تبلیغات
منطقه آزاد - آسیب شناسی مذهبی شیعه و سنی
شنبه 17 آبان 1393

آسیب شناسی مذهبی شیعه و سنی

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    

بررسی علل همگرایی و ناهمگرایی

 دو مذهب شافعی و حنفی با شیعه امامیه

فرق اسلامی برای داشتن تعامل اجتماعی بهتر نیازمند به شناخت یكدیگرند

منبع: روزنامه رسالت، محمد برفی

مسلمانان برای داشتن تعامل اجتماعی بهتر با یكدیگر نیازمند شناخت یكدیگرند، آن هم در شرایطی كه در دایره مذهب و فرق قرار گرفته اند. كشورهای اسلامی در صورتی خواهند توانست از روابط حسنه برخوردار شوند و امت واحدی را تشكیل دهند كه بتوانند شباهتها و مشتركات فرق اسلامی را كشف و با زبانی مشترك در جهت توسعه مشتركات و اصول مسلم اسلام قدم بردارند. دستیابی به این امر از یك طرف نیازمند بررسی هویت تاریخی شكل گیری مذاهب و كشف نقاط مشترك آنان دارد و از طرفی ضرورت شناخت وضعیت مسلمانان پیرو هر فرقه و مذهب را در حال می طلبد. چون مذاهب اسلامی در سیر تاریخی خود مواجه با جریانهای متعددی شده اند و بدون شناخت این جریانها نمی توان به شناخت كامل و درستی از هر مذهب و پیروان آن دست یافت. 

چنانچه در مقطعی از تاریخ امت اسلامی، مسلمانان برخوردار از چنان وسعت نظر و سعه صدری بودند كه هر كس آزاد بود دیدگاههای خود را بیان كند، حال آنكه در مقاطعی سطح فكری چنان پایین می آید و آزادی اندیشه چنان محدود می گردد كه بخشهایی از دنیای اسلام فاقد اندیشه و بالندگی می گردند. یا مانند تقسیم مسلمانان بین دو بلوك شرق و غرب در دنیای امروز و استفاده ابزاری از مسلمانان نمودن در دوران جنگ سرد و تقسیم اسلام به اسلام غربی یا شرقی و در نهایت اسلام را دین شمشیر خواندن و مسلمانان را تروریست نامیدن.
    در مذاهب اربعه اهل سنت، در تقدم زمانی به ترتیب حنفی، مالكی، شافعی و حنبلی در سه مكان بغداد، مدینه و مصر به وجود آمدند و از نظر سطح قلمرو امروزی به ترتیب حنفی، شافعی، مالكی و حنبلی بیشترین پیروان را دارا می باشند و از نظر قرابت در روش و مبانی فقه و اصول فقه، دو مذهب حنفی و مالكی به هم نزدیكتر بوده، چون علاوه بر استفاده از نص، از روشهای تعقلی، قیاسی و تجربی نیز در تبیین معرفت دین و احكام بهره جسته اند و دو مذهب شافعی و حنبلی قرابت بیشتری به یكدیگر دارند چون بیشتر تاكید بر نقل و نص دارند. با وجود آنكه دو مذهب حنفی و مالكی از نظر مبانی و روش استنباط احكام و همچنین احكام فقهی به شیعه امامیه نزدیكتر می باشند، اما در اذهان و افكار عمومی جامعه ما، معمولاشافعی مذهبها را به شیعه امامیه نزدیكتر می دانند كه در این مقال سعی خواهیم كرد ضمن بررسی علل این همگرایی و ناهمگرایی در سیر تاریخی، به رهنمودهایی جهت وحدت امت اسلامی در حال، دست پیدا كنیم.
    فرضیه اساسی این پژوهش این است كه دلایل همگرایی و ناهمگرایی بین مذاهب اسلامی بیشتر بر یك سری تعاملات و تصادمات سیاسی و اجتماعی شكل گرفته تا اصول و رو شهای مشترك. همان گونه كه اشاره شد مهمترین دستاورد این پژوهش این است كه ضمن شناخت پیدا كردن نسبت به عللی كه در مسیر تاریخی بسترساز ناهمگرا شدن و رهنمودهایی در مسیر همگرایی بر مبنای اصول و متد و روش های مشترك دست یافت.
    
