چهارشنبه 19 تیر 1392

دعوت شبکه دو از عوامل روزنامه کیهان

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :سیاسی ،

دعوت شبکه دو از عوامل روزنامه کیهان

صدا و سیمای ملی! یا میلی


برنامه زنده باد زندگی با اجرای جعفر خسروی٬ بامداد ساعات اولیه چهارشنبه٬ مقارن با شب اول ماه مبارک رمضان٬ با دعوت جهت دار از عوامل جوان روزنامه کیهان٬ سعی در بیرون بردن آن از زیر فشارها کرد.
این برنامه شاد شامگاهی خانوادگی با گفتگو از روزمره های زندگی و گپ و گفت خودمانی با چهره های جوان کیهان٬ به دنبال ایجاد حس عاطفی و احساسی و همذات پندارانه با مخاطبان بود تا این ((برند)) هرج و مرج طلب و تندرو را با ویترین جوان و خوش پوش روزنامه توجیه کند و با برقراری ارتباط چهره به چهره با عامه مردم در قالب خودمانی٬ صمیمی و شاد٬ نوع نگاه نسبت به محتوای روزنامه را تغییر دهد و افکار عمومی را در مقابل انتقادهای علمی روزنامه های اصلاح طلب واکسینه کرده و از تبعات رسوایی های روزنامه آقای شریعتمداری نزد عامه مردم بکاهد.
آیا چنین فرصت های حضور در رسانه های ملی در قالب های مردم پسند فقط برای عوامل درون سازمانی روزنامه های کیهان و امثالهم است؟! یا عوامل دیگر روزنامه ها مثل شرق٬ اعتماد٬ آرمان و بهار هم می توانند شبی در کنار هم در گپ و گفتی مثل برنامه زنده ی زنده باد زندگی و شبیه آنان٬ ارتباط چهره به چهره با مخاطبان برقرار کنند؟!!! آیا جانبداری غیرمستقیم صدا و سیما از طیف خاصی می تواند ملی بودن خود را توجیه کند؟!!! یا به میلی بودن خود ادامه می دهد؟!!!


پنجشنبه 6 تیر 1392

جبهه پایداری! به کجا چنین شتابان؟!

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :سیاسی ،

جبهه پایداری! به کجا چنین شتابان؟!!

علی ولی پور، روزنامه نگار: نماد مهم دموکراسی در همه کشورها انتخابات است و مردم با انتخاب افراد اصلح، آنان را در راس قوه های اجرایی و قانونگذاری کشور قرار می دهند. و همچنین قانون مداری و پایبندی رقبا به قانون اساسی و به دنبال آن هواداران و طرفداران نامزدهای رقیب و تمکین و قبول نتیجه انتخاب، نشان از بلوغ و پختگی جامعه و آگاهی سیاسی-اجتماعی آن دارد، کشور ما هم سمبول دموکراسی را با حضور 75درصدی مردم برای بار یازدهم مردمسالاری و دموکراتیک بودن نظام جمهوری اسلامی ایران را به جهانیان اثبات کرد ولی در این میان همواره عده ای فرصت طلب و افراطی داخلی با ایجاد فضای متشنج و تنش قصد برهم زدن این فضای سالم را دارند! چرا که هنوز از ((رحم تفکرات جهان سومی)) بیرون نیامده اند.

مردم کشورمان با انتخاب دکتر حسن روحانی به ریاست جمهوری سرنوشت چهار سال بعدی خودشان را رقم زدند. به چرایی های پیروزی دکتر روحانی هم از بین شش کاندیدای دیگر بارها و بارها در روزنامه های مختلف کشور به خصوص روزنامه های اصلاح طلب، هر چند که خواندن و نوشتن آن برای اصولگرایان تندرو خوشایند نبود اما در قالب تحلیل و تفسیرهای مختلف چاپ و منتشر شد. ولی باز به علل پیروزی اشاره ای کوتاه و از آن عبور می کنم و می روم سر اصل مطلب.

