به همراه دولت در تبعید به ویشی نقل مكان كرد اما به خاطر سیاستهای سانسوری مارشال پتن بعد از اندكی، چاپ آن معلق ماند. در 1944 كمی پیش از خروج آلمان فیگارو به پاریس برگشت و حیات خود را از سر گرفت. سالهای بعد از جنگ فیگارو علاوه بر موضوعات سیاسی به عناوین دیگری از جمله مطالب پزشكی و علمی توجه نشان داد و همزمان به مقولهی اخبار بینالمللی و مسائل جهان نیز پرداخت.
در سال 1975 فیگارو به وسیلهی "روبر هرسان" خریداری شد. در سال 1999 گروه كارلایل 40 درصد سهام روزنامه را از آن خود كرد اما آن را درمارس 2002 فروخت. در حال حاضر فیگارو در تملك "سرژ داسول" از بازرگانان و سیاستمداران محافظه كار و مالك كارخانهی هواپیماسازی "هوانوردی داسول" كه جتهای جنگنده و هواپیماهای غیر نظامی تولید میكند، است. تملك یك روزنامهی ملی و مهم فرانسه به وسیلهی شخصی كه كنترل یك شركت عمدهی نظامی را در اختیار دارد و همچنین شهردار و سناتور از سوی حزب "اتحادیه جنبش خلق" و فرزند او "الیور داسول" از اعضای مجلس ملی فرانسه میباشد، در داخل و خارج این روزنامه مباحث جنجال برانگیزی را موجب شده است.
خود داسول در پاسخ به این انتقادات در مصاحبهای اعلام كرده است: "روزنامهها باید ایدهها و اندیشههای سالم ارائه دهند، در حالی كه ایدههای جناح چپ ناسالم هستند." داسول در 4 آوریل 1925 متولد شده است. وی دارای مشی محافظه كارانه است و بر اساس اعلام مجله فوربس در سال 2004 وی جزء 79 فرد ثروتمند دنیا بود.
گروه داسول مالك چندین روزنامه و مجلهی مهم فرانسه از جمله اكسپرس و فیگارو است. وی در سال 2004 به عنوان سناتور برگزیده شد و در حال حاضر شهردار شهر خود در حومهی جنوبی پاریس با نام "كوربیل اسونیز" است. فیگارو در حال حاضر به موضوعات گوناگونی از جمله سیاست، فرهنگ، بینالملل، ورزش، سرگرمی، سینما وتلویزیون میپردازد و در آخرین صفحهی زوج خود به درج برنامههای تلویزیونها و رادیوهای ملی فرانسه مبادرت میورزد. فیگارو عمدتا در 28 صفحه و به صورت رنگی در صفحات اول و آخر، تك رنگ و دو رنگ در صفحات داخل و در قطع متوسطه و بر روی كاغد كاهی منتشر میشود. نكتهی جالب توجه در روزنامه فیگارو این است كه علیرغم جدی بودن، هر روز بیش از یك چهارم صفحهی آخر خود را به داستان دنباله دار تصویری اختصاص میدهد كه این مقوله مخاطبان بسیاری دارد. فیگارو با تیراژی متغیر بین 400 تا 700 هزار نسخه در روز منتشر میشود.
منبع:خبرگزاری ایسناisna.ir
معرفی روزنامه اورشلیم پست
معرفی روزنامه اورشلیم پست
اورشلیم پست ( Jerusalem post ) روزنامهای انگلیسی زبان است كه در اول دسامبر 1932 بوسیله یك روزنامهنگار آمریكایی با نام جرشون آگرون تحت عنوان فلسطین پست (Palestine Post ) آغار به كار كرد. نام این روزنامه در سال 1950 مدتی پس از اینكه رژیم نامشروع صهیونیستی موجودیت خود را اعلام كرد، تغییر یافت ..این روزنامه صبحها منتشر میشود و یكی از منابع انگلیسی زبان برای دسترسی به اخبار روز و وقایع سرزمینهای اشغالی به شمار میرود . در طول مدتی كه این روزنامه تحت عنوان "فلسطین پست" منتشر میشد، در مطالب و سرمقالههای خود كاملا از درگیری و نزاع یهودیان بر سر ایجاد سرزمینی یهودینشین در فلسطین حمایت میكرد و آشكارا و شدیدا از هرگونه محدودیتی كه انگلیسیها بر مهاجرت یهودیان از سراسر دنیا به سرزمین فلسطین اعمال میكردند، انتقاد مینمود .
اورشلیم پست كه پرخوانندهترین روزنامهی رژیم صهیونیستی در خارج از مرزهای سرزمینهای اشغالی است، در تمام روزهای هفته به جز شنبه (سبت) كه تعطیل عمومی یهودیان است، منتشر میشود و نسخهی جمعهی آن معمولا حجیمتر و شامل ضمایم مختلف است .
تا سال 1989، یعنی زمانی كه شركت هولینگر مالكیت اورشلیم پست را از آن خود نمود، مشی روزنامه چپ میانه بود و از حزب كارگر اسراییل حمایت به عمل میآورد، اما از این سال به بعد این روزنامه طرفدار حزب لیكود گردید و از موضع راست افراطی تبعیت نمود .
در حال حاضر اكثر صاحبنظران مشی این روزنامه را راست میانه در پوشش دادن به اخبار میدانند .
یكی از ضمایم نسخهی جمعه اورشلیم پست از توزیع بینالمللی برخوردار است. هفتهنامهی ضمیمهی اورشلیم پست با نام اورشلیم پست هفتگی است كه در آن تحلیلها و نقدهای مختلف و نظرات كارشناسان را در امور سیاسی و بینالمللی میتوان یافت .
اورشلیم پست به صورت سنتی برروی اخبار خارجی تاكید میكند، در حالی كه همواره توجه ویژهای به روابط اعراب و اسراییل نشان میدهد. علیرغم اینكه تحریریهی اورشلیم پست ادعا میكند كه مستقل است و وابستگی جناحی ندارد اما میتوان رگههایی از گرایش این روزنامه به احزاب دست چپی اسراییل را یافت به طوری كه هنوز هم سرمقالههایی با مشی و گرایش چپگرایانه نقش غالب را در این روزنامه دارند .
به لحاظ گرایش اقتصادی میتوان اورشلیم پست را روزنامهای نزدیك به دیدگاه نئولیبرالها دانست چرا كه این روزنامه از كنترل مالی شدید بر پرداختهای عمومی، كاهش هزینههای رفاهی، كاهش مالیاتها و ضدیت با قانونگذاری انحصاری اتحادیهها حمایت به عمل میآورد .
از جمله رقبای اورشلیم پست روزنامهی هاآرتص با گرایش چپ میانه است كه نسخهی انگلیسی زبان آن در دههی 1990 شروع به منتشر شدن نمود . سرمقالههای اورشلیم پست عمدتا منتقدانه نوشته میشوند و حال آنكه تیترها و عناوین آن به گونهای انتخاب میشوند كه در عین اختصار اطلاعات مندرج در متن را تا حد ممكن در خود حمل میكنند . عمده مطالب مندرج در متن این روزنامه حتی الامكان با بیانی ساده و جملات كوتاه و با لحنی صمیمی نوشته میشوند تا حوزهی مخاطب بیشتری را در برگیرد . صفحهی اول این نشریه با وسواس خاصی چه به لحاظ ویرایشی و چه به لحاظ تنوع موضوعات بسته میشود و حال آنكه وسواس ویرایش تقریبا در تمام صفحات این روزنامه دیده میشود .
در 16 نوامبر 2006، شركت هولینگر مالكیت این روزنامه را واگذار كرد . تیراژ اورشلیم پست حدود 60 تا 100 هزار نسخه در روز است و تنها در روزهای جمعه است كه این نشریه از گسترهی توزیع بینالمللی برخوردار است و تیراژ آن به 148 هزار نسخه میرسد .
تعداد صفحات این روزنامه در اغلب اوقات ثابت است و مقولهای به نام آگهی چندان در آن دیده نمیشود. نسخهی اینترنتی اورشلیم پست نیز همه روزه از طریق آدرس www.jpost.com قابل دسترس است .
منبع: ایسنا
معرفی روزنامه هاآرتص
هاآرتص محصول مشترك تفكر جمعی عدهای مهاجر یهودی روسی بود كه در تداوم ژورنالیسم عبری - روسی در سال 1919 آن را در بیتالمقدس تاسیس كردند. هدف این روزنامه نگاران یهود از این كار تقویت انگیزههای صهیونیستی بود. به همین دلیل متعاقب با زمزمههای تشكیل دولت یهود، محل نشریه در سال 1923 از بیتالمقدس به تلآویو تغییر مكان داد. در سال 1937 این روزنامه صبح توسط یك سرمایهدار یهودی به نام زالمن شوكن خریداری شد كه اندكی بعد یعنی در 1939 گرشوم، پسر او كلیه امور سردبیری و چاپ آن را بر عهده گرفت.
هاآرتص به لحاظ مخاطب اولین روزنامه و تقریبا بدون رقیب در سرزمینهای اشغالی است كه این عمده موفقیت به لحاظ پیروی از اصول روز ژورنالیسم است. هاآرتص در مواردی شدیدترین حملات را به دولت كرده علاوه بر اینكه همواره منادی نقاط ضعف دولت در خصوص مسایل اجتماعی، كاستیهای اقتصادی و نابسامانیهای جامعهی چند پاره اسراییل بوده است. هاآرتص جزو معدود روزنامههای اسراییلی است كه ظاهرا با هیچ یك از احزاب اسراییل ائتلاف ندارد اما كمابیش از اشغال حمایت میكند. هاآرتص شدیدا از موافقتنامههای اسلو با تشكیلات خودگردان فلسطین حمایت كرد. از نظر طیف مذهبی رژیم صهیونیستی، این روزنامه دارای مشی سكولار است. هر چند این روزنامه از مدافعان اصلی عدالت اجتماعی است اما خط فكری ویراستاران آن از نظر اقتصادی گرایش به تئوریهای لیبرالیسم كلاسیك دارد و در این خصوص ملهم از مشی اكونومیست میباشد. هاآرتص از خصوصی سازی، تجارت آزاد، كاهش تخصیص اعتبارات رفاهی، مالیاتهای پایین و برقراری سیاستهای مالی سخت حمایت میكند. خط مشی سردبیری روزنامه بوسیله گرشوم شوكن كه بین سالهای 1939 تا 1990 سردبیر روزنامه بود، بنیان نهاده و تعریف شد. سردبیر فعلی روزنامه دیوید لاندائو و تامین لیتانی میباشند كه در آوریل 2004 جانشین هانوخ مارماری و یوئیل استرون شدند.
هاآرتص كه پرتیراژترین روزنامه در سرزمینهای اشغالی است، شناختهشدهترین روزنامهی اسراییل در سراسر جهان میباشد. هاآرتص كارشناسان داخلی و بینالمللی متعددی را در اختیار دارد و تعداد خبرنگاران آن به مراتب بیش از سایر نشریات در سرزمینهای اشغالی است. هاآرتص دفاتر متعددی در پایتختهای بزرگ جهان دارد. این روزنامه بخشهای گوناگونی از دولت، اجتماع، سینما، فرهنگ، هنر و علم را در خود گنجانده است. این روزنامه در قطع متوسط به صورت تك رنگ و در دوازده صفحه و با تیراژی كمتر از 100 هزار نسخه در روز منتشر میشود.
منبع:خبرگزاری ایسناisna.ir
معرفی هفته نامه نیوزویک
هفتهنامهی نیوزویك هفتهنامهای است كه در نیویورك منتشر میشود و گسترهی توزیع آن ملی و بینالمللی است. این هفتهنامه پس از هفتهنامهی تایم به لحاظ تیراژ انتشار بزرگترین مجلهی هفتگی در ایالات متحده است و پس از این دو با فاصلهی زیادی هفتهنامهی معروف "یو.اس نیوز اند ورلد ریپورت" قرار دارد.نیوزویك كه به زبان انگلیسی منتشر میشود به لحاظ تحتاللفظی به معنای "اخبار هفته" است. این هفتهنامه در ١٧ فوریهی ١٩٣٣ به وسیلهی توماس جی. سی. مارتین كه خود دبیر اخبار خارجی نشریهی تایم بود، تاسیس شد. سبك مارتین در این هفتهنامه همان بود كه در تایم رایج بود با این تفاوت كه او نیوزویك را محدود به خبر نكرد و كوشید تا علاوه بر درج اخبار ویژه پیرامون رویدادهای مندرج در این نشریه، ستونهای تحلیلی با امضای افراد معتبر ارایه نماید.
اولین شمارهی نیوزویك به مناسبت نام آن بر روی جلدش هفت تصویر مرتبط با اخبار مهم هفته داشت. در سال ١٩٣٧ مالكوم موییر رییس و سردبیر نیوزویك شد. موییر بر گسترش ستونهای تحلیلی- تفسیری مجله تاكید كرد و حیطهی توزیع و پوشش اخبار آن را بینالمللیتر ساخت. بعد از جنگ جهانی دوم نشریه رنگ و بویی دیگر یافت و با استخدام تعداد بیشتری خبرنگار زبده و ورزیده، بسیار زندهترو به روزتر شد. این روند با فروش نیوزویك در سال ١٩٦١ به فیلیپ گراهام ناشر واشنگتن پست سرعت بیشتری هم یافت به گونهیی كه در این دهه نیوزویك یك سر و گردن بالاتر از دیگر هفتهنامههای خبری رقیب بود.