    مهمترین عواملی كه در باب همگرایی و نزدیكی تشیع با شوافع می توان برشمرد عبارتند از:
    1- اشعار امام شافعی (رض) در مدح اهل بیت پیامبر (ص) و متهم شدن به شیعی گری در دستگاه حكومت عباسیان این پیوند را تا به امروز در دلها حفظ كرده است، آنجا كه فرمود:
    یا را كبا قف بالمخصب من منی
    واهتف بقاعد خیفها والناهض
    سحرا اذا فاض الحجیج الی منی 
    فیضا كملتطم الفرات الفائض
    ان كان رفضا حب آل محمد
    فلیشهد الثقلان انی رافضی 1()
    یعنی ای سواره، اگر به مكه می روی در ریگزار منا بایست و سحرگاهان خطاب به ساكنان مسجد خیف كه همانند امواج خروشان دریا به منا سرازیر می شوند ندا سر داده و بگو؛ اگر دوست داشتن آل محمد رفض است، انس و جن گواه باشند كه من - شافعی - رافضی هستم.
    امام شافعی معتقد بود كه محبت خاندان رسالت (ص) حكم واجبی است كه خداوند در قرآن دستور داده و برای نشان بزرگی و فضیلت ایشان همین كافی است كه اگر كسی بر آنها در نماز سلام و صلوات نفرستد نمازش ادا نخواهد شد.
    یا آل بیت رسول الله حبكم 
    فرض من الله فی القرآن انزله
    یكفیكم من عظیم الفخر انكم 
    من لم یصل علیكم لاصلاه له 2()
    یعنی ای آل محمد، محبت شما فریضه ای است كه خدا آن را در قرآن نازل كرده و همین یك دلیل بر عظمت قدر شما كافی است كه هر كس نماز بخواند و بر شما درود نفرستد نمازش نماز نیست. 
    در ارادت و علاقه امام شافعی به اهل بیت پیامبر (ص) همین بس كه او متهم به تشیع و حمایت از علویون شد و مجبور به ترك یمن گردید و جهت محاكمه به بغداد آورده شد و در معرض خطر مرگ قرار گرفت. او معتقد بود كه ارادت به خاندان علی (ع) را باید علنی و آشكار ساخت و این پندار باطل را از اذهان دور كرد كه رفض را در دوستی فرزندان فاطمه و علی (ع) می داند و یا ناصبی گری را در دوستی ابوبكر و عمر (رض). به اعتقاد او دو جریان رافضی گری و ناصبی گری كه دوستی و دشمنی افراطی را در حق علی (ع) دنبال می كردند نادرست است؛
    اذا فی مجلس نذكر علیا
    وسبطیه و فاطمه الزكیه
    یقالتجاوزو!ی-ا قوم هذا
    فهذا من حدیث الرافضیه
    برئت الی المهیمن من اناس
    یرون الرفض حب الفاطمیه 3()
    امام شافعی با وجود اینكه از هر گونه اندیشه افراطی رافضی گری و خارجی گری و ناصبی گری به دور بود و پیشوایی اندیشه معتدل و میانه اهل سنت را بر عهده داشت می گفت: اگر علی (ع) را برتری دهیم در نزد بی خردان رافضی هستیم و اگر ابوبكر (رض) را برتر شماریم ما را ناصبی می خوانند. با توجه به این بر خوردها، من هم رافضی ام و هم ناصبی و این مسلك من است تا روزی كه خاك بالینم گردد.
    اذا نحن فضلنا علیا فاننا
    روافض بالتفضیل عند ذوی الجهل
    و فضل ابیبكر اذا ما ذكرته 
    رمیت بنصب عند ذكری للفضل
    فلازلت ذا رفض ونصب كلاهما 
    بحبیهما حتی اوسد فی الرمل 4()
    بدین ترتیب امام شافعی ثابت می كند كه در عین عشق و ارادت به علی و خاندان او می توان به ابوبكر و عمر نیز عشق ورزید. نقل موضعگیری امام شافعی بدین معنی نیست كه امام ابوحنیفه (رض) نسبت به اهل بیت بی تفاوت بوده است. امام ابوحنیفه (رض) نیز دوستدار خاندان علی (ع) و اهل بیت پیامبر (ص) بود و با وجود اینكه پنجاه و دو سال از عمر خویش را در دوران بنی امیه گذراند، هرگز حكام بنی امیه را تایید نكرد و از نزدیكی به آنها تبری جست، او از آزار و اذیت اولاد علی (ع) توسط حكام بنی