تبلیغات
منطقه آزاد - مطالب عمومی
دوشنبه 7 دی 1394

سکولاریسم و دین

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :فلسفه سیاسی ،عمومی ،

سکولاریسم و دین 

آیا می‌شود با تفکر دیالکتیکی به رابطه سکولاریسم و دین نگاه کرد؟ آیا جنبش‌های دینی در سراسر جهان با عکس‌العمل‌های خشونت‌آمیز و محافظه‌کارانه خود جوابی به سیاست‌های غربی می‌دهند؟ رابطه دیالکتیکی فلسفه سکولاریسم و جوامع سکولار از یک سو و جنبش‌های دینی از سوی دیگر چگونه است؟

یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی، این سوال را مطرح کرده است که آیا جوامع مدرن در عرصه «پساسکولاریسم» یعنی در عرصه‌ای که سکولاریسم را پشت سر خود گذاشته است، به سر می‌برند یا نه؟

جامعه‌ای که به عرصه «پساسکولاریسم» رسیده باشد، باید عرصه سکولاریسم را پشت سر گذاشته و گذرانده باشد. پس این سوال در خصوص جوامع «پساسکولاریستی» فقط در مورد جوامع مترقی و مرفه اروپایی بعد از جنگ جهانی دوم و در خصوص جوامع کانادا و استرالیا صدق می‌کند. در این جوامع سکولار روابط و تفکر دینی انسان‌ها مستمرا سست‌تر شده است.

هابرماس تز مهمی را در مورد جوامع سکولار مطرح کرده است: از یک سو اجتماع از کلیسا دور شده است که این یک حقیقت اجتماعی است. ولی دو روند مهم در تقابل با گرایش‌های سکولاریستی قرار گرفته‌اند. بروز جنبش‌های معنوی‌دینی و بروز پدیده دین در سطح بین‌المللی، به اشکال مختلف.

هابرماس پافشاری می‌کند که رویدادهای جهانی به این معنی نیستند که سکولاریسم در جوامع مدرن از بین رفته است. ولی امر حتمی این است که شبهات و شک در خصوص ادعای مرگ دین قابل انکار نیست.

حداقل به نظر عده‌ای از جامعه‌شناسان نمی‌شود دیگر به سادگی مدعی شد که بین مدرنیزه شدن یک جامعه و روند سکولاریزه شدن رفتار انسان‌ها رابطه‌ای نزدیک هست.

هابرماس این مسئله را از سه بعد مختلف زیر نظر قرار داده است:

اولا، پیشرفت علمی-تکنیکی انسان را در جوامع مدرنِ افسون‌شکن در کانون توجه قرار می‌دهد. در این جوامعِ طلسم‌گریز سعی می‌شود که برای هر حادثه‌ای دلیل و برهانی پیدا کرد. این حقیقت ولی با دید متافیزیکی و خدامرکزی التزاما هماهنگی ندارد.

ثانیا در این جوامع سکولار کلیساها و جوامع دینی در روند تمایزیابی سیستم‌های اجتماعی، دیگر قادر نیستند که مستقیما به سیستم‌های حقوقی، سیاست، فرهنگ، تربیت و علم نفوذ کنند. به همین خاطر کلیساها و دیگر جوامع دینی مشغول به اداره خصوصی اماکن مقدس و جوامع خود می‌شوند. در واقع می‌شود گفت که دین در حیطه زندگی خصوصی مردم قرار گرفته است.

ثالثا، توسعه جوامع کشاورزی به سوی جوامع صنعتی و پساصنعتی عموما سطح رفاه جوامع را بالاتر برده و باعث امنیت بیشتری برای افراد جامعه شده است.

با کمتر شدن سنگینی خطر زندگی و رشد و پیشروی امنیت برای هستی انسان گویا انسان دیگر نیازی به مراوده با قدرت ماوراءلطبیعی ندارد.

سکولاریسم در اروپا تا حد زیادی تحقق یافته، ولی هابرماس می‌نویسد که اگر از دید جهانی به این پدیده نگریسته شود، به قول فیلسوفانی مانند هانس یوناس، می‌بایست حتی از «پایان سکولاریسم» صحبت کرد.

هابرماس یادآوری می‌کند که خیلی از جامعه‌شناسان سالیان سال فکر می‌کردند که ایالات متحده آمریکا استثنا است. زیرا در آنجا گروه‌های دینی متعددی وجود دارند و فعال هستند.

او یادآوری می‌کند که در ایالات متحده آمریکا تعداد زیادی از شهروندان متدین سرنیزه مدرنیسم در اجتماع هستند، یعنی در آمریکا هیچ وقت پیشرفت تکنیکی و علمی به معنی نفی دین محسوب نشده است.

هابرماس به این نتیجه رسیده است که در واقع اروپا فعلا یک نقش استثنایی در جهانی نسبتا دینی بازی می‌کند. اگر ادیان را از دید جهانی بنگریم، اعتقاد به دین امروز خیلی عادی به نظر می‌رسد.

هابرماس خود این نگرش را رویزیونیستی [تجدیدنظرطلبانه] می‌نامد. این جامعه‌شناس و فیلسوف آلمانی می‌نویسد که قرار بود که اروپا سرمشق جهان شود، ولی به نظر می‌رسد که اروپا خود یک راه استثنایی را طی کرده و دارد طی می‌کند.

به نظر هابرماس، سه پدیده باعث بازگشت، گسترش و ترویج ادیان بزرگ در سراسر جهان شده‌اند:

۱) بنیادگرایی و اصولگرایی در اوج قدرت خود قرار گرفته‌اند،

۲) از توان خشونت ادیان استفاده سیاسی و ابزاری می‌شود،

۳) در اکثر جوامع دینی و اکثر کلیساها گروه‌های محافظه‌کار و سنتی از دیگران سبقت گرفته‌اند.

این حقیقت حتی در خصوص جوامعی که طرفدار آئین بودا و آئین هندو هستند هم صدق می‌کند.

البته جنبش‌های اسلامگرا، به‌ویژه در شمال آفریقا از یک سو و جنبش‌های اوانجلیکال از سوی دیگر در آمریکای لاتین رشد چشمگیری داشته‌اند، به‌ویژه جنبش‌های اسلامگرا با سرعت تندی رشد می‌کنند.

هابرماس به خوبی می‌داند که اصولگرایان و بنیادگرایان با تعبیر و تفسیرات کاملا جزم‌اندیشانه خود از دین در دشمنی و در مبارزه با جهان مدرن قرار گرفته‌اند.



نقش آیین یهود در ایجاد نظام سرمایه داری از دیدگاه ورنر سومبارت

دین، فرهنگ اقتصادی و منشا سرمایه‌داری 


اغلب اندیشمندانی که در رشتۀ اقتصاد قلم می‌زنند، به دلیل تأثیرپذیری از آموزه‌های مکتب نئوکلاسیک، به جدایی ارزش از واقعیت معتقداند. آن‌ها دانش اقتصاد را فارغ از ارزش می‌دانند و به همین دلیل برای مؤلفه‌های فرهنگی و به ویژه دینی در تحلیل اقتصادی جایگاهی در نظر نمی‌گیرند. اما بررسی تاریخ سرمایه‌داری حقیقت دیگری را برملا می‌کند. به خصوص وقتی به مطالعات جامعه‌شناسانی که اولین بررسی‌ها را دراواخر قرن نوزده و ابتدای قرن بیستم دربارۀ پیدایش سرمایه‌داری انجام دادند مراجعه کنیم، به نتایجی کاملاً متضاد با باور جریان غالب اقتصاد دربارۀ جدایی دین و اقتصاد می‌رسیم.
در میان این جامعه شناسان «ماکس وبر»[۱] و «ورنر سومبارت»[۲] قرار دارند. آن‌دو با هم هم‌دوره و هم‌کار بوده‌اند. علی‌رغم این که طی دوران زندگی‌شان سومبارت بسیار مشهورتر از وبر بود، اما امروزه نام سومبارت را کمتر می‌شنویم. سومبارت کسی است که برای اولین بار اصطلاح سرمایه‌داری (کاپیتالیسم) را در ادبیات جامعه‌شناسی وارد کرد. او و وبر تحقیقات مفصلی دربارۀ منشأ سرمایه‌داری انجام دادند. وبر معتقد بود آموزه‌های سرمایه‌داری متأثر از اخلاق پروتستانیسم و به خصوص فرقۀ کالونیسم است، اما سومبارت برخلاف وبر ریشۀ سرمایه‌داری را در تعالیم دین یهود می‌دانست. او با استفاده از آمار موجود از بعد رنسانس، وضعیت جامعۀ یهود در دنیا را بررسی کرد و متوجه شباهت زیاد اخلاق اقتصادی یهودیان با نظام اقتصادی سرمایه‌داری شد. سومبارت با این تحقیق از رابطۀ تنگاتنگ دین و اقتصاد پرده برداشته است. البته همان‌طور که خود او تأکید کرده است، منظورش از یهودیان یعنی کسانی که به دین یهود اعتقاد دارند یا از فرزندان و اعقاب آنان هستند، گرچه در ظاهر و به لحاظ تاریخی تظاهر به دین دیگری داشته باشند. در این مقاله عواملی که از نظر سومبارت موجب نفوذ یهودیان در حیات اقتصادی مدرن و تشکیل نظام سرمایه‌داری شده است را بررسی می‌کنیم.


ادامه مطلب

پنجشنبه 15 مرداد 1394

فلسفه سیاسی جان رالز

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :فلسفه سیاسی ،عمومی ،

فلسفه سیاسی جان رالز

لیبرالیسم سیاسی جان رالز از دو بخش تشکیل می شود. یکی خود لیبرالیسم و دیگری لیبرالیسم به نحوی که در فلسفه سیاسی جان رالز پرورانده و تفسیر شده است.
رالز به مکتب لیبرالیسم تعلق دارد اما ابتدا باید محتوای این جمله را مشخص کنیم، زیرا اولا تعابیر بسیار مختلفی از لیبرالیسم وجود دارد که بعضی اوقات کار را به تقابل می کشاند و ثانیا در کشور ما لیبرالیسم تحت تاثیر افکار و عقاید گوناگون و سوءاستفاده ها و بدفهمی ها، لااقل در بعضی محافل به دشنام تبدیل شده.
اما لیبرالیسم مفهوم سیاسی بسیار سابقه دار و محکمی دارای ریشه در فلسفه سیاسی غرب است که حداقل 300 سال از عمرش می گذرد و متفکران نامداری مانند آدام اسمیت، جان لاک، مونتسکیو، کانت و جان استوارت میل پرچمدار آن بوده اند و امروز شاید در صحنه سیاسی اجتماعی جهان بویژه پس از فروپاشی شوروی، پررونق ترین بازار فکری است. اکنون ببینیم که چه مشخصات و ویژگی هایی می توانیم در لیبرالیسم جان رالز مشاهده کنیم. هدف فلسفه سیاسی لیبرال تحقیق در بنیادها و اصولی است که معمولا به لیبرالیسم سیاسی نسبت داده می شود یعنی آزادی، تساهل، حقوق فردی، دموکراسی و حکومت قانون. لیبرال ها معتقدند که 


ادامه مطلب

سه شنبه 30 دی 1393

سرانه مطالعه چیست و چرا ملاک توسعه یافتگی است؟

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

 
سرانه مطالعه چیست 

و چرا ملاک توسعه یافتگی است؟

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، عادت به مطالعه در هر کشور متفاوت است و برای شناخت این موضوع راه‌های مختلفی وجود دارد یکی از این راه‌ها این است که بدانیم چه کشوری بیشترین شمار کتابخوان را دارد و دیگر این که چه کسانی درک بهتری از آنچه می‌خوانند، دارند. سرانه مطالعه در کشور‌های مختلف متفاوت است و در این میان برخی از کشور‌ها بیشترین درصد کتابخوان را دارند.پایین بودن سرانه مطالعه بر میزان عرضه و تقاضای تولیدات فرهنگی مانند کتاب و حتی تعداد نویسندگان تاثیر‌گذار است.
در این گزارش تلاش کردیم آمار سرانه مطالعه در ایران و کشور های مختلف را مقایسه کنیم و کیفیت و توجه به آگاهی و افزایش دانش را که معیار یونسکو برای تعیین سواد علمی افراد است، تحلیل کنیم تا مشخص شود معیار‌های توسعه یافتگی فرهنگی در کشور‌ها کمیت مطالعه است یا توجه به دانش‌اندوزی و افزایش آگاهی در امور مختلف زندگی؟ 


ادامه مطلب

سه شنبه 19 فروردین 1393

ممنوعیت گذرموقت خودروهای مناطق آزاد تا کی ادامه می یابد؟

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

ماه ها بود به علت مشکلاتی در وبلاگ حضور فعال نداشتم، با این پست، استارتی بر آغاز دور جدیدی از وبلاگ نویسی را در چارچوب قانون کلید می زنم.

گزارش پیش رو را برای هفته نامه همزیستی قشم نوشته بودم و در تاریخ 10 اسفند 1392 منتشر شد.


 

ممنوعیت گذرموقت خودروهای مناطق آزاد تا کی ادامه می یابد؟

بخشنامه ای که "تر و خشک" را با هم می سوزاند


http://up.medrik.net/images/lfbs3vlw4xb1scbcvboz.jpghttp://www.freezones.ir/Portals/0/News/2011-06-06_90.jpg


علی ولی پور- روزنامه نگار- هفته نامه همزیستی قشم: شاید بخش مهمی از جمعیت 114 هزار نفری جزیره قشم را مهاجران تشکیل می دهند که از قومیت های مختلف و دارای فرهنگ های گوناگون هستند و زیر چتری با هویت واحد، بنام هویت ایرانی و اسلامی جمع شده اند، شهروند جزیره ای شده اند که شاید از زادگاه اصلی خود فرسنگ ها فاصله داشته باشد.

نیروی جاذبه ای که افراد را به این جامعه کوچک می کشاند، می تواند دلایل مختلف اقتصادی داشته باشد، اما ایجاد مانع برای بهره برداری شهروندان از مزیت های آن می تواند دلیلی برای گریز باشد که تبعات نگران کننده ای در پی خواهد داشت.