شركت واشنگتن پست عمدهی سهام چندین روزنامهی دیگر را نیز در اختیار دارد؛ از جمله روزنامههای گازت GAZETTE و ١١ نشریهی نظامی. تلویزیونهای WDIV در دیترویت، KRRC در هوستون، WPLG درمیامی، WKMG در اورلاندو، KSAT در سان آنتونیو، WJXT در جكسونویل نیز متعلق به این شركت هستند. لازم به ذكر است كه سه مجلهی مهم آمریكا یعنی تایم، نیوزیك و "یو.اس نیوز اند ورلد ریپورت" تحت اختیار یهودیان میباشند.
هفته نامهی تایم از زیر مجموعههای مجتمع "تایم وارنر كامیونیكیشنز
Time Warner Communications " است. مجتمع تایم وارنر در سال ١٩٨٩ از ادغام دو شركت Time و Warner Communications تشكیل شد. مدیر عامل "تایم وارنر كامیونیكشینز" جرالد لوین یهودی است.
هفته نامهی نیوزویك نیز تحت تملك شركت واشنگتن پست است كه مالك این شركت كاترین مییر گراهام یهودی است.
"یو.اس نیوز اند ورلد ریپورت" با تیراژ هفتگی ٢/٢ میلیون نسخه تحت تملك مورتیمر بی زوكرمن یهودی است. وی مالك روزنامههای آتلانتیك مونثلی Atlantic Monthly و دیلی نیوز است. دیلی نیوز ششمین روزنامه پر تیراژ آمریكا میباشد. نیوزویك در میان سه هفتهنامهی مطرح آمریكا لیبرالترین خط مشی نگارش را دارد. نگارش روان، پردازش صریح و موثق به موضوع و بررسی جوانب رویدادها مهمترین خصیصهی گزارشهای مندرج در نیوزویك است. نیوزویك در هر شماره موضوع مهم خود را تحت عنوان "رویداد روی جلد" بیشتر در قالب تصویر بر روی جلد میآورد در حالی كه در صفحات داخل موضوع را از جهات گوناگون بررسی كرده و با درج مصاحبههایی با كارشناسان و صاحب نظران پیرامون آن موضوع جوانب مختلف آن را به اطلاع خوانندگان میرساند.
در این گزارش میتوان دیاگرامهای مختلفی پیرامون آمار و ارقام مرتبط با آن موضوع یافت در حالی كه عكسهای خبری مندرج نیز كمك شایانی به مخاطب برای درك موضوع میكند.
در سال ٢٠٠٣، تیراژ نیوزویك بیش از ٤ میلیون نسخه در هفته بود كه تنها ١/٣ میلیون آن در آمریكا توزیع میشد. این هفتهنامه علاوه بر زبان انگلیسی به زبانهای ژاپنی، كرهیی، لهستانی، روسی، اسپانیایی، عربی و فرانسه نیز منتشر میشود. نیوزویك علاوه بر این كه به صورت مكتوب انتشار مییابد دارای نسخهی الكترونیكی نیز است و از برنامهیی رادیویی موسوم به "نیوزویك روی خط" نیز كه با همكاری آسوشیتدپرس تولید و پخش میشود نیز برخوردار است. نیوزویك از ١٧ دفتر برخوردار است كه ٩ دفتر آن در نیویورك، لسآنجلس، شیكاگو، دالاس، میامی، واشنگتن دی سی، دیترویت، بوستون وسان فرانسیسكو قرار دارند و بقیهی دفاتر آن در پكن، كیپ تاون، بیتالمقدس، لندن، مكزیكوسیتی، مسكو، پاریس و توكیو واقع هستند.
در حال حاضر اولین مطلب مندرج در نیوزویك نظری به جهان نام دارد كه در آن موضوعی با اهمیت جهانی در اندازهی یك صفحه طرح میشود كه عمدتا تكیهی آن بر مباحث انسانی و حقوق بشر است. در بخش دیگری از این نشریه اخبار مهم و كوتاه به صورت خلاصه و مختصر ارایه میشود. بخش موسوم به دیدگاه یكی از جالبترین بخشهای نیوزویك است كه در آن میتوان نقل قولهایی از افراد صاحب نام به همراه كاریكاتورهایی با موضوعات روز مشاهده كرد. جهان، ایالات متحده، تجارت، جامعه و هنر دیگر بخشهای مندرج در این نشریهاند. از سال ١٩٩٨، نیوزویك به صورت دورهیی لیستی ملی از دبیرستانها را تحت عنوان بهترین دبیرستانهای آمریكا منتشر میكند.
در حال حاضر معروفترین نویسندگان فعال در نیوزویك عبارتند از الینور كلیفت، هوارد فاینمن، استیون لوس، آنا كوییندلن، جورج ویل، فرید ذكریا و رافائل ای. زیمكیویچ. آخرین صفحهی نیوزویك معمولا به مصاحبه با افراد صاحب نام در زمینههای مختلف از سیاست گرفته تا هنر و ورزش اختصاص دارد. مطالب مندرج و تحلیلهای ارایه شده در نیوزویك عمدتا به لحاظ حجمی كوتاهند در حالی كه بیشتر این مطالب نیز حاوی حجم متناسبی از اطلاعاتند و كلمات زاید در آنها كمتر مشاهده میشود.
این هفتهنامهی تحلیلی- خبری مخاطبان بسیاری در سراسر جهان دارد و به عنوان یكی از معروفترین منابع خبری تحلیلی مد نظر كارشناسان و صاحبنظران است. نیوزویك در حال حاضر در سراسر جهان مشتركین زیادی دارد در حالی كه بسیاری نیز مشترك مادامالعمر این نشریهاند
منبع:خبرگزاری ایسناisna.ir
مروری بر نظام رسانه ای ژاپن
مروری بر نظام رسانه ای ژاپن
سرزمین روزنامه ها، بدون کیوسک روزنامه فروشی
مروری بر نظام رسانه ای برخی کشورهای جهان از کشورهای توسعه یافته، کمتر توسعه یافته و کشورهای جهان سوم از این پس قسمتی از ستون ویژه "سایت خبرنگاران ایران" را تشکیل می دهد. هدف از نگارش این مقالات در این بخش آشنایی بیشتر خبرنگاران ایرانی با نظام رسانه ای برخی از کشورهای دنیاست.
این مقالات با هدف ارتقا سطح آگاهی روزنامه نگاران با نظام رسانه ای کشورهای دیگر و بهره گیری از تجربه های متفاوت آنان و انعکاس وضعیت روزنامه نگاری در دیگر نقاط دنیا منتشر می شود. یک روزنامه نگار زمانی می تواند دید وسیعی داشته باشد که نگاه همه جانبه ای به حرفه اش داشته باشد. از این بعد دانستن تجربه روزنامه نگاری در کشورهای موفق به اندازه دانستن وضعیت رسانه ها در کشورهایی که وضعیت چندان مناسبی ندارند مفید خواهد بود. اینکه در سایر کشورهای دنیا روزنامه نگاران چگونه زندگی می کنند ؟ چه قوانینی بر نظام رسانه ای این کشورها حاکم است و مردم از چه نوع نشریات و رسانه هایی استقبال می کنند؟ در نوشتن این مقالات تلاش شده تا از مشاهدات روزنامه نگاران و استادان روزنامه نگاری که از نزدیک از این کشورها و مطبوعات شان بازدید کرده اند استفاده شود. خواندن سفرنامه های روزنامه نگاران دیگر در این باره بسیار مفید خواهد بود و مشاهدات و تجربیات دسته اول را به علاقه مندان این موضوع نیز منتقل می کند در اولین بخش از این مجموعه گزارشها مروی بر نظام رسانه ای ژاپن خواهیم داشت:
روزنامه نگاری در ژاپن
سابقه انتشارروزنامه (شیمبون، روزنامه به زبان ژاپنی) به سال 1862 بر می گردد، در این سال اولین روزنامه ژاپن تحت نظارت حکومت فئودالها منتشر شد، اما انتشار نشریات در ژاپن به طور جدی به سال 1868 برمی گردد. در این سال در شهرهای توکیو،اوزاکا ،کیوتو، ناکازاکی چاپ نشریات آغاز شد اما با شروع امپراتوری میجی انتشار روزنامه به طور گسترده تر دیده شد. پس از مدت کوتاهی، روزنامه های جدید پدید آمده و انتشار اخبار و مطالبی را برای عموم مردم آغاز کردند. مهمترین این روزنامه ها دو روزنامه معروفند که اولی یومیوری شیمبون در سال 1874 در توکیو و دومی آساهی شیمبون در سال 1879 در اوزاکا شروع به کار کردند. در سال 1975 نیز اولین قانون مطبوعات در ژاپن با رویکردی سهل انگارانه تصویب شد.
نظری بر آرا و اندیشه های هانا آرنت
نظری بر آراء و اندیشه های هانا آرنت

هانا آرنت فیلسوف و متفکر یهودی آلمانی در سال 1906 در یک خانواده یهودی سکولار در شهر لیندن در نزدیکی هانوفر آلمان متولد شد و در شهرهای کوئینگزبرگ و برلین بزرگ شد. در دانشگاه ماربورگ نزد مارتین هایدگر فیلسوف معروف و برجسته آلمانی فلسفه آموخت و در ضمن رابطه یی دوستانه و رمانتیک نیز با هایدگر برقرار ساخت تا زمانی که به واسطه پیوستن هایدگر به حزب نازی این رابطه دچار بحران شد و بعد از چندی ادامه یافت. به واقع رابطه آنها را می توان در سه دوره تقسیم بندی کرد؛ از دوران دانشجویی وی تا زمانی که هایدگر به حزب نازی پیوست (اوایل دهه 1930)، از این زمان تا 1950 و از 1950 تا زمان مرگ آرنت. بعد از مدتی آرنت راهی دانشگاه هایدلبرگ شد و تز دکترای خود را با عنوان مفهوم عشق در فلسفه آگوستین قدیس نزد فیلسوف و روانشناس اگزیستانسیالیست، کارل یاسپرس، به انجام رساند. وی در سال 1929 با گونتر اشترن در شهر برلین ازدواج کرد که بعدها در سال 1937 از همدیگر جدا شدند. رساله دکترایش در همان سال به چاپ رسید ولی آرنت به واسطه یهودی بودن از تدریس در دانشگاه های آلمان خودداری کرد. وی قبل از اینکه مورد تعقیب گشتاپو قرار بگیرد، مدت زیادی در مورد ضدسامی گری و ضدیهودی گری تحقیق می کرد و در همین ایام نگارش نخستین کتاب خود را که زندگینامه راحل فارن هاگن است، آغاز کرد. سپس وی از برلین به پاریس رفت. در آنجا وی با فیلسوف مارکسیست و از اقوام همسرش والتر بنجامین ملاقات کرد و رابطه نزدیکی برقرار ساخت. در پاریس آرنت که به حمایت و کمک به پناهندگان یهودی می پرداخت، پس از مدتی دستگیر و به کمپ گورس منتقل شد که بعد از چند هفته موفق به فرار از آنجا شد. وی بعدها با فیلسوف و شاعر مارکسیست مارتین بلوشر ازدواج کرد و در سال 1941 همراه با همسر و مادرش به امریکا رفت. در نیویورک آرنت در انجمن آلمانی- یهودی به فعالیت پرداخت و در فاصله سال های 1941 تا 1945 در روزنامه آلمانی زبان Aufbau مقاله می نوشت. از سال 1944 وی برای کمیسیون اروپایی تجدید فرهنگ یهودی تحقیق و در این حین به صورت متناوب به آلمان سفر می کرد. بعد از جنگ جهانی دوم وی به آلمان بازگشت و برای موسسه الیاس جوان کار کرد. در این حین وی رابطه بسیار نزدیکی با کارل یاسپرس و همسر یهودی اش داشت و رابطه فکری عمیقی با یاسپرس برقرار ساخت. در سال 1950 آرنت شهروند امریکا شد و در قالب فرصت مطالعاتی در دانشگاه های کالیفرنیا، برکلی، پرینستون و نورفوسترن به تحقیق پرداخت. همچنین وی به عنوان استاد کمیته مطالعات اجتماعی در دانشگاه شیکاگو کار می کرد. وی در دانشگاه ییل و وسلین نیز فعالیت تحقیقاتی می کرد. در سال 1959 وی به عنوان اولین زن استاد تمام در دانشگاه پرینستون دست یافت. هانا آرنت در 69 سالگی در سال 1975 درگذشت.
شهرهای اروپا از نگاه مسافران
شهرهای اروپا از نگاه جهانگردان
بروكسل، پایتخت اتحادیه اروپا دلگیرترین و لندن كثیفترین شهر اروپا قلمداد شده اند. به نوشته بیزینسویك در یك نظرسنجی از 1400 مسافر از نقاط مختلف جهان به مقصد اروپا، بروكسل كه برای سیستم بهداشتی، شكلات ها و كتابهای مصورش شهرت جهانی دارد، كسالت بار ترین شهر این قاره لقب گرفته است.
دومین شهر كسالت بار قاره اروپا، زوریخ است كه همانند سایر شهرهای سوئیس زندگی و تفریحات شبانه در آن با تعطیلی زودهنگام فروشگاه های عمومی در اوایل بعدازظهر قابل مقایسه با برخی دیگر از شهرهای بزرگ اروپا نیست.
