تبلیغات
منطقه آزاد - زندگی نامه و کارنامه جان رالز؛ مهم ترین فیلسوف سیاسی قرن بیستم

زندگی نامه و کارنامه جان رالز

مهم ترین فیلسوف سیاسی قرن بیستم


http://images.hamshahrionline.ir/images/2015/6/position36/15-6-13-211834raolz.jpg   http://fidibo.com/book/image/2741_66634_normal.jpg


منبع مجله مهرنامه: جاناتان ولف، فیلسوف انگلیسی‌، گفته است شاید درباره دومین فیلسوف سیاسی مهم قرن بیستم اختلاف نظر باشد اما درباره اولین و مهم‌ترین فیلسوف سیاسی این قرن شکی وجود ندارد و او کسی نیست جز جان راولز. جان برادلی راولز (21 فوریه 1921 تا 24 نوامبر 2002) فیلسوف آمریکایی و یکی از مهم‌ترین چهره‌های فلسفه‌ سیاسی و اخلاق در قرن بیستم است.

شاهکار او، نظریه‌ای درباب عدالت (منتشر شده به سال 1971) در زمان انتشار خود واکنش‌های زیادی به پا کرد و «مهم‌ترین اثر در حوزه فلسفه اخلاق از زمان جنگ جهانی دوم به بعد» نام گرفت و اکنون «یکی از مهم‌ترین آثار منتشر شده در حوزه فلسفه سیاسی» به‌شمار می‌آید. راولز در این کتاب، از اینجا آغاز می‌کند که «موجه‌ترین اصول عدالت آن‌هایی هستند که از سوی همگان در موقعیتی منصفانه مورد قبول و موافقت قرار گیرند» راولز برای پیشبرد کار خود تعدادی آزمون فرضی را به کار می‌بندد ـ از جمله حجاب جهل‌‌ ـ‌ تا شرایط توافق منصفانه‌ای را که در آن «هر کس به شکل نامقیدی (impartially) برابر با دیگری قرار دارد» مشخص کند. در این شرایط است که می‌توان اصول عدالت اجتماعی را معین کرد.

راولز که یکی از مهم‌ترین متفکران سنت فلسفه سیاسی لیبرال است، متولد بالتیمور در ایالت مریلند است. پدرش ـ ویلیام لی راولز – یکی از مهم‌ترین وکلای شهر بود. مهم‌ترین واقعه دوران ابتدایی زندگی‌اش آن بود که دو برادرش به واسطه بیماری‌هایی که داشتند به فاصله یک سال مردند. در سال 1950 دکترایش را از دانشگاه پرینستون دریافت کرد و تا دو سال بعد در همین دانشگاه تدریس کرد. در این سال بود که به دانشگاه اکسفورد دعوت شد. در این جا بود که از دو نفر تأثیر بسیار گرفت. اولی تاریخ‌نگار و نظریه‌پرداز سیاسی لیبرال سِر آیزایا برلین بود و دومی نظریه‌پرداز حقوق‌هارت (کتاب «مفهوم قانون» او اخیراً به فارسی ترجمه شده است) بود. بعد از بازگشت به آمریکا ابتدا به عنوان استادیار و بعد در مقام دانشیار در دانشگاه کورنل تدریس کرد. در 1962 استاد تمام این دانشگاه شد و به سرعت شغلی دائمی در دانشگاه ماساچوست (MIT) یافت. همان سال به دانشگاه ‌هاروارد رفت و در همین دانشگاه بود که مجموعه‌ای از درخشان‌ترین دانشجویان خود را پرورش داد؛ کسانی چون مارتا نوسبام (کتاب او درباره ارسطو به فارسی ترجمه شده است)، توماس نیگل، پل ویتمن، آدریان پیپر، و دیگران. راولز به ندرت تن به گفت‌وگو می‌داد و به‌‌رغم شهرت‌اش هیچ‌گاه بدل به روشنفکری در حوزه عمومی نشد. در عوض، بیشتر عمرش را مصروف زندگی خانوادگی و آکادمیک کرد.