یکی از این امتیازات ویژه برای شهروندان منطقه آزاد قشم وارد کردن خودروهای خارجی بدون عوارض گمرکی و گذر با آنها به داخل کشور تحت شرایط خاص قانونی است.

حال اگر این حق از حقوقشان ضایع شود، چیزی جز سفره خالی برای آنها باقی می ماند؟ توسعه هر شهر و کشوری در گرو شهروندان فعال و جامعه پذیر است، همچنین اصل امروز جوامع مدرن صنعتی بر پایه تئوری فایده-فایده بنا شده است، اصلی که حتی جوامع در حال توسعه هم در پی آن است. حال اگر فایده یکسویه باشد و به نحوی بهره کشی یک سویه بر آن حاکم شود، عاقبت خوشایندی نمی توان متصور شد.

ممنوعیت عبور موقت برای خودروهای دارای پلاک منطقه آزاد قشم که از شش ماه پیش به صورت بخشنامه از سوی گمرک ایران اعمال شده است، یکی از موارد مذکور است که تردد شهروندان پرکار و زحمت کش جزیره را  با مشکلات عدیده اقتصادی، روحی و روانی مواجه کرده است.

شهروندان قشم ناراحتند

انعکاس نگرانی ها و دغدغه های تعدادی از شهروندان قشم که قریب به اتفاق، متفق و از وضعیت حاضر ناامید شده اند شاید مجالی باشد برای شنیدن حرف ها و درد دل های آنها، یا شاید هم آغازی باشد برای رفع گشایش از مشکلات آنها.

صحبت کردن درباره یک موضوع با افراد جامعه و شنیدن نظرات، ذهن را ناخودآگاه به یاد نظریه های روان شناسی اجتماعی می اندازد که مصداقی برای ضرب المثل "پنج انگشت یکی نیست" است.
فرقی ندارد فرد بازاری باشد یا کارمند، طبقه متوسط شهری باشد یا کارگر، همگی یک مشکل واحد و مشترک دارند که افکار عمومی اهالی منطقه آزاد قشم را شکل داده  است و یکصدا می گویند: ((مشکل گذر موقت ماشین، همه ما را از کار و زندگی عقب انداخته است))، شاید استدلال ها متفاوت باشد ولی در جمع بندی گفته های خودشان همدل هستند.

حسن از کارمندان دولتی نسبت به ممنوعیت پلاک های گذر موقت بدجور شاکی است و می گوید: "طی یک سال گذشته نتوانستم حتی یک بار هم به دیدار فامیل بروم، بنابراین مجبور شدم خودرو داخلی با پلاک ایرانی بخرم که هزینه سنگینی هم بابت آن متقبل شدم". این کارمند زحمت کش شبستری از آذربایجان شرقی،از تحمل هوای طاقت فرسای قشم سخن می گوید و در عوض این را حق خود می داند که در قبال تحمل سختی ها بتواند با خودرو خارجی حداقل یک ماه از فصل تابستان را همراه خانواده در گشت و گذار باشد. ولی او دلی پرتر از این داشت و فراتر از موضوع بحث رفت و گفت برای کسی که یک بار در سال بعنوان توریست به جزیره می آیند گرفتن عوارض حق منطقه آزاد است ولی برای ما اهالی جزیره به هر دلیلی مثل کار اداری و یا مشکل سلامتی برای ویزیت پزشک های متخصص به بندرعباس تردد می کنیم یک هزینه اضافی است که برای هر رفت و برگشت 40 هزار تومان عوارض بدهیم.

فاتحه مزیت های مناطق آزاد را بخوانیم

در ادامه این شهروند یکی از پیامدهای ممنوعیت گذرموقت خودروهای خارجی با پلاک منطقه آزاد قشم را مجبور شدن مردم قشم برای خرید خودروهای ساخت داخل دانست و افزود: اگر هدف این باشد باید فاتحه مزیت های مناطق آزاد را بخوانیم.

اکبر یکی دیگر از شهروندان است و با استنباط شخصی خود ممنوعیت گذرموقت را صحیح می داند و می گوید "نبود آن بهتر از بودنش است" او دلیل گفته هایش را این چنین تشریح می کند: پرونده بازی های سخت اداری، آن هم برای یک ماه! ارزش زحمتش را ندارد. او سفر را ضروری می داند و برنامه ریزی را هم یک اصل. او در ادامه اضافه می کند: تا به خودم بیایم، بفهمم به مرخصی آمده ام، سفر را شروع کرده ام و تازه برای آن برنامه ریزی کنم، بیش از نیمی از این سی روز تمام شده است و نمی دانم با فرصت اندکی که دارم کجا بروم و کدام فامیل را ببینم! هیچ جا نمی توانم برسم.

او ارتقای مدت گذرموقت از یک ماه به دو تا سه ماه را ضرورت می داند و درخواست اصلی اش از مسئولان  نیز همین است. این شهروند در بخش دیگری از صحبت های خود با یاد آوری فرایند پلاک گذاری موقت، طی چند سال گذشته که این روند تا ممنوعیت آن در مهر ماه سال جاری ادامه داشته است، می گوید: اگر پلاک گذاری از راهنمایی و رانندگی بندرعباس به خود قشم انتقال یابد، هم در وقت ما صرفه جویی می شود و هم در زیر گرمای بالای 45 درجه ای تابستان به ستوه نمی آییم.

از نظر او مکانیسم سالیان پیش، راحت تر از سازوکار قبل از ممنوعیت بود، چون که ضمانت بیمه راحت تر بود ولی الان باید مبلغی قابل توجه بعنوان ودیعه و سند محکم گذاشته شود. اکبر به علت همین مشکلات از چند ماه پپیش  دیگر ماشین با پلاک قشم سوار نمی شود بلکه ایرانی سوار می شود.

آرمان یکی دیگر از شهروندان قشم، پیشنهادی قبل از حل مشکل دارد و از مسئولان در جهت آسان تر کردن ترددشان انتظار دارد تا بخشنامه ای برای پلیس راه های داخل کشور بدهند و از تردد خاص ماشین های گذرموقت آگاهشان کنند تا استرس جریمه شدن  و خواباندن در پارکینگ راهنمایی و رانندگی نداشته باشند.

معیارهای عجیب و غریب!

مهران که از بازاریان اهل تهران است و چند سالی را هم بعنوان مدیر بازرگانی در دوبی فعالیت و زندگی کرده و اکنون ساکن قشم شده است، یک سوال پیش می کشد که چرا خودروهای دو در و اسپرت را مجوز عبور نمی دهند! و معیار و ملاک  عدم مجوز آن چیست؟

او با اشاره به نبود امکانات رفاهی و تفریحی لازم و باکیفیت و متنوع برای مردم قشم می گوید: کسانی که افزون بر 9 ماه تمام سال را کار کردند، حداقل باید بتواند سه ماه تابستان را در قشم نباشند و به جاهای دیگر کشور سفر کنند.

حمید برخلاف بقیه، نظر متفاوتی دارد. وی از ممنوعیت پلاک های گذرموقت دفاع و از حق مسلم مسئولین یاد می کند که خواهان جلوگیری از سو استفاده ها هستند، اما می خواهد روال ممنوعیت طوری مدیریت شود تا تر و خشک یک جا نسوزند.

او در ادامه صحبت هایش منطقه آزاد ارس در شمال غربی کشور را نمونه خوبی برای پیاده سازی برای استان هرمزگان معرفی می کند که خودروهای این منطقه نیاز به گذر موقت ندارند و می توانند در محدوده استان تردد کنند.

رامین هم از جوانان بازاری اهل کرمانشاه است که از سه سال پیش به قشم مهاجرت کرده است. وی می گوید همیشه دوست داشتم خودرو لوکس خارجی داشته باشم و با درآمدی که در این چند سال داشتم توانستم یک مدل 2013 بخرم، او می خواست خودرو خودش را به زادگاهش یعنی کرمانشاه ببرد تا مادر و دوستان شاهد پیشرفت مالی او باشند که قانون جدید مانع از این رخ نمایی شد!

گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری!

پیش از این فرزین حقدل، قائم مقام معاونت اقتصادی و سرمایه گذاری سازمان منطقه آزاد قشم گفته بود: اگر تخلفی در یکی از گمرکات مناطق آزاد کشور صورت گرفته، دلیل بر حذف امتیاز گذر موقت برای دارندگان خودروهای خارجی دارای پلاک مناطق آزاد در دیگر مناطق نمی شود.

حقدل با اشاره به اینکه مکاتبات متعدد سازمان منطقه آزاد قشم با گمرک جمهوری اسلامی ایران تاکنون پاسخی از سوی آن ها در بر نداشته است، این اقدام را مصداق تخلف از قانون دانست و بر پیگیری این موضوع از سوی سازمان منطقه آزاد قشم در سایر مراجع ذیصلاح از جمله مجلس شورای اسلامی از طریق دبیرخانه شورای هماهنگی مناطق آزاد تاکید کرد.

نقطه نظرهای این افراد مصداق مشت نمونه خروار است، همان افرادی که هر یک گوشه ای از موتور چرخ اقتصاد و توسعه قشم را می چرخانند خواندیم. همچنین در حسن نیت و خدمت صادقانه مسئولان ذیربط شکی نیست و برخورد با سواستفاده ها و جلوگیری از آن، هم از نظر قانونی، هم از نظر قضایی، هم از نظر اخلاقی بسیار پسندیده و قابل احترام است که نشان از حاکمیت قانون است و زیستن در زیر سایه آن آرزوی هر بشری است که امنیت و ثبات را به دنبال دارد، ولی آیا نوع ممنوعیت اعمال شده پلاک های گذرموقت خودروهای خارجی مناطق آزاد، همانند برخی از اقدامات عجولانه و غیرکارشناسی نیست که همه را بخاطر عده ای انگشت شمار متخلف، از دسترسی به حقوق مسلم شان محروم کرده اند؟!

 


یکشنبه 26 خرداد 1392

پیام پیروزی

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

انا فتحنا لک فتحا مبینا

 24 خرداد 1392 روز حماسه سیاسی

غرورآفرینی بود که خاطره شیرین

دوم خرداد 76 در اذهان مردم

با پیروزی آقای دکتر حسن روحانی به

سمت ریاست جمهوری جانی دوباره گرفت

و بذر امید را در دل ملت و جامعه جوان ایران کاشت.


"این پیروزی بزرگ را به ملت فهیم ایران تبریک می گویم"

http://www.mirmalas.com/wp-content/uploads/2013/02/IMAGE634765891845845146.jpg.png


دوشنبه 23 اردیبهشت 1392

رسانه های خصوصی٬ اکسیژن دموکراسی است

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :ارتباطات ،اجتماعی ،سیاسی ،عمومی ،


مطلب زیر را در ستایش رسانه های کثرت گرا و تصویری نوشته بودم٬ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ شماره ۱۷۶ هفته نامه سراسری ستاره صبح  چاپ و منتشر شد٬ البته ((سردبیر)) نشریه٬ با کلی تصرف و اشتباهات ویرایش محتوایی و نهایتا با اشتباهات تایپی فراوان ارزش مطلب را به نحو چشمگیری پایین آورده بود. چنین خطاهای فاحشی ارزش محتوایی نشریه را نزد مخاطب پایین می آورد و موجب بدبینی خوانندگان نسبت به نویسندگان و عوامل درون سازمانی نشریه می شود...

رسانه های خصوصی، اکسیژن دموکراسی است

علی ولی پور روزنامه نگار: رسانه های جمعی یکی از شاخص های توسعه هر کشور است. یعنی تعدد و کم و کیف وسایل ارتباط جمعی میزان آگاهی، شعور و پیشرفت هر جامعه را مشخص می کند. تقابل آرا در رسانه ها نه تنها صحت و سقم هر خبر، رویداد و موضوعی را همانند کف روی آب بالا می آورد بلکه تعصب خشک و بی دلیل و تک بعدی بودن را از افراد جامعه دور و آنها را منعطف و ملایم می کند.

بشر از زمانی که پا در دوره ی بلوغ فکری خود گذاشته است نیاز مستمر به اخبار، رویدادها و تفسیرها نیز به اندازه تغذیه جسمی از واجبات حیات او شد. بر این اساس در سلسله مراحل ارتباطی، غریزه به دانستن، عطش او را نسبت به وسایل ارتباط جمعی روزافزون و وابسته تر کرده است. وسایل ارتباط جمعی با مالکیت خصوصی که از زمان جنگ جهانی دوم به بعد، چه از نظر تئوریک و چه از نظر تکنولوژیک، با شدت و حدت بیشتری سیر تکاملی خود را طی می کند که مانعی سر راه امپریالیسم رسانه ای پدید آورده است و آن مانع چیزی جز سیاست جهت دهی به افکار عمومی نیست و نفوذ صاحبان قدرت را در افکار عمومی کمرنگ تر کرده است. از این طرف اکثر مخاطبان قرن بیست و یکم با حساسیت بیشتری و بدون انفعال در عصر انفجار اطلاعاتی پیگیر حوادث می شوند و خواه ناخواه چه در فضای سایبرنتیک و چه در فضای رسانه های تصویری، رادیویی و مکتوب در معرض انواع طیف های فکری، خبری و اطلاع رسانی قرار می گیرند و از آنجایی که انتقاد در کالبد رسانه های جمعی تعبیه و نهادینه شده است بدین سان در جذب مخاطب با یکدیگر زورآزمایی و رقابت می کنند، امری که موجب غنی تر شدن محتوا و بالاتر رفتن کیفیت رسانه و تخصصی تر شدن آن شده است و با رصد جزء به جزء امور داخلی و خارجی جا را برای حضور خودشان در میان ذهن و جان مردم بازتر می کنند.

اینک این رسانه های جمعی در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه خاری در چشم برخی سیاستمداران محافظه کار شده است و از هر راه ممکن با ارائه صغرا کبراهای توهمی سعی در محدود کردن فعالیت های آن ها می کنند. زیرا حضور دائمی و فعال آن ها تمام کاستی ها، کم کاری ها، دغل ها و نقض های عمدی و غیر عمدی را همچون آینه بی خط و خال برای جامعه انعکاس می دهد.

