نباید با صندوق های رای قهر کرد
سید محمد خاتمی:
نباید با صندوق های رای قهر کرد

رئیس دولت اصلاحات، اظهار داشت: من شخصا با افرادی که به دنبال براندازی نظام بوده اند مخالف بوده ام و به تمامی قوانین کشور و قانون اساسی پایبندم. رئیس جمهور بعدی بار سنگینی بر دوش دارد. مردم اگر سید محمد خاتمی رئیس جمهورشان باشد توقع دارند یک شبه وضعشان تغییر کند ولی چه خاتمی باشد یا هاشمی و افراد دیگر چندین سال طول می کشد تا مشکلات اقتصادی و روابط بین الملل به نقطه اول برگردد.
وی در مورد هاشمی رفسنجانی گفت: آقای هاشمی از ارکان انقلاب است. از علاقه امام به ایشان می توان فرماندهی جنگ را همزمان با ریاست مجلس عنوان کرد. آقای هاشمی کشور ویران شده بعد از جنگ را مدیریت کرد و اگر رئیس جمهور شود تامین حقوق اساسی مردم، بهبود وضعیت اقتصادی و بازشدن فضا در کشور از او می خواهیم و با تجربه مدیریتی که از ایشان اطلاع داریم قطعا موفق خواهند بود.
رسانه های خصوصی٬ اکسیژن دموکراسی است
مطلب
زیر را در ستایش رسانه های کثرت گرا و تصویری نوشته بودم٬ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ شماره ۱۷۶ هفته نامه سراسری ستاره صبح
چاپ و منتشر شد٬ البته ((سردبیر)) نشریه٬ با کلی تصرف و اشتباهات ویرایش محتوایی و نهایتا با اشتباهات تایپی فراوان ارزش مطلب را به نحو چشمگیری پایین آورده بود. چنین خطاهای فاحشی ارزش محتوایی نشریه را نزد مخاطب پایین می آورد و موجب بدبینی خوانندگان نسبت به نویسندگان و عوامل درون سازمانی نشریه می شود...
رسانه های خصوصی، اکسیژن دموکراسی است
علی ولی پور روزنامه نگار: رسانه های جمعی یکی از شاخص های توسعه هر کشور است. یعنی تعدد و کم و کیف وسایل ارتباط جمعی میزان آگاهی، شعور و پیشرفت هر جامعه را مشخص می کند. تقابل آرا در رسانه ها نه تنها صحت و سقم هر خبر، رویداد و موضوعی را همانند کف روی آب بالا می آورد بلکه تعصب خشک و بی دلیل و تک بعدی بودن را از افراد جامعه دور و آنها را منعطف و ملایم می کند.
بشر از زمانی که پا در دوره ی بلوغ فکری خود گذاشته است نیاز مستمر به اخبار، رویدادها و تفسیرها نیز به اندازه تغذیه جسمی از واجبات حیات او شد. بر این اساس در سلسله مراحل ارتباطی، غریزه به دانستن، عطش او را نسبت به وسایل ارتباط جمعی روزافزون و وابسته تر کرده است. وسایل ارتباط جمعی با مالکیت خصوصی که از زمان جنگ جهانی دوم به بعد، چه از نظر تئوریک و چه از نظر تکنولوژیک، با شدت و حدت بیشتری سیر تکاملی خود را طی می کند که مانعی سر راه امپریالیسم رسانه ای پدید آورده است و آن مانع چیزی جز سیاست جهت دهی به افکار عمومی نیست و نفوذ صاحبان قدرت را در افکار عمومی کمرنگ تر کرده است. از این طرف اکثر مخاطبان قرن بیست و یکم با حساسیت بیشتری و بدون انفعال در عصر انفجار اطلاعاتی پیگیر حوادث می شوند و خواه ناخواه چه در فضای سایبرنتیک و چه در فضای رسانه های تصویری، رادیویی و مکتوب در معرض انواع طیف های فکری، خبری و اطلاع رسانی قرار می گیرند و از آنجایی که انتقاد در کالبد رسانه های جمعی تعبیه و نهادینه شده است بدین سان در جذب مخاطب با یکدیگر زورآزمایی و رقابت می کنند، امری که موجب غنی تر شدن محتوا و بالاتر رفتن کیفیت رسانه و تخصصی تر شدن آن شده است و با رصد جزء به جزء امور داخلی و خارجی جا را برای حضور خودشان در میان ذهن و جان مردم بازتر می کنند.
اینک این رسانه های جمعی در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه خاری در چشم برخی سیاستمداران محافظه کار شده است و از هر راه ممکن با ارائه صغرا کبراهای توهمی سعی در محدود کردن فعالیت های آن ها می کنند. زیرا حضور دائمی و فعال آن ها تمام کاستی ها، کم کاری ها، دغل ها و نقض های عمدی و غیر عمدی را همچون آینه بی خط و خال برای جامعه انعکاس می دهد.
چون گردش آزاد اطلاعات و کثرت گرایی رسانه ها دیوارهای شیشه ای می سازد و برای قدرت پرستان دیواری ضخیم و قطور مقابل شان بوجود می آورد برایشان به مثابه دوره نقاهت و درد بعد از زایمان خواهد بود. بنابراین احزاب در چنین جوی در جهت برتری سیاسی خود با صداقت، شعارها و کارهای مردم پسند از یکدیگر سبقت می گیرند. رانت ها، فسادهای سیاسی، اقتصادی، اداری و اختلاس های کلان بسیار کم می شود و احزاب با هراس از رسانه ها ناظر بر اعمال خود می شوند تا دست از پا خطا نکنند در غیر این صورت رسوایی به وجود آمده سوژه مناسب رسانه ها می شود.
بازتاب فضاحت های احزاب سیاسی در طول تاریخ توسط رسانه هایی که مالکیت شخصی داشته اند منجر به اصلاح و گاها به مرگ سیاسی آن ها شده است. چنان که برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا و بسیاری از اعضای کابینه آن دچار شدند. رسوایی های سارکوزی و همسرش حزب او را نزد مردم بی اعتبار کرد و راه را برای حزب رقیب هموار، که اکنون با کمک از این فرصت سکاندار دولت فرانسه شدند. گوردون براون نخست وزیر حزب کارگربریتانیا نیز یکی دیگر از این نمونه هاست. اگر رسانه های شخصی در فضای حاکم سیاسی چنین کارکردی نداشتند شاید اوضاع سیاسی و... ایتالیا، فرانسه و بریتانیا طور دیگری رقم می خورد.
اگر رسانه های کشوری تک قطبی، دولتی یا حکومتی باشد و یک خط فکری رسمی بر رسانه ها حاکم شود منفعت اندیشی ها، سانسورها به بهانه مصلحت های کذایی و نظارت قبلی بر مطبوعات قبل از انتشار، سدی سر راه گردش آزادی اطلاعات ایجاد می کند که به حق اکسیژن دموکراسی است. با چنین اعمال و افعال محافظه کارانه نه تنها افکار عمومی واکسینه نمی شود بلکه ذهن مخاطب با کنجکاوی ایجاد شده٬ او را وسوسه به دریافت پاسخ بسیاری از پرسش های بوجود آمده می کند، و به هر طریق ممکن از فیلترها می گذرد و به رسانه مورد نظر می رسد.
جان کلام اینکه: آنچه اکنون بر دوش قانون مطبوعات کشور سنگینی می کند محتوای برگرفته از تلفیق تئوری های رسانه های شوروی و رسانه های توسعه بخش که به ترتیب برخاسته از کشور دیکتاتوری شوروی کمونیستی و فیلیپین است و 20 سال پیش ناکارآمدی خود را برای اهل رسانه ثابت کرد. و مورد دوم نبود قانونی برای رسانه های تصویری است تا تنویر افکارعمومی را عهده دار شوند. هنجارهای نظریه رسانه های شوروی به این قرار است: مطیع قدرت شکل گرفته باشد، سانسور و تنبیه و انواع فشارهای غیرمستقیم اعمال شود، در راستای کنترل مستقیم بر تولید پیام قانونگذاری شود، به ارزش های سیاسی و اخلاقی حاکم حمله نکند، نظم موجود را به هم نزند، پیان آفرینان در عملکردشان استقلال نداشته باشند و اعمال تعلیق در انتشار از سوی دولت را مجاز می داند. تئوری رسانه های توسعه بخش نیز باید و نبایدهایی به این شرح دارد: فقط اخبارهای توسعه را بازتاب دهد، انتقاد غیرقابل قبول است، رسانه برای حفظ هویت فرهنگی استفاده شود، دولت می تواند به نفع اهداف توسعه از طریق سوبسید، کنترل غیرمستقیم و مستقیم در رسانه ها دخالت و فعالیت شان را محدود کند.
با اینکه وضعیت رسانه های مکتوب ما نسبت به برخی از کشورهای در حال توسعه بهتر است ولی انتظاری بسیار بیشتر از این از مسئولانمان در راستای بهبودی هرچه بیشتر وضعیت موجود رسانه ها داریم. آزموده را دوباره آزمودن خطاست ولی تصمیم گیران ذیربط! آیا با سپری شدن چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی وقت آن نرسیده است که قانون مطبوعات بطور اساسی بازنگری یا بازنویسی شود و فعالیت آزادانه رسانه های تصویری را هم مانند روزنامه ها بپذیریم تا فصل نوینی از دموکراسی را تجربه کنیم؟!
قطره های باران اگر به زمین نرسد و آن را خیس و مرطوب نکند چیزی جز زمین های بایر و لم یزرع به بار نمی آورد. وسایل ارتباط جمعی با مالکیت خصوصی و کثرت گرا نیز حکم قطره های باران را دارد، اگر وجود نداشته باشند موجب رشد و تکثیر قارچ گونه انواع خودسری های ارگان ها، فسادهای سیاسی، اقتصادی، اداری و... می شوند.
فقر٬ پرتگاه اخلاق و زوال جامعه
مطلب زیر راجع به رمانی می باشد که برای همگان شناخته شده و کاملا جذاب و خواندنی است چرا که نویسنده آن عقاید فلسفی خودش را در فرم یک داستان بلند قالب بندی کرده و صد البته موضوعات و مفاهیم آن در همه پلان ها٬ دردآشنای هر جامعه فقیر٬ و در حال توسعه٬ دیکتاتوری و فاشیستی است. آن را در قالب مقاله مطبوعاتی نوشته و تنظیم کرده بودم و در شماره ۱۷۲هفته نامه سراسری ستاره صبح مورخ ۲۴ فروردین ۱۳۹۲ به چاپ رسید.
