تبلیغات
منطقه آزاد - مطالب اردیبهشت 1390
شنبه 24 اردیبهشت 1390

تکنوکرات

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :جامعه شناسی ،

تکنوکراسی و تکنوکرات

تکنوکراسی چیست و تكنوكرات به چه كسی یا چه كسانی می‌گویند؟ در ابتدا لازم است تعریفی اجمالی از كلمه تكنوكراسی و عامل آن یعنی تكنوكرات داشته باشیم، سپس در بخش دیگر به طور اجمال مراحل سیر آن در جوامع فرهنگی و سیاسی و تأثیرات آن در این جوامع یاد شده را مورد بررسی قرار دهیم

الف. تعریف تكنوكراسی ـ تكنوكرات:
تكنوكراسی «Technocratie» كه از واژة «تكنیك» یا فنّ می‌آید به معنی حكومت دانایان فنّ یا «فن سالاری» است و عناصر تشكیل دهندة این نوع حكومت‌ها را تكنوكرات می‌گویند. تكنوكراسی پدیدة جدیدی است كه با پیشرفت علوم و فنون و نقش روزافزون دانش و تخصّص در كار حكومت به وجود آمده و در بسیاری از كشورهای پیشرفته تكنوكرات‌ها یا دانان فنّ؛ بدون توجه به عقائد سیاسی و خصوصیات طبقاتی آنها حسّاس‌ترین و مهمترین كارها را به دست خود گرفته‌اند.
در واقع با پیشرفت دانش و فنّ، عقائد سیاسی اشخاص تحت الشعاع علم و تخصّص آنها قرار می‌گیرد و حزب یا احزابی كه با به دست آوردن اكثریت در پارلمان «مجلس» حكومت را به دست می‌گیرند، در كار حكومت و اموری كه به تخصّص نیاز دارد از افراد غیرحزبی و حتّی اعضای متخصّص حزب مخالف استفاده می‌كنند

این تعریف جامع‌ترین تعریفی بود كه در مورد تكنوكراسی و تكنوكراتها وجود داشت و روان و منطقی به نظر می‌رسید. اما برای اینكه تعریف كامل و دقیق‌تری از این واژه را، برای شما دوستان عزیز توضیح داده باشم، نظر شما را به تعریف كامل از دیدگاه دو محقق خارجی به نام‌های: اولیور استُلی برس و آلن بولك جلب می‌كنم تا این تعریف مشخص‌‌تر بیان گردد، ضمن اینكه ما را در ادامة بحث یاری می‌دهد:
این اصطلاح را در سال 1919 م مطابق با 1298 شمسی مهندسی به نام ویلیام هنری اسمایت در كالیفرنیا به پیشنهاد «حكومت صاحبان فنّ» ساخته است و شخصی دیگر به نام هاوارد اسكات آن را پذیرفت و رواج داد، و فن سالاری به صورت یك جنبش اجتماعی چند صباحی در نخستین سالهای دورة ركود در ایالات متحده آمریكا رواج یافت. اصطلاح در دهة 1960 م در فرانسه رواج پیدا كرد و در آنجا آن را با نظریه‌های سَن سیمون «كه تشكیل جامعه‌ای تحت حاكمیت دانشمندان و مهندسان را پیش‌بینی كرده بود» یكی دانستند و آن را نویسندگانی چون: ژان منو به كار بردند و تا استدلال كنند كه قدرت واقعی از نمایندگان برگزیده به كارشناسان رسیده است و اكنون «نوع جدیدی از حكومت آغاز می‌شود كه نه مردم‌سالاری یا دموكراسی است و نه دیوان سالاری بلكه فن سالاری است».
قدرت فنّ سالاران را با پیدایش برنا‌مه‌ریزی اقتصادی، تفكر استراتژیكی در مسائل دفاعی و گسترش علم و تحقیق یكسان دانسته‌اند. بیش‌تر تحلیل‌گران اجتماعی می‌پذیرند كه در جامعة پیشرفتة صنعتی نقش متخصصان گسترش یافته است ولی تردید دارند كه حكومت صاحبان فن بتواند جانشین نظم سیاسی شود