در سال 1995، برای اولین بار سکته کرد و این امر به شدت از توانایی او در ادامه کار علمی کاست. به همین دلیل او هیچ‌گاه نتوانست کتاب «قانون مردمان» را تمام کند، کتابی شامل نظریاتش درباره عدالت در حوزه بین‌المللی. تنها کمی قبل از فوتش در نوامبر 2002، کتاب «عدالتِ انصافی: بازنگری» را که پاسخی به انتقادات وارد شده به کتاب «نظریه‌ای درباب عدالت» بود، منتشر کرد.

عدالت انصافی

رالز از ابزار «قرارداد اجتماعی» برای پرسش از اصول عدالت استفاده کرد، اصولی که افراد در هنگام تأسیس جامعه با آن موافقت می‌کنند. روایت نظریه عدالت انصافی (یا عدالتی که از جنس انصاف است) راولز از طبیعت بشری از روایت‌های غالب قبلی که آن را یا نوع‌دوست و مقدس یا خودپرست و حریص می‌دانستند، فراتر می‌رود. در نظر راولز، انسان هم عاقل (rational) و هم معقول (reasonable) هستند. از آنجایی که عاقل هستند اهدافی دارند که می‌خواهند به آن برسند و از آنجایی که معقول هستند، از اینکه این اهداف را با تشریک مساعی به دست آورند، به شرطی که این همکاری متکی بر اصول تنظیمی دو سویه و قابل قبول باشد. با این‌حال افراد دارای نیازها و خواسته‌های متفاوتی هستند و بنابراین هر کدام مفهومی فردی و خاص خود از خواسته‌ (good) دارند. راولز برای غلبه بر این مشکل از آزمونی فکری بهره می‌گیرد. منظور از آزمون فکری آزمونی است که در آن فرد قید و بندهایی مصنوعی و فرضی بر فکر خود تحمیل می‌کند تا بلکه بتواند داوری‌های مطابق با عقل متعارف خود را تبیین، روشن و نظام‌مند کند. در این آزمون فکری او در خیال «وضع نخستین»ی را در نظر می‌گیرد که افراد در آن در حجاب جهل قرار دارند. راولز در این موقعیت مجموعه‌ای از اصول عدالت را مطرح می‌کند. این وضع نخستین بدلِ مدرن مفهوم فلسفی «وضع طبیعی» است. راولز از ما می‌خواد که موقعیتی را تصور کنیم که در آن مردم به ویژگی‌ها خود ناآگاه هستند. به این معنا که نمی‌دانند که وضع اصول عدالت به نفع‌شان است یا ضررشان:‌« هیچ کس نمی‌داند موقعیت‌اش در جامعه چیست، نمی‌داند موقعیت طبقاتی یا شأن اجتماعی‌اش چیست، نمی‌داند تا چه‌اندازه از توزیع مواهب طبیعی و توانایی بهره برده است، و از میزان دانایی و توانایی‌ و علایق‌اش آگاه نیست» (نظریه‌ای درباره عدالت)

در میان این حجاب جهل، مردم می‌توانند بر سر اصول عدالت فارغ از منافع شخصی‌شان، به نحو عقلانی و نامقید توافق کنند. این اصول، از آنجا که به روشی جمعی اتخاذ شده‌اند، نتیجتاً به لحاظ اجتماعی منصفانه هستند.

اما این اصول عدالت چیستند؟ اولین اصل عدالت، اصل آزادی است. این اصل بر آزادی‌های برابر برای همه شهروندان اشعار دارد. آزادی‌های «پایه‌ای» مشتمل بر آزادی وجدان، آزادی اجتماعات، و بیان و همچنین حقوق دمکراتیک است. راولز حق مالکیت خصوصی را هم جزو این حقوق قرار می‌دهد اما منظورش عزت نفس و استعدادهای غیرجسمانی است و همین او را از روایت لیبرالیسم کلاسیکِ جان لاک و لیبرتارینیسم رابرت نوزیک متمایز می‌کند.

