تبلیغات
منطقه آزاد - مطالب اجتماعی
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392

رسانه های خصوصی٬ اکسیژن دموکراسی است

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :ارتباطات ،اجتماعی ،سیاسی ،عمومی ،


مطلب زیر را در ستایش رسانه های کثرت گرا و تصویری نوشته بودم٬ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ شماره ۱۷۶ هفته نامه سراسری ستاره صبح  چاپ و منتشر شد٬ البته ((سردبیر)) نشریه٬ با کلی تصرف و اشتباهات ویرایش محتوایی و نهایتا با اشتباهات تایپی فراوان ارزش مطلب را به نحو چشمگیری پایین آورده بود. چنین خطاهای فاحشی ارزش محتوایی نشریه را نزد مخاطب پایین می آورد و موجب بدبینی خوانندگان نسبت به نویسندگان و عوامل درون سازمانی نشریه می شود...

رسانه های خصوصی، اکسیژن دموکراسی است

علی ولی پور روزنامه نگار: رسانه های جمعی یکی از شاخص های توسعه هر کشور است. یعنی تعدد و کم و کیف وسایل ارتباط جمعی میزان آگاهی، شعور و پیشرفت هر جامعه را مشخص می کند. تقابل آرا در رسانه ها نه تنها صحت و سقم هر خبر، رویداد و موضوعی را همانند کف روی آب بالا می آورد بلکه تعصب خشک و بی دلیل و تک بعدی بودن را از افراد جامعه دور و آنها را منعطف و ملایم می کند.

بشر از زمانی که پا در دوره ی بلوغ فکری خود گذاشته است نیاز مستمر به اخبار، رویدادها و تفسیرها نیز به اندازه تغذیه جسمی از واجبات حیات او شد. بر این اساس در سلسله مراحل ارتباطی، غریزه به دانستن، عطش او را نسبت به وسایل ارتباط جمعی روزافزون و وابسته تر کرده است. وسایل ارتباط جمعی با مالکیت خصوصی که از زمان جنگ جهانی دوم به بعد، چه از نظر تئوریک و چه از نظر تکنولوژیک، با شدت و حدت بیشتری سیر تکاملی خود را طی می کند که مانعی سر راه امپریالیسم رسانه ای پدید آورده است و آن مانع چیزی جز سیاست جهت دهی به افکار عمومی نیست و نفوذ صاحبان قدرت را در افکار عمومی کمرنگ تر کرده است. از این طرف اکثر مخاطبان قرن بیست و یکم با حساسیت بیشتری و بدون انفعال در عصر انفجار اطلاعاتی پیگیر حوادث می شوند و خواه ناخواه چه در فضای سایبرنتیک و چه در فضای رسانه های تصویری، رادیویی و مکتوب در معرض انواع طیف های فکری، خبری و اطلاع رسانی قرار می گیرند و از آنجایی که انتقاد در کالبد رسانه های جمعی تعبیه و نهادینه شده است بدین سان در جذب مخاطب با یکدیگر زورآزمایی و رقابت می کنند، امری که موجب غنی تر شدن محتوا و بالاتر رفتن کیفیت رسانه و تخصصی تر شدن آن شده است و با رصد جزء به جزء امور داخلی و خارجی جا را برای حضور خودشان در میان ذهن و جان مردم بازتر می کنند.

اینک این رسانه های جمعی در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه خاری در چشم برخی سیاستمداران محافظه کار شده است و از هر راه ممکن با ارائه صغرا کبراهای توهمی سعی در محدود کردن فعالیت های آن ها می کنند. زیرا حضور دائمی و فعال آن ها تمام کاستی ها، کم کاری ها، دغل ها و نقض های عمدی و غیر عمدی را همچون آینه بی خط و خال برای جامعه انعکاس می دهد.

چون گردش آزاد اطلاعات و کثرت گرایی رسانه ها دیوارهای شیشه ای می سازد و برای قدرت پرستان دیواری ضخیم و قطور مقابل شان بوجود می آورد برایشان به مثابه دوره نقاهت و درد بعد از زایمان خواهد بود. بنابراین احزاب در چنین جوی در جهت برتری سیاسی خود با صداقت، شعارها و کارهای مردم پسند از یکدیگر سبقت می گیرند. رانت ها، فسادهای سیاسی، اقتصادی، اداری و اختلاس های کلان بسیار کم می شود و احزاب با هراس از رسانه ها ناظر بر اعمال خود می شوند تا دست از پا خطا نکنند در غیر این صورت رسوایی به وجود آمده سوژه مناسب رسانه ها می شود.

بازتاب فضاحت های احزاب سیاسی در طول تاریخ توسط رسانه هایی که مالکیت شخصی داشته اند منجر به اصلاح و گاها به مرگ سیاسی آن ها شده است. چنان که برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا و بسیاری از اعضای کابینه آن دچار شدند. رسوایی های سارکوزی و همسرش حزب او را نزد مردم بی اعتبار کرد و راه را برای حزب رقیب هموار، که اکنون با کمک از این فرصت سکاندار دولت فرانسه شدند. گوردون براون نخست وزیر حزب کارگربریتانیا نیز یکی دیگر از این نمونه هاست. اگر رسانه های شخصی در فضای حاکم سیاسی چنین کارکردی نداشتند شاید اوضاع سیاسی و... ایتالیا، فرانسه و بریتانیا طور دیگری رقم می خورد.