سومین شهر كسالت بار از دید توریست ها بطور مشترك اسلو، ورشو و زاگرب بوده اند. این نظرسنجی كه توسط موسسه تریپ ادوایزر صورت گرفته است، اخیرا در نشریات اروپایی بازتاب وسیعی داشته است. در این نظرسنجی اگرچه لندن كثیف ترین شهر اروپا لقب گرفته است اما به دلیل زنده بودن شهر بهترین شهر اروپا برای تفریحات شبانه خوانده شده است.
وجود میلیونها توریست و خدمات نظافت شهری نامناسب كه به دلیل ترس از حملات تروریستی با كمبود شدید سطل آشغال در پیاده روها نیز مضاعف شده، لندن را به شهری كثیف بدل ساخته است كه در اغلب خیابانها و كوچه های آن منظره كیسه های زباله چشم را آزار می دهد و قابل مقایسه با شهرها و روستاهای كشوری مثل سوئیس نیست، اما در عوض برخلاف زندگی شبانه كسالت بار شهرهای سوئیس، بهترین شهر اروپا برای تفریح و سرگرمی است كه به نوعی با موزه های بی نظیر و مراكز فرهنگی متعددش مركز فرهنگی اروپا محسوب می شود.
پاریس دومین شهر كثیف و رم و آتن بطور مشترك در رده سوم كثیفترین شهرهای اروپا نام گرفته اند.
پس از لندن، آمستردام كه به دلیل كلوب های شبانه، بارهای مخصوص و به ویژه محله ردلایت دیستكریت مشهور است و پاریس كه شب های آن در مناطق مركزی شهر حال و هوای دیگری دارد، بهترین شهرها برای تفریحات زندگی شبانه لقب گرفته اند.
آوازه پاریس به عنوان بهترین شهر برای چشیدن طعم انواع غذاها در این نظرسنجی نیز خود را نشان داده و این شهر بهترین شهر برای یافتن بهترین رستورانها لقب گرفته است، شهری كه هالیوود نیز همواره از آن به عنوان شهری با آشپزهای افسانه ای یاد كرده است.
با اینكه تنوع رستوران های لندن بسیار چشمگیر است اما این شهر در رقابت با رستورانهای ایتالیایی شانسی نداشته است و دو شهر رم و فلورانس به ترتیب به عنوان دومین و سومین شهر برای غذا خوردن برگزیده شده اند تا شهرت آشپزهای ایتالیایی نیز همچنان محفوظ مانده باشد.
در یك گزینه دیگر لندن در مجموع بهترین شهر اروپا برای مسافرت لقب گرفته است، جایی كه به نظر می رسد مقصد اولیه میلیونها توریست از سراسر جهان در سفر به اروپا باشد، پس از لندن آن چنان كه قابل حدس است پاریس و رم شهرهای محبوب توریست ها هستند.
پراگ، بوداپست و لیسبون بهترین شهرهایی هستند كه توریست ها پول كمتری برای اقامت، غذا و گردش می پردازند و لندن گران ترین شهر اروپا برای توریست هاست، جایی كه یك بطری كوچك نوشابه بهایی دو برابر زوریخ (كه یكی از گران ترین شهرهای دنیاست) دارد. به علاوه قیمت همین بطری نوشابه در یك فروشگاه بزرگ در مركز لندن با قیمت آن در فرودگاه بسیار متفاوت است.
رومانتیك ترین شهرهای اروپا نیز قابل حدس هستند جایی كه مقصد سفر ماه عسل یا مسافرت بسیاری از زوج هاست: پاریس، رم و ونیز، شهرهایی كه پس از سالها همچنان شهرت رومانتیك خود را حفظ كرده اند.
در عوض زوریخ تمیزترین شهر اروپا نام گرفته است، پس از زوریخ استكهلم و كپنهاك تمیزترین شهرهای اروپا از نظر توریست ها به حساب آمده اند و لندن، پاریس و رم كثیف ترین شهرها.
برخورد با توریست ها در دابلین بیش از همه دوستانه بوده و مردم با علاقه به آنها كمك می كنند در حالی كه پاریسی ها كمتر روی خوشی به توریست هایی كه از در و دیوار شهر بالا می روند نشان می دهند، نظری كه همان نگرش سنتی پاریسی های بی اعتنا و نسبتا مغرور را تقویت می كند.
پس از دابلین، آمستردام و لندن شهرهایی با مردم گشاده رو خوانده شده اند و در همین حال در یك گزینه دیگر لندن و مسكو نیز پس ازپاریس شهرهایی با مردم ترشرو قلمداد شده اند.
بهترین شهر برای خرید هم همچنان كه قابل حدس است پاریس قلمداد شده است و با اینكه به نظر می رسد مراكز خرید لندن بیش از همه متمركز و در دسترس باشد این شهر در رتبه دوم قرار گرفته و پس از آن نیز رم سوم شده است.
بهترین پارك ها در لندن با وجود چندین پارك بزرگ از جمله هاید پارك و رجنت پارك قرار دارند كه محل فیلمبرداری بسیاری از فیلم های مشهور سینمای كلاسیك بوده است و پس از آن پاریس دارای بهترین پارك ها از جمله تویلری در میدان كنكورد و روبروی شانزه لیزه است.
پس از پاریس، سه شهر بارسلونا، آمستردام و كپنهاك از این نظر در رده سوم قرار گرفته اند.
چشمگیرترین نقاط دیدنی از نظر این توریست ها در رم، پاریس و استكهلم قرار داشته است.
انتشار این نظرسنجی بحث های بسیاری در میان رسانه ها و حتی وبلاگ های اروپایی پدید آورده است اما نكته قابل توجه در این بررسی غیبت چشمگیر شهرهای آلمان بوده است و آن چنان كه پیداست شهرهایی مثل فرانكفورت، برلین، مونیخ و هامبورگ بطور كلی در هیچ یك از این گزینه ها در رده های اول تا سوم جای نگرفته اند.
در باره انتخاب زوریخ به عنوان دومین شهر كسالت بار اروپا، كاربران سایت تعاملی انگلیسی زبانهای سوئیس ضمن تایید این امر اغلب گفته اند كسالت بار بودن را به فقدان امنیت ترجیح می دهند.
در سالهای گذشته زوریخ امن ترین یا یكی از امن ترین شهرهای جهان لقب گرفته است، ارزیابی های بین المللی از شهرهای جهان نیز زوریخ را درصدر شهرهای جهان قرار داده و بهترین شهر برای زندگی معرفی كرده است.
براساس معیارهای خدمات بهداشتی، آموزش، سیستم حمل و نقل و عواملی چون ثبات سیاسی، اقتصادی و متغییرهای زیست محیطی و اجتماعی در سال 2006 زوریخ بهترین شهر جهان برای زندگی معرفی شد. دومین شهر برتر جهان در میان 215 شهر بزرگ مورد بررسی در ارزیابی بین المللی موسسه "خدمات مشاوره نیروی انسانی مركر"، ژنو، دومین شهر بزرگ سوئیس بوده است.
در این ارزیابی پاریس سی و سومین، لندن سی و نهمین و نیویورك چهل و ششمین شهر مطلوب برای زندگی بوده اند.
براساس این نظرسنجی زوریخ همچنین با وجود آنكه یكی از گران ترین شهرهای جهان است بهترین شهر برای كار كردن و دریافت حقوق است، حقوق ماهیانه یك روزنامه نگار در این شهر بطور متوسط با سابقه نزدیك به ده سال برابر با هفت هزار و پانصد فرانك است كه تقریبا یك و نیم برابر حقوق یك روزنامه نگار مشابه در آمستردام، برلین، لندن و پاریس است.
زوریخ آن چنان كه قابل انتظار است بهترین شهر جهان برای ارائه خدمات بانكی و خدمات مشاوره تجاری نیز با وجود دارا بودن بانك ها و موسسات خصوصی بسیار و دو بانك عظیم جهانی كردیت سوئیس و یو بی اس است.
زوریخ و ژنو در این رده بندی در سالهای 2005، و 2006 و2007 به ترتیب بهترین شهرهای جهان بوده اند و در سه سال اخیر این مقام را حفظ كرده اند پس از این دو شهر در سوئیس، ونكور در كانادا سومین شهر مطلوب برای زندگی محسوب شده است.
رتبه بندی بعدی بهترین شهرهای جهان برای زندگی به ترتیب چنین است: وین، آكلند، دوسلدرف، فرانكفورت، مونیخ، برن و سیدنی.
محمد بلوری: روزنامهها به دست افراد سیاسی افتاده است
محمد بلوری:
روزنامهها به دست افراد سیاسی افتاده است
یک روزنامهنگار پیشکسوت با اشاره به اینکه روزنامهها به دست افراد سیاسی افتاده، بیان کرد: اصل رقابت در مطبوعات از بین رفته و شأن خبرنگار پایین آمده است.
محمد بلوری، روزنامهنگار پیشکسوت در گفتگو با خبرنگار مهر درباره روند دریافت هدیه در ازای نشر اخبار که در برخی از رسانهها و از سوی بعضی خبرنگاران مرسوم شده است، بیان کرد: در گذشته شرمآور بود که خبرنگاری به خاطر پول خبر چاپ کند. به خاطر میآورم که یک سال در روزنامه کیهان برایم 4 سکه دونیم پهلوی به عنوان عیدانه آوردند. آن زمان خیلی عصبانی شدم و فکر کردم توهین بزرگی به من شده است.
وی ادامه داد: اما این روزها میبینم که در بعضی از سازمانها هدیههای نقدی به خبرنگاران داده میشود و روزنامهنگاران نیز به راحتی این هدایا را میپذیرند.
بلوری با اشاره به اینکه یکی از دلایل عمده این موضوع مشکلات مادی و دستمزد اندک روزنامهنگاران است، تصریح کرد: خبرنگاران در شرایط اقتصادی کنونی با حقوقی که دریافت میکنند، واقعا نمیتوانند زندگی کنند و گاهی اوقات چارهای جز دریافت این هدایا ندارند.
وی تأکید کرد: شاید اگر مسئولین روزنامهها مشکل دستمزد نیروهای خود را حل کنند، بسیاری از مشکلات کنونی رفع شود.
بلوری به مشکل دیگری که در حال حاضر در مطبوعات وجود دارد، اشاره کرد و گفت: این روزها عرصه خبرنگاری باز شده است. در گذشته برای ورود به عرصه خبر باید دورههای ویِژهای را میگذراندیم. من 6 ماه دستیار یک خبرنگار بودم تا بالاخره بعد از 6 ماه به عنوان یک خبرنگار درجه دو و سه پذیرفته شدم.
به گفته این پیشکسوت روزنامهنگار، در آن سالها خبرنگاران به لحاظ اخلاقی نیز شناسایی میشدند و بر اساس این اخلاقیات افراد را برای مصاحبه با وزرا و مسئولین معرفی میکردند. هیچ مسئولی در آن زمان به خودش این اجازه را نمیداد که به خبرنگاری پیشنهادی بدهد. مسئول خود را موظف به پاسخگویی میدانست.
وی تأکید کرد: امروز درهای مطبوعات باز شده است و هر کسی میتواند به راحتی وارد روزنامه میشود و حتی از همان بدور ورود حکم دبیر سرویسی دریافت میکند.
بلوری با اشاره به اینکه این روند شأن خبرنگار را پایین آورده است، تصریح کرد: وقتی مسئولی میبیند که خبرنگار به راحتی هدیه میپذیرد، دیگر ارزشی برای کار او قائل نیست. مسئول خبرنگار را واسطهای میبیند که با دریافت مبلغی میتواند آنچه مورد نظر او است، منتشر کند.
وی همچنین با اشاره به اینکه مدیران مسئول برای شخصیت روزنامهنگاران ارزشی قائل نیستند، گفت: در گذشته اگر برای مصاحبهای با یک مسئول انتخاب میشدیم، موظف بودیم که یک روز کامل در آرشیو روزنامه و در میان مصاحبه و مطالب اطلاعات دقیقی را به دست آوریم. زمان مصاحبه آنقدر اطلاعات در دست داشتیم که حتی صحبتهای مسئول را پرسشهای فرعی قطع میکردیم.
بلوری افزود: بخشی از مسئله از مدیران رسانهها نشأت میگیرد. مدیران روزنامهها در حقیقت روزنامهنگار نیستند، سیاستمدارانی هستند که تنها برای موقعیت سیاسی خود تلاش میکنند. برای آنها اهمیتی ندارد که روزنامه کار کند. برایشان کافی است که خبرنگاران پای اینترنت و ماهواره بنشینند و همان حرفها را در روزنامه تکرار کنند.
این روزنامهنگار تصریح کرد: اگر در گذشته ساعت 9 صبح روزنامهنگاری در تحریریه مینشست، با او برخورد میکردیم. اساس کار بر خبر و تولید خبر و بر پایه رقابت و سیستم تنبیه و تشویق بود. مدیر روزنامه نیز همواره نظارت میکرد و هدفش پیشرفت روزنامه بود.
وی با اشاره به اینکه متأسفانه مدیران جدید به روزنامه عشقی ندارند، تأکید کرد: به این ترتییب ارزش کار کم میشود. روزنامهنگار حرفهای تربیت نمیشود و دریافت هدیه و پول بابت انتشار اخبار تبدیل به امری طبیعی میشود. مردم دیگر به این نشریه اطمینان ندارند و به همین دلیل نیز تیراژ روزنامهها تا این اندازه کاهش پیدا میکند.