چون گردش آزاد اطلاعات و کثرت گرایی رسانه ها دیوارهای شیشه ای می سازد و برای قدرت پرستان دیواری ضخیم و قطور مقابل شان بوجود می آورد برایشان به مثابه دوره نقاهت و درد بعد از زایمان خواهد بود. بنابراین احزاب در چنین جوی در جهت برتری سیاسی خود با صداقت، شعارها و کارهای مردم پسند از یکدیگر سبقت می گیرند. رانت ها، فسادهای سیاسی، اقتصادی، اداری و اختلاس های کلان بسیار کم می شود و احزاب با هراس از رسانه ها ناظر بر اعمال خود می شوند تا دست از پا خطا نکنند در غیر این صورت رسوایی به وجود آمده سوژه مناسب رسانه ها می شود.

بازتاب فضاحت های احزاب سیاسی در طول تاریخ توسط رسانه هایی که مالکیت شخصی داشته اند منجر به اصلاح و گاها به مرگ سیاسی آن ها شده است. چنان که برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا و بسیاری از اعضای کابینه آن دچار شدند. رسوایی های سارکوزی و همسرش حزب او را نزد مردم بی اعتبار کرد و راه را برای حزب رقیب هموار، که اکنون با کمک از این فرصت سکاندار دولت فرانسه شدند. گوردون براون نخست وزیر حزب کارگربریتانیا نیز یکی دیگر از این نمونه هاست. اگر رسانه های شخصی در فضای حاکم سیاسی چنین کارکردی نداشتند شاید اوضاع سیاسی و... ایتالیا، فرانسه و بریتانیا طور دیگری رقم می خورد.

اگر رسانه های کشوری تک قطبی، دولتی یا حکومتی باشد و یک خط فکری رسمی بر رسانه ها حاکم شود منفعت اندیشی ها، سانسورها به بهانه مصلحت های کذایی و نظارت قبلی بر مطبوعات قبل از انتشار، سدی سر راه گردش آزادی اطلاعات ایجاد می کند که به حق اکسیژن دموکراسی است. با چنین اعمال و افعال محافظه کارانه نه تنها افکار عمومی واکسینه نمی شود بلکه ذهن مخاطب با کنجکاوی ایجاد شده٬ او را وسوسه به دریافت پاسخ بسیاری از پرسش های بوجود آمده می کند، و به هر طریق ممکن از فیلترها می گذرد و به رسانه مورد نظر می رسد.

جان کلام اینکه: آنچه اکنون بر دوش قانون مطبوعات کشور سنگینی می کند محتوای برگرفته از تلفیق تئوری های رسانه های شوروی و رسانه های توسعه بخش که به ترتیب برخاسته از کشور دیکتاتوری شوروی کمونیستی و فیلیپین است و 20 سال پیش ناکارآمدی خود را برای اهل رسانه ثابت کرد. و مورد دوم نبود قانونی برای رسانه های تصویری است تا تنویر افکارعمومی را عهده دار شوند. هنجارهای نظریه رسانه های شوروی به این قرار است: مطیع قدرت شکل گرفته باشد، سانسور و تنبیه و انواع فشارهای غیرمستقیم اعمال شود، در راستای کنترل مستقیم بر تولید پیام قانونگذاری شود،  به ارزش های سیاسی و اخلاقی حاکم حمله نکند، نظم موجود را به هم نزند، پیان آفرینان در عملکردشان استقلال نداشته باشند و اعمال تعلیق در انتشار از سوی دولت را مجاز می داند. تئوری رسانه های توسعه بخش نیز باید و نبایدهایی به این شرح دارد: فقط اخبارهای توسعه را بازتاب دهد، انتقاد غیرقابل قبول است، رسانه برای حفظ هویت فرهنگی استفاده شود، دولت می تواند به نفع اهداف توسعه از طریق سوبسید، کنترل غیرمستقیم و مستقیم در رسانه ها دخالت و فعالیت شان را محدود کند.

با اینکه وضعیت رسانه های مکتوب ما نسبت به برخی از کشورهای در حال توسعه بهتر است ولی انتظاری بسیار بیشتر از این از مسئولانمان در راستای بهبودی هرچه بیشتر وضعیت موجود رسانه ها داریم. آزموده را دوباره آزمودن خطاست ولی تصمیم گیران ذیربط! آیا با سپری شدن چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی وقت آن نرسیده است که قانون مطبوعات بطور اساسی بازنگری یا بازنویسی شود و فعالیت آزادانه رسانه های تصویری را هم مانند روزنامه ها بپذیریم تا فصل نوینی از دموکراسی را تجربه کنیم؟!

قطره های باران اگر به زمین نرسد و آن را خیس و مرطوب نکند چیزی جز زمین های بایر و لم یزرع به بار نمی آورد. وسایل ارتباط جمعی با مالکیت خصوصی و کثرت گرا نیز حکم قطره های باران را دارد، اگر وجود نداشته باشند موجب رشد و تکثیر قارچ گونه انواع خودسری های ارگان ها، فسادهای سیاسی، اقتصادی، اداری و... می شوند.


جمعه 2 فروردین 1392

بازگشت یکی دیگر از خوانندگان لس آنجلسی به ایران

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

بازگشت یکی دیگر از خواننده گان لس آنجلسی

 به ایران

                                                                                              عکس ها: علی ولی پور



img_0887.jpg   img_0886.jpg

علی ولی پور_theorem.mihanblog.com: سامان یکی از خوانندگان لس آنجلسی پس از سال ها دوری از وطن، مجوز فعالیت خود را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفت.

این خواننده لس آنجلسی از سال 86 چند بار برای گرفتن مجوز خوانندگی به کشور سفر کرده است و از دو هفته قبل نیز که در ایران حضور دارد پس از گرفتن مجوز، تدارکات اولین کنسرت خود را کلید زد و 30 اسفند 1391 ساعت 23 در جزیره قشم کشورمان به اجرا درآورد.

ترانه های این خواننده که از قبل توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشخص شده بودند وقتی حضار یکصدا برخی از ترانه ها را از او خواستند تا بخواند با عرض معذرت از تمامی افراد حاضر، خط مشی تعیین شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای این کنسرت یادآور شد.

سالن که مملو از جمعیت شده بود وقتی سامان برای اجرای زنده به روی سن رفت حضار با کف و سوت و جیغ و داد ممتد خودشان سالن را به حالت انفجار در آوردند.

نام اصلی این خواننده امیر کاظمی، متولد 1346 شهر تبریز است که بعد از انقلاب اسلامی همراه خانواده از ایران به ترکیه می روند و بعد از مدتی راهی آلمان می شوند ولی سامان به کانادا می رود و از آنجا توسط فردی به  لس آنجلس می رود و به صف خوانندگان لس آنجلسی می پیوندد.

پیش از سامان، بیژن مرتضوی، حبیب، ایرج قادری از دیگر خوانندگان لس آنجلسی است که به ایران آمده اند.

ناگفته نماند سه ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری مجددا فضا برای مردم بازتر شده است، شاید یک هفته قبل از انتخابات جنیفر لوپز هم برای اجرای کنسرت زنده به ایران بیاید.


سه شنبه 29 اسفند 1391

سال نو مبارک

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،




سال نو مبارک

ابتهاج چه زیبا می گوید:
زندگی زیباست ای زیبا پسند    .....   زنده اندیشان به زیبایی رسند
آنقدر زیباست این بی بازگشت    ....       كز برایش می توان از جان گذشت

همگام با نو شدن طبیعت و شکوفه دادن درختان بهاری، ما هم درون مان را نو کنیم، شکوفه بدهیم، باغ حیات مان را با امید و ایمان آباد کنیم. مولوی در شعر زیر می گوید نگاهمان را نسبت به دنیا و زندگی بازتر کنیم و به دیدمان افق دهیم تا آنطور که شایسته است زندگی کنیم.

زندگی زیباست چشمی باز کن        ...........  گردشـــی در کوچــه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست     ......  عینک بد‌بینی خود را شکسـت
زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست     .....   زندگی باغ تماشـــای خداســت
گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود     .....    می‌تواند زشــت هم زیبا شــود
حال من، در شهر احسـاسم گم است     .....  حال من، عشق تمام مردم است!
زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا     .....    صبـــح‌هـا، لبـخند‌هـا، آوازهـــا

بهار با همه رنگارنگی اش یک پیام دارد؛ یکرنگی.

بهار 1392 بر همگان مبارک باد



دوشنبه 2 بهمن 1391

کنکاش مهاجرت از نگاه روان شناسی اجتماعی

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :اجتماعی ،عمومی ،

کنکاش مهاجرت از منظر روان شناسی اجتماعی؛

هر کجا بروی آسمان همان رنگ نیست!

گفتگوی زیر حاصل مصاحبه علی ولی پور با دکتر پرویز سرندی از اساتید به نام و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تیریز است که برای تکمیل کاور استوری درس روزنامه نگاری تخصصی انجام داده ام. قبل از ورود به مصاحبه لازم است که با وی آشنا شویم.

مردی است با موهای جوگندمی و لباس های اتوکشیده که همیشه از بالای عینکش به دانشجویان نگاه می کند. در صحبت کردن برخلاف ما دانشجویان هیچ عجله ای ندارد، سوال را که می پرسی مکث می کند گاهی کوتاه گاهی طولانی سپس با لحن گیرایش آرام و شمرده شمرده پاسخ سوال را با نگاههای خاص اش که معلوم است کلا هوای زبان بدنت را هم دارد می دهد. وی از گفتن هیچ حرفی ابایی ندارد ولی می داند چه بگوید و چگونه بگوید همچنین با تلطیف انتقاداتش نفوذ حرفهایش را دو چندان می کند.

او سال های قبل از انقلاب را در فرانسه زندگی می کرد و سه دهه پیش دکترای روان شناسی اجتماعی خود را از دانشگاه سوربن پاریس اخذ می کند. مدتی هم در همان دانشگاه به تدریس روان شناسی می پردازد. سپس با کوله باری از تجربه برای انتقال دانش به وطن باز می گردد. و به همین دلیل گزینه مناسب من برای مصاحبه می شود.

همچنین قبل از اینکه وارد مصاحبه شویم تعریفی از مهاجرت را ارائه دهیم تا در فهم راحت تر مصاحبه مشکلی نداشته باشیم، با این مضمون که مهاجرت یک نوع جابجایی است به قصد رسیدن به هدف. و یا منظور از جابجایی، تغییر مکان است برای رسیدن به هدف، که ممکن است بعدا شکل دایمی پیدا کند یا موقتی. یا به تعریفی دیگر که از سایت تبیان اقتباس شده است یعنی: مهاجرت عبارت‌است از جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند. دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد. پدیده مهاجرت مختص به یک علمی غیر از روان شناسی، مثل جغرافیای انسانی و جامعه شناسی است ولی لازم می بینم که دلایل این پدیده از منظر روانی هم واکاوی و پژوهش بشود. مصاحبه به شرح زیر است:


ادامه مطلب

دوشنبه 18 دی 1391

تفاوت ها را احساس کنیم

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

تفاوت ها را احساس کنیم
 
یک روز صبح در کشور آلمان
یک روز صبح در کشور آلمان مردمی که برای خرید شیر آمده بودند، در کمال تعجب دیدند شیری که تا دیروز 1 یورو فروخته میشد، امروز 1.5 یورو عرضه میشود. هیچ کس سر و صدا و اغتشاشی نکرد اما، هیچ کس هم شیر نخرید.
 
بطری های شیر به کارخانه مرجوع شد و همان شب آنگلا مرکل از تلویزیون رسمی آلمان بصورت زنده از مردمان کشورش بابت  این گرانی عذر خواهی کرد و از فردا شیر دوباره به قیمت 1 یورو توزیع شد...!!!!
 
 
یک روز صبح در کشور ایران
یک روز صبح در کشور ایران مردمی که برای خرید شیر آمده بودند، در کمال تعجب دیدند شیری که تا دیروز 350 تومان  فروخته میشد، امروز 750 تومان عرضه میشود. همه کس سر و صدا و اغتشاشی كردند اما، همه هم شیر خریدند و حتی از نیاز روزانه نیز بیشتر خریدند!!!!!!!!!!!!!
 
پاكت های شیر به کارخانه مرجوع نشد و همه به فروش رسید حتی در بازار نایاب نیز شد و فردای همان روز مجددا قیمت شیر افزایش پیدا كرد و به 1350 تومان رسید و همچنان مردم خریدند و كسی هم عذرخواهی نكرد و شیر نیز توزیع شد.....!!!!!!!!!!!!!!!!!!


چهارشنبه 13 دی 1391

از تهران تا سرزمین ژرمن ها

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :روزنامه نگاری ،عمومی ،

گزارش توصیفی زیر درباره جوانی است که از دانشگاه هامبورگ بورسیه تحصیلی گرفته و راهی آن کشور است که برای درس 3 واحدی روزنامه نگاری تخصصی آماده کرده بودم. البته این گزارش داستانی واقعی نیست و براساس تخیل نوشته شده است.