اگر رسانه های کشوری تک قطبی، دولتی یا حکومتی باشد و یک خط فکری رسمی بر رسانه ها حاکم شود منفعت اندیشی ها، سانسورها به بهانه مصلحت های کذایی و نظارت قبلی بر مطبوعات قبل از انتشار، سدی سر راه گردش آزادی اطلاعات ایجاد می کند که به حق اکسیژن دموکراسی است. با چنین اعمال و افعال محافظه کارانه نه تنها افکار عمومی واکسینه نمی شود بلکه ذهن مخاطب با کنجکاوی ایجاد شده٬ او را وسوسه به دریافت پاسخ بسیاری از پرسش های بوجود آمده می کند، و به هر طریق ممکن از فیلترها می گذرد و به رسانه مورد نظر می رسد.

جان کلام اینکه: آنچه اکنون بر دوش قانون مطبوعات کشور سنگینی می کند محتوای برگرفته از تلفیق تئوری های رسانه های شوروی و رسانه های توسعه بخش که به ترتیب برخاسته از کشور دیکتاتوری شوروی کمونیستی و فیلیپین است و 20 سال پیش ناکارآمدی خود را برای اهل رسانه ثابت کرد. و مورد دوم نبود قانونی برای رسانه های تصویری است تا تنویر افکارعمومی را عهده دار شوند. هنجارهای نظریه رسانه های شوروی به این قرار است: مطیع قدرت شکل گرفته باشد، سانسور و تنبیه و انواع فشارهای غیرمستقیم اعمال شود، در راستای کنترل مستقیم بر تولید پیام قانونگذاری شود،  به ارزش های سیاسی و اخلاقی حاکم حمله نکند، نظم موجود را به هم نزند، پیان آفرینان در عملکردشان استقلال نداشته باشند و اعمال تعلیق در انتشار از سوی دولت را مجاز می داند. تئوری رسانه های توسعه بخش نیز باید و نبایدهایی به این شرح دارد: فقط اخبارهای توسعه را بازتاب دهد، انتقاد غیرقابل قبول است، رسانه برای حفظ هویت فرهنگی استفاده شود، دولت می تواند به نفع اهداف توسعه از طریق سوبسید، کنترل غیرمستقیم و مستقیم در رسانه ها دخالت و فعالیت شان را محدود کند.

با اینکه وضعیت رسانه های مکتوب ما نسبت به برخی از کشورهای در حال توسعه بهتر است ولی انتظاری بسیار بیشتر از این از مسئولانمان در راستای بهبودی هرچه بیشتر وضعیت موجود رسانه ها داریم. آزموده را دوباره آزمودن خطاست ولی تصمیم گیران ذیربط! آیا با سپری شدن چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی وقت آن نرسیده است که قانون مطبوعات بطور اساسی بازنگری یا بازنویسی شود و فعالیت آزادانه رسانه های تصویری را هم مانند روزنامه ها بپذیریم تا فصل نوینی از دموکراسی را تجربه کنیم؟!

قطره های باران اگر به زمین نرسد و آن را خیس و مرطوب نکند چیزی جز زمین های بایر و لم یزرع به بار نمی آورد. وسایل ارتباط جمعی با مالکیت خصوصی و کثرت گرا نیز حکم قطره های باران را دارد، اگر وجود نداشته باشند موجب رشد و تکثیر قارچ گونه انواع خودسری های ارگان ها، فسادهای سیاسی، اقتصادی، اداری و... می شوند.


دوشنبه 2 بهمن 1391

کنکاش مهاجرت از نگاه روان شناسی اجتماعی

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،عمومی ،

کنکاش مهاجرت از منظر روان شناسی اجتماعی؛

هر کجا بروی آسمان همان رنگ نیست!

گفتگوی زیر حاصل مصاحبه علی ولی پور با دکتر پرویز سرندی از اساتید به نام و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تیریز است که برای تکمیل کاور استوری درس روزنامه نگاری تخصصی انجام داده ام. قبل از ورود به مصاحبه لازم است که با وی آشنا شویم.

مردی است با موهای جوگندمی و لباس های اتوکشیده که همیشه از بالای عینکش به دانشجویان نگاه می کند. در صحبت کردن برخلاف ما دانشجویان هیچ عجله ای ندارد، سوال را که می پرسی مکث می کند گاهی کوتاه گاهی طولانی سپس با لحن گیرایش آرام و شمرده شمرده پاسخ سوال را با نگاههای خاص اش که معلوم است کلا هوای زبان بدنت را هم دارد می دهد. وی از گفتن هیچ حرفی ابایی ندارد ولی می داند چه بگوید و چگونه بگوید همچنین با تلطیف انتقاداتش نفوذ حرفهایش را دو چندان می کند.

او سال های قبل از انقلاب را در فرانسه زندگی می کرد و سه دهه پیش دکترای روان شناسی اجتماعی خود را از دانشگاه سوربن پاریس اخذ می کند. مدتی هم در همان دانشگاه به تدریس روان شناسی می پردازد. سپس با کوله باری از تجربه برای انتقال دانش به وطن باز می گردد. و به همین دلیل گزینه مناسب من برای مصاحبه می شود.

همچنین قبل از اینکه وارد مصاحبه شویم تعریفی از مهاجرت را ارائه دهیم تا در فهم راحت تر مصاحبه مشکلی نداشته باشیم، با این مضمون که مهاجرت یک نوع جابجایی است به قصد رسیدن به هدف. و یا منظور از جابجایی، تغییر مکان است برای رسیدن به هدف، که ممکن است بعدا شکل دایمی پیدا کند یا موقتی. یا به تعریفی دیگر که از سایت تبیان اقتباس شده است یعنی: مهاجرت عبارت‌است از جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند. دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد. پدیده مهاجرت مختص به یک علمی غیر از روان شناسی، مثل جغرافیای انسانی و جامعه شناسی است ولی لازم می بینم که دلایل این پدیده از منظر روانی هم واکاوی و پژوهش بشود. مصاحبه به شرح زیر است:


ادامه مطلب

دوشنبه 22 آبان 1391

مهاجرت نخبگان و بلاتکلیفی ایران

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،جامعه شناسی ،سیاسی ،

سرمقاله زیر کار عملی اینجانب (علی ولی پور) است که برای درس دو واحدی نقد و تفسیر مقاله در مطبوعات نوشته شده است. استاد مربوطه این درس خانم دکتر ندا سلیمانی، از اساتید برجسته ارتباطات و رسانه می باشد. منتظر نظرات دوستان و مخاطبان نکته بین هستم.