دکتر روحانی خودشان هم نیک می دانند که بدون حمایت های آیت الله هاشمی و سید محمد خاتمی و کنار کشیدن دکتر عارف به نفع دکتر روحانی  پیروزی برایشان محال بود، چرا که آمارهای مهم خصوصا آمارهای وزارت اطلاعات و جامعه آماری سنجش گران افکار بعمل آمده در سطح جامعه، گویای اختلاف بسیار اندک آرا میان دکتر قالیباف و ایشان بود. روزهای پایانی انتخابات، از دکتر روحانی حمایت ها پشت حمایت ها ادامه داشت و نهایتا یک روز مانده به انتخابات تمامی آمارهای سازمان های مختلف آمارهای قبلی را به هم زد، البته یک نکته مهم دیگری برای پیروزی ایشان می تواند وجود یک عنصر  مخرب با مغناطیس ناهمسنگ و دافعه بالا باشد؛ مثل سعید جلیلی نامزد جبهه پایداری از نحله های فکری "آیت الله مصباح یزدی". این عوامل دست به دست هم می دهند و آن شور و هیجان را دوان دوان به کارزار انتخاباتی برمی گرداندند که کلید درهای پیروزی را یکی پس از دیگری به سوی فتح الفتوح شیخ امید باز می کردند. در غیر اینصورت شوروحال انتخاباتی رویایی بیش متصور نمی شد.

روزرهای اول خبر پیروزی بزرگ شیخ امید با وارد کردن شوکی بر پیکره اصولگرایان تندرو، آنان را به کما برده و در اتاق آی سی یو خوابانده بود حال با اندک هوشیاری برگشته در روزهای اخیر، به هزیان گویی پناه برده است گویی با چنین حرف ها و سخنان سرگردان، عقده های باقیمانده خود از اصلاحات را اینچنین تخلیه می کنند. طوری که بلندگوی همیشگی شان یعنی جناب آقای حسین شریعتمداری، کسی که اسمشان همیشه به "نیکی" ورد زبان هاست پس از گذشت حدود دو هفته از شوک این نتیجه انتخاب مردم٬ بیرون نیامده و در حالت خواب و بیداری با تحلیل ها و تفسیرهای ناپلئونی خود که به شهره عام و خاص جهان رسیده است و در این روزهای اخیر تناقض گویی هایشان مثل "سلسله جبال هیمالیا" سر از آسمان در آورده است. تاچند روز پیش از انتخابات همه سرمقالاتشان در کیهان علیه دکتر روحانی بود و ایشان را نامزد محبوب اصلاح طلبان و فتنه گران 88 می شناخت و معرفی می کرد، بعد از انتخابات تحلیل و تفسیرها به کلی رنگ عوض کرد و به یکباره ایشان را یک اصولگرای با سابقه ای معرفی می کند که پیروزی ایشان تودهنی بزرگی بر دهان اصلاحطلبان است و اصولگرایان تمایل بیشتری به وی داشتند تا دیگر نامزدها. و دیگر اینکه شریعتمداری همانند جعفر شجونی و دیگر افراد داخل جبهه پایداری حمایت های آقایان هاشمی و خاتمی در پیروزی ایشان را انکار کرده و مدعی اند که مردم بخاطر حمایت های این بزرگان از دکتر روحانی حدود 10 میلیون ریزش آرا داشته است و مردم ایران بخاطر روحانی و طلبه بودن دکتر روحانی به وی رای داده اند و... . عجب...!!!

روحانی در تمامی سفرهای تبلیغات انتخاباتی استانی پیوسته بر ادامه راه دولت های هاشمی و خاتمی در دولت خود تاکید می کردند، بعد از انتخاب به عالی ترین مقام اجرایی کشور، شیخ تدبیر در دیدارهای رسمی با سران و نشست مطبوعاتی خود بارها به قدردانی از حمایت های بزرگان پرداخته تا اولتیماتومی برای فتنه انگیزان و اختلاف افکنان باشد که شیخ پای عهدی که با مردم بسته است وفادار می ماند. هفته نامه 9 دی نشریه افراط گرایان در تاریخ اول تیر، تکه های خاصی از نشست خبری شیخ دیپلمات را با سبک ژورنالیستی کیهان،  سعی در بی توجه نشان دادن این شیخ نسبت به محمد خاتمی کند و با اشاره به سوال خبرنگاری که راجع به جایگاه اصلاح طلبان در کابینه سوال کرد، با هیجان رسانه ای می نویسد: روحانی با پاسخ به این خبرنگار آب پاکی را روی دست های اصلاح طلبان ریخت چرا که ایشان خود را رئیس جمهور همه مردم ایران معرفی کرد نه اصلاح طلبان!