ستاره صبح هفته نامه ای سراسری است که استادان برجسته ای چون صادق زیبا کلام٬ عباس عبدی٬ علی صالح آبادی٬ محمود سریع القلم٬ محمد طبیبیان٬ مجید مهران٬ علی مطهری و... در آن قلم فرسایی می کنند.
نگاهی به رمان بینوایان؛
فقر، پرتگاه اخلاق و زوال جامعه
علی ولی پورـ روزنامه نگار: بینوایان رمانی است که جای جای آن فقر و بینوایی در جامعه آن روز فرانسه را نشان می دهد ولی این پدیده محدود به مرز های فرانسه نمی شود بلکه یک پدیده فراگیر است که همه مردم و حتی دولت ها به نحوی می خواهند از آن فرار کنند. در این داستان می خوانیم که فقر چگونه مادری را مجبور می کند تا از زیبایی های ظاهری خود بگذرد و آنها را به فروش بگذارد تا دخترش گرسنه و بی لباس نماند، از سوی دیگر فقر پدر و مادری که برای شانه خالی کردن از هزینه ها دو پسر کوچک شان را به حراج می گذارند، و یا فقر مردی که به خاطر دزدی یک قرص نان نوزده سال محکوم به حبس می شود و یا فقر خانواده ای که برای یک وعده غذا دست به قتل، جنایت و تجاوز می زنند. با اینکه گفتنی ها راجع به پدیده فقر بسیار زیاد است ولی نیم نگاهی به آن از زاویه این رمان خالی از نکته نیست.
بازگشت یکی دیگر از خوانندگان لس آنجلسی به ایران
به ایران
عکس ها: علی ولی پور


این خواننده لس آنجلسی از سال 86 چند بار برای گرفتن مجوز خوانندگی به کشور سفر کرده است و از دو هفته قبل نیز که در ایران حضور دارد پس از گرفتن مجوز، تدارکات اولین کنسرت خود را کلید زد و 30 اسفند 1391 ساعت 23 در جزیره قشم کشورمان به اجرا درآورد.
ترانه های این خواننده که از قبل توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشخص شده بودند وقتی حضار یکصدا برخی از ترانه ها را از او خواستند تا بخواند با عرض معذرت از تمامی افراد حاضر، خط مشی تعیین شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای این کنسرت یادآور شد.
سالن که مملو از جمعیت شده بود وقتی سامان برای اجرای زنده به روی سن رفت حضار با کف و سوت و جیغ و داد ممتد خودشان سالن را به حالت انفجار در آوردند.
نام اصلی این خواننده امیر کاظمی، متولد 1346 شهر تبریز است که بعد از انقلاب اسلامی همراه خانواده از ایران به ترکیه می روند و بعد از مدتی راهی آلمان می شوند ولی سامان به کانادا می رود و از آنجا توسط فردی به لس آنجلس می رود و به صف خوانندگان لس آنجلسی می پیوندد.
پیش از سامان، بیژن مرتضوی، حبیب، ایرج قادری از دیگر خوانندگان لس آنجلسی است که به ایران آمده اند.
ناگفته نماند سه ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری مجددا فضا برای مردم بازتر شده است، شاید یک هفته قبل از انتخابات جنیفر لوپز هم برای اجرای کنسرت زنده به ایران بیاید.
سال نو مبارک

سال نو مبارک
زندگی زیباست ای زیبا پسند ..... زنده اندیشان به زیبایی رسند
آنقدر زیباست این بی بازگشت .... كز برایش می توان از جان گذشت
زندگی زیباست چشمی باز کن ........... گردشـــی در کوچــه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست ...... عینک بدبینی خود را شکسـت
زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست ..... زندگی باغ تماشـــای خداســت
گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود ..... میتواند زشــت هم زیبا شــود
حال من، در شهر احسـاسم گم است ..... حال من، عشق تمام مردم است!
زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا ..... صبـــحهـا، لبـخندهـا، آوازهـــا
بهار با همه رنگارنگی اش یک پیام دارد؛ یکرنگی.
بهار 1392 بر همگان مبارک باد

کنکاش مهاجرت از نگاه روان شناسی اجتماعی
کنکاش مهاجرت از منظر روان شناسی اجتماعی؛
هر کجا بروی آسمان همان رنگ نیست!
گفتگوی زیر حاصل مصاحبه علی ولی پور با دکتر پرویز سرندی از اساتید به نام و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تیریز است که برای تکمیل کاور استوری درس روزنامه نگاری تخصصی انجام داده ام. قبل از ورود به مصاحبه لازم است که با وی آشنا شویم.
مردی است با موهای جوگندمی و لباس های اتوکشیده که همیشه از بالای عینکش به دانشجویان نگاه می کند. در صحبت کردن برخلاف ما دانشجویان هیچ عجله ای ندارد، سوال را که می پرسی مکث می کند گاهی کوتاه گاهی طولانی سپس با لحن گیرایش آرام و شمرده شمرده پاسخ سوال را با نگاههای خاص اش که معلوم است کلا هوای زبان بدنت را هم دارد می دهد. وی از گفتن هیچ حرفی ابایی ندارد ولی می داند چه بگوید و چگونه بگوید همچنین با تلطیف انتقاداتش نفوذ حرفهایش را دو چندان می کند.
او سال های قبل از انقلاب را در فرانسه زندگی می کرد و سه دهه پیش دکترای روان شناسی اجتماعی خود را از دانشگاه سوربن پاریس اخذ می کند. مدتی هم در همان دانشگاه به تدریس روان شناسی می پردازد. سپس با کوله باری از تجربه برای انتقال دانش به وطن باز می گردد. و به همین دلیل گزینه مناسب من برای مصاحبه می شود.
همچنین قبل از اینکه وارد مصاحبه شویم تعریفی از مهاجرت را ارائه دهیم تا در فهم راحت تر مصاحبه مشکلی نداشته باشیم، با این مضمون که مهاجرت یک نوع جابجایی است به قصد رسیدن به هدف. و یا منظور از جابجایی، تغییر مکان است برای رسیدن به هدف، که ممکن است بعدا شکل دایمی پیدا کند یا موقتی. یا به تعریفی دیگر که از سایت تبیان اقتباس شده است یعنی: مهاجرت عبارتاست از جابهجایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکنندهای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت میکنند. دلیل دوم میتواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد. پدیده مهاجرت مختص به یک علمی غیر از روان شناسی، مثل جغرافیای انسانی و جامعه شناسی است ولی لازم می بینم که دلایل این پدیده از منظر روانی هم واکاوی و پژوهش بشود. مصاحبه به شرح زیر است:
تفاوت ها را احساس کنیم
از تهران تا سرزمین ژرمن ها
گزارش توصیفی زیر درباره جوانی است که از دانشگاه هامبورگ بورسیه تحصیلی گرفته و راهی آن کشور است که برای درس 3 واحدی روزنامه نگاری تخصصی آماده کرده بودم. البته این گزارش داستانی واقعی نیست و براساس تخیل نوشته شده است.
از تهران تا سرزمین ژرمن ها
علی ولی پور- دانشجوی روزنامه نگاری: داستان از آنجا شروع می شود که پذیرش و بورسیه تحصیلی خود را از دانشگاه هامبورگ می گیرد و شهریور ماه سال 1390 ایران را به مقصد آلمان ترک می کند. از جزئیات سفرش می خواهد بگوید؛ از همان ابتدا، از لحظه ای که هواپیمای ژرمن ایر چرخ های خود را به کندو می کشد و راه به سوی آلمان پیش می گیرد، آغاز می کند. دیرتر از همه داخل هواپیما می شود، افرادی که در داخل هواپیما نشسته اند، قیافه ی متکبرانه آلمانی به خود گرفته اند گویی در آلمان هر کدام برای خودشان دولتی دارند. می رود و جایش را پیدا می کند، انتهای هواپیما کنار پنجره. در همین حین صدای خلبان از بلندگو به گوش رسید که ابتدا با تذکر به بستن کمربند ایمنی و در ادامه از جزئیات سفر پنج ساعته گفت. خلبان از آلمان می گوید و جوان کپسول انرژی می شود، شانه بالا می اندازد و خود را سرجایش جمع و جور می کند، مجله آلمانی اشپیگل را به دست می گیرد، ابرو بالا انداخته و نگاهی به ظاهر عمیق به آن می اندازد ولی از فرط ذوق زدگی که پنهانش کرده، ته دلش قند آب می شود. با همسفر کنار دستی خود سر صحبت را باز می کند، او هم متین و آرام مشغول گفتگو با جوان می شود. از محتوای کلامش متوجه می شوی خصلت آلمانی ها که نظم، برنامه ریزی، قانون گرایی و تلاش از ویژگی های بارز آن هاست در وی سرایت و او را هم آلمانی کرده است. مردی است میانسال که 60 ساله به نظر می رسد، با موهای دراز جوگندمی، عینکی و کت شلوار پوش یشمی رنگ با کراوات. سیاسی نیست و هیچ علاقه ای به سیاست ندارد، اما گاهی به ناچار سیاسی حرف می زند. می گوید سالیان درازی است که در بندر هامبورگ که یکی از شهرهای ایرانی نشین و جزو شهرهای برتر صنعتی آلمان و اروپاست زندگی می کند، یک شرکت دارو سازی بزرگی را در کنار دریاچه آلستر در مرکز شهر روبراه کرده است و مدعی است علاوه بر وجود متخصصان زبردست و امکانات، سرمایه گذاری و سرمایه اش در آلمان امنیت زیادی دارد تا نسبت به داخل ایران. صحبت کمی سیاسی شد. سپس شروع به معرفی شهر و هموطنانش در هامبورگ می کند. می گوید هامبورگ ونیز شمال اروپاست، شهری با بافت نو و تمیز با رودخانه های بسیار و دریاچه ای نسبتا بزرگ در وسط شهر و ساختمان هایی با معماری تلفیقی گوتیک و باروک قرون وسطایی و مدرن. وی درادامه معرفی هامبورگ اضافه می کند: در اواخر جنگ جهانی دوم زمانی که آلمان نازی داشت عقب نشینی را به طرز فجیعی تجربه می کرد توسط بمب افکن های نیروهای متفقین به کلی ویران و با خاک یکسان شد، و مردمش بعد از جنگ دست در دست هم دادند و با انرژی بالا آلمانی بهتر و زیباتر از قبل ترتیب دادند که هم اکنون از همه نظر جزو کشورهای نمونه اروپا محسوب می شود. وقتی از ایران می گوید شکوه هایش سر به فلک می کشد و وقتی از اروپا و آلمان می گوید طاووس بی عیب و زیبایی معرفی می کند که همه چیزش طبق اصول، برنامه و قانون است. همسفر 60 ساله با نگاهی نرم به چشم های جوان حرف های خود را چنین ادامه می دهد: ایرانیانی که در هامبورگ زندگی می کنند پرجمعیت ترین جامعه در خاک آلمان هستند ولی چون خط فکری، عقیدتی و سیاسی مختلف دارند و از سوی دیگر آستانه تحملشان کمتر است، زیر یک سقف جمع نمی شوند و آنطور که باید منسجم و یکپارچه نیستند. مرد میانسال سپس با کشیدن آهی از ته دل اضافه کرد: به مدد برخی اعیاد باستانی و مراسم هایی در پارک مرکزی هامبورگ دور هم جمع می شوند و به جشن و پایکوبی می پرازند. چهارشنبه سوری، نوروز، 13بدر و شب یلدا از آن جمله هستند.