مهاجرت نخبگان و بلاتکلیفی ایران (سرمقاله)

علی ولی پور روزنامه نگار اجتماعی_ theorem.mihanblog.com: همه کشورها سه نوع سرمایه دارد که اولی نیروی انسانی است و سرمایه دوم منابع طبیعی از قبیل زمین، آب، معادن و ذخایر زیرزمینی و سرمایه سوم سرمایه ساخته شده توسط انسان است که در علم اقتصاد به محیط انسانی معروف است، مثل بناها، کارخانه ها، جاده ها، تونل ها، کالاهای تولید شده و... . تردیدی نیست که توسعه، ترقی و رشد یک جامعه، در گرو هماهنگی و تطبیق نیروی انسانی ماهر با عوامل طبیعی و مادی است. اگر پرثمرترین و خوش آب و هواترین مزرعه های جلگه ای بی کشاورز و باغبان بماند محصولی از آن عاید نمی شود. بنابراین پدیده مهاجرت و بدتر از آن پناهندگی حاصل ناهماهنگی ها بین نیروی انسانی و عوامل طبیعی است.

مرزها را دیوار نکشیده اند اما ارتباطات مرزهای سیاسی را درنوردیده است. قرن بیست و یکم جغرافیای سیاسی نمیشناسد که قرن جهان بدون مرز هم می گویند. یک روی سکه جهان بدون مرز به ضرر کشورهای جهان سوم است و آن طرف سکه به سود کشورهای صنعتی و توسعه یافته تمام می شود. اگر نخبگان  یک کشور در قلمرو سرزمینی خود همانند امواج ماهواره ای، جغرافیای سیاسی خود را رد کرد، مصداق ضرب المثل آب از جوی رفته به سرچشمه بازنمی گردد می شود. جوان ایرانی در محیط آموزشی خود، هرچند با مشقت آموزش می بیند، رشد می کند و با تصورات آرمانی همچنان باانگیزه به تحصیل ادامه می دهد به امید اینکه چشم امید کشورش به دستان پرتوان و علوم زاییده تفکرات منطقی وی است. جوان نخبه که همان موتور محرک توسعه کشور است با گذر از این مراحل به ناگه آن تصوری که در ذهنش پرورانده بود توهمی بیش نمی بیند، اینجا چگونگی رفع معضل باید دغدغه فکری دلسوزان و اصلاح گران کشور شود. این آینده سازان ایرانی وقتی در آشفته بازار سیاسی-اجتماعی کشور قدم می زند و با واقعیات و فسادهای موجود در بطن دستگاههای دولتی و اداری که شعاع آن دامن بسیاری از نهادها را دربرگرفته است مواجه می شود و بیکاری 16 درصدی که آخرین آمار ارائه شده توسط سازمان آمار کشور است، یاس آهسته آهسته جای امید چندین ساله را از او می گیرد. از دیدگاه روان شناسی اجتماعی اگر فردی در یک چنین فضایی قرار بگیرد، راندمان و توان ذهنی و فکری خود را از دست می دهد، پس وظیفه مسئولان عالی رتبه که در حال حاضر باید در اولویت باشد و نهایت توجه را کنند، اصلاح همین معضل که نمونه بارز نخبه کشی است باید در دستور کار قرار بگیرد در غیر این صورت باید هزینه سنگین آن را پرداخت و متعاقباً باید منتظر پس لرزه های دیگر آن در دیگر حوزه ها باشیم. همین سرمایه های گرانبها که بارها به تجربه ثابت کرده بودند که ایرانی می تواند، چمدان سفر در راه بی برگشت را بسته و راهی غربت می شود.  چندی پیش در مصاحبه مختصری که با یک دانشجوی ممتاز پزشکی داشتم فضای تحقیقاتی در حیطه علمی خود را  مناسب فعالیت نمی دید، پس به امید "صمیعی" شدن، مهاجرت را انتخاب می کند و فرار را بر قرار ترجیح می دهد. مغزهای علمی کشور یکی پس از دیگری برای همیشه از کشور خارج می شوند و مهاجرت غیرقانونی کارگران گرسنه افغانی، پاکستانی و عراقی که اساس اقتصاد کشورشان هم با مواد مخدر است به کشورمان داخل می شوند. بعبارتی جای خالی مغزهای نخبگان علمی کشورمان را ناخواسته با معتادین و بزهکاران افغانی و پاکستانی معاوضه می کنیم.