امیه ناراحت بود و قیام استاد خویش امام زید بن علی زین العابدین (ع) علیه هشام بن عبدالملك را به قیام پیامبر (ص) در بدر تشبیه كرد و حمایت مالی خوبی از قیام آن حضرت نمود و از شكست قیام بسیار ناراحت شد و چون مورد سئوال واقع شد كه چرا شخصا در میدان جهاد حضور نداشته است می فرماید: امانتهای مردم مانع حضورم شد چرا كه امانتها را به «ابن ابی لیلی» دادم از من نپذیرفت لذا از حضور در جهاد باز ماندم. پس از این واقعه است كه ابن هیبره حاكم كوفه ابوحنیفه(رض) را امتحان می كند كه تا چه حد به بنی امیه نزدیك است لذا مسئولیت قضاوت و خزانه داری حكومت را به وی پیشنهاد می كند اما ابوحنیفه (رض) نمی پذیرد و پاسخ رد می دهد اگر چه مهر حكومت به او پیشنهاد می گردد. سایر فقهای آن روز نیز ابوحنیفه را نصیحت نموده و قسمش می دهند كه مسئولیت پیشنهادی را بپذیرد، چون در صورت رد آن، جانش در خطر بود. اما امام ابوحنیفه به فقهای هم عصرش می گوید: اگر حاكم از من بنای درهای مسجد اوسط را بخواهد، انجام نخواهم داد چه رسد كه از من خواستار حكم قتل انسانی باشد و من آن را تایید كنم یعنی هرگز چنین مسوولیتی را نخواهم پذیرفت. ابن ابی لیلی پس از شنیدن سخنان قاطع امام ابو حنیفه (رض) است كه می گوید: رهایش كنید، او مسیر درست را می رود و ما بر خطا هستیم. این چنین بود كه ابوحنیفه با گرفتن مسیر درست، زندان را انتخاب كرد و تا سرحد مرگ مورد شكنجه واقع شد و پس از رهایی از زندان نیز عراق را به قصد مكه ترك گفت و تا پایان عمر دولت بنی امیه، در مكه باقی ماند. 5()
    امام ابوحنیفه (رض) از سقوط بنی امیه مسرور شد و دولت بنی عباس را در بدو امر تایید نمود. خوشحالی و تایید او به خاطر همراهی با ایرانیان، از آن جهت كه ایرانی بود، نبود. چون او خود را هیچ وقت در قالب ایرانی یا عربی قرار نداد، بلكه آنچه بدان افتخار می ورزید اسلام بود و خوشحالی او بر سقوط بنی امیه به سبب ظلم و ستم بنی امیه بود به ویژه ستم و تجاوزی كه بر اهل بیت پیامبر (ص) همچون شهادت حسین (ع) و شهادت زید روا داشتند و دل مسلمانان را از خود رنجاندند. امام ابوحنیفه (رض) از آن رو امیدوار بود كه دولت جدید عباسی كه نسبتی با خاندان پیامبر دارد، بتواند عدل را برقرار نماید و ستم را دور كند. لذا در خیر مقدم به سفاح، بنیانگذار دولت عباسی می گوید: حمد و سپاس خدایی را كه حكومت را به نزدیكان پیامبرش (ص) سپرد و ستم ظالمان را دور نمود و زبان ما را به راستی گشود، با تو بر حكم خدا بیعت می كنیم به این امید كه بر پیمانت تا روز قیامت باقی بمانید. ما خدا را در باب حكومت به خاطر خویشاوند پیامبرش رها نخواهیم كرد. 6()
    امام ابوحنیفه (رض) بعد از آن در مخالفت با دولت عباسی، زمانی سخن گفت كه مشاهده نمود منصور با فرزندان امام علی (ع) دشمنی می ورزد و عبدالله بن حسن بن حسن (رض) استاد ابوحنیفه را زندانی نمود و فرزندانش ابراهیم و محمد معروف به نفس زكیه قیام نمودند. او از قیام فرزندان عبدالله حمایت نمود و همراهی با قیام را برتر از جهاد در مرزهای جهان اسلام با كفار دانست. لذا ضمن تشویق مردم به همراهی با قیام ابراهیم و محمد، بعضی از فرماندهان منصور را از مواجهه با ابراهیم و محمد منع نمود. حسن بن قحطبه یكی از آنها می باشد كه به دست ابوحنیفه توبه نمود و از فرماندهی سپاه منصور سرباز زد. امام ابوحنیفه (رض) در حمایت از این قیام آنچنان آشكارا برخورد كرد كه شاگردش «زفر بن هذیل» می گفت: به خدا قسم شما آن قدر سخن می گویید تا گردن ما را به دار آویزند و امام ابوحنیفه نه تنها سخن گفت، بلكه هدایای منصور و مسئولیت قضاوت را رد نمود و زندان و شهادت را بر تایید حاكم ظالم ترجیح داد. 7()