از تهران تا سرزمین ژرمن ها

علی ولی پور- دانشجوی روزنامه نگاری: داستان از آنجا شروع می شود که پذیرش و بورسیه تحصیلی خود را از دانشگاه هامبورگ می گیرد و شهریور ماه سال 1390 ایران را به مقصد آلمان ترک می کند. از جزئیات سفرش می خواهد بگوید؛ از همان ابتدا، از لحظه ای که هواپیمای ژرمن ایر چرخ های خود را به کندو می کشد و راه به سوی آلمان پیش می گیرد، آغاز می کند. دیرتر از همه داخل هواپیما می شود، افرادی که در داخل هواپیما نشسته اند، قیافه ی متکبرانه آلمانی به خود گرفته اند گویی در آلمان هر کدام برای خودشان دولتی دارند. می رود و جایش را پیدا می کند، انتهای هواپیما کنار پنجره. در همین حین صدای خلبان از بلندگو به گوش رسید که ابتدا با تذکر به بستن کمربند ایمنی و در ادامه از جزئیات سفر پنج ساعته گفت. خلبان از آلمان می گوید و جوان کپسول انرژی می شود، شانه بالا می اندازد و خود را سرجایش جمع و جور می کند، مجله آلمانی اشپیگل را به دست می گیرد، ابرو بالا انداخته و نگاهی به ظاهر عمیق به آن می اندازد ولی از فرط ذوق زدگی که پنهانش کرده، ته دلش قند آب می شود. با همسفر کنار دستی خود سر صحبت را باز می کند، او هم متین و آرام  مشغول گفتگو با جوان می شود. از محتوای کلامش متوجه می شوی خصلت آلمانی ها که نظم، برنامه ریزی، قانون گرایی و تلاش از ویژگی های بارز آن هاست در وی سرایت و او را هم آلمانی کرده است. مردی است میانسال که 60 ساله به نظر می رسد، با موهای دراز جوگندمی، عینکی و کت شلوار پوش یشمی رنگ با کراوات. سیاسی نیست و هیچ علاقه ای به سیاست ندارد، اما گاهی به ناچار سیاسی حرف می زند. می گوید سالیان درازی است که در بندر هامبورگ که یکی از شهرهای ایرانی نشین و جزو شهرهای برتر صنعتی آلمان و اروپاست زندگی می کند، یک شرکت دارو سازی بزرگی را در کنار دریاچه  آلستر در مرکز شهر روبراه کرده است و مدعی است علاوه بر وجود متخصصان زبردست و امکانات، سرمایه گذاری و سرمایه اش در آلمان امنیت زیادی دارد تا نسبت به داخل ایران. صحبت کمی سیاسی شد. سپس شروع به معرفی شهر و هموطنانش در هامبورگ می کند. می گوید هامبورگ ونیز شمال اروپاست، شهری با بافت نو و تمیز با رودخانه های بسیار و دریاچه ای نسبتا بزرگ در وسط شهر و ساختمان هایی با معماری تلفیقی گوتیک و باروک قرون وسطایی و مدرن. وی درادامه معرفی هامبورگ اضافه می کند: در اواخر جنگ جهانی دوم زمانی که آلمان نازی داشت عقب نشینی را به طرز فجیعی تجربه می کرد توسط بمب افکن های نیروهای متفقین به کلی ویران و با خاک یکسان شد، و مردمش بعد از جنگ دست در دست هم دادند و با انرژی بالا آلمانی بهتر و زیباتر از قبل ترتیب دادند که هم اکنون از همه نظر جزو کشورهای نمونه اروپا محسوب می شود. وقتی از ایران می گوید شکوه هایش سر به فلک می کشد و وقتی از اروپا و آلمان می گوید طاووس بی عیب و زیبایی معرفی می کند که همه چیزش طبق اصول، برنامه و قانون است. همسفر 60 ساله با نگاهی نرم به چشم های جوان حرف های خود را چنین ادامه می دهد: ایرانیانی که در هامبورگ زندگی می کنند پرجمعیت ترین جامعه در خاک آلمان هستند ولی چون خط فکری، عقیدتی و سیاسی مختلف دارند و از سوی دیگر آستانه تحملشان کمتر است، زیر یک سقف جمع نمی شوند و آنطور که باید منسجم و یکپارچه نیستند. مرد میانسال سپس با کشیدن آهی از ته دل اضافه کرد: به مدد برخی اعیاد باستانی و مراسم هایی در پارک مرکزی هامبورگ دور هم جمع می شوند و به جشن و پایکوبی می پرازند. چهارشنبه سوری، نوروز، 13بدر و شب یلدا از آن جمله هستند.

از همه جا حرف زدند، تا اینکه خلبان به انگلیسی گفت اکنون در آسمان آلمان هستیم. کسی که تا الان یک وجب از خاک ایران را نه راست رفته بود نه چپ، اکنون خلبان ورود او به آسمان آلمان را خوش آمد می گوید. جوان از خوشحالی در پوستش نمی گنجید، برق شادی در چشمانش را از فرودگاه امام تهران می شد دید و فهمید که چطور از آلمان و اروپا برای خودش یک بهشت زمینی ساخته است. از پنجره هواپیما بدون زدن هیچ پلکی چنان به زمین پر از درخت و دریاچه آلمان چشم دوخته بود که گویی از دور گنبد و مناره های مسجدالنبی را دیده است. لحظه به لحظه به تپش قلبش افزوده می شود، نمی داند مضطرب و نگران است یا خوشحال. ولی هرچه هست خود را تا الان نزدیک تر به هدف خود نمی دید. بعد از حدود یک ساعت، دوباره صدای خلبان از بلندگو به گوش رسید که می گفت: مسافران گرامی کمربندهای ایمنی را بسته و صندلی ها را به حالت قبل برگردانید هواپیما تا پانزده دقیقه دیگر در فرودگاه هامبورگ به زمین خواهد نشست. جوان تجربه اول پرواز بر فراز هامبورگ را اینگونه تعریف می کند: از بالا که شهر هامبورگ را نگاه می کنی تا چشم کار می کند درخت می بینی، دریاچه، رودخانه و چمن، گو اینکه شهر را میان یک جنگل و مرتع بسیار بزرگ سرسبز درست کرده اند. هواپیما از ارتفاع خود خیلی کاسته است اکنون تکه ابرهای هامبورگ را بالای سر خود می بینی و وقتی پایین را نگاه می کنی انعکاس نور آفتاب کمی چشمانت را اذیت می کند معلوم می شود که هوای همیشه بارانی و ابری هامبورگ امروز هم مثل روزهای قبلی دقایقی پیش دلی از عزا در آورده و چهره شهر را خیس کرده و جایش را به آسمانی صاف و تا حدودی نیمه ابری به امانت داده است. جوان کمربند را قبل از اینکه هواپیما فرود کامل داشته باشد باز می کند انگار می خواهد خود را زودتر از هواپیما به فرودگاه برساند. هواپیما ایستاد و اکنون به کعبه آمال و قسمتی از هدف خود رسیده است و به امید ساختن یک آینده درخشان کوله پشتی را کول می کند سریع از همسفرش خداحافظی کرده و زودتر از بقیه مسافران بلند می شود و با عجله به سمت در هواپیما می رود . مثل باران بهاری نم نم از پله ها همراه بقیه مسافران با ژستی آلن دلونی پایین می آید غافل از پشت سرش که ترافیکی به درازای خیابان شانزالیزه درست کرده است. در انتها سوالات زیادی ایجاد می شود ولی آیا این جوان هم مثل بقیه مهاجران بعد از سالها خواهد گفت: آنقدر غربت کشیدم تا وطن از یادم رفت؟!

10/9/91


سه شنبه 24 مرداد 1391

ایران داغ دیده مان بار دیگر داغدار شد

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

ایران داغدیده بار دیگر داغدار شد

خدایا اینجا ژاپن نیست ایرانه اونم آذربایجان... هوای مارو داشته باش

مسئولان بی کفایت تا کی...

شاهد چنین حادثه های دردناک باشیم.  باز هم چوب کم کاری ها، بی تدبیری های شما را خوردیم

هموطن آذربایجانی تسلیت





سه شنبه 24 مرداد 1391

انسانها و تفاوت ها

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

انسانهای بزرگ، متوسط و کوچک


انسان های بزرگ در باره عقاید  سخن می گویند

انسان های متوسط در باره وقایع سخن می گویند

انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند


انسان های بزرگ درد دیگران را دارند
انسان های متوسط درد خودشان را دارند
انسان های کوچک بی دردند

 

انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

 

انسان های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند

انسان های متوسط به دنبال کسب دانش هستند

انسان های کوچک به دنبال کسب سواد هستند

 

انسان های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

انسان های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد

انسان های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

 

 

انسان های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند

انسان های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند


انسان های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند


سخنی با دوستان درباره تحصیل در خارج و

 راهنمایی هایی برای شروع این کار

http://www.njgreenprogramofstudy.com/wp-content/uploads/2011/12/Why-Study-in-Abroad.gif

http://usdailyreview.com/wp-content/uploads/2011/11/university-students.jpg

توقف هر ساله عده بسیار زیادی از دانش آموزان در پشت سد کنکور سالهاست که یکی از اساسی ترین معضلات جوانان را بوجود آورده است. سالانه تعداد زیادی از شرکت کننده گان در کنکور حسرت ورود به دانشگاههای معتبر را با خود به یدک می کشند و این خیل عظیم برای ورود به فضای تحصیل به هر روزنه چشم دوخته باقی می ماند. چیزی که مهم است مدرک معتبر و علم و تکنولوژی برتر می باشد. تحصیل در خارج نه تنها فرصتی طلایی برای ارتقای سطح علمی یادگیری زبان و کسب تجربه است بلکه باعث افزایش قابلیت انعطاف پذیری و وفق با شرایط و محیط های جدید، درک فرهنگهای مختلف و تفکر جهانی شده و همچنین باعث ترویج فرهنگ خود به سایر ملل می شود.


ادامه مطلب

جمعه 6 مرداد 1391

دکتر شریعتی و حرف هایش

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

فریاد بزن تا همه بدانند؛


نامم را پدرم انتخاب کرد و نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!!!

دیگر بس است، راهم را خودم انتخاب می کنم.



درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که

فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده.


دکتر علی شریعتی



یکشنبه 18 تیر 1391

نقش میاندواب در توسعه تبریز

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

گزارش حاضر، یکی از چندین گزارش های صاحب وبلاگ (علی ولی پور) است که در هفته نامه امید تبریز شماره 169 خرداد ماه سال جاری (1391)، یکی از هفته نامه های تاثیرگذار و تا حدودی پرتیراژ تبریز می باشد به چاپ رسید و با بازخوردهای متفاوت دور از انتظار مواجه شد، واکنشی گاه اصولی و گاه غیراصولی؛ خوب و گاهی تند... اما در عرصه رسانه های همگانی هر مطلبی که بدون بازخورد بماند و واکنشی از سوی مخاطب دریافت نکند تعجب برانگیز خواهد بود، یا مخاطب منفعل است یا روزنامه نگار حرفه ای نبوده پس جای نگرانی برای خود روزنامه نگار است که موفق نشده در ذهن مخاطبینش سوالات متفاوتی بوجود بیاورد و هم به سوالات بوجود آمده پاسخ بدهد و مخاطب نیز بی توجه از کنار آن میگذرد درواقع رمزگزار خوبی نبوده که مخاطب آن بخواهد رمزگشایی کند.  گزارش هر چقدر هم کامل باشد بازهم در حوضه عمومی از قاعده کنش و واکنش تبعیت می کند یعنی کنش از سوی رسانه خود آگاهانه است اما واکنش از سوی عموم امکان دارد یاخوداگاهانه باشد یا ناخودآگاهانه...

من تا اتمام این گزارش با افراد مختلف میاندوابی و تبریزی مصاحبه هایی داشته ام افرادی در این میان هم بودند که حاضر به مصاحبه نشده و اگر هم رضایتشان را می گرفتم البته با کلی دوندگی و پررویی که از ویژگی های یک روزنامه نگار باید باشد تقاضای حفظ نام داشتند که اسمی از انان در گزارش به میان نیاید. گزارش به شرح زیر است:

علی ولی پور:

نقش میاندواب در توسعه تبریز

میاندوآب با جمعیتی 250 هزار نفری از شهرهای ارتباطی شمالغرب کشور از شاهراهها و دروازه ورود آذربایجان به کردستان می باشد که از شرق با استان آذربایجان شرقی شهر ملکان، از شمال با دریاچه ارومیه، از جنوب با شاهین دژ و از غرب با کردستان شهر مهاباد همسایگی دارد. جلگه میاندواب به خاطر آب و هوای معتدل و خاک حاصلخیزش مکانی مناسب برای کاشت و پرورش انواع میوه و سبزیجات می باشد که نتیجه آن برداشت محصولات کشاورزی مرغوب است.