بلوری تاکید کرد: روزنامهها به دست افراد سیاسی افتاده و همین موضوع اصل رقابت در مطبوعات را از بین برده است.
گفتنی است که وی روزنامه نگار با تجربه کشورمان بخشی از تاریخ روزنامه نگاری است. محمد بلوری در سال های قبل و بعد از انقلاب اسلامی ،معاون سردبیرو عضو شورای سردبیری روزنامه كیهان ، سردبیر نشریه ایرانیان ، دبیر حوادث روزنامه های ایران و اعتماد و مسوول ویژه نامه های حوادث روزنامه جام جم و... بوده است .
نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش
نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش
او باید بداند که همه مردم عادل و همه آن ها صادق نیستند ، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد ، انسان صدیقی هم وجود دارد . به او بگویید ، به ازای هر سیاستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردی هم یافت می شود . به او بیاموزید ، که در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست . می دانم که وقت می گیرد،اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش ، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد.به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد.از پیروز شدن لذت ببرد.او را از غبطه خوردن بر حذر دارید .به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید .
اگر می توانید ، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید . به او بگویید تعمق کند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود . به گل های درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می کنند ، دقیق شود .
به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد . به پسرم یاد بدهید با ملایم ها ، ملایم و با گردن کش ها ، گردن کش باشد . به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .
به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند .
ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید . اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند . به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد .
به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند ، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست .
به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد .
در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازپرورده نسازید . بگذارید که او شجاع باشد ، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید ، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.
آبراهام لینکلن کیست؟
«آبراهام لینکلن» در 12 فوریه 1809 (همزمان با چارلز داروین) در خانواده ای فقیر و در کلبه ای چوبی در مزرعه «سینکینگ اسپرینگ» به دنیا آمد. پدرش «توماس لینکلن» و مادرش «ننسی هانکز» نام داشت و هر دو بی سواد بودند. آبراهام یک خواهر بزرگتر به نام سارا لینکلن داشت که در سال 1805 به دنیا آمد. برادر کوچک وی، توماس در اوان کودکی جان سپرد.
والدین آبراهام عضو کلیسای پروتستان بودند که به دلیل رد حمایت از برده داری، از کلیسای بزرگ جدا شده بود. وی از دوران کودکی برخورد زیادی با احساسات ضد برده داری داشت. با این وجود، هرگز به کلیسای پدر و مادرش و یا کلیساهای دیگر نپیوست. در سال 1816، زمانی که لینکلن 7 ساله بود، همراه با پدر و مادرش به بخش بری هند نقل مکان کرد. در این ناحیه، در کلبهای چوبی و بدون در و پنجره زندگی می كردند كه کف آن پر از علفهای وحشی بود. رختخوابهائی که تشکهای آن را با برگ خشک پر کرده بودند، یک یا دو چهار پایه، یک میز و یک کتاب مقدس، همه اثاث و دارایی آنها را تشکیل می داد. او بعدها پی برد که این جابجایی بعضاً به دلیل برده داری و نیز به علت مشکلات اقتصادی موجود در کنتاکی صورت گرفته است. در سال 1818، مادرش در سن 34 سالگی و بر اثر عارضه ای جان باخت. اندک زمانی بعد، پدر لینکلن با سارا بوش جانستون ازدواج کرد. سارا، لینکلن را مانند بچه های خودش بزرگ کرد و در مقایسه لینکلن با پسر واقعی خودش چنین گفت : «هر دو بچه های خوبی بودند. اما اکنون که دیگر هیچکدام نیستند، باید بگویم که آبراهام بهترین پسری بود که در تمام عمرم دیدم » ( لینکلن، نوشته دیوید هربرت دونالد، 1995).
تحصیلات رسمی او احتمالاً فقط 18 ماه آموزش، آن هم به وسیله معلمان غیر رسمی بوده است. در واقع، او خود آموخته بود، هر کتابی كه می توانست، قرض می گرفت و می خواند. بر انجیل، آثار ویلیام شکسپیر، تاریخ انگلستان و تاریخ آمریکا کاملاً مسلط بود و خود شیوه ای بسیار ساده برای سخن گفتن برگزید که حضار را - که به سخنان پرطمطراق عادت کرده بودند - متحیر می ساخت. روزی کتابی کهنه و موش خورده از شرح زندگی واشنگتن بدست آورد، آنرا با دقت فراوان خواند و بقدری شیفته آن شد که شاید اساس فکری و شخصیت ترقی جوی آبراهام متاثر از آن باشد.
در ۱۸ سالگی، در دکانی کوچک مشغول به كار شد. در ۱۵ مایلی خانهاش، دادگاههائی در فصول معینی از سال تشکیل میگردید. لینکلن گهگاه صبح زود خود را به آنجا میرسانید و پس از آنکه تمام روز خود را به شنیدن سخنان قاضیان و دادستان و متهمان می گذراند، شامگاهان به خانه باز میگشت. او کتاب « قانون اساسی تجدید نظر شده ایالت ایندیانا» را نیز برای مطالعه به عاریه گرفت. مدتی نیز به كمك برادر ناتنی خود، کشتی بی بادبان مسطح میساخت و چون با دقت فراوان این کار را به انجام رسانید، صاحب کار، تصدی یک کارخانه و همچنین دکان بزرگی در نیوسالم را به او واگذار نمود. لینکلن با مشتریان رفتار خوبی داشت. یکبار از یک مشتری اشتباهاً حدود ۶ سنت اضافه گرفته بود، شب هنگام دو سه مایل راه رفت تا مبلغ مزبور را به مشتری پس بدهد.
سخنان بزرگان 2
سخنان بزرگان 2
1. اهل سیاست پاسخگو هستند ! البته تنها به پرسشهایی که دوست دارند . حکیم ارد بزرگ
2. مهم ترین رازهای نهان سیاست بازان ، چیزی جز پیگری اندیشه مردم کوچه و بازار نیست . حکیم ارد بزرگ
3. فرمانروایان نیرومند ، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند . حکیم ارد بزرگ
4. اگر می خواهی کسی را بزرگ کنی ، پیوسته از او به دشمنی یاد کن . حکیم ارد بزرگ
5. دشمن ! دشمن است ، فریب زبان چرب دشمن را مخور . حکیم ارد بزرگ
6. بزرگترین ابزار دفاع در برابر دشمنان ، خرد و اندیشه است . حکیم ارد بزرگ
7. دوستی بیش از اندازه همانند دشمنی ترسناک است . حکیم ارد بزرگ
8. اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . حکیم ارد بزرگ
9. به ارزش نگاه دوست زمانی پی می بری که در بند دشمنان و بدسگالان باشی . حکیم ارد بزرگ
10. از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی ست . حکیم ارد بزرگ
11. آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . حکیم ارد بزرگ
12. سپاسگذاری و ارج نهادن به دیگران ، نشان بزرگی و توانایی ست . حکیم ارد بزرگ
13. تا هنگامی که از برتری خویش سخن می گویی ، دیده نمی شوی . حکیم ارد بزرگ
14. نقادی که در انتهای ارزیابی خویش ، راه درست را نشان نمی دهد یاوه گویی بیش نیست . حکیم ارد بزرگ
15. کسی که زبانش پیش از اندیشه اش می جنبد ، باید همواره بدنبال دوستان تازه باشد . حکیم ارد بزرگ
16. اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . حکیم ارد بزرگ
17. هر حرفی راز نیست ، اگر سخنی را راز می دانید آن را به کسی نگویید و اگر گفتید دیگر نگویید این را به کسی نگو ! چرا که خود شما توان نگهداری آن را نداشته اید چه برسد به شنونده سخن شما . حکیم ارد بزرگ
18. عیب جامعه این است كه همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ كس نمی خواهد فرد مفیدی باشد. وینستون چرچیل
19. با خوردن حرف هرگز سوء هاضمه نمی گیرید. وینستو چرچیل
20. عشقت را نصیب کسی کن که لایق آن باشد نه تشنه آن، زیرا هر تشنه ای روزی سیراب میشود. شکسپیر
سخنان بزرگان
1. انسانیت نیازمند حقیقت است.
2. بسا سكوتی كه از سخن گفتن بهتر است. امام علی
3. از مخالفت نهراسید فقط بادبادك وقتی می تواند بالا برود كه با باد مخالف مواجه شود. وینستون چرچیل
4. اگر بجای اسلحه با معلم به جنگ دنیا می رفتم همه دشمنان نابود می شدند. بیسمارك
5. در سرزمینی كه سایه آدم های كوچك بزرگ شد، در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است. دكتر علی شریعتی
6. معنی حقیقی آزادی مسئولیت است به همین جهت اغلب از آن می ترسند. جرج برنارد شاو
7. بیشتر كسانی موفق شده اند كه كمتر تعریف شنیده اند. امیل زولا
8. كسی كه از سرنوشت خود شكایت كند از كوچكی، ناچیزی و ضعف خود شكایت كرده است. موریس مترلینگ
9. آنانكه نمی توانند خود را اداره كنند ناچار به اطاعت از دیگرانند. ویكتور هوگو
10. بدبختی و كینه را به كسانی واگذار كه نمی توانند دوست بدارند. ویكتور هوگو
12. من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! ناپلئون
13. دشمنی به آدمی این زمان را می دهد که تواناییهای خویش را باز شناسد . حکیم ارد بزرگ
14. دانا انتظار ندارد کارهای او مورد تمجید و تحسین قرار گیرد. لائوتسه
15. چاپلوسی هم گوینده و هم شنونده را فاسد می کند. دیل کارنگی
16. افتادن در گل و لای ننگ نیست. ننگ در این است که آنجا بمانی. مثل آلمانی
17. بهترین وسیله دفع دشمنان، ازدیاد دوستان است . بیسمارک
18. فهمیدن بهتر از دانستن است. گوستاو لوبن
19. آمده ایم تا با زندگی كردن قیمت پیدا كنیم نه به هر قیمتی زندگی كنیم.
20. همه عشق بورز، به تعداد كمی اعتماد كن، و به هیچكس بدی نكن. شكسپیر
ویکتور هوگو
ویکتور هوگو

محبوب ترین کتابها و نویسنده ها

به گزارش ایسنا ، بر اساس نظرسنجی انجام شده از یكصد نویسنده فرانسوی برای انتخاب 10 كتاب مورد علاقه شان ، كتاب «در جستجوی زمان ازدست رفته» اثر مارسل پروست بیشترین مجبوبیت را نزد آنها دارد.
از میان این یكصد نویسنده ، 33 نفر «در جستوجوی زمان ازدست رفته» را در فهرست آثار محبوبشان قرار دادند و بیشتر از هركتاب دیگری از این اثر ماندگار مارسل پروست نام برده شد.
در رتبه دوم ، «اولسیس» نوشته جیمز جویس قرار دارد و «اودیسه و ایلیاد» اثر هومر سومین كتاب محبوب از نگاه نویسندگان فرانسوی است.
«شاهزاده كلوس» نوشته «مادام لافایت» كه اولین رمان تاریخی ادبیات فرانسه محسوب میشود ، رتبه چهارم را در اختیار دارد. این رمان 331 سال پیش در سال 1678 منتشر شد و یكی از اولین رمان هایی است كه در جهان منتشر شده است. «خشم و هیاهو» و «ابشالوم، ابشالوم» هردو از «ویلیام فاكنر» در رتبههای پنجم و ششم ایستادهاند.
از دیگر كتابهای برجستهای كه دراین فهرست دیده میشوند میتوان به «دون كیشوت» اثر میگوئل دی سروانتس ، «داستان ها» اثر «بورخس» ، «ژورنال» اثر فرانس كافكا ، «برادران كارامازوف» اثر داستایوفسكی ، «آنا كارنینا» نوشته لئو تولستوی و «كمدی الهی» اثر دانته اشاره كرد.
در میان نویسندگانی كه بیشترین كتابها از آنها نام برده شده است ، مارسل پروست در رتبه اول است، ویلیام فاكنر ، گوستاو فلوبر ، داستایوفسكی ، ویرجینا وولف ، جیمز جویس و فرانس كافكا در رتبههای بعدی دیده میشوند.
درباره آلبر کامو
آلبر کامو:
"طغیان می کنم، پس هستم."