    2- عدم تصادم و برخورد سیاسی تشیع امامی با شوافع: 
    در هیچ مقطع و دوره ای پیروان این دو مذهب در یك زمان بر مسند قدرت نبودند كه بین آنها برخورد سیاسی پیش آید.
    3- شافعی مذهب بودن مردم ایران پیش از صفویه:
     كه خود می تواند خاطره نزدیكی به یكدیگر را سینه به سینه حفظ كند. سخن علامه دوانی در شیراز معروف است كه در اوایل به قدرت رسیدن صفویه بعد از پایان مهلت حكومت مبنی بر شیعه شدن در سخنرانی خود می گوید: من و خانواده ام شیعه شدیم و در پاسخ به معترضان گفت: به خاطر عمر (رض) و علی (ع) نمی خواهم خود را به كشتن بدهم چون آن دو با یكدیگر زندگی كردند و الآن حكومت می خواهد كه نام مذهب من این باشد لذا من هم آن نام را انتخاب می كنم. اما در مقابل علامه تفتازانی حنفی مذهب در هرات مقاومت به خرج داده و چوبه دار را انتخاب می كند.
    4- به دلیل بر مسند قدرت نبودن شوافع در چند سده اخیر، استعمارگران غربی در مناطق شافعی مذهب بیشتر بر دین گریزی توجه داشتند تا تفرق مذهبی و اصولاسایه استعمار در آن مناطق كمتر بوده است. كشورهایی مانند اندونزی، مالزی، كشورهای عربی خاورمیانه، به نسبت كشورهایی مانند پاكستان، هندوستان، برمه و بنگلادش و كشورهای آسیای میانه كمتر مستعمره بودند لذا شافعی مذهبهای ایران زمین متاثر از كشورهای عربی هستند اما حنفی مذهبها متاثر از كشورهای همسایه شرقی به ویژه شبه قاره كه مستعمره بودند.
    عواملی كه موجبات ناهمگرایی و دوری احناف و تشیع امامی را از یكدیگر فراهم ساخته عبارتند از:
    1- تقابل قدرت سیاسی احناف با دوره هایی كه تشیع امامی بر مسند قدرت بودند به ویژه در دوره صفویه كه در تقابل جدی با عثمانیهای حنفی مذهب مسلط بر غرب و مركز دنیای اسلام و حكومت گوركانیان حنفی مذهب شبه قاره در شرق بود.
    2- تلاش استعمارگران در مناطق حنفی نشین در راستای تفرق مذهبی، تا از این طریق قدرت سیاسی شان را متلاشی كنند چنانچه در شبه قاره در بین پیروان مذهب حنفی، چند فرقه و گرایش ایجاد نمودند. در شبه قاره اگرچه شاهد شكل گیری جماعت یزیدی و ناصبی نیز هستیم اما چون هدف اساسی استعمارگران اختلاف جدی بین امت اسلامی است مشاهده می كنیم كه جهت عزاداری عاشورای حسینی، شیعیان امامی مذهب را طوری شكل می دهند كه عزاداران به جای اظهار بیزاری و برائت از یزید و بنی امیه، به لعن و نفرین خلفای راشدین می پردازند و به دلیل همین امر، هر ساله شاهد درگیریها و
     خون ریزیهای زشتی در مراسم تاسوعا و عاشورا هستیم.
    3- در چند دهه اخیر به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و آغاز جنگ تحمیلی از سوی صدام حسین، حاكم عراق كه مزار امام ابوحنیفه پیشوای مذهب حنفی را پایگاه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود قرار داده بود و در كشورهای حنفی مذهب تبلیغات به راه انداخته بود كه این جنگ، جنگ مذهبی است، خود عاملی شد تا ذهنیت پیروان دو مذهب نسبت به هم منفی شده و كمتر به یكدیگر نزدیك گردند.