میاندوآب را با افراد سرشناس و تولیدات مرغوب آن می توان شناخت، از سرداران شجاع  و دلیری چون حمید و مهدی باکری گرفته تا صنعت قند و شکر و آب رزینه رود آن. کارخانه قند و شکر آن نه تنها قند بخشی از کشور بلکه نیاز قندی آذربایجان و کلانشهر تبریز را نیز تامین می کند.
رزینه رود یا به عبارت زبان محلی آن جغاتو؛ که برگرفته از نام دوم پسر چنگیزخان بخاطر خروشان بودنش نام نهاده اند دارای آبی با کیفیت بالا است که از کوههای چهل چشمه کردستان میان سقز و بانه سرچشمه گرفته و در جلگه وسیع آبروفتی به چند شاخه تقسیم می شود و از گوشه جنوب شرقی به دریاچه ارومیه می ریزد. متوسط آبدهی زرینه رود در ماه 140 میلیون متر مکعب برآورد می شود و بخاطر پرآب بودن آن روی این رودخانه سدی بنا گردیده که از ارتفاع سد رود ارس نیز بلندتر است که به مدد آب این سد نیاز کشاورزی جلگه میاندوآب و قسمتی از دشت های بناب و ملکان را تامین می کند.
این شهر مردمان زحمت کشی دارد و همچنین پتانسیل توسعه را نیز داراست ولی متاسفانه نسبت به دیگر شهرهای همسایه توسعه چندانی نیافته که نشان از بی مهری و بی توجهی مسئولان دارد.
زرینه رود مهم ترین پل ارتباطی تبریز با میاندوآب:
اولین خط آبرسانی به تبریز از میاندوآب صورت گرفت که با مشخصات منحصر به فرد خود از بزرگ ترین طرح های آبرسانی خاورمیانه محسوب می شود. از میان کلانشهرهای ایران تنها کلانشهر تبریز است که آب شرب و مصرفی آن تا صد سال آینده هم تامین است. خط لوله انتقال آب مذکور بخش عظیمی از چرخه صنعتی آذربایجان شرقی را بر عهده دارد به طوری که حیات اقتصادی نیروگاه حرارتی تبریز، پتروشیمی تبریز، نیروگاه سهند بناب و چندین کارخانه و شهرک صنعتی به مصرف آب خط لوله مذکور وابسته است که در صورت قطعی آب ادامه فعالیت این مراکز غیر ممکن می شود.
محمد فرجپور از روزنامه نگاران مطرح تبریز در پاسخ به این سوال که آیا آب ارس می تواند جایگزین زرینه رود شود گفت: پروژه ارس نیازمند اعتبارات و زمان زیادی است در حال حاضر نمی تواند جایگزین خوبی برای زرینه رود باشد، ما اهالی تبریز همچنان نیازمند آب باکیفیت زرینه رود هستیم به طوری که اگر با مشکل آبرسانی این پروژه مواجه شویم این استان با معضل بزرگ در حد فاجعه شاهد خواهد بود. وی در ادامه اضافه کرد: حدود 70% آب شرب کلانشهر تبریز از میاندوآب تامین می شود که الان دومین فاینانس آن را شروع کرده اند.
در ابتدا این طرح با دو خط طراحی شده بود که در صورت بروز حوادثی همچون فرسودگی یکدیگر را پوشش دهند. اما بدلایلی چون عدم اعتبارات کافی و نداشتن عزم جدی همین یک خط لوله هم مسکوت ماند و آهنگ پیشرفت بسیار پایینی داشت به طوری که احداث خط لوله 180 کیلومتری هشت سال طول کشید، یعنی اجرای عملیات این خط لوله از سال 70 در دوره اول دولت هاشمی رفسنجانی آغاز شد و در میانه دوره اول دولت اصلاحات خاتمی به بهره برداری رسید.
محمد فرجپور، سردبیر روزنامه امید تبریز درباره پروژه طرح خط اتیلن که از جنوب ایران به میاندواب کشیده شده ست یادآور شد: بخاطر شهیدان والامقام و دلیری چون حمید و مهدی باکری، وزارت نفت پروژه طرح خط اتیلن را از جنوب به میاندوآب رسانید که اگر خط مذکور به میاندوآب نمی رسید تبریز نیز به آن دسترسی پیدا نمی کرد.
مدیر تفسیرهای سیاسی صداوسیمای تبریز در جواب سوالی مبنی بر تصویب هیئت دولت درباره انتقال خط اتیلن به تبریز چه تاثیری در توسعه این شهر می تواند داشته باشد گفت: بزرگ ترین پتروشیمی شمالغرب کشور در تبریز است که این پروژه می تواند توسعه تبریز را تا دو برابر افزایش دهد.
ایشان خاطر نشان کردند: مردم میاندوآب باید فکر بومی را کنار گذاشته و نسبت به خط انتقال آب و اتیلن به تبریز دیدگاه ملی داشته باشند.
فرجپور با اشاره به حضور پررنگ نخبگان میاندوآبی و فعالیت آنها در حوزه های علمی در توسعه تبریز گفت: حدوداً 500 نخبه علمی میاندوآبی در حوزه های دانشگاهی چه دانشگاههای دولتی، آزاد و علمی کاربردی جذب تبریز شده اند و جایگاه علمی و دانشگاهی بالایی دارند. برخی از بلندپایه های ادارات نیز از نخبگان این شهر است. مثل دکتر رجب زاده مدیرکل آب فاضلاب استان آذربایجان شرقی.
وی در پایان اظهار امیدواری کرده و از مسئولان خواهش کردند که مسیر تبریز-میاندوآب، میاندوآب-کردستان و کردستان-اهواز اتوبان شود تا میاندوآب بتواند جایگاه واقعی خود را در منطقه ایفا کند.


شنبه 20 اسفند 1390

شهرهای اروپا از نگاه مسافران

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

شهرهای اروپا از نگاه جهانگردان

 

بروكسل، پایتخت اتحادیه اروپا دلگیرترین و لندن كثیف‌ترین شهر اروپا قلمداد شده اند. به نوشته بیزینس‌ویك در یك نظرسنجی از 1400 مسافر از نقاط مختلف جهان به مقصد اروپا، بروكسل كه برای سیستم بهداشتی، شكلات ها و كتابهای مصورش شهرت جهانی دارد، كسالت بار ترین شهر این قاره لقب گرفته است.

دومین شهر كسالت بار قاره اروپا، زوریخ است كه همانند سایر شهرهای سوئیس زندگی و تفریحات شبانه در آن با تعطیلی زودهنگام فروشگاه های عمومی در اوایل بعدازظهر قابل مقایسه با برخی دیگر از شهرهای بزرگ اروپا نیست.

سومین شهر كسالت بار از دید توریست ها بطور مشترك اسلو، ورشو و زاگرب بوده اند. این نظرسنجی كه توسط موسسه تریپ ادوایزر صورت گرفته است، اخیرا در نشریات اروپایی بازتاب وسیعی داشته است. در این نظرسنجی اگرچه لندن كثیف ترین شهر اروپا لقب گرفته است اما به دلیل زنده بودن شهر بهترین شهر اروپا برای تفریحات شبانه خوانده شده است.

وجود میلیونها توریست و خدمات نظافت شهری نامناسب كه به دلیل ترس از حملات تروریستی با كمبود شدید سطل آشغال در پیاده روها نیز مضاعف شده، لندن را به شهری كثیف بدل ساخته است كه در اغلب خیابانها و كوچه های آن منظره كیسه های زباله چشم را آزار می دهد و قابل مقایسه با شهرها و روستاهای كشوری مثل سوئیس نیست، اما در عوض برخلاف زندگی شبانه كسالت بار شهرهای سوئیس، بهترین شهر اروپا برای تفریح و سرگرمی است كه به نوعی با موزه های بی نظیر و مراكز فرهنگی متعددش مركز فرهنگی اروپا محسوب می شود.

پاریس دومین شهر كثیف و رم و آتن بطور مشترك در رده سوم كثیف‌ترین شهرهای اروپا نام گرفته اند.

پس از لندن، آمستردام كه به دلیل كلوب های شبانه، بارهای مخصوص و به ویژه محله ردلایت دیستكریت مشهور است و پاریس كه شب های آن در مناطق مركزی شهر حال و هوای دیگری دارد، بهترین شهرها برای تفریحات زندگی شبانه لقب گرفته اند.

آوازه پاریس به عنوان بهترین شهر برای چشیدن طعم انواع غذاها در این نظرسنجی نیز خود را نشان داده و این شهر بهترین شهر برای یافتن بهترین رستورانها لقب گرفته است، شهری كه هالیوود نیز همواره از آن به عنوان شهری با آشپزهای افسانه ای یاد كرده است.

با اینكه تنوع رستوران های لندن بسیار چشمگیر است اما این شهر در رقابت با رستورانهای ایتالیایی شانسی نداشته است و دو شهر رم و فلورانس به ترتیب به عنوان دومین و سومین شهر برای غذا خوردن برگزیده شده اند تا شهرت آشپزهای ایتالیایی نیز همچنان محفوظ مانده باشد.

در یك گزینه دیگر لندن در مجموع بهترین شهر اروپا برای مسافرت لقب گرفته است، جایی كه به نظر می رسد مقصد اولیه میلیونها توریست از سراسر جهان در سفر به اروپا باشد، پس از لندن آن چنان كه قابل حدس است پاریس و رم شهرهای محبوب توریست ها هستند.

پراگ، بوداپست و لیسبون بهترین شهرهایی هستند كه توریست ها پول كمتری برای اقامت، غذا و گردش می پردازند و لندن گران ترین شهر اروپا برای توریست هاست، جایی كه یك بطری كوچك نوشابه بهایی دو برابر زوریخ (كه یكی از گران ترین شهرهای دنیاست) دارد. به علاوه قیمت همین بطری نوشابه در یك فروشگاه بزرگ در مركز لندن با قیمت آن در فرودگاه بسیار متفاوت است.

رومانتیك ترین شهرهای اروپا نیز قابل حدس هستند جایی كه مقصد سفر ماه عسل یا مسافرت بسیاری از زوج هاست: پاریس، رم و ونیز، شهرهایی كه پس از سالها همچنان شهرت رومانتیك خود را حفظ كرده اند.

در عوض زوریخ تمیزترین شهر اروپا نام گرفته است، پس از زوریخ استكهلم و كپنهاك تمیزترین شهرهای اروپا از نظر توریست ها به حساب آمده اند و لندن، پاریس و رم كثیف ترین شهرها.
برخورد با توریست ها در دابلین بیش از همه دوستانه بوده و مردم با علاقه به آنها كمك می كنند در حالی كه پاریسی ها كمتر روی خوشی به توریست هایی كه از در و دیوار شهر بالا می روند نشان می دهند، نظری كه همان نگرش سنتی پاریسی های بی اعتنا و نسبتا مغرور را تقویت می كند.

پس از دابلین، آمستردام و لندن شهرهایی با مردم گشاده رو خوانده شده اند و در همین حال در یك گزینه دیگر لندن و مسكو نیز پس ازپاریس شهرهایی با مردم ترشرو قلمداد شده اند.

بهترین شهر برای خرید هم همچنان كه قابل حدس است پاریس قلمداد شده است و با اینكه به نظر می رسد مراكز خرید لندن بیش از همه متمركز و در دسترس باشد این شهر در رتبه دوم قرار گرفته و پس از آن نیز رم سوم شده است.

بهترین پارك ها در لندن با وجود چندین پارك بزرگ از جمله هاید پارك و رجنت پارك قرار دارند كه محل فیلمبرداری بسیاری از فیلم های مشهور سینمای كلاسیك بوده است و پس از آن پاریس دارای بهترین پارك ها از جمله تویلری در میدان كنكورد و روبروی شانزه لیزه است.

پس از پاریس، سه شهر بارسلونا، آمستردام و كپنهاك از این نظر در رده سوم قرار گرفته اند.

چشمگیرترین نقاط دیدنی از نظر این توریست ها در رم، پاریس و استكهلم قرار داشته است.

انتشار این نظرسنجی بحث های بسیاری در میان رسانه ها و حتی وبلاگ های اروپایی پدید آورده است اما نكته قابل توجه در این بررسی غیبت چشمگیر شهرهای آلمان بوده است و آن چنان كه پیداست شهرهایی مثل فرانكفورت، برلین، مونیخ و هامبورگ بطور كلی در هیچ یك از این گزینه ها در رده های اول تا سوم جای نگرفته اند.

در باره انتخاب زوریخ به عنوان دومین شهر كسالت بار اروپا، كاربران سایت تعاملی انگلیسی زبانهای سوئیس ضمن تایید این امر اغلب گفته اند كسالت بار بودن را به فقدان امنیت ترجیح می دهند.

در سالهای گذشته زوریخ امن ترین یا یكی از امن ترین شهرهای جهان لقب گرفته است، ارزیابی های بین المللی از شهرهای جهان نیز زوریخ را درصدر شهرهای جهان قرار داده و بهترین شهر برای زندگی معرفی كرده است.

براساس معیارهای خدمات بهداشتی، آموزش، سیستم حمل و نقل و عواملی چون ثبات سیاسی، اقتصادی و متغییرهای زیست محیطی و اجتماعی در سال 2006 زوریخ بهترین شهر جهان برای زندگی معرفی شد. دومین شهر برتر جهان در میان 215 شهر بزرگ مورد بررسی در ارزیابی بین المللی موسسه "خدمات مشاوره نیروی انسانی مركر"، ژنو، دومین شهر بزرگ سوئیس بوده است.

در این ارزیابی پاریس سی و سومین، لندن سی و نهمین و نیویورك چهل و ششمین شهر مطلوب برای زندگی بوده اند.

براساس این نظرسنجی زوریخ همچنین با وجود آنكه یكی از گران ترین شهرهای جهان است بهترین شهر برای كار كردن و دریافت حقوق است، حقوق ماهیانه یك روزنامه نگار در این شهر بطور متوسط با سابقه نزدیك به ده سال برابر با هفت هزار و پانصد فرانك است كه تقریبا یك و نیم برابر حقوق یك روزنامه نگار مشابه در آمستردام، برلین، لندن و پاریس است. 

زوریخ آن چنان كه قابل انتظار است بهترین شهر جهان برای ارائه خدمات بانكی و خدمات مشاوره تجاری نیز با وجود دارا بودن بانك ها و موسسات خصوصی بسیار و دو بانك عظیم جهانی كردیت سوئیس و یو بی اس است.

زوریخ و ژنو در این رده بندی در سالهای 2005، و 2006 و2007 به ترتیب بهترین شهرهای جهان بوده اند و در سه سال اخیر این مقام را حفظ كرده اند پس از این دو شهر در سوئیس، ونكور در كانادا سومین شهر مطلوب برای زندگی محسوب شده است.

رتبه بندی بعدی بهترین شهرهای جهان برای زندگی به ترتیب چنین است: وین، آكلند، دوسلدرف، فرانكفورت، مونیخ، برن و سیدنی.


پنجشنبه 27 بهمن 1390

نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش

Abraham Lincoln head on shoulders photo portrait.jpg

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آن ها صادق نیستند ، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد ، انسان صدیقی هم وجود دارد . به او بگویید ، به ازای هر سیاستمدار خودخواه ، رهبر جوانمردی هم یافت می شود . به او بیاموزید ، که در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست . می دانم که وقت می گیرد،اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش ، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد.به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد.از پیروز شدن لذت ببرد.او را از غبطه خوردن بر حذر دارید .به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید .
اگر می توانید ، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید . به او بگویید تعمق کند ، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود . به گل های درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می کنند ، دقیق شود .
به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد . به پسرم یاد بدهید با ملایم ها ، ملایم و با گردن کش ها ، گردن کش باشد . به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .
به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند .
ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید . اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند . به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد .
به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند ، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست .
به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد .
در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازپرورده نسازید . بگذارید که او شجاع باشد ، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید ، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.