آلبر کامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در دهکدهای کوچک در الجزایر به دنیا آمد. پدرش «لوسین کامو» یک سال بعد از به دنیا آمدن او در نبرد مارن در جنگ جهانی اول کشته شد و از آن به بعد آلبر همراه با مادرش (که اصالتاً اسپانیایی بود) به خانهٔ مادر مادریاش در الجزیره میرود. خانوادهٔ کامو جزو آن دسته از مهاجرانی بودند که از فرانسه برای گرفتن زمین و کشاورزی به الجزایر آمده بودند. کودکی کامو در یک زندگی فقیرانهٔ طبقهٔ کارگری سپری شد. فقر، احترام به رنج و همدردی با بی چارگان را به او یاد داد. آلبر کامو بر آن است که انسان تنها با «طغیان» میتواند با پوچی مقابله کند. او گفتۀ معروف دکارت را به این شکل درآورد: «طغیان میکنم، پس هستم!» آلبر کامو اذعان دارد که با هیچ چیز نمیتوان «پوچی بنیادین هستی» را درمان کرد، اما شاید بتوان از درد آن اندکی کاست. در اندیشۀ کامو آدمی با طغیان به آزادی و خودآگاهی میرسد. آزادیهای خود را دلیرانه پاس میدارد و محدودیتهای خود را فروتنانه میپذیرد. گفته شده که طغیان کامو پاسخی فلسفی نیست، بلکه تنها رهنمودی اخلاقیست. کامو عقیده دارد که باید با شوقی وافر به روی زندگی آغوش باز کرد، از آن کام گرفت و دلیرانه با زشتیها و پلیدیهای آن پیکار کرد. کامو با انتشار رسالۀ «انسان طاغی» در سال ۱۹۵۱ راهش را از یاران پیشین خود در مکتب اگزیستانسیالیسم جدا کرد. او به رهنمودهای ایدئولوژیک بدگمان بود. وعدهی «فردای بهتر» را فریب و دروغ سیاستمداران میدانست. کامو به «مصلحت» معتقد نبود. برای او اخلاق و سیاست یکی بود. در دوران تسلط آرمانهای چپ، او به روشنفکران نهیب زد که رؤیاهای «ایدئولوژیک» تنها به یأس و ماتم منجر خواهد شد. نظامهای تمامیتخواه از چپ و راست، با وعدۀ بهشتهای واهی، روی زمین جهنمهای واقعی به پا میکنند.
خبرنگاری کوله پشتی
خبرنگاری کولهپشتی
وبسایت مرکز آموزش همشهری، امید جهانشاهی - فناوریهای جدید صنعت رسانه را با تحولات جدی مواجه کرده است. رسانههای مبتنی بر وب فضای رقابتی را برای کار خبری ایجاد کردهاند و از این رو سازمانهای رسانهای موفق سازمانهایی هستند که خلاق و انعطاف پذیر باشند و با استفاده بهینه از قابلیتهای فناوری، پاسخ موثری به این فضای رقابتی بدهند. آنها در این محیط متحول و نو شونده و در برابر فشارهای محیط رقابتی به استراتژی های افزایش سرعت اطلاع رسانی، کاهش هزینههای تولید و گسترش پلاتفورم های توزیع رو آورده اند.
هشت توصیه به روزنامهنگاران چندرسانهای
هشت توصیه به روزنامهنگاران چندرسانهای
والنتینا گیمینز - گزارشگری چند رسانه ای مستلزم آن است که روزنامه نگار بتواند با انعطاف و توجه بالا به طور همزمان وظایف متنوعی را انجام دهد. آی جی نت با کارلا لیال، مجری بخش خبر شبکه تلویزیونی اسپانیایی زبان تله موندو در تگزاس گفتگویی داشته و نظر او را درباره موفقیت در عرصه روزنامه نگاری چندرسانه ای جویا شده است.
آن چه در زیر می خوانید، فهرستی از توصیه های اوست.
کسب حداکثر مهارت: در عرصه روزنامه نگاری چندرسانه ای هرچه از مهارت بیشتری برخوردار باشید بهتر است. حداقل باید با فن نگارش، عکاسی، تهیه گزارش های صوتی، فیلمبرداری و تدوین تصاویر ویدیویی آشنا باشید.
گزینه های بیشتر برای مخاطب: در عرضه گزارش های خود به مخاطبان در ابتدا به سراغ در دسترس ترین پلتفورم ها بروید و سپس عناصر خبری دیگر را به آن اضافه کنید تا گزارش تکمیل تر شود. به طور مثال اگر گزارش صوتی است، آن را تدوین کنید. سپس تصاویر مناسب انتخاب کنید تا گزارش صوتی شما با آلبوم عکس مصور شود. همین طور می توانید از نمودار و نقشه به عنوان عناصر مکمل بهره گیری کنید.
تکمیل نه تکرار: عناصر مختلف یک گزارش چندرسانه ای باید همدیگر را تکمیل کنند، نه این که یک موضوع خاص را به اشکال مختلف تکرار کنند. بنابراین از تکرار اطلاعات خودداری کنید.
برنامه ریزی داشته باشید: روزنامه نگاران چندرسانه ای موفق می دانند که چطور درباره موضوع گزارش خود تحقیق و از چه رخدادهایی برای تهیه گزارش مورد نظر بهره برداری کنند. در عین حال باید توجه داشت که نقشه کاری شما باید از انعطاف لازم برخوردار باشد تا در صورت تغییر در وضع موجود بتوانید با تغییر سریع برنامه از بروز اختلال در روند تهیه گزارش خودداری کنید.
اطمینان از کارکرد تجهیزات: همیشه پیش از تهیه هر گزارش تجهیزات حرفه های خود مانند دوربین فیلمبرداری و باتری های آن را آزمایش کنید تا از سالم بودن آنها مطمئن شوید.
حضور در رسانههای اجتماعی: یک گزارشگر چند رسانه ای باید قادر باشد که گزارش های خود را در معرض دید عموم قرار دهد و از این طریق خود را به مردم و رسانه ها بشناساند. در این راستا یک پایگاه اینترنتی مانند وبلاگ یا حضور محسوس در رسانه های اجتماعی می تواند موثر باشد.
اهمیت کار گروهی: فعالیت گروهی و تیمی می تواند بر سرعت و کیفیت کار شما بیافزاید. یک نفر می تواند فیلمبرداری کند، نفر دیگر هم زمان می تواند مصاحبه را انجام دهد و سومین عضو تیم هم می تواند به تولید نمودار بپردازد.
به تلفن های هوشمند وابسته نشوید: اپلیکیشن های پیشرفته در تلفن های هوشمند کار را برای عکاسی خبری یا ضبط مصاحبه های صوتی آسان تر کرده است اما این امکانات تا حدی از کیفیت کار می کاهد. بنابراین نگذارید که تلفن هوشمندتان جایگزین تجهیزات دیجیتال و حرفه ای شود.
منبع:
وبسایت شبکه بینالمللی روزنامهنگاران
والنتینا گیمینز
10 شهر برتر جهانی برای زندگی کردن
ده شهر برتر جهان برای زندگی؛ سال 2011
شماره ی ۱: وین - اتریش
وین به عنوان بهترین مکان برای زندگی شناخته شده است. وین شهر اصلی اطریش و مرکز فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن است. این شهر حدود ۰۰۰‚۷۰۰‚۱ نفر جمعیت دارد. وین دارای چهار فصل است و تابستان معتدل و زمستان نسبتا سردی دارد. وین دارای سیستم حمل و نقل گسترده و بسیار قابل اطمینانی است. مراقبت های بهداشتی و ثبات سیاسی آن نیز موجب می شود از بهترین مکان ها برای زندگی به شمار آید. میزان متوسط عمر در این شهر ۷۹/۵ سال است.
شماره ی ۲: زوریخ - سوئیس
زوریخ بزرگ ترین شهر سوئیس است. با شهرستان های خود مجموعا ۰۹۸‚۳۶۵ نفر جمعیت دارد. طول عمر متوسط در این شهر ۸۰/۷۴ سال است. زوریخ مرکز مالی سوئیس است و خانه ی بورس اوراق بهادار و مقر تعداد زیادی از شرکت های ملی و بین المللی است. با توجه به فاصله ی کوتاه تا استراحتگاه های توریستی در کوه های آلپ از مناطق پررونق گردشگری نیز به شمار می آید. این شهر زیبا محیطی گرم و دنج با ترکیبی از طبیعت، فرهنگ و مدرنیته است.
شماره ی ۳: ژنو - سوئیس
دومین شهر پرجمعیت سوئیس است که ۹۵۸‚۱۸۵ نفر جمعیت دارد. کیفیت فوق العاده ی زندگی در این شهر شهرت دارد. در درجه ی اول یک مرکز مهم دیپلماسی بین المللی است. دارای مراقبت های بهداشتی و سیستم آموزش و پرورش عالی است. ثبات سیاسی و اقتصادی در این شهر از بهترین امتیازات آن است.
شماره ی ۴: اکلند - نیوزلند
زیباترین و بزرگ ترین شهر نیوزلند است. مناظر خیره کننده، سواحل زیبا، جزایر رویایی، مواد غذایی عالی و شراب فوق العاده ای دارد. آب و هوای آکلند گرم و معتدل، با تابستان های گرم و مرطوب و زمستان های معتدل است. شهر ۰۰۰‚۱۸۰‚۱ نفر جمعیت دارد و امید به زندگی ۸۰/۲۴ سال است.
شماره ی ۵: ونکوور - کانادا
شهر شگفت انگیز ونکوور در شهر ساحلی در ایالت بریتیش کلمبیای کانادا است که دارای زیرساخت های بی نظیری است که به خوبی توسعه یافته و تثبیت شده است. ونکوور از نقاط گردشگری به شمار می آید اما دارای استانداردهای بالای آموزشی و سیستم مراقبت های بهداشتی بسیار عالی است. این شهر ۰۴۱‚۵۷۸ نفر جمعیت دارد و امید به زندگی در ونکوور ۸۱/۱۶ سال است.
شماره ی ۶: دوسلدورف - آلمان
ششمین شهر برتر برای زندگی، باز در آلمان قرار دارد. دوسلدورف امروز با دوسلدورف قدیم بسیار تفاوت دارد. اکنون این شهر به شهری مدرن بدل شده است که از مراکز مهم کسب و کار و تجارت بین المللی است و از مراکز مهم به شمار می آید. دوسلدورف ۲۱۷‚۵۸۶ نفر جمعیت دارد و دارای مراقبت های بهداشتی بسیار عالی و ثبات سیاسی بی نظیری است.
شماره ی ۷: مونیخ - آلمان
مونیخ پایتخت ایالت بایرن آلمان است که در شمال کوه های آلپ واقع شده است. مونیخ در گسترش مالی، چاپ و نشر شهرت دارد و اغلب بهترین مقصد برای مهاجران به آلمان است. آب و هوای مونیخ نسبتا سرد است و تحت تاثیر آب و هوای کوه های آلپ قرار دارد. معماری شهر ترکیبی از بناهای سنتی و همچنین ساختمان های مدرن و پیشرفته است. میزان متوسط امید به زندگی در مونیخ ۷۹/۱ سال است.
شماره ی ۸: فرانکفورت - آلمان
فرانکفورت پنجمین شهر بزرگ آلمان است و ۰۰۰‚۶۷۲ نفر جمعیت دارد. فرانفورت را به عنوان مرکز کسب و کار در آلمان می شناسند و اغلب بانکداران ثروتمند در این شهر سکونت دارند اما در شهر مدرن فرانکفورت هم زمان در زمینه های فرهنگی نیز رشد زیادی داشته است. امید به زندگی در فرانکفورت ۷۹/۲۶ سال است.
شماره ی ۹: برن - سوئیس
نهمین شهر مناسب برای زندگی، برن سوئیس است. برن چهارمین شهر از شهرهای پرجمعیت سوئیس با جمعیتی بالغ بر ۴۶۶‚۱۲۳ نفر است. برن شهری زیبا، با فرهنگی غنی و زیرساخت های خلاق است. سیستم حمل و نقل بسیار خوبی دارد و میزان امید به زندگی ۸۰/۳ سال است. برن دارای اقتصادی پایدار با تولید ناخالص ۴۹۱/۴ بیلیون دلار است. برن محلی ایده آل برای زندگی به شمار می آید.
شماره ی ۱۰: سیدنی - استرالیا
سیدنی از بهترین شهرها برای زندگی است. متوسط طول عمر برای زندگی در این شهر ۸۰/۷۳ سال است و ۴۶۹‚۵۰۴‚۴ نفر جمعیت دارد. سیدنی یکی از بهترین شهرها برای گردش، سرگرمی و ورزش است. شهری مرفه و ثروتمند که در رتبه بندی ثروتمندترین شهرها به عنوان دومین شهر از نظر قدرت خرید سرانه قرار دارد. آب و هوای سیدنی معتدل است و تابستان های نسبتا گرم و زمستان هایی معتدل دارد.
گزارش نویس در مطبوعات
گزارش نویسی در مطبوعات
اشاره: مطلب حاضر از کتاب ژانرهای روزنامهنگاری اثر مغدید سپان و دو کتاب هنر روزنامهنگاری اثر کاروان علی قادر و دانا حبیب کرکوکی انتخاب شده است. مغدید، نویسنده کرد زبان عراقی، دکترای روزنامه نگاریاش را از سوئد گرفته و دارای چندین کتاب در حوزه روزنامه نگاری است. کاروان علی قادر هموطن وی و از روزنامه نگاران فعال روزنامه "کوردستانی نوی" و روزنامه "ئاسو" است. داناحبیب کرکوکی نیز دانشجوی دوره دکترای رشته روزنامه نگاری دانشگاه بغداد است و از وی تاکنون سه کتاب (دو مجموعه داستان و کتاب خطابه سیاسی) و چندین مقاله به زبان عربی منتشر شده است.
* * *
مقدمه
گزارشنویسی در هنر روزنامهنگاری، اهمیت فراوانی دارد، به طوریکه بسیاری از روزنامهها صفحات خاصی را به آن اختصاص میدهند. خبر، نقل رویداد است اما گزارش، تجزیه و تحلیل رویداد و بررسی ارتباط آن با حوادث دیگر و پیشینه تاریخی موضوع است.