از همه جا حرف زدند، تا اینکه خلبان به انگلیسی گفت اکنون در آسمان آلمان هستیم. کسی که تا الان یک وجب از خاک ایران را نه راست رفته بود نه چپ، اکنون خلبان ورود او به آسمان آلمان را خوش آمد می گوید. جوان از خوشحالی در پوستش نمی گنجید، برق شادی در چشمانش را از فرودگاه امام تهران می شد دید و فهمید که چطور از آلمان و اروپا برای خودش یک بهشت زمینی ساخته است. از پنجره هواپیما بدون زدن هیچ پلکی چنان به زمین پر از درخت و دریاچه آلمان چشم دوخته بود که گویی از دور گنبد و مناره های مسجدالنبی را دیده است. لحظه به لحظه به تپش قلبش افزوده می شود، نمی داند مضطرب و نگران است یا خوشحال. ولی هرچه هست خود را تا الان نزدیک تر به هدف خود نمی دید. بعد از حدود یک ساعت، دوباره صدای خلبان از بلندگو به گوش رسید که می گفت: مسافران گرامی کمربندهای ایمنی را بسته و صندلی ها را به حالت قبل برگردانید هواپیما تا پانزده دقیقه دیگر در فرودگاه هامبورگ به زمین خواهد نشست. جوان تجربه اول پرواز بر فراز هامبورگ را اینگونه تعریف می کند: از بالا که شهر هامبورگ را نگاه می کنی تا چشم کار می کند درخت می بینی، دریاچه، رودخانه و چمن، گو اینکه شهر را میان یک جنگل و مرتع بسیار بزرگ سرسبز درست کرده اند. هواپیما از ارتفاع خود خیلی کاسته است اکنون تکه ابرهای هامبورگ را بالای سر خود می بینی و وقتی پایین را نگاه می کنی انعکاس نور آفتاب کمی چشمانت را اذیت می کند معلوم می شود که هوای همیشه بارانی و ابری هامبورگ امروز هم مثل روزهای قبلی دقایقی پیش دلی از عزا در آورده و چهره شهر را خیس کرده و جایش را به آسمانی صاف و تا حدودی نیمه ابری به امانت داده است. جوان کمربند را قبل از اینکه هواپیما فرود کامل داشته باشد باز می کند انگار می خواهد خود را زودتر از هواپیما به فرودگاه برساند. هواپیما ایستاد و اکنون به کعبه آمال و قسمتی از هدف خود رسیده است و به امید ساختن یک آینده درخشان کوله پشتی را کول می کند سریع از همسفرش خداحافظی کرده و زودتر از بقیه مسافران بلند می شود و با عجله به سمت در هواپیما می رود . مثل باران بهاری نم نم از پله ها همراه بقیه مسافران با ژستی آلن دلونی پایین می آید غافل از پشت سرش که ترافیکی به درازای خیابان شانزالیزه درست کرده است. در انتها سوالات زیادی ایجاد می شود ولی آیا این جوان هم مثل بقیه مهاجران بعد از سالها خواهد گفت: آنقدر غربت کشیدم تا وطن از یادم رفت؟!
10/9/91
روزنامه نگاری باز؛ وقتی خبر تغییر می کند
روزنامهنگاری باز؛ وقتی خبر تغییر میکند
داستان سه بچه خوک و گرگ بد گنده را به یاد دارید؟ همان بچه خوکهایی که بدون توجه به نصیحتهای برادر زرنگ و کاریشان برای اینکه به فلوت و ویلون زدنشان برسند، از روی تنبلی خانهای از پوشال و علف برای خودشان ساختند؛ در حالی که برادر سومی که زرنگ و کاری بود خانهای از آجر برای خودش ساخت. خانه دو خوک فلوت زن و ویلون زن در مقابل فوتهای گرگ بد گنده خراب و ویران میشود و دو خوک بی خانمان شده برای نجات از دندانهای گرگ به خانه برادر زرنگ و کاری خود پناه میبرند. گرگ که نمیتوانست با فوت خانه آجری خوک کاری را ویران کند، تصمیم می گیرد از لوله بخاری وارد خانه شود؛ اما بچه خوک ها ظرف بزرگ آب جوشی را زیر لوله بخاری می گذارند و به این ترتیب گرگ داخل ظرف میافتند و می سوزد و فرار میکند.
مهاجرت نخبگان و بلاتکلیفی ایران
سرمقاله زیر کار عملی اینجانب (علی ولی پور) است که برای درس دو واحدی نقد و تفسیر مقاله در مطبوعات نوشته شده است. استاد مربوطه این درس خانم دکتر ندا سلیمانی، از اساتید برجسته ارتباطات و رسانه می باشد. منتظر نظرات دوستان و مخاطبان نکته بین هستم.
مهاجرت نخبگان و بلاتکلیفی ایران (سرمقاله)علی ولی پور روزنامه نگار اجتماعی_ theorem.mihanblog.com: همه کشورها سه نوع سرمایه دارد که اولی نیروی انسانی است و سرمایه دوم منابع طبیعی از قبیل زمین، آب، معادن و ذخایر زیرزمینی و سرمایه سوم سرمایه ساخته شده توسط انسان است که در علم اقتصاد به محیط انسانی معروف است، مثل بناها، کارخانه ها، جاده ها، تونل ها، کالاهای تولید شده و... . تردیدی نیست که توسعه، ترقی و رشد یک جامعه، در گرو هماهنگی و تطبیق نیروی انسانی ماهر با عوامل طبیعی و مادی است. اگر پرثمرترین و خوش آب و هواترین مزرعه های جلگه ای بی کشاورز و باغبان بماند محصولی از آن عاید نمی شود. بنابراین پدیده مهاجرت و بدتر از آن پناهندگی حاصل ناهماهنگی ها بین نیروی انسانی و عوامل طبیعی است.
مرزها را دیوار نکشیده اند اما ارتباطات مرزهای سیاسی را درنوردیده است. قرن بیست و یکم جغرافیای سیاسی نمیشناسد که قرن جهان بدون مرز هم می گویند. یک روی سکه جهان بدون مرز به ضرر کشورهای جهان سوم است و آن طرف سکه به سود کشورهای صنعتی و توسعه یافته تمام می شود. اگر نخبگان یک کشور در قلمرو سرزمینی خود همانند امواج ماهواره ای، جغرافیای سیاسی خود را رد کرد، مصداق ضرب المثل آب از جوی رفته به سرچشمه بازنمی گردد می شود. جوان ایرانی در محیط آموزشی خود، هرچند با مشقت آموزش می بیند، رشد می کند و با تصورات آرمانی همچنان باانگیزه به تحصیل ادامه می دهد به امید اینکه چشم امید کشورش به دستان پرتوان و علوم زاییده تفکرات منطقی وی است. جوان نخبه که همان موتور محرک توسعه کشور است با گذر از این مراحل به ناگه آن تصوری که در ذهنش پرورانده بود توهمی بیش نمی بیند، اینجا چگونگی رفع معضل باید دغدغه فکری دلسوزان و اصلاح گران کشور شود. این آینده سازان ایرانی وقتی در آشفته بازار سیاسی-اجتماعی کشور قدم می زند و با واقعیات و فسادهای موجود در بطن دستگاههای دولتی و اداری که شعاع آن دامن بسیاری از نهادها را دربرگرفته است مواجه می شود و بیکاری 16 درصدی که آخرین آمار ارائه شده توسط سازمان آمار کشور است، یاس آهسته آهسته جای امید چندین ساله را از او می گیرد. از دیدگاه روان شناسی اجتماعی اگر فردی در یک چنین فضایی قرار بگیرد، راندمان و توان ذهنی و فکری خود را از دست می دهد، پس وظیفه مسئولان عالی رتبه که در حال حاضر باید در اولویت باشد و نهایت توجه را کنند، اصلاح همین معضل که نمونه بارز نخبه کشی است باید در دستور کار قرار بگیرد در غیر این صورت باید هزینه سنگین آن را پرداخت و متعاقباً باید منتظر پس لرزه های دیگر آن در دیگر حوزه ها باشیم. همین سرمایه های گرانبها که بارها به تجربه ثابت کرده بودند که ایرانی می تواند، چمدان سفر در راه بی برگشت را بسته و راهی غربت می شود. چندی پیش در مصاحبه مختصری که با یک دانشجوی ممتاز پزشکی داشتم فضای تحقیقاتی در حیطه علمی خود را مناسب فعالیت نمی دید، پس به امید "صمیعی" شدن، مهاجرت را انتخاب می کند و فرار را بر قرار ترجیح می دهد. مغزهای علمی کشور یکی پس از دیگری برای همیشه از کشور خارج می شوند و مهاجرت غیرقانونی کارگران گرسنه افغانی، پاکستانی و عراقی که اساس اقتصاد کشورشان هم با مواد مخدر است به کشورمان داخل می شوند. بعبارتی جای خالی مغزهای نخبگان علمی کشورمان را ناخواسته با معتادین و بزهکاران افغانی و پاکستانی معاوضه می کنیم.