آبراهام لینکلن کیست؟

«آبراهام لینکلن» در 12 فوریه 1809 (همزمان با چارلز داروین) در خانواده ای فقیر و در کلبه ای چوبی در مزرعه «سینکینگ اسپرینگ» به دنیا آمد. پدرش «توماس لینکلن» و مادرش «ننسی هانکز» نام داشت و هر دو بی سواد بودند. آبراهام یک خواهر بزرگتر به نام سارا لینکلن داشت که در سال 1805 به دنیا آمد. برادر کوچک وی، توماس در اوان کودکی جان سپرد.
والدین آبراهام عضو کلیسای پروتستان بودند که به دلیل رد حمایت از برده داری، از کلیسای بزرگ جدا شده بود. وی از دوران کودکی برخورد زیادی با احساسات ضد برده داری داشت. با این وجود، هرگز به کلیسای پدر و مادرش و یا کلیساهای دیگر نپیوست. در سال 1816، زمانی که لینکلن 7 ساله بود، همراه با پدر و مادرش به بخش بری هند نقل مکان کرد. در این ناحیه، در کلبه‌ای چوبی و بدون در و پنجره زندگی می كردند كه کف آن پر از علف‌های وحشی بود. رختخواب‌هائی که تشک‌های آن را با برگ خشک پر کرده بودند، یک یا دو چهار پایه، یک میز و یک کتاب مقدس، همه اثاث و دارایی آنها را تشکیل می داد. او بعدها پی برد که این جابجایی بعضاً به دلیل برده داری و نیز به علت مشکلات اقتصادی موجود در کنتاکی صورت گرفته است. در سال 1818، مادرش در سن 34 سالگی و بر اثر عارضه ای جان باخت. اندک زمانی بعد، پدر لینکلن با سارا بوش جانستون ازدواج کرد. سارا، لینکلن را مانند بچه های خودش بزرگ کرد و در مقایسه لینکلن با پسر واقعی خودش چنین گفت : «هر دو بچه های خوبی بودند. اما اکنون که دیگر هیچکدام نیستند، باید بگویم که آبراهام بهترین پسری بود که در تمام عمرم دیدم » ( لینکلن، نوشته دیوید هربرت دونالد، 1995).
تحصیلات رسمی او احتمالاً فقط 18 ماه آموزش، آن هم به وسیله معلمان غیر رسمی بوده است. در واقع، او خود آموخته بود، هر کتابی كه می توانست، قرض می گرفت و می خواند. بر انجیل، آثار ویلیام شکسپیر، تاریخ انگلستان و تاریخ آمریکا کاملاً مسلط بود و خود شیوه ای بسیار ساده برای سخن گفتن برگزید که حضار را - که به سخنان پرطمطراق عادت کرده بودند - متحیر می ساخت. روزی کتابی کهنه و موش خورده از شرح زندگی واشنگتن بدست آورد، آنرا با دقت فراوان خواند و بقدری شیفته آن شد که شاید اساس فکری و شخصیت ترقی جوی آبراهام متاثر از آن باشد.
در ۱۸ سالگی، در دکانی کوچک مشغول به كار شد. در ۱۵ مایلی خانه‌اش، دادگاههائی در فصول معینی از سال تشکیل می‌گردید. لینکلن گهگاه صبح زود خود را به ‌آنجا می‌رسانید و پس از آنکه تمام روز خود را به شنیدن سخنان قاضیان و دادستان و متهمان می گذراند، شامگاهان به خانه باز می‌گشت. او کتاب « قانون اساسی تجدید نظر شده ایالت ایندیانا» را نیز برای مطالعه به عاریه گرفت. مدتی نیز به كمك برادر ناتنی خود، کشتی بی بادبان مسطح می‌ساخت و چون با دقت فراوان این کار را به انجام رسانید، صاحب کار، تصدی یک کارخانه و همچنین دکان بزرگی در نیوسالم را به او واگذار نمود. لینکلن با مشتریان رفتار خوبی داشت. یکبار از یک مشتری اشتباهاً حدود ۶ سنت اضافه گرفته بود، شب هنگام دو سه مایل راه رفت تا مبلغ مزبور را به مشتری پس بدهد.


ادامه مطلب

پنجشنبه 27 بهمن 1390

سخنان بزرگان 2

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

سخنان بزرگان 2

1. اهل سیاست پاسخگو هستند ! البته تنها به پرسشهایی که دوست دارند . حکیم ارد بزرگ

2. مهم ترین رازهای نهان سیاست بازان ، چیزی جز پیگری اندیشه مردم کوچه و بازار نیست . حکیم ارد بزرگ

3. فرمانروایان نیرومند ، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند . حکیم ارد بزرگ

4. اگر می خواهی کسی را بزرگ کنی ، پیوسته از او به دشمنی یاد کن . حکیم ارد بزرگ

5. دشمن ! دشمن است ، فریب زبان چرب دشمن را مخور . حکیم ارد بزرگ

6. بزرگترین ابزار دفاع در برابر دشمنان ، خرد و اندیشه است . حکیم ارد بزرگ

7. دوستی بیش از اندازه همانند دشمنی ترسناک است . حکیم ارد بزرگ

8. اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . حکیم ارد بزرگ

9. به ارزش نگاه دوست زمانی پی می بری که در بند دشمنان و بدسگالان باشی . حکیم ارد بزرگ

10. از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی ست . حکیم ارد بزرگ

11. آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . حکیم ارد بزرگ

12. سپاسگذاری و ارج نهادن به دیگران ، نشان بزرگی و توانایی ست . حکیم ارد بزرگ

13. تا هنگامی که از برتری خویش سخن می گویی ، دیده نمی شوی . حکیم ارد بزرگ

14. نقادی که در انتهای ارزیابی خویش ، راه  درست را نشان نمی دهد یاوه گویی بیش نیست . حکیم ارد بزرگ

15. کسی که زبانش پیش از اندیشه اش می جنبد ، باید همواره بدنبال دوستان تازه باشد . حکیم ارد بزرگ

16. اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . حکیم ارد بزرگ

17. هر حرفی راز نیست ، اگر سخنی را راز می دانید آن را به کسی نگویید و اگر گفتید دیگر نگویید این را به کسی نگو ! چرا که خود شما توان نگهداری آن را نداشته اید چه برسد به شنونده سخن شما . حکیم ارد بزرگ

18. عیب جامعه این است كه همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ كس نمی خواهد فرد مفیدی باشد. وینستون چرچیل

19. با خوردن حرف هرگز سوء هاضمه نمی گیرید. وینستو چرچیل

20. عشقت را نصیب کسی کن که لایق آن باشد نه تشنه آن، زیرا هر تشنه ای روزی سیراب میشود. شکسپیر


پنجشنبه 20 بهمن 1390

سخنان بزرگان

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

سخنان بزرگان

1. انسانیت نیازمند حقیقت است.

2. بسا سكوتی كه از سخن گفتن بهتر است. امام علی

3. از مخالفت نهراسید فقط بادبادك وقتی می تواند بالا برود كه با باد مخالف مواجه شود. وینستون چرچیل

4. اگر بجای اسلحه با معلم به جنگ دنیا می رفتم همه دشمنان نابود می شدند. بیسمارك

5. در سرزمینی كه سایه آدم های كوچك بزرگ شد، در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است. دكتر علی شریعتی

6. معنی حقیقی آزادی مسئولیت است به همین جهت اغلب از آن می ترسند. جرج برنارد شاو

7. بیشتر كسانی موفق شده اند كه كمتر تعریف شنیده اند. امیل زولا

8. كسی كه از سرنوشت خود شكایت كند از كوچكی، ناچیزی و ضعف خود شكایت كرده است. موریس مترلینگ

9. آنانكه نمی توانند خود را اداره كنند ناچار به اطاعت از دیگرانند. ویكتور هوگو

10. بدبختی و كینه را به كسانی واگذار كه نمی توانند دوست بدارند. ویكتور هوگو

11. چنان باش که بتوانی به هر کس بگوئی ((مثل من رفتار کن.)) کانت

12. من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! ناپلئون

13. دشمنی به آدمی این زمان را می دهد که تواناییهای خویش را باز شناسد . حکیم ارد بزرگ

14. دانا انتظار ندارد کارهای او مورد تمجید و تحسین قرار گیرد. لائوتسه

15. چاپلوسی هم گوینده و هم شنونده را فاسد می کند. دیل کارنگی

16. افتادن در گل و لای ننگ نیست. ننگ در این است که آنجا بمانی. مثل آلمانی

17. بهترین وسیله دفع دشمنان، ازدیاد دوستان است . بیسمارک

18. فهمیدن بهتر از دانستن است. گوستاو لوبن

19. آمده ایم تا با زندگی كردن قیمت پیدا كنیم نه به هر قیمتی زندگی كنیم.

20. همه عشق بورز، به تعداد كمی اعتماد كن، و به هیچكس بدی نكن. شكسپیر


چهارشنبه 7 دی 1390

10 شهر برتر جهانی برای زندگی کردن

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

ده شهر برتر جهان برای زندگی؛ سال 2011

شماره ی ۱: وین - اتریش

وین به عنوان بهترین مکان برای زندگی شناخته شده است. وین شهر اصلی اطریش و مرکز فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن است. این شهر حدود ۰۰۰‚۷۰۰‚۱ نفر جمعیت دارد. وین دارای چهار فصل است و تابستان معتدل و زمستان نسبتا سردی دارد. وین دارای سیستم حمل و نقل گسترده و بسیار قابل اطمینانی است. مراقبت های بهداشتی و ثبات سیاسی آن نیز موجب می شود از بهترین مکان ها برای زندگی به شمار آید. میزان متوسط عمر در این شهر ۷۹/۵ سال است.

شماره ی ۲: زوریخ - سوئیس

زوریخ بزرگ ترین شهر سوئیس است. با شهرستان های خود مجموعا ۰۹۸‚۳۶۵ نفر جمعیت دارد. طول عمر متوسط در این شهر ۸۰/۷۴ سال است. زوریخ مرکز مالی سوئیس است و خانه ی بورس اوراق بهادار و مقر تعداد زیادی از شرکت های ملی و بین المللی است. با توجه به فاصله ی کوتاه تا استراحتگاه های توریستی در کوه های آلپ از مناطق پررونق گردشگری نیز به شمار می آید. این شهر زیبا محیطی گرم و دنج با ترکیبی از طبیعت، فرهنگ و مدرنیته است.

شماره ی ۳: ژنو - سوئیس

دومین شهر پرجمعیت سوئیس است که ۹۵۸‚۱۸۵ نفر جمعیت دارد. کیفیت فوق العاده ی زندگی در این شهر شهرت دارد. در درجه ی اول یک مرکز مهم دیپلماسی بین المللی است. دارای مراقبت های بهداشتی و سیستم آموزش و پرورش عالی است. ثبات سیاسی و اقتصادی در این شهر از بهترین امتیازات آن است.

شماره ی ۴: اکلند - نیوزلند

زیباترین و بزرگ ترین شهر نیوزلند است. مناظر خیره کننده، سواحل زیبا، جزایر رویایی، مواد غذایی عالی و شراب فوق العاده ای دارد. آب و هوای آکلند گرم و معتدل، با تابستان های گرم و مرطوب و زمستان های معتدل است. شهر ۰۰۰‚۱۸۰‚۱ نفر جمعیت دارد و امید به زندگی ۸۰/۲۴ سال است.

شماره ی ۵: ونکوور - کانادا

شهر شگفت انگیز ونکوور در شهر ساحلی در ایالت بریتیش کلمبیای کانادا است که دارای زیرساخت های بی نظیری است که به خوبی توسعه یافته و تثبیت شده است. ونکوور از نقاط گردشگری به شمار می آید اما دارای استانداردهای بالای آموزشی و سیستم مراقبت های بهداشتی بسیار عالی است. این شهر ۰۴۱‚۵۷۸ نفر جمعیت دارد و امید به زندگی در ونکوور ۸۱/۱۶ سال است.

شماره ی ۶: دوسلدورف - آلمان

ششمین شهر برتر برای زندگی، باز در آلمان قرار دارد. دوسلدورف امروز با دوسلدورف قدیم بسیار تفاوت دارد. اکنون این شهر به شهری مدرن بدل شده است که از مراکز مهم کسب و کار و تجارت بین المللی است و از مراکز مهم به شمار می آید. دوسلدورف ۲۱۷‚۵۸۶ نفر جمعیت دارد و دارای مراقبت های بهداشتی بسیار عالی و ثبات سیاسی بی نظیری است.

شماره ی ۷: مونیخ - آلمان

مونیخ پایتخت ایالت بایرن آلمان است که در شمال کوه های آلپ واقع شده است. مونیخ در گسترش مالی، چاپ و نشر شهرت دارد و اغلب بهترین مقصد برای مهاجران به آلمان است. آب و هوای مونیخ نسبتا سرد است و تحت تاثیر آب و هوای کوه های آلپ قرار دارد. معماری شهر ترکیبی از بناهای سنتی و همچنین ساختمان های مدرن و پیشرفته است. میزان متوسط امید به زندگی در مونیخ ۷۹/۱ سال است.

شماره ی ۸: فرانکفورت - آلمان

فرانکفورت پنجمین شهر بزرگ آلمان است و ۰۰۰‚۶۷۲ نفر جمعیت دارد. فرانفورت را به عنوان مرکز کسب و کار در آلمان می شناسند و اغلب بانکداران ثروتمند در این شهر سکونت دارند اما در شهر مدرن فرانکفورت هم زمان در زمینه های فرهنگی نیز رشد زیادی داشته است. امید به زندگی در فرانکفورت ۷۹/۲۶ سال است.

شماره ی ۹: برن - سوئیس

نهمین شهر مناسب برای زندگی، برن سوئیس است. برن چهارمین شهر از شهرهای پرجمعیت سوئیس با جمعیتی بالغ بر ۴۶۶‚۱۲۳ نفر است. برن شهری زیبا، با فرهنگی غنی و زیرساخت های خلاق است. سیستم حمل و نقل بسیار خوبی دارد و میزان امید به زندگی ۸۰/۳ سال است. برن دارای اقتصادی پایدار با تولید ناخالص ۴۹۱/۴ بیلیون دلار است. برن محلی ایده آل برای زندگی به شمار می آید.

شماره ی ۱۰: سیدنی - استرالیا

سیدنی از بهترین شهرها برای زندگی است. متوسط طول عمر برای زندگی در این شهر ۸۰/۷۳ سال است و ۴۶۹‚۵۰۴‚۴ نفر جمعیت دارد. سیدنی یکی از بهترین شهرها برای گردش، سرگرمی و ورزش است. شهری مرفه و ثروتمند که در رتبه بندی ثروتمندترین شهرها به عنوان دومین شهر از نظر قدرت خرید سرانه قرار دارد. آب و هوای سیدنی معتدل است و تابستان های نسبتا گرم و زمستان هایی معتدل دارد.