    4- علاوه بر بقای قدرت پیشین در بین احناف، احساسی شدن و پایین آمدن سطح فرهنگ مناطق حنفی نشین با توجه به فعالیتهای استعماری به ویژه در شرق آسیا بین هر دو فرقه، سبب شده تا كمتر حاضر به تعامل و گفتگو با یكدیگر شوند، و تلاش بخشی از بدنه فقهی فقهای احناف در غرب دنیای اسلام همچون شیخ شلتوت، شیخ سعید شعبان و... موثر واقع نشود.
    با توجه به این عوامل، ناهمگرایی بین پیروان مذاهب غالبا در اشكال زیر بروز كرد:
    1- تاكید بر مسائل اختلافی بین مذاهب و چشم پوشی از مشتركات با این كه موضوعات اختلافی محدود و مشتركات بسیار است حتی گاهی دیده شده اختلافات جزئی جدیدی ساخته می شود.
    2- جستجو و كشف نقاط ضعف در آثار مذهب دیگر و طرح آنها به صورت علنی و به شیوه غوغاسالارانه. گاهی یك دیدگاه نادر و شاذ كه تنها از سوی یكی از علمای یك مذهب طرح شده، به همه علمای آن مذهب نسبت داده می شود و همه آنها بر پایه آن بازخواست و محكوم می شوند.
    3- نبش قبر رویدادهای تاریخی كه كدورت و كینه را در میان نسلهای متوالی استمرار می بخشد، مانند یادآوری جنگهای صدر اسلام یا درگیریهای پیروان مذاهب با یكدیگر در قرون گذشته.
    4- جرم شمردن خود انتقادی در درون هر مذهب: در مسائل اختلافی بین مذاهب اگر كسی خود انتقادی ورزد و دیدگاه مذهب خود را نقد كند كارش جرم و عقب نشینی در مقابل مذهب رقیب و معامله بر سر عقاید و اصول قلمداد می شود.
    5- تعمیق دیدگاه تحقیرآمیز نسبت به پیروان مذهب دیگر با تكیه بر اینكه پیروان هر مذهب تنها خود را فرقه ناجیه می دانند و فرقه های دیگر را اهل آتش قلمداد می كنند.
    6- دوری و فاصله اجتماعی: دوری و عدم ارتباط بین پیروان دو مذهب، فرصتهای آشنایی و تفاهم را به حد اقل می رساند و فضا را برای تصورات نادرست و برداشتهای منفی در باره یكدیگر فراهم می كند. در نتیجه هر نسلی منقولات نادرست و شایعات متداول در باره پیروان مذهب دیگر را به نسل بعدی انتقال می دهد.
    لذا امروز باید كاری كرد كه فرهنگ خردورزی با زبان محبت در بین پیروان مذاهب گسترش یابد و بستر تعامل بین آنها فراهم شود تا با شناخت یكدیگر به دور از هر گونه بدبینی، یكدیگر را بپذیرند برای دستیابی به این مهم مسئولین كشور عزیزمان ایران اسلامی و دلسوزان وحدت امت اسلامی باید اقدامات ذیل را عملیاتی نمایند:
    1- با توجه به قدرت نفوذ فرهنگی كه ایران اسلامی بر شیعیان سایر كشورها به ویژه شبه قاره دارد، فرهنگ تولای اهل بیت را جایگزین فرهنگ تبرایی نمایند كه صفویه آن را از بنی امیه به ارث بردند و امروز در بعضی از مناطق دنیای اسلام این فرهنگ با چتر حمایتی استعمارگران جهت تفرق امت اسلامی در حال نهادینه شدن است. توجه داشته باشیم كه با داشتن ولای بنی امیه از سوی یك سری از اهل سنت و تبری جستن از خلفای راشدین از سوی یك سری از اهل تشیع، وحدت و همدلی امت اسلامی را با چالش روبرو ساخته و حتی ناممكن می سازد.
    2- اولویتهای دنیای اسلام مد نظر قرار گیرد و مناسبتهای مشترك، پر رنگتر برگزار شود.
    3- سیاستمداران به خاطر یك سری اهداف سیاسی خود، با عواطف مذهبی بازی نكنند، چنانچه در مقاطعی از انتخابات به خاطر جذب آراء، چنین بازیهایی صورت می پذیرد.
    4- مراودات فقهی گذشته با گسترش دانشگاه مذاهب اسلامی به ویژه در مناطقی كه پیروان دو مذهب زندگی می كنند احیا شود.چون رفتن به حوزه های علمیه یكدیگر همچون گذاشتن بعضی از نامها، تابو شده كه در سایه این دانشگاه می توان از چنین تابویی عبور كرد.
    5- سیره ائمه اهل بیت در تعامل با خلفای راشدین از سوی اندیشمندان شیعی مذهب احیا شود.
     