در بررسی مهاجرت نخبگان به خارج کشور شاهد سه دوره مهاجرت هستیم: دوره اول مهاجرینی بودند که قبل از انقلاب 1357 شمسی ایران را به قصد ادامه تحصیل به اروپا و آمریکا رفته بودند که جمعیتشان در حدود 30% کل مهاجرین ایرانیان خارج که در حدود 225 هزار نفر بودند برآورد می شود. دوره دوم مهاجرت ها دهه اول انقلاب 1357 ایران بود که بیشتر رنگ و بوی سیاسی داشت و دوره سوم که موج مهاجرت ها شدت بیشتری به خود گرفت، شامل نخبگان نسل دوم بود و اکنون نوبت نخبگان نسل سومی های بعد از انقلاب است. در گزارش خرداد ماه سال 91 روزنامه شرق آمده بود که از 225 دانش آموز ایرانی که طی سال های 1372 تا 1386 در 53 المپیاد جهانی شرکت کرده اند، بیش از 140 نفر معادل 62درصد آنها هم اکنون در دانشگاههای مطرح دنیا در آمریکا و کانادا تحصیل می کنند. در حال حاضر بیش از 500 پروفسور ایرانی در ایالات متحده آمریکا وجود دارد.. طبق آمارهای ارائه شده آمریکا از دیرباز مقصد بسیاری از ایرانی ها بود و در حال حاضر بیشترین ایرانی های مهاجر در آن زندگی می کنند که آمار متفرقه از حضور 2 میلیون ایرانی در این کشور خبر می دهد که به ترتیب اکثرا در ایالت های کالیفرنیا، نیویورک، تگزاس، اوهایو، جورجیا، ایلی نویز و ماساچوست متمرکز شده اند. حدود 80% از ایرانیانی که در آمریکا زندگی می کنند دارای تحصیلات عالیه هستند و این نشانگر این است که ایرانیان مقیم آمریکا ارج بیشتری در محافل مختلف از جمله محافل دانشگاهی نسبت به دیگر مهاجران از سایر ملت ها هستند. دیگر مقصدها اکثراً کشورهای آلمان، فرانسه، انگلستان، سوئد، اتریش و در نهایت کانادا که بعد از آمریکا بیشترین ایرانیان مقیم را دارد ثبت شده است. آخرین آمارهای تایید شده ی سال 2010 حاکی از آن است که بیش از 7 میلیون ایرانی از هر قشر و صنفی در خارج زندگی می کنند که از این تعداد اداره آمار کشورها، ایرانی های مقیم کانادا را حدود 330 هزار نفر اعلام می کند، ایرانیان مقیم آلمان 250 هزار نفر است که این تعداد قابل اطمینان ترین آماری است که در حال حاضر موجود است، در مورد ایرانیان مقیم انگلستان خیلی آمار دقیقی وجود ندارد ولی در سال 2004 سفارت ایران در انگلیس ایرانیان مقیم این کشور را حدودا 80 هزار نفر اعلام کرده بود، در یک آمار نه چندان دقیق تعداد ایرانیان مقیم فرانسه در سال 2000میلادی حدود 20 هزار نفر ذکر شده است که کاملا واضح است نمی تواند آمار دقیق و قابل اعتنایی باشد چون حضور پررنگ ایرانیان در فرانسه به وضوح می گوید ایرانیان فرانسه چیزی بسیار بیشتر از این تعداد است و بقیه در سایر کشورها پراکنده شده اند. این گروه از ایرانیان از نظر مالی و زندگی آسوده تر از ایرانیان داخل کشور هستند.
اما نتیجه سخن اینکه ارتباطمان را نباید با جهان غرب قطع کنیم و با نگاه واقعبینانه به مسائل عرصه بین الملل می توانیم نیمی از مشکلات علمی کشور را حل شده ببینیم. یعنی اگر تعاملات سیاسی و همسویی با جهان غرب نداشته باشیم نمی شود تعاملات علمی خوبی بینمان بعمل آید. بعبارت درست تر مقدمه رسیدن به علوم طبیعی، تجربی و تکنولوژی برترهمسویی با قدرت های بزرگ غربی است. در ثانی ما حق مهاجرت را بعنوان یکی از حقوق بشر برای همه افراد، تحریم و سرزنش نمی کنیم، اما عقیده داریم نخبگان هر جامعه اگرچه جهانی می اندیشند بدانند که دارای هویت ایرانی هستند و ایران را فراموش نکنند و هم دولت ایران باید خیلی بهتر و بیشتر از این از فرار مغزها جلوگیری کند تا آنجا که می تواند با ایرانیان خارج تعاملات کامل داشته و تسهیلاتی برای بازگشت نیروی انسانی برون مرزی صرفنظر از گرایش های سیاسی به آغوش میهن فراهم کند. ثالثاً اوضاع اداری و دیگر نهادها که حال و روز ناخوشی دارند و در کل بوروکراسی کشور را با مدیریت صحیح سروسامان داده و با جدیت با بی عدالتی ها و سیاسی کاری ها برخورد کنیم، همچنین سلیقه ای بودن را کنار گذاشته و با زندگی در کثرت ها و کنار آمدن با تنوعات، کشور را هر روز بهتر از دیروز پایاپای دیگر قدرت های علمی به پیش ببریم.
علی ولی پور_روزنامه نگار اجتماعی (theorem.mihanblog.com)
یکشنبه 21/8/1391
آشنایی با مطالعات فرهنگی و رسانه به قلم داگلاس کلنر
آشنایی با مطالعات فرهنگی و رسانه
به قلم دکتر داگلاس کلنر
((داگلاس کلنر استاد کرسی مطالعات رسانه دانشگاه لس آنجلس آمریکا
و از بزرگان نظریه رسانه و جهانی شدن است.))
رادیو، تلویزیون، فیلم و سایر محصولات فرهنگ رسانه ای، متونی را تولید می کنند که هویت های ما، برداشت ما از خویشتن، تصور ما از مرد یا زن بودن، ادراک ما از طبقه، قومیت و نژاد، ملیت، جنسیت و «ما» و «آنها» را می سازند. انگاره های رسانه ای، به شکل گیری دید ما از جهان و [ایجاد] ارزش های پایدار کمک می کنند؛ آنچه را که ما خوب یا بد، مثبت یا منفی و خیر یا شر به حساب می آوریم.
داستان های رسانه ای، نمادها، اسطوره ها و منابعی را تولید می کنند که ما از طریق آنها، یک فرهنگ مشترک را می سازیم و خود را در این فرهنگ وارد می کنیم (خود را جزیی از این فرهنگ مشترک می دانیم). نمایش های رسانه ای نشان می دهند که چه کسی صاحب قدرت و چه کسی فاقد آن است، چه کسی مجوز اعمال قدرت و خشونت دارد و چه کسی بر آن جایز نیست. آنها به قدرت منابع اقتداری مشروعیت می دهند که بنا بوده است به آنهامشروعیت بخشند و در مقابل نشان می دهند که افراد فاقد قدرت باید در جایگاه خود باقی بمانند یا تحت فشار باشند.
ما ز گهواره تا گور، در یک جامعه رسانه ای و مصرفی غوطه ور هستیم و از این رو لازم و ضروری است تا یاد بگیریم که چگونه معانی و پیام های رسانه ای را درک و تفسیرکنیم و مورد نقد قرار دهیم. رسانه ها یک منبع اساسی و اغلب بد فهمیده شده فراگیر برای [مفاهیم] فرهنگی هستند: آنها در آموزش چگونگی رفتار ما نقش دارند. آنها در اینکه به چه موضوعاتی تفکر، احساس، عقیده، ترس، و تمایل داشته باشیم (و یا برعکس) سهیم هستند. رسانه ها ابزارهای فراگیری هستند که به ما یاد می دهند چگونه مرد و زن باشیم. آنها به ما نشان می دهند که چگونه لباس بپوشیم، ظاهرآرایی و مصرف کنیم، چگونه با اعضای گروه های اجتماعی متفاوت تعامل داشته باشیم، چگونه مشهور و موفق باشیم، چگونه از شکست اجتناب کنیم و چگونه با نظام مسلط هنجارها، ارزش ها، عرف ها و رسوم هماهنگ باشیم.
در نتیجه، تحصیل سواد رسانه ای انتقادی، منبعی مهم برای افراد و شهروندان است تا یاد بگیرند که چگونه با یک محیط فرهنگی گمراه کننده روبرو شوند. یادگیری چگونگی خوانش، نقد و مقاومت در برابر فریبکاری فرهنگی اجتماعی می تواند فرد را در رابطه با اشکال مسلط رسانه ای و فرهنگی تقویت کند و قدرتمند سازد. سواد رسانه ای انتقادی می تواند اقتدار و استقلال فرد را در مقابل فرهنگ رسانه ای تقویت سازد و به افراد در مقابل محیط فرهنگی شان، قدرت بیشتری دهد.
مطالعات فرهنگی و رسانه
از این استاد برجسته ارتباطات کتابهای متعددی نیز به زبان انگلیسی چاپ شده که از آن میان می توان به کتاب «مطالعاتی در باب تروریسم: پژوهش رسانه ای و معمای ترور» به عنوان اولین کتاب و «رسانه ، فرهنگ و جامعه در ایران : زندگی با جهانی سازی و دولت اسلامی» به عنوان آخرین کتاب او که در حال حاضر زیر چاپ است ، نام برد. وی مقالات بسیار زیادی را نیز در مجلات علمی و آکادمیک و سمینارهای بین المللی ارائه کرده است. گفتگویی که در زیر می خوانید حاصل این دیدار دوستانه با این استاد و نویسنده برجسته ارتباطات و مطالعات فرهنگی است:
منابع آزمون كارشناسی ارشد رشته علوم ارنباطات اجتماعی
منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته
«علوم ارتباطات اجتماعی» و «مطالعات فرهنگی و رسانه»
(کنکور سراسری - کد ۱۱۳۸)
منابع پیشنهادی آزمون کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات برای آزمون سال ۱۳۸۸ از طرف گروه ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی به شرح زیر اعلام شد:
الف- مباحث کلی ارتباطات جمعی: مباحث کلی ارتباطات شامل دروس دهگانه دروه کارشناسی به شرح زیر است:
(مبانی ارتباط جمعی، مبانی ارتباطات انسانی، نظریههای ارتباط جمعی، حقوق مطبوعات، ارتباطات بینالمللی، ارتباطات سیاسی، ارتباطات و توسعه، افکار عمومی، اصول روابط عمومی، شناخت مخاطبان، مبانی جامعه اطلاعاتی.)
- وسایل ارتباط جمعی (جلد یکم) کاظم معتمد نژاد تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۸۵
- جامعهشناسی وسایل ارتباط جمعی، ژان کازنو، مترجمان: باقر ساروخانی، منوچهر محسنی تهران: انتشارات اطلاعات ۱۳۸۴.