یکشنبه 29 آبان 1390

یک حرف هزار نکته

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

ازمردم ممالک مختلف سوالی پرسیده شد و نتیجه آن جالب بود سوال از این

 قرار بود ((نظر خودتان را راجع به کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان

 کنید))

 چون

 

در آفریقا کسی نمیداست غذا یعنی چه؟

 

در آسیا کسی نمیدانست نظر یعنی چه؟

 

در اروپای شرقی کسی نمیدانست صادقانه یعنی چه؟

 

در اروپای غربی کسی نمیدانست کمبود یعنی چه؟

 

ودر آمریکا کسی نمیدانست سایر کشورها یعنی چه؟


شنبه 22 مرداد 1390

معرفی رشته علوم ارتباطات اجتماعی

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

آشنایی با رشته علوم ارتباطات اجتماعی

مطالعات ارتباطات یکی از شاخه ‌های جوان علوم اجتماعی معاصر به شمار می ‌آید که در ایران نیز بسیار جدید است. این مطالعات پس از جنگ جهانی دوم رو به رشد نهاد و از سایر رشته‎ های علمی هم چون جامعه شناسی، روانشناسی، علوم سیاسی و حتی مهندسی کمک گرفت. ارتباطات با گسترش رسانه‌ های الکترونیکی به تدریج به صورت رشته آموزشی مستقل در دانشگاه ها راه ‎اندازی شد. توسعه فوق العاده وسایل ارتباط جمعی هم چون شبکه‌ های ارتباطی و ماهواره‌ای، چند رسانه‌ای ‌ها و رسانه ‌های متعامل در دنیای معاصر، تا بدان جا موثر بوده است که نه تنها علم ارتباطات را به عنوان یکی از محورهای اصلی مطالعات دنیای معاصر قرار داده است، بلکه عصر معاصر را عصر ارتباطات و جامعه جدید را جامعه اطلاعاتی نامیده‌اند.

فرهنگ و ارتباطات: یک نگاه نو

علم ارتباطات در ایران دارای شاخه ‌های محدودی هم چون روزنامه نگاری، روابط عمومی، تحقیق در ارتباط جمعی و خبر بوده و جایگاه سایر شاخه‌ های مطالعاتی و نیز شناخت رسانه های مدرن در این علم خالی مانده است. دانشگاه های  آزاد تبریز، امام صادق (ع) ، علامه طباطبایی و تهران و برخی دیگر از دانشگاههای آزاد پس از گذشت یک دهه از تاسیس رشته  علوم ارتباطات اجتماعی و تبلیغ و با بهره‌ گیری از تجربه ‌های نوین دانشگاه های خارج از کشور، اقدام به یک نوآوری نمود و رشته فرهنگ و ارتباطات را در ایران بنیان نهاد. به این ترتیب، علم ارتباطات در حوزه مطالعات فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است تا از دستاوردها و تکنیک های ارتباطات در سیاست ها، برنامه ها و اقدام های فرهنگی ملی و بین‌المللی استفاده شود. علاوه بر این آشنایی با معارف اسلامی، امکان بهره‌گیری از این دانش را در حوزه‌های دینی فراهم می ‌سازد.

زمینه ‌های شغلی این رشته

دانش آموختگان این رشته علاوه بر توانمندی تدریس و تحقیق در مراکز آموزشی و پژوهشی می‎ توانند در سازمان های رسانه‎ای هم چون صدا و سیما و مطبوعات، وزارتخانه ‌ها و مراکز فرهنگی همانند آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رایزنی های فرهنگی خارج از کشور، نهادهای فرهنگی و ارتباطی از قبیل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی به فعالیت های تخصصی اشتغال پیدا کنند.

مقطع کارشناسی

رشته علوم ارتباطات اجتماعی در مقطع کارشناسی (لیسانس) دارای3 گرایش است. این گرایش ها عبارتند از:

1- پژوهش در رسانه ها 2- روابط عمومی 3- روزنامه نگاری

آینده شغلی و بازار کار در هر یک از گرایش های فوق در این مقطع از قرار زیر است:

1- خبر نگاری در رسانه های مكتوب و شفاهی

2- كار در روابط عمومی سازمان ها و نهادهای دولتی و خصوصی

مقطع کارشناسی ارشد

در مقطع کارشناسی ارشد، این رشته در آزمون کارشناسی ارشد سال 89 دارای 2 گرایش اصلی است. این گرایش ها عبارتند از:

1- علوم ارتباطات اجتماعی؛ که خود دارای زیر گرایش هایی می باشد که عبارتند از؛

-روزنامه نگاری

- مطالعات فرهنگی و رسانه

- تبلیغ و ارتباطات فرهنگی

- تحقیق در علوم ارتباطات

2- مدیریت رسانه

بازار  کار گرایش های ذکر شده با دارا بودن مدرک کارشناسی ارشد در آن گرایش، به ترتیب اولویت به شرح ذیل است؛

1- مدیریت روابط عمومی های سازمان ها و نهادهای دولتی و خصوصی

2- مدیریت رسانه های مكتوب و شفاهی اعم از روزنامه ها ، شبكه های تلویزیونی و رادیویی

3- كارشناسی برنامه های فرهنگی در رسانه ها (مكتوب و شفاهی)

4- نظارت فرهنگی بر تبلیغات پذیرفته شده در رسانه ها


شنبه 4 دی 1389

هامبورگ در استانه به رسمیت شناختن اسلام در آلمان

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

هامبورگ در آستانه

 به رسمیت شناختن اسلام در آلمان

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ایکنا، حضور پرجمعیت اقلیت مسلمانان در آلمان به‌ویژه حضور ۵ درصدی از جمعیت ۱.۷ میلیونی شهر هامبورگ حاکی از آن است که اسلام با فرهنگ این کشور عجین شده و چنانچه رهبران و سیاستمداران مسلمان این کشور پیش‌بینی می‌کنند، هامبورگ در آستانه به‌رسمیت شناختن دین اسلام قرار دارد.
رهبران و سیاستمداران مسلمان در این رابطه معتقدند اگر چه به نظر می‌رسد طرح به رسمیت شناختن دین اسلام در حال عملی شدن است، اما کشمکش‌ها در مورد اسلام و تغییرات سیاسی در آلمان ممکن است تصویب این طرح را با مشکلاتی مواجه کند.
«زکریا آلتوگ»، رئیس اتحادیه ترکی ـ اسلامی وابسته به سازمان دیانت ترکیه شعبه هامبورگ، که یکی از بزرگترین سازمان‌های اسلامی آلمان است، در این باره اعلام کرد: اهمیت این طرح برای مسلمانان هامبورگ از آن جهت است که به روشنی بیان می‌کند که مسلمانان بخشی از جامعه آلمان هستند.
وی افزود: برخی حقوق شهروندی مسلمانان در حال حاضر تحت قوانین دولت آلمان اعمال می‌شود، اما با به‌رسمیت شناخته شدن اسلام، این قوانین، مدون شده و ارزش اجرایی بیشتری پیدا خواهند کرد.
«نوربرت موئلر»، تازه مسلمان آلمانی و عضو شورای مساجد هامبورگ، (از بزرگترین انجمن‌های این شهر در شمال آلمان) نیز از نزدیک بودن زمان به‌رسمیت شناخته شدن دین اسلام در هامبورگ خبر داد.
بر اساس این گزارش، چندی پیش «کریستین وولف»، رئیس‌جمهور آلمان، در روز وحدت این کشور اعلام کرد که آلمان ریشه‌های مسیحی و یهودی دارد؛ اما حضور پرجمعیت اقلیت مسلمانان در این کشور حاکی از آن است که اسلام هم جزئی از فرهنگ آلمان است.
پس از گذشت چهار سال، بحث‌ها در مورد ساخت مساجد، ساخت قبرستان و آموزش اسلام در مدارس دولتی با به رسمیت شناخته شدن دین اسلام در هامبورگ پایان خواهد یافت، درحالی‌که بحث‌های جنجال‌آفرین در مورد اسلام و ادغام مهاجران مسلمان در این کشور همچنان ادامه دارد.
در هر حال با به‌رسمیت شناخته شدن اسلام در هامبورگ، مسلمانان می‌توانند در مدارس به تدریس اسلام در کلاس‌های دینی بپردازند که در حال حاضر توسط مسیحیان اداره می‌شود.
همچنین مسلمانان می‌توانند اموات خود را مطابق آداب اسلامی دفن کنند و دانش‌آموزان مسلمان نیز می‌توانند از تعطیلی ایام اعیاد اسلامی برخوردار شوند.
گفتنی است حدود ۴ میلیون نفر از جمعیت ۸۲ میلیون نفری آلمان را مسلمانان تشکیل می‌دهند که بیشتر آن‌ها ترک‌تبار هستند؛ در هامبورگ نیز مسلمانان ۵ درصد از جمعیت ۱.۷ میلیونی این شهر را به خود اختصاص داده‌اند.


جمعه 9 مهر 1389

فریضه ی تحصیل علم

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

دیدگاه استاد مطهری درباب تحصیل علم

قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون انما یتذکر اولوالالباب

اسلام علم را نور می داند و جهل را ظلمت،

علم را بینائی میداند و

جهل را کوری

موضوع سخن فریضه ی علم است، شاید خودتان حدس بزنید که این عنوان با این تعبیر از حدیث معروفی از رسول اکرم (ص) که همه آن را شنیده ایم؛ آن حدیث که همه به خاطر داریم  این است: العلم فریضه علی کل مسلم، یعنی جستجو و تحصیل علم بر هر مسلمانی فرض و واجب است. فریضه یعنی واجب. از ماده فرض است که به معنی قطع و حتم و وجوب است. معنی حدیث این است یکی از فرائض اسلامی و واجباب اسلامی، در ردیف سایر واجبات و فرائض، طلب و تحصیل علم است، طلب و تحصیل علم بر هر مسلمانی واجب است و اختصاص به طبقه و دسته ای ندارد. نماز، روزه ، زکات ، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر یکی از فرائض است، همچنین عالم شدن و دانا شدن هم یکی از فرائض  است. در این حدیث که می فرماید: جستجو و طلب علم بر هر مسلمان واجب است، هیچ استثنائی ندارد، حتی از لحاظ زن و مرد هم استثنایی ندارد، چون مسلم یعنی مسلمان، خواه مرد باشد یا زن.     

حدیث دیگر اینکه: "اطلبو العلم من المهد الی الحد"؛ یعنی در همه عمر، از گهواره تا گور در جستجو و طلب علم باشید، یعنی علم فصل و زمان معین ندارد، در هر زمانی باید از این فرصت استفاده کرد. فردوسی اشاره ای به همین حدیث دارد و می گوید:      

به گفتار پیغمبر راستگوی

زگهواره تا گور دانش بجوی

همانطوری که حدیث اول از لحاظ افراد و از لحاظ جنس و صنف و طبقه اختصاص و محدودیت را برداشت و این فریضه را از آن نظر تعمیم داد، این حدیث هم از لحاظ وقت و زمان توسعه و تعمیم می دهد.                                        

حدیث سوم فرمود: "اطلبو العلم ولو بالصین"، یعنی علم را جستجو و تحصیل کنید و بدست آوردی ولو در چین، ولو مستلزم این باشد که به دورترین نقاط جهان مانند چین سفر کنید. ظاهر علت اینکه نام چین برده شده این است که در آن روز از چین بعنوان دورترین نقاط جهان که مردم آن روز می توانستند به آنجا بروند نام برده شده، و یا علت این است که در آن زمان چین بعنوان یک مهد علمی و صنعتی معروف بوده است. این حدیث می گوید: تحصیل علم جا و مکان معین ندارد، همانطوری که وقت و زمان معین ندارد. ممکن است یک تکلیف و فریضه از لحاظ جا و مکان محدودیت داشته باشد و نشود آن را همه جا انجام داد؛ مثلا اعمال حج، پس این تکلیف از این نظر محدودیت دارد؛ اما در انجام فریضه علم هیچ نقطه معین در نظر گرفته نشده، هر جا که علم هست آنجا جای تحصیل و بدست آوردن است، می خواهد ایران و ترکیه باشد یا آمریکا و ژاپن یا دیگر نقاط مشرق و مغرب زمین.                             

یک سلسله احادیث داریم در باب فضل مهاجرت و مسافرت برای علم به نقاط دوردست، و حتی آیه کریمه "و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد اجره علی الله" به مهاجرت و مسافرت در طلب علم تفسیر شده است. در یکی از احادیث معتبره ما وارد شده که: "اگر می دانستید در نتیجه طلب علم  و تحصیل علم  به چه سعادتهایی می رسید بدنبال آن می رفتید، ولو به اینکه خون شما در این راه ریخته شود و یا مستلزم این باشد که بدریاها وارد شوید و اقیانوسها بپیمایید."                                   

حدیث چهارم: "حکمت گمشده مومن است پس او را بجویید و بیابید هر چند در نزد یک مشرک باشد."

هر علمی که به حال اسلام و مسلمین مفید باشد و گرهی از کار مسلمین باز کند آن علم فریضه دینی و علم دینی محسوب می شود.

اسلام علم را نور می داند و جهل را ظلمت، علم را بینائی میداند و جهل را کوری

 


یکشنبه 28 شهریور 1389

دو کلام حرف حساب با ورودی های جدید دانشگاه

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

سخنی با ورودی های جدید دانشگاه

واقعا دانشگاه برای یک ورودی جدید چه‌جور جایی است؟ بیایید با هم ببینیم چطور اسطوره‌هایی که توی ذهن یک پشت‌کنکوری از دانشگاه ساخته‌اند، همان روزهای اول فرومی‌ریزد:
 
1 ـ عذاب تنهایی

این اولین احساس یک دانشجوی غیربومی ا‌ست؛ وقتی که شب اول را دور از خانه و در خوابگاه دانشگاه یا خانه ی دانشجویی می‌گذراند. شعار ندهید که فقط دختر‌ها اهل این رمانتیک‌بازی‌ها هستند، نه این‌طور نیست. این حس را با یک شب بیرون ماندن پسرانتان در جوار دوستان همشهری اشتباه نگیرید.  
شرایط یک‌جور دیگری است. هر قدر هم بخواهید به این شرایط به عنوان یک تجربه ی جدید نگاه کنید، ته دلتان لک می‌زند برای اینکه به طور معجزه‌آسایی یا شما یک ساعته برسید به دوستان و خانواده ، یا آنها بیایند پیشتان. خلاصه اینکه فعلا تا دوستی پیدا کنید «باید بچشید عذاب تنهایی را…»
 
2- در باب آزادی و مسئولیت

نه، اصلا فلسفه بافی و این حرف‌ها نیست، خیلی ساده است. شما، هم آزادی‌هایتان بیشتر می‌شود و هم مسئولیت‌هایتان. تا قبل از آن پدر و مادر گرامی ‌یک قید و بند‌هایی داشتند و در مقابل‌اش یک حمایت‌هایی. حالا شما از خیر و شر هر دو رها شده‌اید و خودتانید و خودتان.