انعکاس این نشست به این سبک حاکی از خودرایی در اداره و امور کشورداری اصولگرایان دارد که نسبت به مطالبات غیر اصولگرایان بی تفاوت است تنها محتوای اندیشه تندرو ها در این جمله تمام شده است: ((کسانی که با ما نیستند دشمن ما هستند.)) خود را  مثل روحانی رئیس جمهور کل مردم دانستن نشان از دموکراتیک بودن دولت شیخ تدبیر و امید دارد که حتی مطالبات اقلیت هم برایش اهمیت دارد. اکثریت حق دیکتاتوری بر اقلیت را ندارند و اقلیت هم حق دیکتاتوری بر اکثریت را ندارند و به چند صدایی بودن اعتقاد دارد نه اینکه مثل اصولگرایان بخواهد در کشور اتوبان یک طرفه درست کند.

شریعتمداری از یک هفته پیش مثل همیشه تغییر موضع می دهد و ناگهان یادش می افتد روحانی اصولگرا و عضو جامعه روحانیت مبارز است! پس پیروزی وی هیچ ربطی به اصلاح طلبان ندارد چون اصولگراست... در حالی که روحانی ۱۰ سال است که از جامعه روحانیت جدا شده است. آقای شریعتمداری!٬ کدامیک از شعارهای انتخاباتی دکتر روحانی با گروه خونی جبهه پایداری که همیشه هم از جانب اصولگرایان و هم از جانب اصلاح طلبان به تندروی و افراط و احساس متهم هستند، مطابقت دارد؟! به نقد کشاندن فضای امنیتی حاکم در کشور یا اعتراض به خودسری های لباس شخصی ها!، نوید آزادی بیان و مطبوعات، بازگشایی انجمن صنفی روزنامه نگاران، جامعه مدنی، تعامل سازنده با جهان، حقوق شهروندی و احترام به حریم خصوصی که در دور سوم مناظرات تلوزیونی به شدت محور سخنانشان بود. رابطه منطقی و ریاضی بین همین شعارهای انتخاباتی که دغدغه اصلی دکتر روحانی بود با اصولگرایان تندرو چیست؟!  آیا شما هم غصه تعامل سازنده با جهان، جامعه مدنی و احترام به حریم خصوصی دارید؟!

آیت الله مصباح یزدی، رهبر معنوی جبهه پایداری نیز همانند افراد حزبش پیروزی را پیروزی اسلام و مشتی بر دهان آمریکا می داند اما برخلاف بقیه علمای حوزه علمیه قم حتی پس از نزدیک به سه هفته هیچ پیامی به دکتر روحانی نفرستاده است. در مصاحبه انجام شده هفته نامه 9 دی شماره 104، وابسته به جبهه پایداری به مدیریت حمید رسایی سوالی از آیت الله، مبنی بر این که کسی رای آورد که او را اصلح نمی دانیم، وظیفه ما چیست؟ گفت: از نظر فقهی علاج مرض برای دفع ضرر٬ باید اقدامات درمانی در جهت بهبودی کامل آن انجام دهیم و احتمال عدم تاثیر اقدامات درمانی مجوزی برای ترک مداوا نیست. آیت الله در ادامه اضافه می کند: اگر به وظیفه خود عمل نکردیم و روز قیامت از ما به خاطر عمل نکردن به وظایف سوال شد، جواب نخواهیم داشت. آیت الله با تاکید بر اینکه راحت طلبان نسبت افراطی گری به ما می دهند اما این نسبت ها از ما رفع تکلیف نمی کند اظهار می کند: هر موردی که با اراده و اختیار ما سروکار داشته باشد، جای تکلیف هم هست، مثل شرکت در جنگ ولو که برخی جنگ ها به شکست انجامید. ایشان در ادامه اضافه می کند: به میدان رفتن و شمشیر زدن تا پای جان در اختیار ماست، اما اینکه بعد چه خواهد شد تابع اراده ما نیست. وی تاکید دارد که در فصل انتخابات آتی باید با همان انگیزه و جدیت شرکت و کار کنیم.

بهتر است آقایان شریعتمداری و همه جبهه پایداری شکست نامزد انتخاباتی خود را در جایی جز تفکرات خودشان جستجو نکنند، همین که نیم نگاهی به نوع گفته ها و رفتارهای خود بدور از هرگونه تعلقات بیاندازند نیمی از مشکلات حل شده است و به پاسخ دست یافته اند. یاران باوفا، دیرینه و دیروز، امروز و فردای مقام معظم رهبری در مواجهه با واقعیات امروز کشور و جهان در راستای اندیشه های اسلامی دستخوش تغییرات فکری بنیادین شده اند و از دگم، تعصب و جمود فکری به انعطاف، تلطیف و تسامح و تساهل رسیده اند. رهبر فرزانه انقلاب همواره در سخنرانی های حساس خود رهنمودهای راهگشا برای نخبگان سیاسی و اجتماعی را نشان می دادند و می دهند ولی کاتولیک تر از پاپ ها همچنان خودبینانه با گام های خود پا در ناکجا آباد می گذارند. بقول حضرت امیر (ع) که فرمودند کسی که دیروز او با امروزش یکی باشد قافیه زندگی را باخته است، اندکی واقع بینی می خواهد تا اصولگرایان افراطی را از گرداب روزمرگی بیرون آورد.

واقعیات را در روز روشن وارونه جلوه دادن،آرای دکتر حسن روحانی را در روزنامه کیهان به نفع اصولگرایان مصادره کردن، نسبت دادن افراد شاخص نظام به سازمان های جاسوسی آمریکا، انگلیس و اسرائیل، خود مصداق عینی از بداخلاقی سیاسی و رسانه ای است که در تضاد کامل با اخلاق اسلامی و شیعی قرار دارد و هیچ سنخیتی با اسلام نابی که مدعی آن هستند ندارد از سویی خود را دایه مهربان تر از مادر برای انقلاب جلوه می دهند در حالی که نادانسته بزرگترین لطمات وارده به نظام از جانب این طیف است و از سوی دیگر با تمام توان به دلسوزان و خدمتگزاران نظام و انقلاب هرچه بی رحم تر می تازند. سوال از تمامی اعضای این جبهه این است آیا همه شما را در یک کفه ترازو و در کفه دیگر آیت الله هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی را جداگانه قرار دهند باز مثقالی مقابل این بزرگان و خدمتگذاران واقعی کشور و انقلاب به چشم نمی آیید و نخواهید آمد پس درافتادن و بلوا کردن این جبهه هدفی جز برای رسیدن به کسب قدرت و کشاندن کشور به سمت جنگ و تنش با جهان نیست. فردا به خاطر سرمقاله های تخیلی و بدور از واقعیت آمیخته به تهمت، افترا و فریب اذهان عمومی٬ شما  بازخواست خواهید شد، آن موقع در دادگاه عدل الهی نوبت  محاکمه کیهانیان سوار بر اریکه قدرت است.

بلاخره درد شکست بسیاری را به فرافکنی کشانده است. به احتمال زیاد این درد مدت دار باشد و تحلیل های رنگارنگ و ضدونقیض اصولگرایان تندرو همانند طنزهای 90 قسمتی ادامه دار. چه بسا اگر گفتمان متعادل و میانه روی را از طیف های دیگر اصولگرایی مثل آقایان دکتر قالیباف و ولایتی اقتباس می کردند با اینکه باز بازنده انتخابات بودند ولی حداقل افکار عمومی تاحدودی نسبت به آنان مثبت می شد، و ذهنیت باباقور قور از خاطرشان رفته رفته رنگ می باخت و اندکی برایشان چهره رضایت نشان می دادند.

این طیف از اصولگرایان نیز خوب می دانند که تفکر اصلاح طلبی در عین شجاعت و درایت با کسی سرستیز ندارد و از در صلح وارد می شود، حتی در مواجهه با دشمنان شماره یک، همانند همین دشمنان خودی که شمشیر خود را از رو بسته اند. چرا که گفتمان و مانیفست اصلاحات گفتگو، منطق، واقع بینی و اعتدال را مناسب می داند و در مقابل تشنج آفرینی و موج سواری تندورها کاملا آگاه است تا در دام گسترده شده آنان نیافتد و پرچم زنده باد مخالف من را همیشه بالای سر خود نگه داشته است و خواهد داشت.

اکنون بهتر است شکست را به خود بقبولانند، فیلم نامه نویسی ها را تمام، کدورت های کهنه را از دل بیرون کنند شاید التیامی بر درد بوجود آمده از ((نه)) بزرگ ملت به اصولگرایی و شکست تندروهای اسلامی باشد.

 چشم ها را باید شست جور دیگری باید دید، اکنون دست در دست هم دهیم به مهر کشور خود را کنیم آباد...