چنانچه رویداد یا حادثهای خاص از اهمیت زیادی نزد مخاطبان برخوردار باشد، روزنامهنگار به خبر اکتفا نمیکند و با بررسی و تحلیل جنبههای مختلف آن، به تنظیم گزارش کاملی درباره رویداد موردنظر میپردازد و با روشنکردن ابعاد گوناگون مسأله، حس کنجکاوی مخاطب را ارضا میکند و درکنار آن میتواند دیدگاه خود را هم بیان کند.
یک حرف هزار نکته
ازمردم ممالک مختلف سوالی پرسیده شد و نتیجه آن جالب بود سوال از این
قرار بود ((نظر خودتان را راجع به کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان
کنید))
چون
در آفریقا کسی نمیداست غذا یعنی چه؟
در آسیا کسی نمیدانست نظر یعنی چه؟
در اروپای شرقی کسی نمیدانست صادقانه یعنی چه؟
در اروپای غربی کسی نمیدانست کمبود یعنی چه؟
ودر آمریکا کسی نمیدانست سایر کشورها یعنی چه؟
گفتگوی مجله مدیریت ارتباطات با حسین انتظامی
گفتگوی مجله مدیریت ارتباطات با حسین انتظامی
امنیتی كردن همه چیز، اتفاقا
حركتی غیرامنیتی است
پژمان موسوی : سال ها حضور در هیات نظارت بر مطبوعات آن هم به عنوان نماینده مدیران مسئول از او چهره ای ساخته است که نه تنها به تمامی مشکلات و معضلات اهالی مطبوعات کشور آشناست راهکارهای عینی و کارآمدی را نیز برای برون رفت از آنها در اختیار دارد . انتظامی چنان به ظریف کار مطبوعات و محدودیت هایش آشناست که برای تمام پرسش ها بهترین پاسخ ها را در اختیار داشت و چنان با جسارت سخن می گفت که فراتر ازحد انتظار ما بود . با او از هر دری سخن گفتیم ؛ از محدودیت های روزافزون مطبوعات گفته تا اقتصاد و مدیریت رسانه ها و البته مسائل مرتبط با هیت نظارت بر مطبوعات . بخشی از سخنان انتظامی البته نقدی است درون صنفی از برخی همکاران مطبوعاتی و تاکید وی بر اصلاح ساز و کارهای موجود . گفت و گوی دو ساعته مدیریت ارتباطات با حسین انتظامی ، نماینده مدیران مسئول در هیات نظارت بر مطبوعات را در ادامه بخوانید ....
جناب آقای انتظامی!برای ورود به بحث قصد دارم دغدغه ای را با شما در میان بگذارم که دغدغه بسیاری از اهالی رسانه است ؛ اقتصاد رسانه ها و مدیریت رسانه ها از جمله مباحثی است که متاسفانه این روزها کمتر به آن توجه می شود تا حدی که به نظر می رسد مطبوعات ما تنها به روزمرگی روزگار می گذرانند و توجه چندانی به این مقولات مهم و حیاتی درحیات و ممات مطبوعات ندارند؛در این باره چه دیدگاهی دارید؟فکر می کنید به چه دلیل مدیران مطبوعات به این موضوعات تا بدین حد بی توجهند؟
متاسفانه در عموم رسانه های ما این دید حاکم بوده و هست که یک روزنامه نگار خوب الزاما می تواند یک مدیر رسانه ای خوب هم باشد . در حالی اینها دو مقوله کاملا جدا از همدیگرند . اگر چه یک روزنامه نگار بهتر است آموزش ببیند و تجربه کسب کند و سپس مدیر رسانه هم بشود اما اینها ضرورتا یکی نیستند . شما به آموزشهای دانشگاهی و آکادمیک ما در دانشگاه ها نگاه کنید، اصولا بحث اقتصاد و مدیریت رسانه در هیچ یک از سیلابس های رشته های روزنامه نگاری و علوم ارتباطات ما دیده نشده است و تنها تکیه این رشته ها بر تکنیک های ژورنالیستی است .
معرفی رشته علوم ارتباطات اجتماعی

مطالعات ارتباطات یکی از شاخه های جوان علوم اجتماعی معاصر به شمار می آید که در ایران نیز بسیار جدید است. این مطالعات پس از جنگ جهانی دوم رو به رشد نهاد و از سایر رشته های علمی هم چون جامعه شناسی، روانشناسی، علوم سیاسی و حتی مهندسی کمک گرفت. ارتباطات با گسترش رسانه های الکترونیکی به تدریج به صورت رشته آموزشی مستقل در دانشگاه ها راه اندازی شد. توسعه فوق العاده وسایل ارتباط جمعی هم چون شبکه های ارتباطی و ماهوارهای، چند رسانهای ها و رسانه های متعامل در دنیای معاصر، تا بدان جا موثر بوده است که نه تنها علم ارتباطات را به عنوان یکی از محورهای اصلی مطالعات دنیای معاصر قرار داده است، بلکه عصر معاصر را عصر ارتباطات و جامعه جدید را جامعه اطلاعاتی نامیدهاند.
فرهنگ و ارتباطات: یک نگاه نو
علم ارتباطات در ایران دارای شاخه های محدودی هم چون روزنامه نگاری، روابط عمومی، تحقیق در ارتباط جمعی و خبر بوده و جایگاه سایر شاخه های مطالعاتی و نیز شناخت رسانه های مدرن در این علم خالی مانده است. دانشگاه های آزاد تبریز، امام صادق (ع) ، علامه طباطبایی و تهران و برخی دیگر از دانشگاههای آزاد پس از گذشت یک دهه از تاسیس رشته علوم ارتباطات اجتماعی و تبلیغ و با بهره گیری از تجربه های نوین دانشگاه های خارج از کشور، اقدام به یک نوآوری نمود و رشته فرهنگ و ارتباطات را در ایران بنیان نهاد. به این ترتیب، علم ارتباطات در حوزه مطالعات فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است تا از دستاوردها و تکنیک های ارتباطات در سیاست ها، برنامه ها و اقدام های فرهنگی ملی و بینالمللی استفاده شود. علاوه بر این آشنایی با معارف اسلامی، امکان بهرهگیری از این دانش را در حوزههای دینی فراهم می سازد.
زمینه های شغلی این رشته
دانش آموختگان این رشته علاوه بر توانمندی تدریس و تحقیق در مراکز آموزشی و
پژوهشی می توانند در سازمان های رسانهای هم چون صدا و سیما و مطبوعات،
وزارتخانه ها و مراکز فرهنگی همانند آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد
اسلامی و رایزنی های فرهنگی خارج از کشور، نهادهای فرهنگی و ارتباطی از
قبیل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی به فعالیت
های تخصصی اشتغال پیدا کنند.
مقطع کارشناسی رشته علوم ارتباطات اجتماعی در مقطع
کارشناسی (لیسانس) دارای3 گرایش است. این گرایش ها عبارتند از: 1- پژوهش در رسانه ها 2- روابط عمومی 3-
روزنامه نگاری آینده شغلی و بازار کار در هر یک از گرایش
های فوق در این مقطع از قرار زیر است: 1- خبر نگاری در رسانه های مكتوب و شفاهی 2- كار در روابط عمومی سازمان ها و نهادهای
دولتی و خصوصی مقطع کارشناسی ارشد در مقطع کارشناسی ارشد، این رشته در آزمون
کارشناسی ارشد سال 89 دارای 2 گرایش اصلی است. این گرایش ها عبارتند از: 1- علوم ارتباطات اجتماعی؛ که خود دارای زیر
گرایش هایی می باشد که عبارتند از؛ -روزنامه نگاری - مطالعات فرهنگی و رسانه - تبلیغ و ارتباطات فرهنگی - تحقیق در علوم ارتباطات 2- مدیریت رسانه بازار کار گرایش های ذکر شده با دارا بودن مدرک
کارشناسی ارشد در آن گرایش، به ترتیب اولویت به شرح ذیل است؛ 1-
مدیریت روابط عمومی های سازمان ها و نهادهای دولتی و خصوصی 2- مدیریت رسانه های مكتوب و شفاهی اعم از
روزنامه ها ، شبكه های تلویزیونی و رادیویی 3- كارشناسی برنامه های فرهنگی در رسانه ها
(مكتوب و شفاهی) 4- نظارت فرهنگی بر تبلیغات پذیرفته شده در
رسانه ها
مینی مالیسم و ساده نویسی
مینی مالیسم و ساده نویسی
مینی مالیسم یا کمینه گرایی، مکتب هنری است که اساس آثار و بیان خود را بر پایه سادگی بیان و روشهای ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی و یا شبه فلسفی بنیان گذاشتهاست.
مینی مالیسم در شکلهای مختلفی از طراحی و هنر، به ویژه در هنرهای تصویری و موسیقی استفاده میشود.مینی مالیسم پس از جنگ جهانی دوم، در هنر غرب به وجود آمد و بیشتر از سوی هنرمندان هنرهای تصویری آمریکایی در اواخر دهه ۶۰ میلادی و اوایل دهه ۷۰، گسترش پیدا کرد. مینی مالیستها معتقدند با حذف حضور فریبنده ترکیب بندی و استفاده از موارد ساده و اغلب صنعتی که به شکلی هندسی و بسیار ساده شده قرار گرفته باشند، می توان به کیفیت نـاب رنگ، فرم، فضا و ماده دست یافت. از هنرمندان این سبک میتوان به دیوید اسمیت، دونالد جاد، ارنست تروا، سول لویت، کارل آندره، دن فلاوین، رابرت رایمن، رونالد بلادن و ریچارد سِرا اشاره کرد. آثار هنر مندان مینی مالیست گاه کاملاً تصادفی پدید میآمد و گاه زادهٔ شکلهای هندسی ساده و مکرر بود. مینی مالیسم نمونهای از ایجاز و سادگی را در خود دارد و بیانگر سخن رابرت براونینگ است: (Less is more) «کمتر غنی تر است».
مینی مالیسم در ادبیات، سبک یا اصلی ادبی است که بر پایه فشردگی و ایجاز بیش از حد محتوای اثر بنا شدهاست. مینی مالیست هادر فشردگی و ایجاز تا آنجا پیش میروند که فقط عناصر ضروری اثر، آن هم در کمترین و کوتاه ترین شکل، باقی بماند. به همین دلیل کم حرفی از مشخص ترین ویژگیهای این آثار است.
مینی مالیسم ادبیات داستانی را با بیانهای زیادی از جمله «کوتاه نویسی» و «داستانِ کوتاهِ کوتاه» خواندهاند. کوتاه نویسی مینی مالیستها نظر بسیاری از منتقدان ادبی را به خود جلب کرد، آنها نظر موافقی با اینگونه داستانها نداشتند. زیرا به عقیده آنها مینی مالیستها بیش از حد شاخ و برگ عناصر داستان را میزنند و لطف و روح داستان از بین میرود. منتقدان، مینی مالیستها را با اسامی «رئالیسم سوپر مارکتی»، «آدامس بادکنکی شیک» و «مینی مالیسم پپسی کولایی» خواندند.
مینی مالیسم در موسیقی شیوه تصنیف موسیقی با استفاده از ایدهای است که چند بار تکرار میشود.یک قطعه مینی مالیستی موسیقی معمولاً تم کوتاهی را در بردارد که ممکن است ملودیک یا ریتمیک باشد.این تم سپس بارها، تکرار میشود اما به تدریج تغییر میکند. گاهی اوقات این شیوه با دو یا چند ساز اجرا میشود که با اجرای نتهای شان قطع میشوند یا هم نوازی میکنند اما هم زمان که یک ساز به آرامی سریع تر از دیگری نواخته میشود، ساز دیگر به تدریج از هماهنگی (Sync) خارج میشود.
آهنگسازانی که قطعات مینی مالیستی نوشتهاند شامل وایت استرایپس، فیلیپ گلاس، استیو رایک و تری رایلی هستند آهنگسازانی هم مانند جان آدامز، از شیوههای مینی مالیستی در آثارشان استفاده کردهاند اما آن را با شیوههای دیگر ترکیب کردهاند.
موسیقی مینی مالیستی در دهههای ۱۹۶۰ و۷۰ میلادی محبوب شد. آهنگسازان مینی مالیست کار خود را در حالی شروع کردند که آهنگسازان زیادی قطعاتی میساختند که بسیار پیچیده و درکش برای شنونده سخت بود.
كاربرد نظریههای ارتباطات: اقناع و تبلیغ

هدف این مقاله پرداختن به نظریات و مباحثی است كه در زمینه اقناع و تبلیغ وجود دارد. در این مقاله ضمن ارائه تعاریفی برای اقناع و تبلیغات و نگرش، به بیان تفاوت اقناع با تبلیغات خواهیم پرداخت. سپس برای تفكیك تجاری از تبلیغات سیاسی (پروپاگاندا) به طور جامع به طرح بررسی مباحث و تكنیكهای پروپاگاندا پرداخته خواهد شد. در بخش پایانی این مقاله نیز نظریاتی كه در زمینه اقناع در سطح خرد و كلان وجود دارد، مورد بحث و اشاره قرار میگیرند.