در ادامه، راولز درباره اصل دوم بحث می‌کند که می‌توان آن را اصل برابری خواند. این اصل اشعار می‌دارد: «نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی باید چنان سامان یابند که الف) بیشترین نفع را برای کم‌نصیب‌ترین افراد داشته باشند، و ب) به مناصب و مشاغلی وصل باشند که در شرایط منصفانه و برابر از نظر فرصت، به روی همه گشوده باشند». اصل برابری، دارای دو بخش جداگانه است. بخش الف را می‌توان اصل تفاوت نامید و بخش ب را اصل فرصت برابر. راولز بعدها استدلال کرد که این اصول به همین ترتیبی که او مطرح کرده است بر هم اولویت دارند. به این معنی که اصل آزادی بر اصل برابری اولویت دارد و همین‌طور اصل فرصت برابر بر اصل تفاوت مقدم است. این تقدم و تاخر تا مدت‌ها، یکی از مهم‌ترین بحث‌ها در میان فیلسوفانِ سیاست و اخلاق بود.

لیبرالیسم سیاسی

رالز در کتاب بعدی‌اش روی مسأله ثبات متمرکز شد. سوال او این بود: آیا جامعه‌ای که بر اساس اصول عدالت سامان یافته است می‌تواند دوام داشته باشد؟ او پاسخ این مسأله را در مجموعه‌ای از مقالات داد که در کتاب «لیبرالیسم سیاسی» منتشر شدند. در این مقالات، راولز ایده‌ی «اجماع هم‌پوشان» (overlapping consensus) را مطرح کرد. این ایده در واقع به معنای توافق بر سرِ عدالت انصافی در میان شهروندانی است که درک‌های متفاوت سیاسی و مذهبی دارند یا به عبارت دیگر تصورهای متفاوتی‌ از مفهوم «خواسته‌ها» (conceptions of the good) دارند. مفهوم دیگر که راولز در کتاب لیبرالیسم سیاسی مطرح کرد، «دلیل همگان‌پذیر» (public reason) است.

راولز در این کتاب به نقدهایی پاسخ داد که بر کتاب «نظریه‌ای در باب عدالت» وارد شده بود. بیشتر این نقدها متوجه این مسأله بودند که اصول عدالت فقط بیان دیگری از تصور عدالت است که چیزی بیشتر از فایده‌گرایی و دیگر نظریه‌های جامع ارائه نمی‌کند. در نظر منتقدان، راولز در میانه ارائه نظریه‌ای جامع اخلاقی (Moral) درباره عدالت از یک سو، و ارائه مفهومی سیاسی از عدالت از سوی دیگر ناکام مانده است. در لیبرالیسم سیاسی، راولز از مفهوم سیاسی عدالت سخن می‌گوید، مفهومی که مردم به‌‌رغم اختلاف‌نظرهای مذهبی و متافیزیکی ـ اختلاف‌نظرهایی که البته معقول هستند‌ـ آن را می‌پذیرند و بر اساس آن ساختارهای پایه‌ای جامعه‌ی خود را سامان می‌دهند. آنچه روایت راولز از لیبرالیسم را از پیشینان‌اش متمایز می‌کند، آن است که او در پی رسیدن به توافق بدون اتکا به یک منبع متافیزیکی خاص است. لیبرالیسم سیاسی راولز در مقایسه با لیبرالیسم سیاسی‌ِ جان لاک و جان استوارت میل، می‌کوشد امکان توافقی لیبرال را فارغ از اتکا بر ارزش‌های عمیق مذهبی و متافیزیکی، محقق کند. نتیجه دلخواه در این وضعیت را راولز «اجماع هم‌پوشان» می‌نامد. همپوشانی از این جهت اهمیت دارد که روایت‌های متعارض از طبیعت و اخلاق و غیره بر سرِ مسأله طرز حکومت با یکدیگر هم‌پوشانی خواهند یافت.