3 ـ یک موجود به نام استاد و یک شیء به نام کتاب دانشگاهی

اگر همه ی این مصوبه ی وزارت علوم را شنیده باشند و البته رعایتش کنند، دیگر دوره‌ای که استاد‌ها به خاطر دادن جزوه، یک امتیازی هم می‌گرفتند ، گذشته و همه مجبورند کتاب را به عنوان منبع درسی معرفی کنند.
 
با توجه به اینکه اینجا ایران است و هر کسی می‌خواهد همان دم حجله گربه را بکشد و بالاخره سه چهارم استاد‌های ما هم که واحد روان‌شناسی تربیتی پاس نکرده‌اند و اگر هم پاس کرده‌اند، مجبور نیستند عمل کنند (نفس خودم هم از طولانی بودن جمله گرفت)، بعید نیست که استاد‌ها بخواهند کتاب‌های کت و کلفتی را همان ترم اول بگذارند به عنوان منبع. دانشجوی جدیدالورود هم که خوش‌باور و بی‌تجربه است، هی استرس پشت استرس تجربه می‌کند.
 
4 ـ دانشجو یک موجود اجتماعی است

اگر تا همین ۳ ماه قبل سرت توی لاک خودت بود و از خانه با سوزاندن بنزین تازه سهمیه‌بندی شده ی سرویس، می‌رفتی پیش‌دانشگاهی و بعدش هم همچنان درون‌گرا بازمی‌گشتی به خانه، اینجا دیگر این خبر‌ها نیست. 
اگر غیر بومی ‌هستی که در بهترین شرایط باید با یک هم خانه یا یک هم اتاقی بسازی، اگر هم شانست خیلی خوب بوده (یا خیلی بد!) و دانشگاه شهر خودت قبول شده‌ای، دیگر نمی‌توانی کنفرانس‌های اجباری را دو دره کنی و بالاخره با یکی از استاد‌ها باید  کنفرانس بدهی.
 
برای همین هم آنهایی که همچین خوش ندارند زیاد با جماعت بپرند، خیلی از این شرایط فشارزا خوش‌شان نمی‌آید و استرس از سر و رویشان می‌بارد. به هر حال اینجا دیگر اگر درون‌گرا باشی، ضرر کرده‌ای و بهتر است بزنی توی فاز «یادگیری مهارت‌های ۵۳۶۳۶ ارتباط با دیگران».


جمعه 1 مرداد 1389

عشق به روایت تصویر

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

ای کاش خدا عشق را برای ما ترجمه میکرد
 
                  و تحمل سنگینی فراق آنرا برایمان آسان می نمود
 

عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است و میلیون ها نفر در کشورهای آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند.

1. در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و  منتظر شوهرش می باشد.
 
 
2.در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد.
 
 
3. در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد.
 
 
4. لحظه ای که  متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند.
 
 
5. در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد.
 
 
6. در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد.
 


یکشنبه 27 تیر 1389

اللهم رب شهر رمضان

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

کسی خودشو آماده کرده؟!

 

مـــــبادا مـــاه تو پایان بگـــیرد***ولی این بنده ات سامان نگیرد

ماه مبارک رمضان، ماه عبودیت و بندگی خدا، ماه گدایی، ماه تضرع، ماه  میهمانی الهی، ماه شب های قدر، ماه میلاد کریم اهل بیت؛ ماه وداع با علی علیه السلام، ماه یتیمی یتیمان، ماه رهایی علی علیه السلام  و.....

ماه رمضون با تمام ماههای دیگه فرق داره ،نمی دونم یک چیزی شاید یک جاذبه ای توش نهفتس که با تموم شدن این ماه آدم احساس دلتنگی میکنه ودلش واسه افطاری واسه پاشدن تو سحر تنگ میشه اما قشنگتر از همه ی شبهای ماه رمضون شبهای قدر که بدون اغراق میگم واسه من دوست داشتنی ترین شبهای ساله ، شبی که بعد از یک سال دوری از خدا،قهر کردن با خدا باب آشتی کردن باز میشه ، شاید خیلی از ماها یا حداقل من تمام سال رو به انتظار چنین روزی میشنم تا حرفهای نگفتنی  یک سال،تا بغض های خورده شده در یک سال ، تا حاجتهای نگرفته ی یک عمر  رو بزنم- بگریم - بگیرم ، گاهی اوقات نه بیشتر اوقات ما قدر خدا رو نمی دونیم خدایی که با یک بار  کوله بار گناه باز ما رو توی محضرش، تو گنگره ی کبریایش راه میده  ، ولی ما آدمها وقتی به یکی خوبی کنیم وبعد ازش بدی ببینیم حتی دیگه اجازه ی تو چشم ما نگاه کردن رو به طرف نمی دیدیم چه برسه به سلام، اما این خدا زمینی نیست آسمونیه ، یک آسمون بزرگ که توش پر عشق وبخشندگیه ، وبا تمام بدیت میگه بنده ی من نا امید نباش، قشنگترین لحظات شبهای قدر اون موقعه ای که می بینی آدمهایی که تو خیابون با قضاوت عجولانت اونها رو متهم به بی دینی ونامسلمونی میکنی در کنار توی ادعای مذهبی در مجلس حضور پیدا میکنه وقشنگتر از تو خدا رو صدا می زنن وناله می کنن

اگه این شب بیشتر از همه ی شبها بیشتر از نیمه ی شعبان بیشتر از اعتکاف لاقل تو دل من جا باز کرده  به خاطر حضور یک نفره ،یک آدمی به وسعت درا  یک آدمی به وسعت تمام مردان عدالت خواهی که نتونستن عدالت خواه باشن ،گاهی با شنیدن اسم قشنگش  خنده بر لبهام حک میشه، نه با شنیدن اسم حسین، نه با شنیدین اسم مهدی نه نه فقط با شنیدن اسم علی  ، میگم خدا بخشندس خدا به فکر من وتوی بیچارس میگی نه ،ببین  خدا چقدر خوبه که شهادت علی رو تو شبهای قدر میذاره تا شاید ماها بتونیم  به دامان علی اونقدر بچسبیم اونقدر بچسبیم تا توی مسیر بیفتیم ، اگه قراره متحول بشیم اگه قراره خوب بشیم، اون لحظه موقعشه به خودم میگم ،ای کاش هر سال شب قدر یک عهد ببیندیم با خدا برای کنار گذاشتن یک رذیله ی اخلاقی  واینگونه به فرشتهای حسود ثابت کنیم که چرا خدا گفت ما خلیفه ایم بر همه ی موجودات ، ودر آخر میخوام بگم باور دارم که شبهای قدر اگر حاجتی به صلاحمون باشه ودر خواست کنیم می گیریم.

شاید تا ماه پایان ماه مبارک وقت نکردم وبلاگمو بروز کنم، اگه بودیم یا نبودیم حلالمون کنید.


پنجشنبه 17 تیر 1389

آیت الله جوادی آملی ابن سینا و فارابی قرن حاضر

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :عمومی ،

استاد آیت الله جوادی آملی؛

فیلسوف برجسته جهان اسلام

تولد و دوران‌ کودکی‌

آیة‌ الله عبدالله جوادی‌ آملی‌، در سال‌ 1312 هجری‌ شمسی‌ در آمل‌ به‌ دنیا آمد. پدر و جدش‌، میرزا ابوالحسن‌ و ملا فتح‌ الله از مبلغین‌ اسلام‌ وارادتمندان‌ به‌ آستان‌ ولایت‌ بوده‌اند. از ویژگیهای‌ جدّی‌ وی‌ این‌ بوده‌ که‌ در منابر خود به‌ ذکر احکام‌ و مناقب‌ اهل‌ بیت‌ (علیهم‌ السلام‌) می‌پرداخته‌ و ظاهراً علاقة‌ وافری‌ به‌ علم‌ کلام‌ داشته‌ است‌. فرزندانی‌ که‌ خدا به‌ پدر استاد عطا می‌کرده‌ است‌، معمولاً بر اثر ضعف‌ امکانات‌ بهداشتی‌ پزشکی‌ یا به‌ علل‌ و عوامل‌ دیگر زنده‌ نمی‌ماندند. پیش‌ از تولّد استاد، یکی‌ از بستگان‌ در عالم‌ رؤیا می‌بیند که‌ شخصی‌ عصایی‌ به‌ دست‌ پدر استاد می‌دهد و او آن‌ را به‌ دست‌ گرفت‌. این‌ رؤیا را چنین‌ تعبیر کردند که‌ خداوند به‌ میرزا ابوالحسن‌، پسری‌ عطا خواهد کرد که‌ زنده‌ می‌ماند و عصای‌ دست‌ پدر خواهد شد. از این‌ رو، پدر و مادر نذر کردند اگر خدا به‌ آنها پسری‌ داد، او را به‌ مشهد امام‌ رضا (ع‌) ببرند؛ و این‌ گونه‌، استاد جوادی‌ آملی‌ متولّد شد.

فشار دوران‌ پهلوی‌ و مشکلات‌ پدر و جدّ استاد در مسائل‌ مادی‌ و سیاسی‌، باعث‌ نشد که‌ از علاقة‌ این‌ خانواده‌ به‌ روحانیّت‌ شیعه‌ کاسته‌ شود و همانا، آرزوی‌ آنان‌، تحصیل‌ فرزند خود در حوزه‌های‌ علمیه‌ بود.

فعالیتهای‌ سیاسی‌

استاد جوادی‌ آملی‌ که‌ از یاران‌ صدیق‌ و از شاگردان‌ مبرّز امام‌ خمینی‌ (ره‌) بود، در جبهه‌های‌ سیاسی‌ نیز هماره‌ پیرو پیر و مراد خود بود و در سالهای‌ مبارزه‌ بر ضد رژیم‌ شاه‌ از هیچ‌ کوششی‌ دریغ‌ نمی‌ورزید. وی‌ از سال‌ 1342 همراه‌ امام‌ بود و در طول‌ این‌ دوران‌، بارها مورد دستگیری‌ و بازجویی‌ ساواک‌ قرار گرفت‌.

بخشی‌ از این‌ مبارزات‌، همکاری‌ در مبارزات‌ مردم‌ آمل‌، سخنرانی‌، افشاگری‌ و تنظیم‌ اطلاعیه‌ها و بیانیه‌ها بود.

با شکل‌گیری‌ مبارزات‌ و تظاهرات‌ در همه‌ جای‌ ایران‌، مردم‌ آمل‌ نیز با ارشادها و راهنماییهای‌ آیة‌ الله جوادی‌ آملی‌، به‌ صفوف‌ مبارزان‌ پیوستند و رژیم‌ پهلوی‌ را با شکست‌ رو به‌ رو ساختند.

پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ نیز، آیة‌ الله جوادی‌ در مسؤولیتهای‌ گوناگونی‌ به‌ انجام‌ وظیفه‌ پرداخت‌. در سالهای‌ آغازین‌ انقلاب‌، با حکم‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) به‌ ریاست‌ دادگاه‌ انقلاب‌ و حاکمیت‌ شرع‌ منصوب‌ شد و همچنین‌ عضو شورای‌ عالی‌ قضایی‌ بود. از دیگر فعالیتهای‌ ایشان‌ در آن‌ دوره‌، تدوین‌ لایحة‌ قصاص‌ بود که‌ همواره‌ مورد نفرت‌ دشمنان‌ انقلاب‌ و ملی‌ گراها بود.

استاد جوادی‌ آملی‌، سفرهای‌ گوناگونی‌ به‌ کشورهای‌ مختلف‌ جهان‌، با انگیزه‌های‌ تبلیغی‌ و سیاسی‌ انجام‌ داده‌ است‌. یکی‌ از مهمترین‌ سفرهای‌ وی‌ سفر به‌ شوروی‌ سابق‌ برای‌ تسلیم‌ پیام‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) به‌ گورباچف‌، رهبر وقت‌ اتحاد جماهیر شوروی‌ بود که‌ از دید صاحب‌ نظران‌ جهانی‌، پدیده‌ای‌ بسیار مهم‌ تلقی‌ می‌شد. از دیگر سفرهای‌ مهم‌ وی‌، سفر به‌ نیویورک‌ و شرکت‌ در نشست‌ ادیان‌ و ابلاغ‌ پیام‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ بود که‌ معظم‌ له‌ با صلابت‌ تمام‌، پیام‌ رهبر ایران‌ را در آن‌ قرائت‌ کردند.

از دیگر مسؤولیتهای‌ وی‌، عضویت‌ در مجلس‌ خبرگان‌ قانون‌ اساسی‌ و نیز عضویت‌ در مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌ در دوره‌های‌ اوّل‌ و دوّم‌ بود. وی‌ همچنین‌ از اعضای‌ جامعه‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌، پیش‌ و پس‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ بوده‌ است‌. استاد حکیم تا سال پیش امامت‌ نماز جمعه‌ شهر مقدس‌ قم‌ را بر عهده‌ داشتند و بنا به مصلحت از امامت جمعه استعفا دادند. آیة‌ الله جوادی‌ آملی‌، هم‌ اکنون‌ در حوزه‌ علمیه‌ قم‌ به‌ تربیت‌ طلاب‌ می‌پردازد.

 

 


ادامه مطلب

تعداد کل صفحات: 2 1 2