تبلیغات
منطقه آزاد - مطالب شهریور 1394
پنجشنبه 5 شهریور 1394

فلسفه فردریش فون هایک

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    

فلسفه اقتصادی و سیاسی 

فردریش فون هایک

فریدریش آگوست فون هایک (به آلمانی: Friedrich August von Hayek )؛ اقتصاددان و فیلسوف سیاسی معاصر بود که اندیشه‌های او در مورد اقتصاد سیاسی و لیبرالیسم کلاسیک مورد توجه است.

زندگی
«فردریک اگوست فون هایک»، در هشتم مه 1899 در شهر وین کشور اتریش در خانواده ای دانشگاهی به دنیا آمد. پدر او پزشک و استاد دانشگاه وین بود. تحصیلات خود را از سال 1918 در رشته حقوق در همان دانشگاه آغاز کرد و در سال 1921 مؤفق به دریافت درجه دکتری شد. 
تحت تأثیر شدید اندیشه های فلسفی و اقتصادی متفکر برجسته مکتب اتریش «لودویک فون میزس» در سال 1927 «مؤسسه اتریشی تحقیقات اقتصادی» را بنیان گذاشت و اولین استاد خارجی مدرسه اقتصادی لندن بود. 
هایک موفق شد در سوئیس بـا شرکت روشنفکران، اقتصاددانان، حقوقدانان، مورخان و روزنامه نگاران از جمله لودویک فون میزس، مایکل پولانی، کارل پوپر، موریس آله، میلتون فریدمن و لانیل رابیتس، کنفرانس مون پرلن را تشکیل دهد و تاسال 1960، ریاست آن را بر عهده داشته باشد.
پس از ترک مدرسه اقتصادی لندن، در دانشگاه آرکانزاس، سمت استادی علوم اجتماعی و اخلاقی را عهده دار شد و ریاست «کمیته اندیشه اجتماعی» دانشگاه شیکاگو را نیز پذیرفت. در سال1974 جایزه نوبل در اقتصاد را مشترکاً با گونار میردال، اقتصاددان سوئدی، به دست آورد. 
فریدریش آگوست فون هایک در سال 1992 در 93 سالگی در گذشت. 

آثار
برخی از کتابهای او عبارتند از: 


ادامه مطلب


نقش آیین یهود در ایجاد نظام سرمایه داری از دیدگاه ورنر سومبارت

دین، فرهنگ اقتصادی و منشا سرمایه‌داری 


اغلب اندیشمندانی که در رشتۀ اقتصاد قلم می‌زنند، به دلیل تأثیرپذیری از آموزه‌های مکتب نئوکلاسیک، به جدایی ارزش از واقعیت معتقداند. آن‌ها دانش اقتصاد را فارغ از ارزش می‌دانند و به همین دلیل برای مؤلفه‌های فرهنگی و به ویژه دینی در تحلیل اقتصادی جایگاهی در نظر نمی‌گیرند. اما بررسی تاریخ سرمایه‌داری حقیقت دیگری را برملا می‌کند. به خصوص وقتی به مطالعات جامعه‌شناسانی که اولین بررسی‌ها را دراواخر قرن نوزده و ابتدای قرن بیستم دربارۀ پیدایش سرمایه‌داری انجام دادند مراجعه کنیم، به نتایجی کاملاً متضاد با باور جریان غالب اقتصاد دربارۀ جدایی دین و اقتصاد می‌رسیم.
در میان این جامعه شناسان «ماکس وبر»[۱] و «ورنر سومبارت»[۲] قرار دارند. آن‌دو با هم هم‌دوره و هم‌کار بوده‌اند. علی‌رغم این که طی دوران زندگی‌شان سومبارت بسیار مشهورتر از وبر بود، اما امروزه نام سومبارت را کمتر می‌شنویم. سومبارت کسی است که برای اولین بار اصطلاح سرمایه‌داری (کاپیتالیسم) را در ادبیات جامعه‌شناسی وارد کرد. او و وبر تحقیقات مفصلی دربارۀ منشأ سرمایه‌داری انجام دادند. وبر معتقد بود آموزه‌های سرمایه‌داری متأثر از اخلاق پروتستانیسم و به خصوص فرقۀ کالونیسم است، اما سومبارت برخلاف وبر ریشۀ سرمایه‌داری را در تعالیم دین یهود می‌دانست. او با استفاده از آمار موجود از بعد رنسانس، وضعیت جامعۀ یهود در دنیا را بررسی کرد و متوجه شباهت زیاد اخلاق اقتصادی یهودیان با نظام اقتصادی سرمایه‌داری شد. سومبارت با این تحقیق از رابطۀ تنگاتنگ دین و اقتصاد پرده برداشته است. البته همان‌طور که خود او تأکید کرده است، منظورش از یهودیان یعنی کسانی که به دین یهود اعتقاد دارند یا از فرزندان و اعقاب آنان هستند، گرچه در ظاهر و به لحاظ تاریخی تظاهر به دین دیگری داشته باشند. در این مقاله عواملی که از نظر سومبارت موجب نفوذ یهودیان در حیات اقتصادی مدرن و تشکیل نظام سرمایه‌داری شده است را بررسی می‌کنیم.


ادامه مطلب