رالز در این کتاب اصول عدالت خود را مورد بازبینی قرار داد و به این شکل بیان کرد (با توجه به این که اصل اول بر اصل دوم، و نیمه اصل دوم بر نیمه دوم آن، تقدم و اولویت دارند):

1. هر شخصی ادعایی برابر نسبت به ساخت‌بندی کاملاً مناسب حقوق و آزادی‌های پایه‌ای برابر دارد، که این ساخت‌بندی با ساخت‌بندی همانند برای همگان منافاتی ندارد؛ و در این ساخت‌بندی، آزادی‌های سیاسی برابر و صرفاً همین آزادی‌ها، باید بنا به ارزش‌ منصفانه‌شان تضمین شوند.

2. نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی باید دو شرط را تأمین کنند: نخست، این نابرابری‌ها باید متصل به مناصب و مشاغلی گشوده به روی همگان تحت شرایط برابری منصفانه‌ی فرصت باشند؛ ثانیاً، این نابرابری‌ها باید بیشترین نفع را برای کم‌نصیب‌ترین اعضای جامعه داشته باشند.

این اصول را راولز با دقت و باریک‌بینی مورد تجدید‌نظر قرار داده بود. حالا در اصل اول، «ادعای برابر» جای حقِ برابر را گرفته بود، و جای «نظام آزادی‌های پایه‌ای» را «ساخت‌بندی کاملاً مناسب حقوق و آزادی‌های پایه‌ای» پر کرده بود. نکته مهم‌تر اینکه، راولز در این بازبینی در اصل دوم، جای اصل فرصت برابر و اصل تفاوت را عوض کرده بود.

قانون مردمان


اگرچه در کتاب «نظریه‌ای درباب عدالت» اشاره‌های گذرایی درباره مسائل بین‌المللی شده بود، اما راولز در کتاب «قانون مردمان» بود که نظریاتش در این زمینه را نظام‌مند کرد. در این کتاب، راولز به تقسیم‌بندی‌های جالبی دست زده است. از جمله او، از «مردم بسامان» (well-ordered) سخن می‌گوید که خود شامل مردم «لیبرال» و «نجیب» (decent) است. این تقسیم‌بندی به این شکل به کار راولز می‌آید که به گفته او مشروعیت نظم جهانی لیبرال متکی به پذیرش آن از سوی مردم «نجیب» است. مردم نجیب از مردم لیبرال از چند جهت متفاوت هستند. از جمله برخی از ایده‌های لیبرال و دمکراتیک را نپذیرفته‌اند. مثلاً ممکن است که حکومت مذهبی دارند یا حق اقلیت‌های دینی برای رسیدن به مناصب قدرت در دولت را نمی‌پذیرند یا اینکه مشارکت سیاسی را به جای انتخابات از طریق نهادهای مشورتی، سازماندهی می‌کنند. با این‌حال، اینان با مردم نابسامان متفاوتند که حقوق بشر را به نحو جدی زیرپا می‌گذارند. راولز آنانی که فاقد شاخص‌های مردم لیبرال یا نجیب هستند را در جاهای مختلف این کتاب «دولت‌های یاغی»، «جوامعی با شرایط نامناسب»، یا «استبدادهای منور» می‌نامد. ایده‌های مطرح شده راولز در این کتاب، بسیاری از لیبرال‌های مساوات‌طلب را شگفت‌زده کرد. از جمله چارلز بیتز را كه قبل از انتشار این کتاب، اصل تفاوت راولز را برای تحلیل جهانی به کار برده بود. اما با نقد راولز مواجه شده بود که این کاربرد درست نبوده است. به خصوص به این دلیل که دولت‌ها بر خلاف شهروندان مستغنی از اقدامات همیارانه هستند. این در حالی است که این اقدامات همیارانه سازنده جامعه است. در موردی دیگر، اگرچه راولز کمک به کشورهایی را که به دلیل اقتصادی نمی‌توانند از حقوق بشر در داخل خود حمایت کنند، موجه می‌داند اما مدعی است که این کمک را نباید در جهت رسیدن به برابری جهانی در نظر گرفت، بلکه به نظر او هدف این کمک باید آن باشد که این کشورها به نهادهای سیاسی لیبرال یا نجیب دست یابند. راولز در مواردی از نظریه‌ی ایده‌آل فراتر رفته و به موارد خاص پرداخته است. از جمله این بحث‌ها می‌توان به محکومیت بمباران غیرنظامیان (به طور خاص بمباران آلمان و ژاپن از سوی آمریکا طی جنگ جهانی دوم)، و بحث درباره مهاجرت و خلع سلاح هسته‌ای اشاره کرد. در این کتاب، راولز حتی به جزئیات سیاستمدار ایده‌آل خود می‌پردازد: کسی که نظر به نسل‌های آینده دارد و برای ارتقای هماهنگی (harmony) بین‌المللی ـ به‌رغم فشارهای داخلی‌ـ تلاش می‌کند. اما جالب است که به نظر راولز، نقض حقوق بشر می‌تواند توجیه‌کننده دخالت نظامی در کشورهای خاطی باشد، اگرچه ابراز امیدواری می‌کند که مردمان لیبرال و نجیب می‌توانند این کشورها را وادار به حرکت به سوی اصلاحات مسالمت‌آمیز کنند