- ارتباطشناسی: ارتباطات انسانی (میانفردی، گروهی، جمعی)، مهدی محسنیانراد تهران: انتشارات سروش. ۱۳۸۴
- درامدی بر مطالعات ارتباطی، جان فیسک، مترجم: مهدی غبرایی، چاپ اول، ۱۳۸۶
- نظریههای ارتباطات، ورنر سورین و جیمز تانکار، مترجم: علیرضا دهقان تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۴
- درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی، دنیس مک کوئل، ترجمه اجلالی، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه، ۱۳۸۲
- یک جهان، چندین صدا، شن مکبراید، مترجم: ایرج پاد، تهران: انتشارات سروش، ۱۳۷۵
- ژئو پلتیک اطلاعات، آنتونی اسمیت، مترجم: فریدون شرانی، تهران: انتشارات سروش ۱۳۶۴
- نظریههای جامعهاطلاعاتی، فرانک وبستر، مترجم: اسماعیل قدیمی، تهران: انتشارات قصیدهسرا. ۱۳۸۴
- عصر اطلاعات و ظهور جامعه اطلاعاتی، مانوئل کسلز، متجرم: احمد عقیلیان و دیگران. ۱۳۷۹. جلد اول
- حقوق مطبوعات (جلد یکم)، کاظم معتمدنژاد تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها. ۱۳۸۲
- جامعه و سیاست، مایکل راش، مترجم: منوچهر صبوری: تهران: سمت. ۱۳۷۸
- ارتباطات سیاسی در عمل، دیوید پالتز، تهران: دانشکده صداسیما. ۱۳۸۱
- ارتباطات و افکار عمومی، علی اسدی، تهران سروش. ۱۳۷۰
- افکار عمومی، ژودیت لازار، مترجم: مرتضی کتبی، تهران: نشر نی، ۱۳۸۴
- جهانی شدن فرهنگ، جان تاملینسون مترجم: محسن حکیمی، تهران: ۱۳۸۲
- مخاطبشناسی، دنیس مککوایل، مترجم: مهدی منتظرقائم، تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها. ۱۳۸۵
- اصول روابط عمومی، امینی، رضا، تهران: دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، ۱۳۵۰
- فصلنامه رسانه (ویژهنامه ارتباطات و توسعه)
- فصلنامه رسانه (ویژهنامه حوزه عمومی و دموکراسی)
- فصلنامه علوم اجتماعی (ویژهنامه ارتباطات)
ب- اصول روزنامهنگاری: مباحث تخصصی شامل دروس زیر میشود:
(شیوه نگارش فارسی در مطبوعات، خبرنویسی، مصاحبه و گزارش(عملی و۲)، ویراستاری و مدیریت اخبار، مقالهنویسی و صفحهآرایی، ارتباطات تصویری)
- روزنامهنگاری (با فصلی جدید)، کاظم معتمدنژاد با همکاری ابوالقاسم منصفی تهران: نشر سپهر ۱۳۸۲
- روزنامهنگاری نوین، نعیم بدیعی و حسین قندی، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی. ۱۳۸۶
- مبانی سواد بصری، دونیس داندیس، ترجمه مسعود سپهر، تهران: انتشارات سروش، ۱۳۸۱.
- مقالهنویسی در مطبوعات، حسین قندی، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی. ۱۳۸۵.
- شیوه نگارش فارسی در مطبوعات، حسین عمادافشار، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی. ۱۳۷۶.
- نگارش رسانهای، مهدخت بروجردی علوی، تهران: پژوهشکده مطالعات اجتماعی و فرهنگی، ۱۳۸۵
- شیوه خط فارسی مصوبه فرهنگستان
- فصلنامه رسانه (ویژهنامه آموزشی)
ج- زبان تخصصی (انگلیسی):در حد زبان عمومی دوره کارشناسی دانشگاهها توصیه میشود و منبع خاصی مورد نظر نیست.
د- تاریخ معاصر ایران و جهان و مسائل بینالمللی مهم معاصر: مطالعه تاریخ معاصر ایران و جهان در یکصد سال گذشته، شامل:
- تاریخ احزاب سیاسی ایران، ۲ جلد محمد تقی بهار، تهران: کتابهای جیبی ۱۳۵۷
- از صبا تا نیما، ۳ جلد، یحیی آرینپور تهران: انتشارات زوار - ۱۳۸۲
- از سید ضیا تا بختیار، مسعود بهنود
- مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطیت، عبدالرحیم ذاکر حسین تهران: انتشارت دانشگاه تهران
- قدرتهای جهان مطبوعات، مارتین واکر، مترجم: محمد قائد، تهران: نشر مرکز ۱۳۸۲
- تاریخ جنگ سرد، آندره فونتن، ترجمه، عبدالرضا هوشنگ مهدوی
- تاریخ سانسور مطبوعات، ۲ جلد، تالیف گوئل کهن، ۱۳۸۵
- تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران، تالیف استاد سید محیط طباطبایی، انتشارات بعثت، ۱۳۶۸
ه- آمار و روش تحقیق
در حد مباحث دوره کارشناسی رشتههای ارتباطات اجتماعی به شرح زیر:
(آمار مقدماتی، آمار در علوم اجتماعی، روشهای تحقیق در علوم اجتماعی، تحلیل محتوای پیامهای ارتباطی)
- (جروشهای تحقیق در علوم اجتماعی ۱و۲)، ارل ببی، مترجم: رضا فاضل، تهران: انتشارات سمت - ۱۳۸۴
- مبانی پژوهش در علوم رفتاری، تالیف فرد کرلینجر، ترجمه حسن پاشا شریفی و دکتر جعفر نجفی زند، جلد اول و دوم انتشارات آوای نور
- احتمالات و آمار کاربردی در روانشناسی و علوم تربیتی، علی دلاور تهران: انتشارات رشد ۱۳۸۴
- تحلیل محتوای روشهای کمی ارتباطی، رایف و لیسی، متجرم: مهدخت بروجردی علوی، تهران: سروش، ۱۳۸۴
- تحلیل محتوا: مبانی روششناسی، کلوس کریپندرف، مترجم: هوشنگ نایبی، تهران: انتشارات روش، ۱۳۷۸
جامعه شناسی روزنامه نگاری
جامعه شناسی روزنامه نگاری

خبرنگاران ایران -«در جامعه معاصر که اغلب جامعه ارتباطات یا جامعه اطلاع رسانی خوانده می شود، روزنامه نگار به چهره ای اسطوره ای تبدیل شده است .» این جملات در مقدمه کتاب جامعه شناسی روزنامه نگاری اثر اریک نووو دیده می شود .
اریک نوو استاد رشته علوم سیاسی در دانشگاه های فرانسه است و از سال ها پیش در زمینه جامعه شناسی گروه های مختلف اجتماعی به پژوهش و مطالعه مشغول است .
جامعه شناسی روزنامه نگاری در فرنسه ازدهه1970 آغاز شد اما طی سالهای 1990 جهشی چشمگیر یافت . دو قطب پژوهشی که از نظر فکری با هم پیوند نزدیکی داشتند به این تحول کمک زیادی کردند. یکی از این دو قطب نشریه اسناد پژوهش در علوم اجتماعی بود وقطب دیگرمرکز پژوهش های اداری و سیاسی در شهر رن که مدیریت آن را اریک نووو، نویسنده این کتاب در دست دارد .
جامعه شناسی روزنامه نگاری ، روزنامه نگاری را به عنوان پدیده ای اجتماعی مورد توجه و بررسی قرار می دهد . در این رشته نسبتا پویا و در عین حال جالب و بحث بر انگیز فقط درباره ی جنبه ها و آثار اجتماعی روزنامه نگاری بحث نمی شود ، بلکه روزنامه نگاری از جهات مختلف از جمله وسایل ارتباط جمعی ، گردانندگان و دست اندرکاران آن ، پیام های ارتباطاتی ، سبک های نگارشی ، مخاطبان ، آثار اجتماعی ارتباطات و جامعه شناسی تاریخی روزنامه نگاری مطالعه می شود .
روزنامه تگاری با مدرک دانشگاهی یا بدون آن؟!!!
روزنامه نگاری با مدرک دانشگاهی یا بدون آن؟!
جذابیت های روزنامهنگاری باعث می شود بسیاری برای ادامه تحصیل وارد این رشته شوند اما در این میان هستند فارغ التحصیلان بی شماری که 4سال و حتی بیشتر تلاش میکنند، درس میخوانند و یاد میگیرند اما هرگز به تحریریهها راه نمی یابند و در مقابل افرادی که در رشته های بسیار غیر مرتبط درس خوانده اند اما وارد روزنامه ها شده و در عین حال روزنامه نگاران موفقی هم بودند.
آیا مدرک دانشگاهی روزنامه نگاری بی اعتبار شده است؟ خبرنگاران چه میزان از آنچه که در دانشگاه آموخته اند در کار روزنامه نگاری خود بهره می برند؟ آیا دانشگاه ها ی روزنامه نگاری ایران بر اساس علم روز این رشته برنامه ریزی می شود ؟ این ها سوالاتی است که در پیچ و خم تحریریه های خبری بارها در ذهن خبرنگاران جرقه خورده است ؟ سوالاتی که پاسخهای متفاوتی هم داشته است .
یکی از خبرنگاران اجتماعی که به صورت حق التحریر به روزنامه ها مطلب می دهد و مدرک کارشناسی روزنامه نگاری از دانشکده خبر را دارد درباره این موضوع به «خبرنگاران ایران» می گوید: «من در دو زمان فعالیت خبری داشته ام. زمانی که هنوز دانشگاه نرفته بودم و زمانی که در دانشگاه درس های مرتبط را یاد گرفتم و با اطمینان می گویم تحصیلات دانشگاهی روی فعالیتم موثر بوده است.»
ایران داغ دیده مان بار دیگر داغدار شد
مسئولان بی کفایت تا کی...
شاهد چنین حادثه های دردناک باشیم. باز هم چوب کم کاری ها، بی تدبیری های شما را خوردیم
هموطن آذربایجانی تسلیت
انسانها و تفاوت ها
انسانهای بزرگ، متوسط و کوچک
انسان های بزرگ در باره عقاید سخن می گویند
انسان های متوسط در باره وقایع سخن می گویند
انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند
انسان های بزرگ درد دیگران را دارند
انسان های متوسط درد خودشان را دارند
انسان های کوچک بی دردند
انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند
انسان های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند
انسان های متوسط به دنبال کسب دانش هستند
انسان های کوچک به دنبال کسب سواد هستند
انسان های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
انسان های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد
انسان های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند
انسان های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
انسان های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
انسان های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می
گیرند
تاریخ معاصر مطبوعات و روزنامه نگاری در ایران
آنچه گذشت...
(تاریخ معاصر مطبوعات و روزنامه نگاری در ایران)
آزادی مطبوعات تنها از سوی قدرت های سیاسی و دولت ها محدود نمی شود بلکه در بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه و از آن جمله ایران تحدید این آزادی ها ناشی از مشکلات اقتصادی نظام روزنامه نگاری است.