    پی نوشتها:
    1- الائمه الاربعه3/51 ، و دیوان امام شافعی،51 ، و تاریخ المذاهب الاسلامیه413 
    2- دیوان امام شافعی62 ، و الائمه الاربعه53/3 
    3- دیوان امام شافعی76 ، و الائمه الاربعه54/3 
    4- دیوان امام شافعی62 ، و الائمه الاربعه56/3 
    5- الائمه الاربعه116/1 -114 ، و تاریخ المذهب الاسلامیه349 
    6- الائمه الاربعه1/119 ، و تاریخ المذاهب الاسلامیه349-350 
    7- الائمه الاربعه123/1

manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 ساعت 17 و 01 دقیقه و 38 ثانیه
Excellent site you have got here.. It's hard to find
quality writing like yours nowadays. I truly appreciate individuals like you!
Take care!!
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 ساعت 15 و 15 دقیقه و 21 ثانیه
Excellent post. Keep writing such kind of info on your page.

Im really impressed by your blog.
Hey there, You have performed an excellent job. I
will certainly digg it and personally suggest to my friends.
I am sure they will be benefited from this website.
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 ساعت 20 و 02 دقیقه و 37 ثانیه
Hi there, this weekend is pleasant for me, because this point in time i am reading this great
informative article here at my residence.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر