تبلیغات
منطقه آزاد - روزنامه نگار حرفه ای

روزنامه نگاری حرفه ای

روزنامه نگاری حرفه ای کمال گراست؛ اما کمال پذیر نیست. کمال گراست، چون ذات این حرفه رو به تعالی و کمال است. کمال پذیر نیست چون هر خبر، هر مصاحبه، هر گزارش و هر مقاله روزنامه نگارانه، حادثه و ماجرایی تازه است که مهارت و برخوردی تازه میطلبد.

دیوید رندال روزنامه نگار مهم انگلستان معتقد است تقسیم بندی روزنامه نگاری به روزنامه نگاری چپ و راست، غربی و شرقی، توسعه یافته و نیافته و... بی معناست. فقط  یک روزنامه نگاری درست وجود دارد و آن از دست "روزنامه نگار جهانی یا حرفه ای" برمی آید. در غیر اینصورت او روزنامه نگار نیست بلکه بقول شوپنهاور دستفروش آرا و عقاید سیاسیون و احزاب است. او عقیده دارد، قواعد و آموزه هایی که در این حرفه وجود دارد که هر کس در هر جای دنیا با هر مرام و عقیده و با هر سلیقه آنها را رعایت کند، عضو باشگاه روزنامه نگاران جهانی خواهد شد.

تنها واقعیتی که در این حرفه وجود دارد، این است: روزنامه نگاری مطلوب و روزنامه نگاری نامطلوب!

نیز تقسیم بندی روزنامه نگاری به روزنامه نگاری لیبرال، روزنامه نگاری جمهوریخواه، روزنامه نگاری ملی گرا، روزنامه نگاری اصلاح طلب، اصول گرا، جامعه گرا،  جدایی خواه، طرفدار حکومت فدرال، الحادی، طرفدار تساوی زنان یا...، کار درستی نیست. گرایش به چنین تمایلهایی که عده ای پدید آورنده و گروهی مخاطب را مشغول میکند، پیش از آنکه حرفه روزنامه نگاری باشد، پروپاگاندیسم یا تبلیغات سیاسی است. این تقسیم بندی هم که کار را به روزنامه نگاری سنگین و روزنامه نگاری عوامانه بخش تقسیم کنیم، دقیق و درست نیست.

روزنامه نگاری بد یا خوب درون مرزهای جغرافیایی محدود نمی ماند و ممکن است به هر زبانی انتشار یابد. هر روزنامه نگار آمریکایی که صادقانه و پیگیرانه گزارش تهیه میکند انگیزه ای برای غربال کردن واقعیتها دارد. هر روزنامه نگار آفریقایی که نادرستی دولت مردان را افشا میکند، ممکن است با خطر مرگ رو به رو باشد. عاقبت هر روزنامه نگار روسی که به دمل رشوه و فساد، نیشتر میزند نیز چنین است و در مقابل، برای آن روزنامه نگار که از روش تبلیغ پنهان برای سرپوش نهادن بر واقعیتها بهره میبرد، همیشه پاداشی وجود دارد. همچنین است برای روزنامه نگار انگلیسی که مشکلات حاد دولتی را زیر تیترهای جنجالی پنهان می سازد... همه اینها از نظر رویه ها و پیامدها به هم شباهت دارند. سرزمین اهمیت ندارد؛ فقط روزنامه نگاری بد و خوب را میشود تشخیص داد. همه این مشکلات عمومی و جهانی هستند. گو اینکه در فرهنگ هر سرزمینی، سنتها متفاوت باشد، چنانکه هر زبان، آهنگی متفاوت را در گوش طنین می افکند. اما در میان روزنامه نگارانی که حرفه ای کار میکنند، در همه دنیا، بیش از عناصر مشخص کننده و متفاوت، نکته های مشترک می توان یافت. در برخی از این سرزمین ها، ممکن است روزنامه نگار در وضعیتی کار کند که سلطه حکومت بر رسانه ها رسم جاری بحساب آید. برای برخی ممکن است ساختار جامعه از این مرحله عبور کرده باشد یا این شیوه به تاریخ ان سرزمین پیوسته باشد. برخی ممکن است در کشوری کار کنند که هر لحظه سیل اطلاعات و آگاهی ها از سوی مسئوولان بسوی رسانه ها جریان یابد. برای گروهی دیگر شاید اطلاعات روزمره، چون ذره های طلا بحساب آید که باید با کار طاقت فرسا، از بستر رودخانه های خروشان و بی رحم کشف شود. با همه اینها، روزنامه نگار خوب، هر کجا کار کند، در یک مسیر می کوشد: کسب اطلاعات درست و عینی، رعایت صداقت در تاثیرگذاری، تنها در خدمت واقعیت مطلق بودن و روشن نوشتن برای مخاطبی که هر جا ممکن است باشد.

این شیوه ها و هدفهای مشترک در میان آنان نوعی همبستگی و همدلی قوی پدید می آورد که بسیار قوی تر از به دنیا امدن اتفاقی روزنامه نگار در یک سرزمین خواهد بود.

روزنامه نگاران خوب، در همه جای دنیا با نکته های زیر هماهنگ هستند. اگر کسی بخواهد در این باشگاه جهانی عضو شود باید:

1-                      اطلاعاتی که شایع شده اند و افکار عمومی را آزار میدهندگردآوری و چاپ کند.

2-                      از خودداری و مقاومت مسئوولان نهراسد.

3-                     مردم را آگاه سازد.

4-        کنشها و واکنشهای مسئوولان را زیر نظر بگیرد، نیز عمل و عکس العمل برگزیدگان مردم و مسئوولان خدمات عمومی را.

5-                     کارکرد موسسه ها و سلوک صاحبان آنها با کارورزان و مشتریان و کیفیت تولید و خدمات را زیر نظر بگیرد.

6-                     رابطه درد و دردمندان را بیابد و برای آنان که امکان رساندن صدای خود را ندارند، امکان رساندن پیام را فراهم سازد.

7-                     در برابر جامعه، آیینه ای بدون موج و لکه بگذارد تا در آن بتوان فضیلتها و شرارتها را دید و بازشناخت.

8-         مخاطبان را در پیروزی نهایی حق و عدالت امیدوار کند؛ بکوشد تا این امید تحقق یابد که با پیگیری و با کمک قانون این امید برآورده می شود.

9-          به عنوان عاملی در راه آسان سازی تبادل نظرها و عقاید عمل کند؛ بویژه با مهیا کردن زمینه ای برای ابراز نظرهای تازه و عقاید بدون پشتیبان، تا از صاحبان اندیشه های تازه حمایت کند.

10-         برای دستیابی به این نکته ها، روزنامه نگاران خوب، در کار خود، بیشتر در خدمت مردم قرار می گیرد تا صاحبان نفوذ و قدرت. بنابراین در انتظار پاداش رسمی نمی باشد. آنان پاداش خود را از طریق جلب اعتماد مخاطبان دریافت می کند. خدمت آنان ممکن است خوشایند قدرتمندان نباشد. پس خطر در کمین آنهاست.

روزنامه نگار خوب از خود، صاحبِ نظر است. او شیوه های سنتی را زیر سوال می برد و همواره شیوه های تازه را می آزماید. از خود می پرسد: چرا ما چنین می کنیم؟ یا چنان نیستیم؟ او شیفته وار در پی رهیافتهایی است که روزنامه ها در روزمرگی خود، به آنها نمی رسند یا در پی آن است تا با شیوه ها و رویه های دیگر به آنها راه یابد.

روزنامه نگار خوب، کسی است که توان کار در انواع عرصه ها و اقسام تخصصها را داشته باشد. در همه شرایط و وضعیتها کار کند، بداند انواع مطالب را چگونه باید نوشت و بتواند همراه با آگاهی رسانی ، مخاطب را به خود جذب کند. او باید با ویرایش، صفحه بندی، شناخت عکس، سازماندهی گروه، کاربرد فنون و فن آوری های تازه و چگونگی تولید و فروش مطالب (در بخش و صفحات خاص) و کل رسانه (یک شماره کامل از نشریه یا یک روز کامل از برنامه دیداری و شنیداری) آشنا باشد.

تهیه و تنظیم: علی ولی پور – دانشجوی روزنامه نگاری