ایجاد فضای عمومی مطلوب مطبوعاتی برای گسترش آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات، توانمند سازی مطبوعات برای حمایت از آزادی های مشروع جامعه، پاسخگویی به نیازهای مردم و پیگیری مطالبات آنها به عنوان وجدان عمومی، آموزش های حرفه ای و استقلال رای در روزنامه نگاری همگی بخشی از مهمترین پیش شرط های لازم برای شکل گیری یک نظام روزنامه نگاری حرفه ای و تاثیرگذار به شمار می روند اما به نظر می رسد مجموعه این موارد در نگاهی عمیق تر می توانند تابعی از شرایط استقلال اقتصادی مطبوعات هر کشوری باشند. در سال های اخیر بسیاری از صاحب نظران حوزه رسانه و مطبوعات با انتقاد از تداوم وابستگی روزنامه های ایران به دولت یکی از مهمترین راهکارهای توسعه نظام مطبوعاتی ایران را کاهش تدریجی میزان وابستگی روزنامه ها به کمک های دولتی از یک سو و راه اندازی موسسات مطبوعاتی مستقل خصوصی از سوی دیگر دانستند. با این همه به نظر می رسد با وجود همه استدلال های منطقی و امیدواری های که می توان به راه اندازی موسسات مطبوعاتی خصوصی در ایران داشت به جز تعداد معدودی از روزنامه های اقتصادی که اکنون چند سالی است به طور نسبی با کمترین میزان کمک های دولتی اداره می شوند یا در صورت قطع یارانه های دولتی همچنان قادر به ادامه فعالیت خواهند بود، بیشتر روزنامه های ایران همچنان وابستگی اقتصادی خود را به دولت حفظ کرده اند.
روزنامه نگاری در سرزمین ژرمن ها
روزنامه نگاری در سرزمین ژرمن ها

خبرنگاران ایران -بابک موحدی :مروری بر نظام رسانه ای برخی کشورهای جهان از کشورهای توسعه یافته، کمتر توسعه یافته و کشورهای جهان سوم مدتی است بخشی از ستون ویژه "سایت خبرنگاران ایران" را تشکیل می دهد.هدف از نگارش این مقالات در این بخش آشنایی بیشتر خبرنگاران ایرانی با نظام رسانه ای برخی از کشورهای دنیاست.در بخشهای قبلی با مروری بر سیستم رسانه ای در کشورهای ژاپن ، فرانسه و هند تا حدودی با نظام مطبوعاتی این کشورها آشنا شدیم . در این مطلب نیز با برخی ویژگی های روزنامه نگاری در آلمان که یکی از کشورهایی است که روزنامه ها در آن تیراژ بالایی دارند آشنا می شویم .
در این مطالب به ذکر ویژگی های کلی رسانه ها در کشورهای مختلف توجه می شود، چرا که بررسی همه جانبه آنها نیازمند تحقیق و پژوهش های طولانی و میدانی است:
مطبوعات و بطور كلی وسایل ارتباط جمعی در آلمان از نفوذ وسیعی برخوردار بوده و به عنوان « قوه چهارم » خوانده میشوند ، قانون اساسی آلمان حق آزادی بیان و آزادی مطبوعات و حق دسترسی به همه منابع آزاد خبری را تضمین می کند( ماده پنج قانون اساسی ) در آلمان هیچگونه سانسوری برای مطبوعات مجاز نیست . مردم آلمان را میتوان از مشتاقترین خوانندگان روزنامه ، هفتهنامه ، ماهنامه و …. به شمار آورد. مطبوعات در آلمان هنوز هم جایگاه خود را حتی پس از نفوذ چشمگیر تلویزیون در میان مردم این کشور حفظ کرده اند .
سخنی با دوستان درباره تحصیل در خارج و راهنماییهای برای شروع این کار
راهنمایی هایی برای شروع این کار


توقف هر ساله عده بسیار زیادی از دانش آموزان در پشت سد کنکور سالهاست که یکی از اساسی ترین معضلات جوانان را بوجود آورده است. سالانه تعداد زیادی از شرکت کننده گان در کنکور حسرت ورود به دانشگاههای معتبر را با خود به یدک می کشند و این خیل عظیم برای ورود به فضای تحصیل به هر روزنه چشم دوخته باقی می ماند. چیزی که مهم است مدرک معتبر و علم و تکنولوژی برتر می باشد. تحصیل در خارج نه تنها فرصتی طلایی برای ارتقای سطح علمی یادگیری زبان و کسب تجربه است بلکه باعث افزایش قابلیت انعطاف پذیری و وفق با شرایط و محیط های جدید، درک فرهنگهای مختلف و تفکر جهانی شده و همچنین باعث ترویج فرهنگ خود به سایر ملل می شود.
نفوذ اجتماعی

مهارت نفوذ اجتماعی برای متخصصان، معلمان، مصلحان و اربابان قدرت در جامعه اهمیت زیادی دارد، زیرا در خیلی وقتها میخواهد بر مراجعان و زیردستان خود اعمال نفوذ کنند و آنها را وادار کنند واکنشهای مورد نظر آنها را انجام دهند. مثلاً یک پزشک برا ی آن که اطمینان یابد بیمار لجوجش از درمان مورد نظر وی پیروی خواهد کرد یا نه؛ از تکنیکهای ترغیبی و نفوذی خود استفاده خواهد کرد. یا یک مدیر برای ادارۀ نیروی انسانی تحت امر خودش، باید آنها را ترغیب کند، نه این که به قهر متوسل شود.
کشاکش آرا در جامعه شناسی
کشاکش آرا در جامعه شناسی
استیون سیدمن در مقدمهء خود بر کتاب «کشاکش آرا در جامعهشناسی» از علاقهء خود به نظریهء اجتماعی در روزگار جوانی و میانسالی علمگرا و در پایان نگاهی دوباره به _«امر اجتماعی» این بار با نگاهی نسبیگرا میگوید.
سیدمن امید به جهانی بهتر را از دست نداده است اما این امید را به معنای دست برداشتن از تحلیل تجربی و دیدگاه تحلیل نمیداند. از نظر او هدف جامعهشناسی نه انباشت دانش است نه پدید آوردن دانش جامعه یا ساختن سیستمی از جامعهشناسی بلکه هدف آن ورود به بحثها و مجادلاتی است که بر سر شکل فعلی و آیندهء جهان اجتماعی در جریان است.
وی بر این باور است ایمان به این که علم میتواند به ساختن جهانی بهتر کمک کند در کنه نظریهء اجتماعی مدرن جای دارد و دانشمندان علوم اجتماعی یعنی متفکرانی چون منتسکیو، کندرسه، مارکس، کنت، وبر، شارلوت پرکینزگیلمان و ا.ب.دوبویس که روشهایی نو و خلاقانه برای فهم منشا و معنای جهان اجتماعی پدید آوردند، قصد داشتند خطرات اجتماعی تهدیدکنندهءآزادی را مشخص و دورنمای پیشرفت را ترسیم کنند.
بنابراین جامعهشناسی نباید به تدریج از حیات عمومی جامعه فاصله گرفته و منحصر به حلقهء کوچک نظریهپردازان دانشگاهی شده و جامعهشناسی را تبدیل به مجموعهء اسرارآمیزی از مباحثات مفهومی و روش شناختی بکشاند چرا که در این صورت هم توجه محققان و هم توجه مردم را از دست خواهد داد. بلکه جامعهشناسی باید به طور جدی تلاش کند تا با زبانی قابل فهم به مسایل اجتماعی و سیاسی کلیدی زمان حاضر بپردازد.
استیون سیدمن از جامعهشناسان میخواهد که عامل برانگیزانندهء اخلاق را دوباره به مرکز نظریهء جامعهشناسی بازگردانند و دوباره در کسوت مربیان جامعه و عموم مردم به مسایل روز بنگرند.
کتاب «کشاکش آرا در جامعهشناسی» شامل پنج بخش است که در آنها «سیدمن» به بررسی سنت کلاسیک، جامعهشناسی آمریکایی، نظریهء اروپایی، نظریات پست مدرن و وضعیت امروزی نظریهء اجتماعی میپردازد.
بررسی آراء صاحبنظران دربارۀ منزلت اجتماعی :
بررسی آراء صاحبنظران دربارۀ منزلت اجتماعی:
همواره نابرابری در جایگاه اجتماعی افراد در اکثر کشورهای جهان در طول تاریخ وجود داشته است و به مرور زمان به صورت ساختار در آمده است و حتی به طور رسمی وارد سیستم قانونگذاری و قوانین برخی از کشورها شده است . ساختارمند شدن نابرابری جایگاه اجتماعی افراد در یک جامعه ، قشربندی اجتماعی نام گرفته است .
هنگامیکه اشخاص مشمول سلسله مراتب شوند و این مراتب را به حکم ابعاد مختلف نابرابریها پیدا کنند – اعم از اینکه نابرابریها مربوط به درآمد ، ثروت ، قدرت ، حیثیت ، سن ، نژاد یا خصوصیات دیگر باشد – تفاوتهای اجتماعی بصورت مرتبه بندی یا قشربندی در می آید . اعضای قشرهای مختلف که هر یک از سطوح سلسله مراتب قشربندی راتشکیل می دهند ، معمولاً از لحاظ نصیب های زندگی و سبک های زندگی با یکدیگر اشتراک دارند و ممکن است وقوفشان را بر این اشتراک عملاً نشان می دهند . این خصوصیات به نوبه خود آنها را از اقشار دیگر متمایز می کند .جامعه شناسان معمولاً سه سنخ عمده در قشربندی تشخیص می دهند که عبارتند از : کاست ، مراتب اجتماعی و طبقه .
دکتر شریعتی و حرف هایش
نامم را پدرم انتخاب کرد و نام خانوادگی ام
را یکی از اجدادم!!!
دیگر بس است، راهم را خودم انتخاب می کنم.
درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی
است که
فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده.
دکتر علی شریعتی
معرفی روزنامه لوموند


لوموند روزنامهای فرانسوی زبان به معنی "جهان" است كه در پاریس منتشر و از مشهورترین روزنامههای جهان به حساب میآید.
لوموند در ١٩٤٤ مقارن با خروج نیروهای ارتش آلمان از پاریس آغاز به كار كرد و تا پایان جنگ به عنوان ندای فرانسهی ژنرال شارل دوگل شناخته میشد.
این روزنامه عصرها منتشر میشود و تیراژ آن حدود ٣٧٠ هزار نسخه در روز است و البته نباید آن را با ماهنامه لوموند دیپلماتیك كه گروه لوموند ٥١ درصد سهام آن را در اختیار دارد، اشتباه گرفت.
به گزارش دفتر مطالعات بینالملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) لوموند با تقاضای ژنرال شارل دوگل پس از اشغال پاریس بوسیله ارتش آلمان توسط "بوماری هیوبرت" بنیان نهاده شد. اولین شمارهی این روزنامه در ١٩ نوامبر ١٩٤٤ چاپ و از ١٩ دسامبر ١٩٩٥ نیز از طریق پایگاه اینترنتی آن برای همگان قابل دسترس شد.
حدود قدرت رسانه ها
1- رسانه می تواند در کوتاه مدت موجب شجاعت و یا ترس همگانی گردد .
2- رسانه می تواند نشان دهنده فر و یا بیچاره گی یک کشور در گستره جهانی باشد .
3- رسانه می تواند ذهن مردم را آرام و یا دگرگون و در هم بریزد .
4- رسانه می تواند گزارش های دروغ و رویدادهای غیر مستند را هم در میان اخبار درست به خورد آدمیان دهد .
5- رسانه می تواند با بستر سازی سیاه ، موج های همگانی ایجاد نموده و برای کسانی اسباب رشد یک شبه را فراهم سازد .
6- رسانه می تواند اموری همانند مراسم های سنتی و یا بزم های همگانی را کاهش و یا گسترش دهد .
7- رسانه می تواند در کوتاه مدت ابله ترین آدمیان را روشنفکر و روشنفکران را خانه نشین بنماید .
8- رسانه می تواند ابزاری باشد برای همبستگی و یا جدایی طلبی در یک کشور .
9- رسانه می تواند موجب افزایش آگاهی های شهروندی گردد .
1- رسانه نمی تواند عشق و خواست های میهنی مردم را نابود و یا حتی سبک بشمارد .
2- رسانه نمی تواند برای همیشه اسطوره ها و بزرگان یک کشور را نادیده بگیرد .
3- رسانه نمی تواند در بلند مدت ، راستی حقیقتی را پنهان و دروغی را راست جلوه دهد .
4- رسانه نمی تواند برای همیشه آدمهای ناشایست را شایسته جلوه دهد.
5- رسانه نمی تواند یک خواست همگانی را برای همیشه کم اهمیت جلوه دهد .
6- رسانه نمی تواند خواهان پس رفت خواسته های مردمی باشد .
7- رسانه نمی تواند گریزگاهی برای سردمداران یک کشور به خاطر انجام ندادن درست کارهای آنان باشد .
8- رسانه نمی تواند خشونت و بخشش بی اندازه از خزانه کشور را توجیه کند .
9- رسانه نمی تواند خودکامگی و پستی هیچ گروه و دسته ایی را پنهان سازد و سعی برای انجام آن رسوایی به بار می آورد
نقش میاندواب در توسعه تبریز
گزارش حاضر، یکی از چندین گزارش های صاحب وبلاگ (علی ولی پور) است که در هفته نامه امید تبریز شماره 169 خرداد ماه سال جاری (1391)، یکی از هفته نامه های تاثیرگذار و تا حدودی پرتیراژ تبریز می باشد به چاپ رسید و با بازخوردهای متفاوت دور از انتظار مواجه شد، واکنشی گاه اصولی و گاه غیراصولی؛ خوب و گاهی تند... اما در عرصه رسانه های همگانی هر مطلبی که بدون بازخورد بماند و واکنشی از سوی مخاطب دریافت نکند تعجب برانگیز خواهد بود، یا مخاطب منفعل است یا روزنامه نگار حرفه ای نبوده پس جای نگرانی برای خود روزنامه نگار است که موفق نشده در ذهن مخاطبینش سوالات متفاوتی بوجود بیاورد و هم به سوالات بوجود آمده پاسخ بدهد و مخاطب نیز بی توجه از کنار آن میگذرد درواقع رمزگزار خوبی نبوده که مخاطب آن بخواهد رمزگشایی کند. گزارش هر چقدر هم کامل باشد بازهم در حوضه عمومی از قاعده کنش و واکنش تبعیت می کند یعنی کنش از سوی رسانه خود آگاهانه است اما واکنش از سوی عموم امکان دارد یاخوداگاهانه باشد یا ناخودآگاهانه...
من تا اتمام این گزارش با افراد مختلف میاندوابی و تبریزی مصاحبه هایی داشته ام افرادی در این میان هم بودند که حاضر به مصاحبه نشده و اگر هم رضایتشان را می گرفتم البته با کلی دوندگی و پررویی که از ویژگی های یک روزنامه نگار باید باشد تقاضای حفظ نام داشتند که اسمی از انان در گزارش به میان نیاید. گزارش به شرح زیر است:
علی ولی پور:
نقش میاندواب در توسعه تبریز
میاندوآب با جمعیتی 250 هزار نفری از شهرهای ارتباطی شمالغرب کشور از شاهراهها و دروازه ورود آذربایجان به کردستان می باشد که از شرق با استان آذربایجان شرقی شهر ملکان، از شمال با دریاچه ارومیه، از جنوب با شاهین دژ و از غرب با کردستان شهر مهاباد همسایگی دارد. جلگه میاندواب به خاطر آب و هوای معتدل و خاک حاصلخیزش مکانی مناسب برای کاشت و پرورش انواع میوه و سبزیجات می باشد که نتیجه آن برداشت محصولات کشاورزی مرغوب است.
خبرنگاران، رایگان مشترک نشریات میشوند
خبرنگاران، رایگان مشترک نشریات میشوند
سامانه اشتراک خبرنگاران از ابتدای خردادماه آماده ارائه خدمات رایگان اشتراک نشریات به این قشر فرهیخته و خدوم کشور است.
معاون مطبوعاتی و اطلاعرسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتوگو با ایسنا، در حاشیه امضای تفاهمنامه خرید نشریات با نهاد کتابخانههای عمومی کشور با اعلام این خبر گفت: از این پس هر خبرنگار میتواند با مراجعه به سایتی که به همین منظور دایر شده است، نشریه دلخواه و مورد علاقه خود را به رایگان مشترک شود.
وی افزود: اعتبار این اشتراک تا سقف 2 میلیون ریال در سال برای هر خبرنگار خواهد بود؛ این اقدام در راستای دسترسی منظم و آسان فعالان خبری کشور به منابع دلخواه خود در حوزه رسانه مکتوب صورت خواهد گرفت.
محمدزاده با اشاره به وظیفه معاونت مطبوعاتی و اطلاعرسانی در حمایت مادی و معنوی از خبرنگار افزود: همچنین به موجب تفاهمنامهای که با دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور به امضا رسید، خبرنگاران در سراسر کشور به طور رایگان میتوانند عضو کتابخانه عمومی محل فعالیت خود شوند.
دسترسی به این سایت از طریق سایت سمان و یا با مراجعه حضوری به اداره خبرنگاران معاونت امور مطبوعاتی و اطلاعرسانی و در استانها با مراجعه به اداره کل ارشاد استانها ممکن است.
معرفی مجله اشپیگل آلمان
معرفی مجله اشپیگل آلمان
هفته نامهی اشپیگل (به معنای "آینه" كه نماد انعكاس است) بزرگترین و با نفوذترین هفته نامهی آلمان است كه در هامبورگ منتشر میشود. شمارگان این هفته نامه حدود یك میلیون نسخه در هر نوبت است.اولین شمارهی اشپیگل در 4 ژانویهی 1947 در هانوفر منتشر شد. از نوامبر 1946 تا ژانویهی 1947 این مجله با نام Diese woche به معنی "این هفته" با ابتكار و حمایت دولت اشغالگر انگلیس در آلمان منتشر میشد.اما پس از خروج انگلیسیها این مجله در اختیار رودلف آگستین، از سردبیران برجستهی آلمانی قرار گرفت و از آن زمان بود كه نام آن به اشپیگل تغییر یافت. آگستین تا زمان مرگش در 7 نوامبر 2002 تملك و سردبیری مجله را بر عهده داشت. هفته نامه اشپیگل از سال 1950 به این سو تحت مالكیت آگستین و جان جار قرار گرفت. جار در سال 1962 سهم خود را به ریچارد گرونر فروخت. در سال 1969، آگستین سهم گرونر را 42 میلیون مارك خرید و تنها سهامدار اشپیگل شد.
در سال 1971، شركت گرونر وجار مجددا 25 درصد سهام مجله را خرید. در سال 1974، اگستین اشپیگل را از نو ساختار بندی كرد و به كاركنان فرصت داد كه سهامدار مجله شوند. هر كس كه سه سال در مجله كار میكرد فرصت و حق داشت كه سهامدار شود و در مدیریت مجله شركت داشته باشد. از سال 1952، اشپیگل به هامبورگ منتقل شد. از آنجا كه با استقبال خوبی روبرو شد به بازسازی كادر خبری، تحریریه و گرافیك خود اقدام كرد و علاوه بر توجه به موضوعات، بیشتر مطالب خود را نیز بهبود بخشید. از آن زمان اشپیگل سعی كرد حتی الامكان عكسهای مربوط به موضوع را نیز ارائه نماید. اشپیگل از لحاظ سبك و نحوهی ارائهی مطالب به مجلات خبری آمریكا نظیر تایم و نیوزویك شبیه است اما از لحاظ حجم مطالب و مقالات عمقی قابل مقایسه با آتلانتیك مونتلی در آمریكا (Atlantic Monthly) و اكونومیست در انگلیس است. یافتن ریشههای خبر و گزارش از حقیقت ماجرا مهمترین وجه مشخصهی اشپیگل است. خبرنگاران این نشریه كه از موفق ترین خبرنگاران دنیا به حساب میآیند با هر مشقتی كه شده به واقعیت خبر و گزارش دست پیدا میكنند و به همین دلیل این هفته نامه یكی از مهمترین و تاثیر گذارترین نشریات آلمان و اروپا به حساب میآید. كشف اختلاس مالی صدر اعظم سابق آلمان، هلموت كهل، كشف تقلبات مالی و انتخاباتی حزب دموكرات مسیحی آلمان و كشف قراردادهای پشت پردهی كارخانههای اسلحه سازی آلمان همگی از خبرهایی بودهاند كه نخستین بار توسط این نشریه طرح شدند. رویهی بر ملاسازی سوءعملهای سیاسی و رسواییها از سوی اشپیگل به سال 1950 باز میگردد، یعنی زمانی كه پارلمان فدرال ناچار شد در خصوص اتهامات مطرح شده بوسیلهی اشپیگل تیمی برای تحقیق و بررسی تشكیل دهد. در این سال اشپیگل ادعا كرد كه تعدادی از اعضای پارلمان با دریافت رشوه در تعیین مكان استقرار دولت آلمان غربی در شهر بن و تعیین آن به عنوان پایتخت نقش داشتهاند. همین نوع اقدامات اشپیگل باعث شده كه به آن لقب "سلاح تهاجمی دموكراسی" دهند. با اینكه این رویهی اشپیگل بارها برای نشریه و دست اندركاران آن مشكل ساز بوده به طوری كه انتشار خبر مشكلات مالی در نیروهای مسلح آلمان در سال 1962 باعث شد كه سردبیر و چهارتن دیگر از اعضای تحریریهی اشپیگل به اتهام افشای اسناد دولتی 104 روز را در زندان بگذارنند، با این حال اشپیگل همچنان به این رویهی خود ادامه داده و اینك به عنوان یكی از قویترین هفته نامههای جهان مطرح است.
اشپیگل به دو جهت بسیار مورد توجه است. یكی به خاطر پوشش وسیع خبری و تجزیه و تحلیل اخبار و رویدادها و دیگر به خاطر نحوهی نگارش هوشمندانه، جهت دار و منتقدانهاش. با اینكه تعداد كشورهای آلمانی زبان در دنیا محدود است اما اشپیگل یكی از پر تیراژترین هفته نامههای جهان به شمار میآید و به عنوان هفته نامهای وزین كه حاوی اخبار و اطلاعات سودمندی چه دربارهی جهان و چه دربارهی آلمان است در سرتاسر اروپا و جهان خوانده و بررسی می شود.
از انتقادات مهمی كه به اشپیگل همواره وارد میشود این است كه در این مجله زبان آلمانی تنها زبان انتشار مطالب است. برخی نیز معتقدند كه آگستین و اوتو كوهلر ،از نویسندگان برجستهی اشپیگل در گذشته، روابط نزدیكی با نازیهای آلمان خصوصا ماموران اس.اس داشتند. با وجود این انتقادات اشپیگل همچنان مورد قبول جهانیان به لحاظ موثق بودن و دقیق بودن اخبار و گزارشهایش میباشد. اشپیگل كه بیشتر مواقع بیش از 300 صفحه مطلب دارد صفحات خود را به عناوین زیر اختصاص داده است:
1- اهم اخبار، 2- رویدادهای آلمان كه شامل اخبار سیاسی،اجتماعی و اقتصادی آلمان است، 3- اقتصاد و تجارت، 4- رسانه كه شامل تلویزیون،اینترنت و سینما است، 5- اجتماعی كه شامل خبر و تحلیل پیرامون رویدادهای اجتماعی است ، 6- خارجی كه اخبار بین الملل را پوشش میدهد ، 7- ورزشی ، 8- فرهنگ و ادب كه اخبار فرهنگی و هنری درج و هنرمندان و تازههای كتاب را معرفی میكند، 9- علم و فناوری كه اخبار علم و فناوری را درج میكند و 10- اشخاص كه به معرفی شخصیتهای خبر ساز هفته میپردازد. اشپیگل ضمیمهی بسیار مهمی نیز با عنوان گزارشگر دارد كه در آن به بررسی موضوع یا موضوعات خاص به صورت فراگیر و همه جانبه میپردازد و پروندهی كاملی از موضوع را به همراه مصاحبههای مرتبط با آن در اختیار خواننده قرار میدهد. اشپیگل خبرنگاران بسیاری دارد، در حالیكه در تحریریه آن نیز بیش از صد نفر فعالیت میكنند. این نشریه در بیش از 20 پایتخت جهان دفتر دارد و اخبار و گزارشهای خارجی خود را مستقیما از این دفاتر تهیه میكند. این مجله بر روی ورق گلاسه سبك به صورت چهاررنگ، مصور و مفتولی عرضه میشود. از سال 1988 اشپیگل یك شبكه تلویزیونی نیز راه اندازی كرده است. در سال 1994 اشپیگل آنلاین (SPON) راه اندازی شد. در 21 اكتبر 2004 نسخهی انگلیسی اشپیگل با نام "اشپیگل اینترنشنال" آغاز به كار كرد. اشپیگل آنلاین اولین منبع خبری بود كه دست داشتن القاعده در انفجارهای 7 جولای 2005 لندن را مطرح كرد.
منبع:خبرگزاری ایسناisna.ir
معرفی روزنامه فیگارو
فیگارو (Le FIGARO) از قدیمیترین و مشهورترین روزنامههای صبح فرانسوی زبان و از معروفترین نشریات جهان است كه در پاریس منتشر میشود. خط مشی سیاسی این روزنامه مبتنی بر اصول محافظه كاری است و از حامیان فعال حزب سیاسی "گردهمایی برای جمهوری" كه بعدا به "اتحادیهی جنبش خلق" تغییر نام یافت، بوده است. فیگارو در 1826 به عنوان روزنامهای طنز و فكاهی مملو از انتقادات اجتماعی و طنز تلخ بود و به همین لحاظ از ابتدا مشتریان بسیاری یافت. فیگارو كه نام خود را از نمایشنامهی "آرایشگر شهر سویل" گرفته است در 1866 از حالت طنز خارج شد و به عنوان یك روزنامهی وزین خودنمایی كرد. این روزنامه تا 1854 یعنی زمانی كه "هیپولیت دوویلموسان" مالك آن بود، به صورتی نامرتب و نامنظم منتشر میشد. تا سال 1866 فیگارو به پرتیراژترین روزنامهی فرانسه تبدیل شد. اولین نسخه روزانه آن كه در 16 نوامبر 1866 منتشر شد 56 هزار نسخه فروش داشت. رویهی منتقدانه و جدی فیگارو در برخورد با مسائل و توجه به عناوین و موضوعات سیاسی باعث شد كه فیگارو بتواند انجمنی از نویسندگان صاحب نام و سبك فرانسوی را گرد خود آورد. مباحثات سیاسی مندرج در فیگارو و مصاحبههای متعدد با افراد مختلف به همراه پوشش وسیع خبری، استقبال وسیع خوانندگان را به خود جلب كرد به گونهای كه تمام فرانسویهایی كه سواد خواندن و نوشتن داشتند فیگارو میخواندند. تا آغاز جنگ دوم جهانی، فیگارو به مهمترین روزنامهی فرانسه تبدیل شد.
پس از جنگ این روزنامه به ارگان تبلیغاتی طبقهی متوسط بالای جامعهی فرانسه تبدیل شد و به مشی محافظه كارانهی خود ادامه داد.
در سال 1922 فیگارو به وسیلهی "فرانسوا كوتی" یك میلیونر فرانسوی خریداری شد. 1922 تا 1932 مقطع تاریك محتویات روزنامه فیگارو بود چرا كه "فرانسوا كوتی" یك كارخانه دار جاه طلب بود كه زیاد در عناوین و مطالب روزنامه مداخله میكرد تا جایی كه فیگارو را در حد یك خبر نامهی بی ارزش كه تنها به اهداف و جاه طلبیهای سیاسی او توجه میكرد، تنزل داد. كوتی در سال 1934 مرد و فیگارو زیر نظر و سردبیری "پیر بریسون" دوباره به جایگاه اصلی خودش برگشت و مجددا درصدر روزنامههای فرانسوی زبان جای گرفت. در خلال جنگ جهانی دوم فیگارو مهمترین روزنامهی فرانسه و در حقیقت روزنامهی مقاومت بود. هنگامی كه نازیها پاریس را اشغال كردند روزنامه به همراه دولت در تبعید به ویشی نقل مكان كرد اما به خاطر سیاستهای سانسوری مارشال پتن بعد از اندكی، چاپ آن معلق ماند. در 1944 كمی پیش از خروج آلمان فیگارو به پاریس برگشت و حیات خود را از سر گرفت. سالهای بعد از جنگ فیگارو علاوه بر موضوعات سیاسی به عناوین دیگری از جمله مطالب پزشكی و علمی توجه نشان داد و همزمان به مقولهی اخبار بینالمللی و مسائل جهان نیز پرداخت.
در سال 1975 فیگارو به وسیلهی "روبر هرسان" خریداری شد. در سال 1999 گروه كارلایل 40 درصد سهام روزنامه را از آن خود كرد اما آن را درمارس 2002 فروخت. در حال حاضر فیگارو در تملك "سرژ داسول" از بازرگانان و سیاستمداران محافظه كار و مالك كارخانهی هواپیماسازی "هوانوردی داسول" كه جتهای جنگنده و هواپیماهای غیر نظامی تولید میكند، است. تملك یك روزنامهی ملی و مهم فرانسه به وسیلهی شخصی كه كنترل یك شركت عمدهی نظامی را در اختیار دارد و همچنین شهردار و سناتور از سوی حزب "اتحادیه جنبش خلق" و فرزند او "الیور داسول" از اعضای مجلس ملی فرانسه میباشد، در داخل و خارج این روزنامه مباحث جنجال برانگیزی را موجب شده است.
خود داسول در پاسخ به این انتقادات در مصاحبهای اعلام كرده است: "روزنامهها باید ایدهها و اندیشههای سالم ارائه دهند، در حالی كه ایدههای جناح چپ ناسالم هستند." داسول در 4 آوریل 1925 متولد شده است. وی دارای مشی محافظه كارانه است و بر اساس اعلام مجله فوربس در سال 2004 وی جزء 79 فرد ثروتمند دنیا بود.
گروه داسول مالك چندین روزنامه و مجلهی مهم فرانسه از جمله اكسپرس و فیگارو است. وی در سال 2004 به عنوان سناتور برگزیده شد و در حال حاضر شهردار شهر خود در حومهی جنوبی پاریس با نام "كوربیل اسونیز" است. فیگارو در حال حاضر به موضوعات گوناگونی از جمله سیاست، فرهنگ، بینالملل، ورزش، سرگرمی، سینما وتلویزیون میپردازد و در آخرین صفحهی زوج خود به درج برنامههای تلویزیونها و رادیوهای ملی فرانسه مبادرت میورزد. فیگارو عمدتا در 28 صفحه و به صورت رنگی در صفحات اول و آخر، تك رنگ و دو رنگ در صفحات داخل و در قطع متوسطه و بر روی كاغد كاهی منتشر میشود. نكتهی جالب توجه در روزنامه فیگارو این است كه علیرغم جدی بودن، هر روز بیش از یك چهارم صفحهی آخر خود را به داستان دنباله دار تصویری اختصاص میدهد كه این مقوله مخاطبان بسیاری دارد. فیگارو با تیراژی متغیر بین 400 تا 700 هزار نسخه در روز منتشر میشود.
منبع:خبرگزاری ایسناisna.ir