كلید واژگان: اقناع، نگرش ، تبلیغات تجاری، تبلیغات سیاسی (پروپاگاندا)، نظریه های اقناع
مقدمه
اگر به محیطی كه در آن زندگی می كنیم، با دقت نظری بیافكنیم تلاشهای اقناعی را به راحتی مشاهده میكنیم: در واقع اقناع به بخش جدایی ناپذیر زندگی ما تبدیل شده است. آگهی دهندهای كه از ارتباطات جمعی برای فروش كالاهای خود استفاده میكند، دست به اقناع میزند. نامزد سیاسی كه مبادرت به خرید آگهیهای روزنامه می كند یا سازمان بهداری كه از طریق رادیو افراد را به ترك سیگار تشویق میكند. همه به نوعی از طریق پیامهای ارتباط جمعی تلاش می كنند تا تغییراتی در اشخاص به وجود آوردند (تانكارد 1381).
هدف اصلی این مقاله پرداختن به نظریهها و مباحث ارتباطاتی است كه در زمینه اقناع وجود دارند. ما در ابتدا به مفاهیمی چون اقناع، نگرش و تبلیغات خواهیم پرداخت و سعی میكنیم برای هر یك تعریفی روشن ارائه دهیم. سپس ضمن معرفی انواع تبلیغات سیاسی، به شناخته شدهترین تكنیكهای به كار رفته در حوزهی تبلیغات به طور عام و تبلیغات سیاسی به طور خاص اشاره میشود برای ملموس و روشن بودن مطالب، مثالهایی كاربردی استفاده را پروپاگاندا طی دو قرن گذشته در سطح جهان آورده میشود.
از آنجا كه در بسیاری از مواقع اقناع و تبلیغ به اشتباه به جای دیگر به كار می روند. بخش دیگری از مقاله به مقایسه این دو و تفكیك آنها از یكدیگر پرداخته و نظریههای عمدهای كه در باب اقناع و تغییر نگرش وجود دارند، ذكر كردهایم، وارد شدن به مبحث مخاطب و ترغیب كننده و كنش و واكنش های متفاوت آن دو نسبت به یكدیگر و پیامهای اقناعی جزو مباحث پایانی مقاله است. در نهایت به منظور ملموستر بودن بحث اقناع و تبلیغات انجام شده در ایران در حوزه اقناع، دو پایان نامه مورد بررسی قرار گرفتهاند كه خلاصهای آنها ارائه میگردد.
ناگفته های کنفرانس برلین پس از 11 سال
ناگفته های کنفرانس برلین پس از 11 سال
مرتضی غرقی كه فیلم كنفرانس برلین را به تهران مخابره كرد، پس از گذشت 11 سال به بیان ناگفتههای خود از این ماجرا پرداخت.
به گزارش فارس، پخش تصاویر غیرمتعارف رقیصدن یك زن و لخت شدن یك مرد از سیمای جمهوری اسلامی ایران در فروردین سال 79، به یكباره افكار عمومی در داخل كشور را به سمت برگزاری كنفرانسی سه روزه با عنوان "ایران پس از انتخابات " در كشور آلمان جلب كرد
انجام راهپیماییهای عظیم مردمی و موضعگیریهای شدید مراجع و شخصیتهای مختلف كشور نیز موجب ایجاد حس انزجار از دولت آلمان و نیز شركت كنندگان ایرانی این كنفرانس شد به حدی كه دولت اصلاحات در پی این ماجرا بخش قابل توجهی از پایگاه مردمی خود را از دست داد
امروز با گذشت حدود 10 سال از ماجراهای این كنفرانس و واكنشها و حواشی پس از آن، مرتضی غرقی خبرنگار اسبق واحد مركزی خبر در آلمان به عنوان تنها نماینده جمهوری اسلامی ایران كه فیلم این كنفرانس را تهیه و به تهران فرستاد، در گفتگو با خبرگزاری فارس به بیان خاطرات و ناگفتههایی از این ماجرا كه در افكار عمومی ایران به نام "كنفرانس برلین " شناخته میشود، پرداخت.
بخش دوم گفتگوی تفصیلی خبرگزاری فارس با خبرنگار سابق واحد مركزی خبر در برلین و نیویورك كه شامل بررسی اوضاع خبرنگار تلویزیون ایران در كشور آمریكا است نیز در فرصتی دیگر خدمت خوانندگان عزیز ارائه خواهد شد.
بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید
تکنوکرات
تکنوکراسی و تکنوکرات
تکنوکراسی چیست و تكنوكرات به چه كسی یا چه كسانی میگویند؟ در ابتدا لازم است تعریفی اجمالی از كلمه تكنوكراسی و عامل آن یعنی تكنوكرات داشته باشیم، سپس در بخش دیگر به طور اجمال مراحل سیر آن در جوامع فرهنگی و سیاسی و تأثیرات آن در این جوامع یاد شده را مورد بررسی قرار دهیم
الف. تعریف تكنوكراسی ـ تكنوكرات:
تكنوكراسی «Technocratie» كه از واژة «تكنیك» یا فنّ میآید به معنی حكومت دانایان فنّ یا «فن سالاری» است و عناصر تشكیل دهندة این نوع حكومتها را تكنوكرات میگویند. تكنوكراسی پدیدة جدیدی است كه با پیشرفت علوم و فنون و نقش روزافزون دانش و تخصّص در كار حكومت به وجود آمده و در بسیاری از كشورهای پیشرفته تكنوكراتها یا دانان فنّ؛ بدون توجه به عقائد سیاسی و خصوصیات طبقاتی آنها حسّاسترین و مهمترین كارها را به دست خود گرفتهاند.
در واقع با پیشرفت دانش و فنّ، عقائد سیاسی اشخاص تحت الشعاع علم و تخصّص آنها قرار میگیرد و حزب یا احزابی كه با به دست آوردن اكثریت در پارلمان «مجلس» حكومت را به دست میگیرند، در كار حكومت و اموری كه به تخصّص نیاز دارد از افراد غیرحزبی و حتّی اعضای متخصّص حزب مخالف استفاده میكنند
این تعریف جامعترین تعریفی بود كه در مورد تكنوكراسی و تكنوكراتها وجود داشت و روان و منطقی به نظر میرسید. اما برای اینكه تعریف كامل و دقیقتری از این واژه را، برای شما دوستان عزیز توضیح داده باشم، نظر شما را به تعریف كامل از دیدگاه دو محقق خارجی به نامهای: اولیور استُلی برس و آلن بولك جلب میكنم تا این تعریف مشخصتر بیان گردد، ضمن اینكه ما را در ادامة بحث یاری میدهد:
این اصطلاح را در سال 1919 م مطابق با 1298 شمسی مهندسی به نام ویلیام هنری اسمایت در كالیفرنیا به پیشنهاد «حكومت صاحبان فنّ» ساخته است و شخصی دیگر به نام هاوارد اسكات آن را پذیرفت و رواج داد، و فن سالاری به صورت یك جنبش اجتماعی چند صباحی در نخستین سالهای دورة ركود در ایالات متحده آمریكا رواج یافت. اصطلاح در دهة 1960 م در فرانسه رواج پیدا كرد و در آنجا آن را با نظریههای سَن سیمون «كه تشكیل جامعهای تحت حاكمیت دانشمندان و مهندسان را پیشبینی كرده بود» یكی دانستند و آن را نویسندگانی چون: ژان منو به كار بردند و تا استدلال كنند كه قدرت واقعی از نمایندگان برگزیده به كارشناسان رسیده است و اكنون «نوع جدیدی از حكومت آغاز میشود كه نه مردمسالاری یا دموكراسی است و نه دیوان سالاری بلكه فن سالاری است».
قدرت فنّ سالاران را با پیدایش برنامهریزی اقتصادی، تفكر استراتژیكی در مسائل دفاعی و گسترش علم و تحقیق یكسان دانستهاند. بیشتر تحلیلگران اجتماعی میپذیرند كه در جامعة پیشرفتة صنعتی نقش متخصصان گسترش یافته است ولی تردید دارند كه حكومت صاحبان فن بتواند جانشین نظم سیاسی شود
با این حساب باید مشخّص شده باشد كه تكنوكراسی چه معنائی دارد و تكنوكرات به چه كسانی اطلاق میشود. به طور كلّ و خلاصه باید گفت تكنوكراتها كسانی هستند كه فنّ و تكنولوژی را برتر از هر چیزی حتّی مذهب میدانند و فنّ سالاری را برتر از هر اصولی میشمارند و معتقدند صنعت و تكنولوژی بالاتر و مهمتر از هر اصلی است و فنّ سالاران مستحق حكومتند.
ب. مراحل سیر آن در جوامع فرهنگی و سیاسی
برای تبیین این مطلب باید اختصاراً گفت، فرهنگها را اصولاً میتوان به سه نوع متمایز از یكدیگر تقسیم كرد: فرهنگ ابزارها، فرهنگ تكنوكراسی و فرهنگ انحصار تكنولوژی.
در حال حاضر نمونههائی از هر كدام از این سه نوع یافت میشود، هر چند فرهنگ نخست «ابزارها» رو به افول گذارده است. با سیر و سفر به نقاط دورافتاده از جهان میتوان مظاهر فرهنگ ابزار را مشاهده كرد. لازم به ذكر است كه در هر جامعهای وجوه مختلف این فرهنگ و مظاهر آن بسته به آن كه چه نوع ابزاری موجود بود و در اختیار انسانهای آن جامعه قرار داشت، دیده میشد. جوامعی فقط نیزه و ابزار پخت و پز در اختیار داشتند، جامعة دیگری دارای آسیاب آبی بود و غیره كه همة اینها میبایست نیازهای مشخّص و اساسی زندگی مادی انسانها را برآورده میكردند. به زبان دیگر فرهنگ ابزار میتوانست در تسهیل مشكلات مادی زندگی انسانی كارساز و مفید باشد. علاوه بر آن باید در خدمت مظاهر و سمبلهای عقیدتی و مسائل دینی به كار میرفتند، مثل بنای كلیساها و معابد مذهبی و.... با این حال باید گفت ابزار و آلات اختراع شده دخالت و نفوذی در مبانی فرهنگی آن جامعه نداشتند و عقائد و سنن را دگرگون نمیكردند.
ولی آنها كه قائل به برتری تكنولوژی هستند میگویند ابزار و آلات میتوانند حتی به درون سیستم اعتقادی و فرهنگی یك جامعه بسته نیز نفوذ كند. قدرت مذهب و متافیزیك بالاخره حدّ و مرزی دارد و تكنیك میتواند جریاناتی را باعث شود كه گاه زمام را از دست انسان خارج سازد، به عنوان مثال اختراع ساعت كه در قرن 14 م به منظور تنظیم اوقات اجرای فرائض مذهبی طراحی و ساخته شد ولی به عنوان وسیلهای بسیار سودمند در امور بازرگانی و تجاری، رشد و تحوّل زمینههای دیگر را سبب شد و یا مثالهای دیگر كه به علت عدم اطالة كلام از ذكر آن خودداری میشود؛ همة اینها نشان میدهد چگونه كاربرد تكنولوژی مشكلاتی را در زندگی معنوی اروپای قرون وسطی ایجاد كرد.
با این حساب باید گفت در یك جامعة تكنوكراسی یا فن سالاری ابزار وآلات نقش كلیدی را در جهان اندیشههای فرهنگی آن جامعه برعهده دارند. در این جامعه، ابزار و تكنیك در اجتماع و فرهنگ هضم نمیشود، بلكه به آن هجوم میبرد و خود بر آن است كه به فرهنگ تبدیل گردد. در اینجاست كه باید سنن و آداب، افسانهها و عقائد. سیاست و مقررات و حتّی مذهب برای بقای خود وارد نزاع شود و دست به مقاومت بزند. در حقیقت باید گفت كه ریشة نهال تكنوكراسیِ مدرن مغرب زمین، در قرون وسطای اروپا نهفته است كه سه اختراع بزرگ آن را آبیاری كرده است: اختراع ساعت كه با آن برداشت جدیدی از زمان حاصل شد، صنعت چاپ كه ورقهای مكتوب آن به عصر نقلهای شفاهی و سینه به سینه پایان داد و اختراع دوربین نجومی كه اساس و پایههای اعتقادی و جهان بینی یهودیت و مسیحیت را از اعتبار انداخت. در هر صورت در اواخر قرن 18 م، تكنوكراسی گام خود را برای حركت به پیش و گسترش سیطرة خود برداشت، به ویژه آن كه شخصی بنام «آرك رایت» كه به عنوان اولین نمونة سرمایهداری تكنوكرات قلمداد میشود، در كارگاهی صنعتی طرحی را ارائه داد كه موجب شكوفائی روش سرمایهداری صاحب خصلت تكنوكراسی شد. این طرح عبارت بود از: چگونگی هماهنگی نظم و سرعت كارِ خود با كار ماشینها.
در هر حال، در قرون بعدی تكنوكراسی وسعت یافت تا جائی كه شاهد ظهور پدیدهای به نام: تكنوپولی یا همان انحصارگری تكنولوژی هستیم. تكنوپولی در حقیقت، تكنوكراسی غلبه یافتة مستبد و بلامنازع است، این امپراطور، همان تكنوكراتی است كه اینك حاكم تمام عیار است. در حال حاضر اولین امپراطور تكنوكراسی آمریكا است و به همین علت است كه دیدة نگران آمریكا متوجه ژاپن و معدودی از كشورهای اروپائی است كه در مرحلة انتقال به تكنوپولی و كسب عنوان آن هستند
بدون شك آنچه دربارة كشورهای پیشرفته عموماً و آمریكا خصوصاً، میتوان گفت این است كه ثمرة یك قرن كار علمی این شد كه آنها اعتماد و اعتقادات خود و حتّی عقیدة به خود را نیز از دست دادهاند. بر روی تَل این مفاهیم ویران شده و بر بالای این مخروبه، بدون تردید یك چیز مشاهده میشود و عینیت تام دارد، یعنی: «تكنولوژی».