std test kit
یکشنبه 4 تیر 1396 ساعت 21 و 02 دقیقه و 12 ثانیه
قلب از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب در آغاز آیا نه حل و فصل خوب با من پس
از برخی از زمان. جایی درون جملات شما قادر به من مؤمن
اما تنها برای بسیار در حالی که
کوتاه. من با این حال کردم
مشکل خود را با جهش در منطق و شما ممکن است را خوب به
کمک پر همه کسانی معافیت. در صورتی که شما در واقع که می توانید انجام من خواهد مطمئنا تا پایان در گم.
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 ساعت 00 و 38 دقیقه و 10 ثانیه
Heya i'm for the first time here. I found this board and I find
It really useful & it helped me out much. I hope to
give something back and help others like you helped me.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 ساعت 04 و 19 دقیقه و 38 ثانیه
I'm really impressed with your writing skills and also with the layout on your weblog.
Is this a paid theme or did you customize it yourself?
Either way keep up the excellent quality writing, it is rare
to see a nice blog like this one nowadays.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 ساعت 18 و 03 دقیقه و 54 ثانیه
My partner and I stumbled over here from a different
page and thought I may as well check things out. I like what I see
so now i am following you. Look forward to looking
at your web page again.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 14 و 02 دقیقه و 24 ثانیه
Hi there! I know this is kind of off-topic however I had to ask.
Does operating a well-established website like yours
take a massive amount work? I'm completely new to blogging but I do
write in my journal every day. I'd like
to start a blog so I can share my personal experience and thoughts
online. Please let me know if you have any
kind of ideas or tips for new aspiring bloggers. Appreciate it!
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 ساعت 20 و 04 دقیقه و 36 ثانیه
After I initially left a comment I appear to have clicked the -Notify me when new comments are
added- checkbox and from now on every time a comment is added I receive four emails with
the exact same comment. Is there a means you are
able to remove me from that service? Kudos!
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 ساعت 15 و 47 دقیقه و 51 ثانیه
Wonderful beat ! I wish to apprentice even as
you amend your web site, how can i subscribe for
a weblog website? The account aided me a applicable
deal. I were a little bit familiar of this your broadcast provided shiny transparent concept
manicure
چهارشنبه 16 فروردین 1396 ساعت 10 و 54 دقیقه و 18 ثانیه
I'm gone to inform my little brother, that he should also pay a visit this webpage on regular basis to obtain updated from
newest reports.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر