تبلیغات
منطقه آزاد - مطالب بهمن 1395
دوشنبه 11 بهمن 1395

روزگار عجیبی ست...

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    

سرانجام رسید این دفتر


دهانت را می بویند 
مبادا گفته باشی دوستت دارم ،
دلت را می پویند مبادا 
شعله ایی در آن نهان باشد! 
روزگار غریبی ست نازنین 
روزگار غریبی ست...
و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه میزنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

و در این بن بست کج و پیچ سرما 
آتش را به سوخت وار سرود و شعر 
فروزان می دارند 
به اندیشیدن خطر مکن 
روزگار غریبی ست نازنین...

آنکه بر در می کوبد شبا هنگام 
به کشتن چراغ آمده است 
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد ...

آنک قصابانند بر گذرگاهها مستقر 
با کنده و ساتوری خون آلود 
و تبسم را بر لبها جراحی میکنند 
و ترانه را بر دهان ...
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد...

ابلیس پیروز مست ،
سور عزای ما را بر سفره نشسته است...
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد...

احمد شاملو