اندیشههای یورگن هابرماس
اندیشههای یورگن هابرماس
نویسنده: محمد حریری اكبری
محمد حریری اكبری دارای درجهی دكترای علوم اجتماعی از دانشگاه سیراكیوز امریكا و استاد جامعهشناسی دانشكدهی علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه تبریز است.علائق پژوهشگری او در زمینهی نظریههای جامعهشناسی،جامعهشناسی سیاسی،جامعهشناسی توسعه و جامعهشناسی ادبیات است.
آدرس:گروه علوم اجتماعی،دانشكدهی علوم انسانی و اجتماعی،دانشگاه تبریز
![]()
چكیده
شناخت بینشهای یورگن هابرماس با بررسی زندگی نامهی وی آغاز و با نمایاندن نقش او به عنوان معمار اصلی نظریهی انتقادی جدید،پایان میپذیرد. در این راستا رگههای عمدهی اندیشهی وی به ترتیب زیر مورد تشریح و تحلیل قرار میگیرد:
ترمیم و تكمیل نظریههای پیشینیان:"كار"و"زبان"(كنش ارتباطی)،برداشت كلی از دانش:مقولهبندی جدید از دانش ،جایگاه و نقش علوم و هرمنوتیك،نقد پارهای از نظریههای كارل ماركس:ماتریالیسم تاریخی،تكامل و…،نقد پارهای از نظریههای ماكس وبر:عقلانیت،نوگرای و…،نقد در خدمت توسعهی اجتماعی،نظریهی سیستمها و عقلانی كردن،هزینههای نوسازی:استعمار جهان زندگی،هزینههای نوسازی:سترونی فرهنگی،نهضتهای اجتماعی جدید،حداقل وظیفهی انتقاد:افشای موقعیتهای تحریف شده،وضعیت آرمانی گفتار،تحلیل از سرمایه داری نوین،رشد خرد ابزاری و"یوتوپیای منفی"،نظریهی بحرانها:بیماریها (نابسامانیها)ی جهان زندگی،جمعبندی نظریات :دفاع از نوگرایی و انتقادات وارده.
كلید واژهها:یورگن هابرماس،نظریهی انتقادی،توسعه و نوسازی اجتماعی،استعمار جهان زندگی،سترونی فرهنگی ،تحلیل سرمایه داری نوین،نهضتهای جدید اجتماعی،نظریهی بحرانها.
از سقراط گرفته تا ماركس،اندیشهی انتقادی كلید دستیابی به فضیلتهای چون راستگویی،درستكاری،خود پروری و صداقت دانسته شده است.كاربرد درست،به اندازه و به هنگام این كلید برترین خیر موجود در هر جامعه،یعنی "آزادی"را پدید میآورد.آزادی بستر رشد و توسعهی انسان و شكوفایی استعدادها و فاهمهی اوست.دبستان انتقادی ،حاصل تكوین اندیشهها و تفكراتی است كه خط فكری سقراط را به ماركس و پیروان خلف وی میپیوندد.در این میان،دبستان فرانكفورت،جایگاه و نقش ویژهای یافته و از میان فرانكفورتیها یورگن هابرماس درخششی دیگرگونه به دست آورده است.وی به حق معمار اصلی نظریهی انتقادی جدید شناخته میشود و روی روایی و اعتبار بیشتر داشتن آن تاكید میورزد(هابرماس،25:1994).
چهار زن ایرانی در C.N.N
بخش بزرگی از گزارش های CNN
در دست چهار زن ایرانی
شاید برایتان جالب باشد که بدانید چهار زن ایرانی بخش بزرگی از گزارشهای خبری شبکه C.N.N. را بر عهده دارند.مشهورترین آنها خانم کریستین امانپور بود كه الان علاوه بر سی ان ان سردبیر ارشد شبكه سی بی اس (CBS) نیز می باشد. نام او نه تنها برای ایرانیان آشناست بلکه نامش در سطح جهان نیز مطرح است. سه بانوی دیگر نیز وجود دارند به نامهای: آسیه نامدار، رودی بختیار و پریسا خسروی که از آنها کمتر سخن به میان آمده است.
خانم پریسا خسروی: مشاور ارشد مدیریت و سردبیر سی.ان.ان
خانم پریسا خسروی، با 17 سال سابقه در سی.ان.ان مدیریت یکی از بزرگترین بخشهای خبری در این شبکه را به عهده دارد. او مشاور ارشد مدیریت و سردبیر سی.ان.ان و یکی از گردانندگان اصلی آن شبکه تلویزیونی می باشد.وی که از دوران دبیرستان علاقمند به کار خبرنگاری بود، کمی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران را ترک گفت و در سال 1987 به سی.ان.ان پیوست.او دوره 7 ساله کالج کلمبیا را در شیکاگو گذراند و مدرک لیسانس روزنامه نگاری را دریافت کرد. در این ایام بود که در سی.ان.ان کارش را با گزارشگری ویدیویی Video Journalist (VJ) آغاز کرد. و مدتی در اتاق خبر با دستگاه های تله پرومتر TELE PROMTER (زیرنویس خبر دوربین تلویزیونی) و تجهیزات دیگر خبری سرو کار داشت. او می گوید به تجربه کاری اش بیشتر از دستمزدی که دریافت می کند نیازمند است چرا که خبر جزیی از زندگی اوست.گزارشهای ماندگاری از وی به جای مانده که جوایز متعددی را برایش به ارمغان آورد. از جمله: جنگ خلیج فارس، کودتای اتحاد جماهیر شوروی در آستانه فروپاشی کمونیسم، جنگ سومالی، زئیر و رواندا. او در سال 1365 مصاحبه ای با رییس جمهور وقت ایران، آقای هاشمی رفسنجانی انجام داد. همچنین انتخابات سال 1997 در ایران را بطور مستقیم از تهران برای شبکه سی.ان.ان گزارش کرد. او می گوید: دنبال کردن حرفه روزنامه نگاری در آمریکا مشکلات خاص خود را در شروع کار دارد. برخی از اساتید روزنامه نگاری به من می گفتند: برای تو که انگلیسی زبان دوم توست روزنامه نگاری مانند مزرعه سفت یا زمین ناهمواری است که کار کردن روی آن سخت است ولی اگر من می خواستم حرف آنها را گوش بدهم اکنون اینجا نبودم. او در حال حاضر برای تلویزیون و سایت اینترنتی سی ان ان مطلب و گزارش تهیه می کند. او دارای یک فرزند دختر است.
خانم آسیه نامدار: پژوهشگر نامدار سی.ان.ان
خانم آسیه نامدار، پژوهشگر، تهیه کننده و خبرنگار سی.ان.ان هم اکنون برنامه پربیننده (The Global Minute) یا رویدادهای جهان را که در سطح جهان میلیونها مخاطب دارد را تهیه و اجرا می نماید. وی فارغ التحصیل دانشگاه برکلی کالیفرنیا در رشته ارتباطات است و کار خود را با عنوان گزارشگری ویدیویی در سی.ان.ان و در سال 1989 در آتلانتا آغاز کرد. وی کار پژوهش و نوشتن تحلیل از گزارشهای مهم بین المللی را نیز شخصا انجام می دهد. برنامه های تلویزیونی او در زمینه رویدادهای خاورمیانه، پناهندگان افغان، برخوردهای اعراب و اسراییل، رابطه ایران و آمریکا جوایزی را برایش به ارمغان آورده است. مصاحبه او با جیمی کارتر، رییس جمهور وقت آمریکا و خانم بی نظیر بوتو (نخست وزیر پاکستان) از توانایی او در این زمینه خبر می دهد. او با همسر و دو دختر خود لیلا و رویا در آتلانتا، شهر بزرگ جورجیا و مرکز سی.ان.ان زندگی می کند.
خانم امانپور: گران ترین خبرنگار جهان و خبرنگار خطرها
خانم کریستین امانپور، به عنوان گران ترین خبرنگار جهان از پدری ایرانی و مادری انگلیسی در لندن زاده شد. پدرش از مدیران هواپیمایی ملی ایران بود. کریستین چند سال از دوران کودکی خود را در تهران گذراند و تهیه چندین گزارش خبری او از ایران در سالهای پیش، دلیلی بر دلبستگیهای او بر سرزمین پدری اش است. او می گوید: خواهرم در رشته روزنامه نگاری در دانشگاه Rhode Island پذیرفته شده بود ولی من جای او نام نوشتم و به دانشگاه رفتم. نتیجه کار اینکه وی با عنوان دانشجوی ممتاز در مقطع کارشنانسی فارغ التحصیل شد. او کار خبری خود را ابتدا با سمت طراح گرافیک الکترونیک آغاز کرد و در سال 1983 به سی.ان.ان پیوست. نخستین سمت او در این شبکه، دستیاری میزهای خبرهای جهان بود ولی در مدتی کوتاه توانست پله های ترقی را بپیماید. کریستین امانپور را خبرنگار خطرها خوانده اند چرا که در بیشتر جنگهای کوچک و بزرگ در جهان حاضر بوده است. فلسطین اشغالی، افغانستان، عراق، سومالی، رواندا و سایر پوشش های خبری مفصل او در بالکان. او اکنون به عنوان دلیرترین و نام آورترین خبرنگار زن در جهان مطرح است. او موفق شده است در طول مدت خدمت خود در سی.ان.ان جوایز بزرگی را در زمینه روزنامه نگاری کسب کند. مصاحبه او با آقای خاتمی در اولین سال ریاست جمهوری اش ، که بطور مستقیم از سی.ان.ان و تلویزیون ایران پخش می شد از گفتگوهای بیاد ماندنی نه برای امانپور بلکه برای آقای خاتمی بوده است. مصاحبه ای که مردم ایران را در اوایل صبح یکی از روزهای زمستان سال 1997 از خواب بیدار کرد و به پای تلویزیونها کشاند. از دیگر مصاحبه های مشهور او می توان به مصاحبه با ژان شیراک رییس جمهور فرانسه در سال 2003، پادشاه اردن در سال 1999، پرویز مشرف در سال 2001، یاسر عرفات در سال 2000 و میخاییل گورباچف در سال 1999 اشاره داشت.
خانم بختیار: گوینده مهمترین خبرها
خانم رودی (رودابه) بختیار، خبرنگار دیگر ایرانی است که در شبکه خبری سی ان ان در آتلانتا به کار تهیه و گزارشگری خبر فعالیت دارد. او گوینده خبری سر تیتر اخبار سی ان ان استآمریکایی ها و سایر بینندگان شبکه سی ان ان در سراسر جهان، چند خبر مهم بیاد ماندنی را از او شنیدند. اولی که یک خبر فوق العاده تلخ بود: حادثه یازدهم سپتامبر 2001 آمریکا که بطور مستقیم از این شبکه پخش می شد و خانم بختیار وظیفه گزارش خبری آنرا در طول روز بر عهده داشت و دیگری نیز پوشش خبری عملیات آزادسازی عراق و سقوط صدام در بهار سال 2003 میلادی بود.وی کار خود را در سی ان ان با عنوان یک کارورز در سال 1996 و در شهر لس آنجلس آغاز کرد و یک سال بعد در شهر آتلانتا (دفتر مرکزی سی ان ان) به کار گزارشگری ویدیویی مشغول شد.خانم بختیار تجربه کاری خبری اش را در حوزه های بازرگانی و مالی آغاز کرد و بعدآ به سمت حوزه بین الملل سی ان ان سوق پیدا کرد. او نیز از جوایزی که مربوط به حیطه کارش بوده در سی ان ان بوده، بی نصیب نبوده است. در سال 2002 شرکت مشهور Lycos او را به عنوان یکی از 20شخصیت محبوب تلویزیونی در صنعت خبری و رسانه ها معرفی کرد. او فارغ التحصیل از دانشگاه کالیفرنیا در مقطع کارشناسی است.
دردردل
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت گذاریم
ببینیم آسمان در هر کجا
آیا همین رنگ است
اخوان ثالث
پردرآمدترین روزنامه جهان معرفی شد
پردرآمدترین روزنامه جهان معرفی شد
نشریات هرالد تریبیون، نیوز کورپوریشن، اکونومیست، واشنگتن پُست، روزنامه چینی سوت چینا، روزنامه ژاپنی یومیوری و روزنامه سان هم پس از نیویورک تایمز در ردههای بعدی این فهرست قرار گرفتهاند.
همچنین در گزارش این مرکز بینالمللی آمده است: درآمد حاصل از فروش و توزیع روزنامه در سراسر جهان تا سال 2015 به بیش از 191 میلیارد دلار خواهد رسید.
این گزارش میافزاید: هر چند در سال 2010 درآمد قابل توجهی از طریق فروش و توزیع روزنامهها و نشریات به دست آمده، این درآمد در سالهای آتی هم به رشد خود ادامه میدهد اما با این وجود درآمد مذکور تاثیری در رشد اقتصادی کشورهای اروپایی و آمریکا نخواهد گذاشت.
تبلیغات 