با این حساب باید مشخّص شده باشد كه تكنوكراسی چه معنائی دارد و تكنوكرات به چه كسانی اطلاق می‌شود. به طور كلّ و خلاصه باید گفت تكنوكرات‌ها كسانی هستند كه فنّ و تكنولوژی را برتر از هر چیزی حتّی مذهب می‌دانند و فنّ سالاری را برتر از هر اصولی می‌شمارند و معتقدند صنعت و تكنولوژی بالاتر و مهمتر از هر اصلی است و فنّ سالاران مستحق حكومتند.
ب. مراحل سیر آن در جوامع فرهنگی و سیاسی
برای تبیین این مطلب باید اختصاراً گفت، فرهنگها را اصولاً می‌توان به سه نوع متمایز از یكدیگر تقسیم كرد: فرهنگ ابزارها، فرهنگ تكنوكراسی و فرهنگ انحصار تكنولوژی.
در حال حاضر نمونه‌هائی از هر كدام از این سه نوع یافت می‌شود، هر چند فرهنگ نخست «ابزارها» رو به افول گذارده است. با سیر و سفر به نقاط دورافتاده از جهان می‌توان مظاهر فرهنگ ابزار را مشاهده كرد. لازم به ذكر است كه در هر جامعه‌ای وجوه مختلف این فرهنگ و مظاهر آن بسته به آن كه چه نوع ابزاری موجود بود و در اختیار انسان‌های آن جامعه قرار داشت،‌ دیده می‌شد. جوامعی فقط نیزه و ابزار پخت و پز در اختیار داشتند، جامعة دیگری دارای آسیاب آبی بود و غیره كه همة اینها می‌بایست نیازهای مشخّص و اساسی زندگی مادی انسانها را برآورده می‌كردند. به زبان دیگر فرهنگ ابزار می‌توانست در تسهیل مشكلات مادی زندگی انسانی كارساز و مفید باشد. علاوه بر آن باید در خدمت مظاهر و سمبلهای عقیدتی و مسائل دینی به كار می‌رفتند، مثل بنای كلیساها و معابد مذهبی و.... با این حال باید گفت ابزار و آلات اختراع شده دخالت و نفوذی در مبانی فرهنگی آن جامعه نداشتند و عقائد و سنن را دگرگون نمی‌كردند.
ولی آنها كه قائل به برتری تكنولوژی هستند می‌گویند ابزار و آلات می‌توانند حتی به درون سیستم اعتقادی و فرهنگی یك جامعه بسته نیز نفوذ كند. قدرت مذهب و متافیزیك بالاخره حدّ و مرزی دارد و تكنیك می‌تواند جریاناتی را باعث شود كه گاه زمام را از دست انسان خارج سازد، به عنوان مثال اختراع ساعت كه در قرن 14 م به منظور تنظیم اوقات اجرای فرائض مذهبی طراحی و ساخته شد ولی به عنوان وسیله‌ای بسیار سودمند در امور بازرگانی و تجاری، رشد و تحوّل زمینه‌های دیگر را سبب شد و یا مثالهای دیگر كه به علت عدم اطالة كلام از ذكر آن خودداری می‌شود؛ همة اینها نشان می‌دهد چگونه كاربرد تكنولوژی مشكلاتی را در زندگی معنوی اروپای قرون وسطی ایجاد كرد.
با این حساب باید گفت در یك جامعة تكنوكراسی یا فن سالاری ابزار و‌آلات نقش كلیدی را در جهان اندیشه‌های فرهنگی آن جامعه برعهده دارند. در این جامعه، ابزار و تكنیك در اجتماع و فرهنگ هضم نمی‌شود، بلكه به آن هجوم می‌برد و خود بر آن است كه به فرهنگ تبدیل گردد. در اینجاست كه باید سنن و آداب، افسانه‌ها و عقائد. سیاست و مقررات و حتّی مذهب برای بقای خود وارد نزاع شود و دست به مقاومت بزند. در حقیقت باید گفت كه ریشة نهال تكنوكراسیِ مدرن مغرب زمین، در قرون وسطای اروپا نهفته است كه سه اختراع بزرگ آن را آبیاری كرده است: اختراع ساعت كه با آن برداشت جدیدی از زمان حاصل شد،‌ صنعت چاپ كه ورقهای مكتوب آن به عصر نقلهای شفاهی و سینه به سینه پایان داد و اختراع دوربین نجومی كه اساس و پایه‌های اعتقادی و جهان بینی یهودیت و مسیحیت را از اعتبار انداخت. در هر صورت در اواخر قرن 18 م، تكنوكراسی گام خود را برای حركت به پیش و گسترش سیطرة خود برداشت، به ویژه آن كه شخصی بنام «آرك رایت» كه به عنوان اولین نمونة سرمایه‌داری تكنوكرات قلمداد می‌شود، در كارگاهی صنعتی طرحی را ارائه داد كه موجب شكوفائی روش سرمایه‌داری صاحب خصلت تكنوكراسی شد. این طرح عبارت بود از: چگونگی هماهنگی نظم و سرعت كارِ خود با كار ماشینها.
در هر حال، در قرون بعدی تكنوكراسی وسعت یافت تا جائی كه شاهد ظهور پدیده‌ای به نام: تكنوپولی یا همان انحصارگری تكنولوژی هستیم. تكنوپولی در حقیقت، تكنوكراسی غلبه یافتة مستبد و بلامنازع است، این امپراطور، همان تكنوكراتی است كه اینك حاكم تمام عیار است. در حال حاضر اولین امپراطور تكنوكراسی آمریكا است و به همین علت است كه دیدة نگران آمریكا متوجه ژاپن و معدودی از كشورهای اروپائی است كه در مرحلة انتقال به تكنوپولی و كسب عنوان آن هستند

بدون شك آنچه دربارة كشورهای پیشرفته عموماً و آمریكا خصوصاً، می‌توان گفت این است كه ثمرة یك قرن كار علمی این شد كه آنها اعتماد و اعتقادات خود و حتّی عقیدة به خود را نیز از دست داده‌اند. بر روی تَل این مفاهیم ویران شده و بر بالای این مخروبه، بدون تردید یك چیز مشاهده می‌شود و عینیت تام دارد، یعنی: «تكنولوژی».