در بررسی مهاجرت نخبگان به خارج کشور شاهد سه دوره مهاجرت هستیم: دوره اول مهاجرینی بودند که قبل از انقلاب 1357 شمسی ایران را به قصد ادامه تحصیل به اروپا و آمریکا رفته بودند که جمعیتشان در حدود 30% کل مهاجرین ایرانیان خارج که در حدود 225 هزار نفر بودند برآورد می شود. دوره دوم مهاجرت ها دهه اول انقلاب 1357 ایران بود که بیشتر رنگ و بوی سیاسی داشت و دوره سوم که موج مهاجرت ها شدت بیشتری به خود گرفت، شامل نخبگان نسل دوم بود و اکنون نوبت نخبگان نسل سومی های بعد از انقلاب است. در گزارش خرداد ماه سال 91 روزنامه شرق آمده بود که از 225 دانش آموز ایرانی که طی سال های 1372 تا 1386 در 53 المپیاد جهانی شرکت کرده اند، بیش از 140 نفر معادل 62درصد آنها هم اکنون در دانشگاههای مطرح دنیا در آمریکا و کانادا تحصیل می کنند. در حال حاضر  بیش از 500 پروفسور ایرانی در ایالات متحده آمریکا وجود دارد.. طبق آمارهای ارائه شده آمریکا از دیرباز مقصد بسیاری از ایرانی ها بود و در حال حاضر بیشترین ایرانی های مهاجر در آن زندگی می کنند که آمار متفرقه از حضور 2 میلیون ایرانی در این کشور خبر می دهد که به ترتیب اکثرا در ایالت های کالیفرنیا، نیویورک، تگزاس، اوهایو، جورجیا، ایلی نویز و ماساچوست متمرکز شده اند. حدود 80% از ایرانیانی که در آمریکا زندگی می کنند دارای تحصیلات عالیه هستند و این نشانگر این است که ایرانیان مقیم آمریکا ارج بیشتری در محافل مختلف از جمله محافل دانشگاهی نسبت به دیگر مهاجران از سایر ملت ها هستند. دیگر مقصدها اکثراً کشورهای آلمان، فرانسه، انگلستان، سوئد، اتریش و در نهایت کانادا که بعد از آمریکا بیشترین ایرانیان مقیم را دارد ثبت شده است. آخرین آمارهای تایید شده ی سال 2010 حاکی از آن است که بیش از 7 میلیون ایرانی از هر قشر و صنفی در خارج زندگی می کنند که از این تعداد اداره آمار کشورها، ایرانی های مقیم کانادا را حدود 330 هزار نفر اعلام می کند، ایرانیان مقیم آلمان 250 هزار نفر است که این تعداد قابل اطمینان ترین آماری است که در حال حاضر موجود است، در مورد ایرانیان مقیم انگلستان خیلی آمار دقیقی وجود ندارد ولی در سال 2004 سفارت ایران در انگلیس ایرانیان مقیم این کشور را حدودا 80 هزار نفر اعلام کرده بود، در یک آمار نه چندان دقیق تعداد ایرانیان مقیم فرانسه در سال 2000میلادی حدود 20 هزار نفر ذکر شده است که کاملا واضح است نمی تواند آمار دقیق و قابل اعتنایی باشد چون حضور پررنگ ایرانیان در فرانسه به وضوح می گوید ایرانیان فرانسه چیزی بسیار بیشتر از این تعداد است و بقیه در سایر کشورها پراکنده شده اند. این گروه از ایرانیان از نظر مالی و زندگی آسوده تر از ایرانیان داخل کشور هستند.

اما نتیجه سخن اینکه ارتباطمان را نباید با جهان غرب قطع کنیم و با نگاه واقعبینانه به مسائل عرصه بین الملل می توانیم نیمی از مشکلات علمی کشور را حل شده ببینیم. یعنی اگر تعاملات سیاسی و همسویی با جهان غرب نداشته باشیم نمی شود تعاملات علمی خوبی بینمان بعمل آید. بعبارت درست تر مقدمه رسیدن به علوم طبیعی، تجربی و تکنولوژی برترهمسویی با قدرت های بزرگ غربی است. در ثانی ما حق مهاجرت را بعنوان یکی از حقوق بشر برای همه افراد، تحریم و سرزنش نمی کنیم، اما عقیده داریم نخبگان هر جامعه اگرچه جهانی می اندیشند بدانند که دارای هویت ایرانی هستند و ایران را فراموش نکنند و هم دولت ایران باید خیلی بهتر و بیشتر از این از فرار مغزها جلوگیری کند تا آنجا که می تواند با ایرانیان خارج تعاملات کامل داشته و تسهیلاتی برای بازگشت نیروی انسانی برون مرزی صرفنظر از گرایش های سیاسی به آغوش میهن فراهم کند. ثالثاً اوضاع اداری و دیگر نهادها که حال و روز ناخوشی دارند و در کل بوروکراسی کشور را با مدیریت صحیح سروسامان داده و با جدیت با بی عدالتی ها و سیاسی کاری ها برخورد کنیم، همچنین سلیقه ای بودن را کنار گذاشته و با زندگی در کثرت ها و کنار آمدن با تنوعات، کشور را هر روز بهتر از دیروز پایاپای دیگر قدرت های علمی به پیش ببریم.

علی ولی پور_روزنامه نگار اجتماعی (theorem.mihanblog.com)

یکشنبه 21/8/1391

 


یکشنبه 8 مرداد 1391

بررسی آراء صاحبنظران دربارۀ منزلت اجتماعی :

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،

بررسی آراء صاحبنظران دربارۀ منزلت اجتماعی:

نظریات قشربندی اجتماعی :

همواره نابرابری در جایگاه اجتماعی افراد در اکثر کشورهای جهان در طول تاریخ وجود داشته است و به مرور زمان به صورت ساختار در آمده است و حتی به طور رسمی وارد سیستم قانونگذاری و قوانین برخی از کشورها شده است . ساختارمند شدن نابرابری جایگاه اجتماعی افراد در یک جامعه ، قشربندی اجتماعی نام گرفته است .

هنگامیکه اشخاص مشمول سلسله مراتب شوند و این مراتب را به حکم ابعاد مختلف نابرابریها پیدا کنند – اعم از اینکه نابرابریها مربوط به درآمد ، ثروت ، قدرت ، حیثیت ، سن ، نژاد یا خصوصیات دیگر باشد – تفاوتهای اجتماعی بصورت مرتبه بندی یا قشربندی در می آید . اعضای قشرهای مختلف که هر یک از سطوح سلسله مراتب قشربندی راتشکیل می دهند ، معمولاً از لحاظ نصیب های زندگی و سبک های زندگی با یکدیگر اشتراک دارند و ممکن است وقوفشان را بر این اشتراک عملاً نشان می دهند . این خصوصیات به نوبه خود آنها را از اقشار دیگر متمایز می کند .جامعه شناسان معمولاً سه سنخ عمده در قشربندی تشخیص می دهند که عبارتند از : کاست ، مراتب اجتماعی و طبقه .


ادامه مطلب

یکشنبه 9 خرداد 1389

پیدایش چگونگی نهضت پروتستان

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،

پیدایش چگونگی نهضت پروتستان

مسیحیت مانند هر دین دیگر، فرقه هاى متعددى دارد كه برخى از آنها باستانى و برخى نسبتا تازه هستند، همچنین برخى از آنها پیروان بسیار و برخى دیگر پیروان اندك دارند. مسیحیان فرقه را كلیسا مى نامند. در مسیحیت سه فرقه بزرگ و تعدادى فرقه كوچك وجود دارد. تفاوت بعضى از فرقه ها (مانند كاتولیك و ارتدوكس ) با یكدیگر بسیار كم است، ولى برخى از آنها(مانند كاتولیك و پروتستان) با هم بسیار تفاوت دارند.


مذهب پروتستان
پروتستان (Protestant) واژه اى فرانسوى است كه از زبان لاتینى آمده و معناى آن معترض است. پروتستان نهضتى بود علیه ارتجاع مذهب كاتولیك. فشار بیش از اندازه كلیساى كاتولیك و وجود دستورات بسیار سخنگیرانه آن و گرفتن باجهاى كلان از عوام بیچاره، مسیحى، باعث گردید كه گروهى از روشنفكران از كلیساى روم فاصله بگیرند و راهى جداى از مذاهب كاتولیك و ارتودوكس بجویند. آنان نخستین جریان معترضى بودند كه تاریخ مسیحیت خود مى دید. لوتر رهبر این نهضت در سال 1488 م علیه دكان روحانیت كاتولیك مبنى بر خرید و فروش گناه و بهشت و عفو نامه هاى پدران روحانى آشكارا به اعتراض برخاست. و این مبناى نخستین مذهب پروتستان گردید.


ادامه مطلب

یکشنبه 2 خرداد 1389

تفتیش عقاید ممنوع

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،

تفتیش عقاید ممنوع

هر انسان به میل خویش مختار به گزینش عقاید و دیدگاههای مختلف است و هیچ کسی را نمی توان به سبب داشتن انظار و افکاری مخالف با مسلک یا مذهبی مورد مؤاخذه قرار داد. اصل 23 قانون اساسی در این زمینه اشعار دارد: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ كس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد». تفتیش به معنای بازرسی، تفحص و جستجو کردن آمده است و اضافه آن به عقاید، همان کنکاش در باورهای درونی افراد است که از آن منع شده است. بنابراین هیچ نهاد و ارگانی حق ندارد صاحبان دیدگاههای مخالف باطل یا غیر باطل مانند مارکسیستی و ایده آلیسم یا دوآلیسم را به جرم برگزیدن چنین افکاری محاکمه و مجازات کنند.

استدلال پوشالی این روشنگرنمایان به تکثر تکرار در گذر زمان رنگ و لعاب حقیقت به خود گرفت و در نقاب حق، موجی از مخالفت را علیه قوای حاکم به وجود آورد. اما تجزیه و تحلیل صحیح قانون اساسی بطلان افکار این افراد را آشکار می کند. آنچه اصل 23 قانون اساسی مقرر کرده ممنوعیت تفتیش عقاید و عدم تعرض به اشخاص به دلیل باورهای آنها است. اما ابراز عقاید باطل و گمراه کننده و ترویج آن موضوعی سوای از اصل مذکور دارد. هنگامی که اندیشه های افراد نمود بیرونی به خود گرفته و در هیأت کنش های محسوس، بروز و وجود یابد تأثیرات منفی و فاسد ناشی از این فعل حسب مورد جرم بوده و مرتکب مستحق مجازات است. تمامی افرادی که به  سبب جرائم مرتبط با امور سیاسی و عقیدتی مورد حکم مجازات واقع شده اند نه به دلیل داشتن عقاید باطل، بلکه به سبب ابراز و ترویج آنها و همچنین تشویش اذهان مردم و ایجاد زمینه گمراهی مخاطبان با  تظاهر به واقع و سفسطه گری، مورد تعرض و مؤاخذه قرار گرفته اند.

عقاید هر کس زیر بنای اندیشه او را تشکیل می دهد و هر اندیشه مقتضی وجود کردارها و رفتارهای خاصی است. تبدیل اندیشه های افراد به کردارهای شایع و علنی، چنانچه دین و دینداری و امنیت اسلامی و نیز مصلحتهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی عموم مردم را تهدید و جریان های ضد اسلامی و انقلابی را تحریک کند، خود سبب مستقلی برای برخورد قوای حاکم با این وضعیت است و این امر هیچ تلاقی با منع تفتیش عقاید در قانون اساسی ندارد. از طرفی لزومی به تفتیش و تفحص در مورد شخصی که عقاید خود را آشکار می کند نیست.

پس نتیجه این شد که هر کس می تواند عقاید و باورهائی حتی مخالف با جریانهای حاکم داشته باشد و این فی النفسه جرم نیست. بنابراین کسی حق ندارد پیرامون این افکار تحقیق و تفحص کرده و پس از پی بردن به ضمیر شخص، وی را مورد تعرض و مؤاخذه قرار دهد. اما همین که این افکار علنی شده و در جهت خلاف مصالح دینی و اجتماعی بکار بسته شد از موضوع اصل 23 فاصله گرفته و به مقتضای حفظ امنیت دینی، اخلاقی، سیاسی و فرهنگی برخوردهای لازم صورت می گیرد.

هادی حاجیانی – دبیر کمیته حقوقی سازمان اسلامی دانشجویان ایران


چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389

آزادی بیان و عقیده

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،

                         آزادی عقیده و بیان

                   

1.ازادی عقیده بدون ازادی بیان (گفتار و نوشتار) معنای محصلی ندارد.این که ادمی ازاد باشد در خلوت و منعزل از کل بشریت و جامعه ای که در ان زندگی می کند به گونه خاصی بیندیشد ولی مجاز نباشد ان را با دیگران در میان نهد چه سودی دارد؟ بازار ازاد عرضه و تقاضای فکر و اندیشه شرط لازم ازادی عقیده است.ادمیان باید بتوانند کالای فکری خود را با دیگران داد و ستد کنند.تبادل وتضارب اندیشه نقاط ضعف و قوت عقاید را به ادمی نشان می دهد و انسان را از این باور ساده لوحانه که گمان برد به حقیقت دست یافته دور می کند.

2.ادمیان باید بتوانند ازادانه عقایدشان را تبلیغ کرده و دیگران را به سوی اراء خود جذب کنند.انسانها نه تنها فکر می کنندحقیقت را صید کرده اند بلکه گمان می برند بهترین راه حصول سعادت را هم کشف کرده اند.لذا باید شرایطی فراهم شود تا همه بتوانند الگوی سعادتو راه رسیدن به ان را تبلیغ کنند.در چنان شرایطی احتمال حقه بازی و شیادی و کلاهبرداری بسیار کاهش می یابد.چرا که فقط یک مدل از سعادت با کوپن توزیع نمی گردد بلکه مدلهای رقیب در بازار ازاد به مصرف کننده توزیع می شود.

3.هیچ راه فرا بشری برای اداره جوامع بشری وجود ندارد.دین را همه ادمیان می فهمند و روایتی در قد و قامت خود (سطح معرفت و سطح معیشت ) از ان بر می گیرند.فقها و مفسران و متکلمان و فیلسوفان و عارفان فهم خویش از دین را در قالب یک قرائت خاص ریخته اند.انان که به حدود عقل و فهم بشری وقوف داشتند هیچ گاه ادعای کشف ((حقیقت دین)) را نداشتند.اما در عمل یکی به دنبال باز تولید بهشت بر روی عالم خاکی بود و می گفت:

ادمی در عالم خاکی نمی اید به دست        عالمی دیگر بباید ساخت وز نو ادمی


دوشنبه 27 اردیبهشت 1389

عبدالکریم سورش: مبنای این نظام اطاعت است نه حقوق بشر

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،

عبدالکریم سروش: مبنای این نظام اطاعت است نه حقوق بشر

منبع: سایت رسمی دکتر سروش

                    

با دکتر عبدالکریم سروش، این بار در مورد جدایی دین از حکومت، اختلاف نظر سکولارها و نواندیشان دینی و نیزچشم انداز جنبش سبزگفت و گو کرده ایم. دکتر سروش باتاکید بر اینکه "با سکولاریسم سیاسی فرا دینی کسی هم که مومن است، خاطر جمع می شود دین و ایمانش محفوظ خواهد ماند و  حکومت به اعتقاد وعمل او تعرضی نخواهد کرد.... " می گوید: "دموکراسی از اسلام قابل استخراج نیست." او همچنین می افزاید: "دینداران باید بدانند در روزگار حاضر، اجرای عدالت که خواسته شرع هم هست، فقط به شیوه دموکراتیک امکان پذیرست نه به شیوه فردی؛ نه به شیوه ولایتی." این مصاحبه در پی می آید.


ادامه مطلب

سیدمحمدخاتمی:شرط قطعی سامان دادن اندیشه دینی، آزادی و
 
نداشتن فکر سیاسی و دولتی است.

اصلاحات تایید کننده حرکت مدنی در جامعه است/امتیاز مهم شهید مطهری"مرد زمان خود بودن" است/باید شجاعت نقد و نو آوری در حوزه‌های علمیه تقویت شود/حکومت دینی این زمینه را دارد که به ظاهر گرائی روی آورد/به راه انداختن دستگاه تفتیش عقاید یک تجربه شکست خورده است/شکل گرفتن یک فکر و فراگیر شدن آن با بخشنامه درست نمی‌شود/امتیاز شهید بزرگوار مطهری شجاعت در طرح سئوالات و مسائل بود/حذف اندیشه‌ها به صورت اداری موجب افزایش سئوالات جوانان می‌شود/نشانه بحران در غرب قرار گرفتن پساتجدد در برابر اندیشه و منش تجدد است/اعتراضات موجود در جامعه با انکار و یا دادن نسبت‌های ناروا به معترضان حل نمی‌شود/کسانی می‌خواهند غرب که خود در جستجوی راه‌های دیگر است را قبله آمال خود قرار دهند/حکومت باید صد در صد در چارچوب قانون حرکت کند و اعتراض را مساوی با براندازی و فتنه نداند/راهکار ما نفی مطلق علوم انسانی و علوم جدید و برخورد صاحبان تخصص در این حوزه‌ها نیست


ادامه مطلب

شنبه 11 اردیبهشت 1389

توسعه سیاسی

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،

توسعه سیاسی

مقدمه:

"توسعه سیاسی" مفهومی است که در پی تحولات پس از جنگ جهانی دوم با استقلال کشورهای تحت استعمار از یک سو و نیز تهدیدات نظامهای سوسیالیستی بلوک شرق برای جهان سرمایهداری غربی در خلال جنگ سرد از سوی دیگر، توسط جامعه شناسان و نظریهپردازان غربی، و به ویژه نظریه‌پردازان آمریکایی، به منظور ارائه راه حلی برای کشورهای تازه استقلال یافته و عقب مانده به منظور تغییر و دگرگونی مطرح گردید. هدف اولیه نظریهپردازان آمریکایی در مطالعه و تجویز الگوهای توسعه و نوسازی، جلوگیری از نفوذ ایدئولوژی‌های کمونیستی به کشورهای تازه استقلال یافته جهان سوم بر اساس سیاست‌های سد نفوذ آمریکا و در کل ترویج و گسترش فرهنگ و هنجارهای غربی در جهان سوم پس از جنگ جهانی دوم بوده است. به رغم گذشت بیش از نیم قرن از مطالعات نوسازی و توسعه سیاسی این مفهوم روز بروز بیشتر ابهام یافته و در پس مناقشات و اختلاف نظرهای صاحبنظران پنهان مانده است. امروزه با وجود انبوهی از مطالعات انجام شده در این باب، همانند دیگر مفاهیم علوم انسانی، اجماع مشترکی بین صاحب نظران در باره این مفهوم به دست نیامده است. هر کدام از مکاتب، تعریف و معیارهای خاص خود را از این اصطلاح مطرح می نماید.

یکم: مفاهیم و تعاریف:

واژه توسعه سیاسی از دوکلمه "توسعه" وسیاست تشکیل شده است. درابتدا تعریفی ازتوسعه و سیاست خواهیم داشت.

توسعه:development "بهبود، رشد و گسترش همه شرایط و جنبه‌های مادی و معنوی زندگی اجتماعی" را گویند.ازطرفی "گسترش ظرفیت نظام اجتماعی برای برآوردن احتیاجات محسوس یک جامعه، امنیت ملی، آزادی فردی، مشارکت سیاسی، برابری اجتماعی، رشد اقتصادی، صلح و موازنه محیط زیست، مجموعه‌ای ازاین احتیاجات است." كه ازتعاریف توسعه محسوب می شود.1

سیاست: politics درباب سیاست تعاریف مختلفی ارائه شده است. یکی ازاین تعاریف عبارت است از؛ تدابیری که حکومت به منظور اداره امورکشوراتخاذ می کند. این تدابیربه دوجزء تقسیم می شود: سیاست داخلی و سیاست خارجی. مناسبات بین طبقات و بین ملت‌ها درداخل یک کشور، جزئی ازسیاست داخلی، و روابط بین دولت‌ها درعرصه جهانی، جزئی ازسیاست خارجی شمرده می شود.سیاست هم علم است و هم هنر. علم است؛ زیرا باید قوانین و قواعد و ساختار و تاریخ آن را فراگرفت. چون هدف مطالعات سیاسی کشف قوانین مربوط به رابطه قدرت و معرفی آنها به صورت منظم است. هنر است، زیرا برای سیاستمدارشدن، قریحه و موهبت ویژه‌ای (مثل شم، زیرکی، پویایی، نهان بینی، خویشتنداری، سرعت انتقال) لازم است که اجزای مختلف این قریحه سیاسی می باشد.

توسعه سیاسی:political development به دلیل چندبعدی جامع و شدیدا كیفی بودن آن، پیچیده ترین سطح یك جامعه است. قبل ازاینکه تعریف دقیقی ازتوسعه سیاسی ارائه دهیم، به نظرات برخی ازدانشمندان درباب توسعه سیاسی اشاره خواهیم نمود.

1. رونالدچیكلوت: معتقداست كه نظریات توسعه سیاسی رابه سه قسمت می‌توان تقسیم كرد.

الف) آن دسته كه توسعه سیاسی رابادموكراسی مترادف می‌دانند.

ب) آن دسته كه برتغییر و توسعه سیاسی تمركز تحقیقاتی داشته‌اند.

ج‌) آن دسته كه به تجزیه و تحلیل بحران‌ها و مراحل تسلسلی توسعه سیاسی پرداخته‌اند.2

2. بایندر: معتقداست كه اگركشوری بخواهدبه رشدوتوسعه برسد، باید پنج بحران راپشت سر بگذارد."این پنج بحران عبارتنداز: بحران هویت، بحران مشاركت، بحران نفوذ، بحران مشروعیت و بحران توزیع" او معتقداست كه وجه تمایز كشورهای توسعه یافته صنعتی ازكشورهای درحال توسعه درآن است كه آنان درگذشتته به طریقی موفقیت آمیزبحران‌های فوق به ویژه بحران‌های هویت و مشروعیت راپشت سرنهاده‌اند.3

3. هانتینگتون: مفهوم توسعه سیاسی براساس میزان صنعتی شدن، تحریك وتجهیزاجتماعی، رشداقتصادی ومشاركت سیاسی موردارزیابی قرارداده وبراین اعتقاداست؛درفرایندتوسعه سیاسی تقاضاهای جدیدی به صورت مشاركت و ایفای نقش‌های جدیدترظهورمی كنند.بنابراین نظام سیاسی باید از ظرفیت و توانایی‌های لازم برای تغییر وضعیت برخودرارباشد، درغیراین صورت سیستم بابی ثباتی، هرج و مرج، و.. روبروخواهد شد.4

4. لوسین پای: توسعه سیاسی را افزایش ظرفیت نظام درپاسخگویی به نیازهاوخواسته‌های مردم، تنوع ساختاری، تخصصی شدن ساختارها و همچنین افزایش مشاركت سیاسی می‌داند.5 پای براین نظراست كه، برای تحقق توسعه مطلوب یك نظام سیاسی باید ازیك سلسله بحران‌ها به صورت موفقیت‌آمیز عبور كند.وی تقدم و تاخری را برای مقابله با بحران در نظر نمی‌گیرد؛ زیرا شرایط اجتماعی و سیاسی جوامع گوناگون از لحاظ قرار گرفتن در مسیر هریك از این بحران‌ها متفاوت است. وی سه ویژگی مهم رابرای مفهوم توسعه سیاسی مشخص می‌كند:

الف) برابری: ازاین لحاظ توسعه سیاسی به مشاركت توده‌ای و اقدام عمومی در فعالیت‌های سیاسی مربوط است.این مشاركت ممكن است به صورت تحرك دموكراتیك یادرشكل تحرك توتالیترباشد، اما نكته اصلی تبدیل شدن مردم به شهروندان فعال است.دراین مورددست كم صورت ظاهرحاكمیت عمومی ضروری است.ونیزقوانین بایددارای ماهیت همگانی باشدو در اجرا كم و بیش ازجنبه تفاوت‌های شخصی خارج شودودستیابی به مقامات سیاسی بایدباتوجه به دستاوردها، لیاقت‌ها و صلاحیت‌هاباشد، نه نتیجه روال انتصابی در نظام‌های اجتماعی سنتی.

ب) ظرفیت: این ویژگی توسعه سیاسی به توانایی نظام سیاسی دردادن "برون دادها"وبه میزان تاثیرآن برجامعه و اقتصاداشاره دارد.ظرفیت همچنین بااجرای وظایف حكومتی وشرایط اثرگذاربراین اجراهمراه است وتمایلی است به تخصصی كردن حكومت به عقلایی كردن مدیریت ودادن سمتگیری دنیایی به جامعه.

ج) تغییرتدریجی:این ویژگی توسعه سیاسی برگسترش واختصاصی كردن ساختارهادلالت می‌كند.مقامات وكارگزاریهاتمایل می‌یابندوظایف مشخص ومحدودی داشته باشندوتقسیم كارمتعادلی دردرون حكومت وجودداشته باشد.این ویژگی همچنین متضمن یكپارچه كردن مجموعه ساختارهاوروندهاست.


ادامه مطلب

شنبه 11 اردیبهشت 1389

افراطی گری

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،

افراطی گری در ایران

تندروی افراط می آورد به این معنا که زمانی که در جامعه جریان یا جریان هایی رو به افراط گرایی می روند، طرفداران آن جریان نیز به تدریج افراطی و تندرو می شوند. در این شرایط فضای عقلانی و اعتدال و گفت وگو زیر سایه افراطی گری قرار می گیرد. بنابراین هر کدام از جریان های موجود در جامعه باید از هر گونه افراط پرهیز کنند و به جای افراط گرایی به سوی اعتدال گام بردارند. چه آنکه اتخاذ این رویه هم به نفع خودشان است و هم به نفع جامعه و طرفداران شان. رعایت این نکته از سوی جریان های سیاسی به این دلیل حائز اهمیت است که هرگونه افراطی گری از سوی هر جریانی جامعه را نیز با خود به سمت تندروی می برد.


ادامه مطلب

چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389

اعلامیه جهانی حقوق بشر

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،

اعلامیه جهانی حقوق بشر

 (10 سپتامبر 1948)

دیباچه

از آن جا كه شناسایی حیثیت و كرامت ذاتی تمام اعضای خانوادهء بشری و حقوق برابر و سلب ناپذیر آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است؛

از آن جا كه نادیده گرفتن و تحقیر حقوق بشر به اقدامات وحشیانه ای انجامیده كه وجدان بشر را برآشفته‌اند و پیدایش جهانی كه در آن افراد بشر در بیان و عقیده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترین آرزوی بشر اعلا م شده است؛

از آن جا كه ضروری است كه از حقوق بشر با حاكمیت قانون حمایت شود تا انسان به عنوان آخرین چاره به طغیان بر ضد بیداد و ستم مجبور نگردد؛

از آن جا كه گسترش روابط دوستانه میان ملت‌ها باید تشویق شود؛

از آن جا كه مردمان ملل متحد، ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و حیثیت و كرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلا م و عزم خود را جزم كرده‌اند كه به پیشرفت اجتماعی یاری رسانند و بهترین اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاینده به وجود آورند؛

از آن جا كه دولت‌های عضو ء متحد شده‌اند كه رعایت جهانی و موثر حقوق بشر و آزادی‌های اساسی را با همكاری سازمان ملل متحد تضمین كنند؛

از آن جا كه برداشت مشترك در مورد این حقوق و آزادی‌ها برای اجرای كامل این تعهد كمال اهمیت را دارد؛

مجمع عمومی این اعلامیهء جهانی حقوق بشر را آرمان مشترك تمام مردمان و ملت‌ها اعلا م می‌كند تا همهء افراد و تمام نهادهای جامعه این اعلامیه را همواره در نظر داشته باشند و بكوشند كه به یاری آموزش و پرورش ، رعایت این حقوق و آزادی‌ها را گسترش دهند و با تدابیر فزایندهء ملی و بین المللی ، شناسایی و اجرای جهانی و موثر آن‌هارا چه در میان مردمان كشورهای عضو و چه در میان مردم سرزمین‌هایی كه در قلمرو آن‌ها هستند، تامین كنند.


ادامه مطلب

شنبه 15 اسفند 1388

تفاوتهای فرهنگی و ساختاری میان اروپا و آمریکا

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،

تفاوتهای فرهنگی و ساختاری میان اروپا و آمریکا

آمریكا كشورى است سابقه تاریخى بسیار محدود و در مقایسه با اروپاى ناهمگون از نظر نژادى و فكرى و فرهنگى و زبانى، هماهنگ و همگون و یك دست. هر چند آمریكا نیز از مهاجران كشورهاى مختلف تشكیل یافته است اما این مردم فرا آمده از چهار سوى جهان در آمریكا با كسب هویتى جدید و با كنار نهادن عوامل متمایز كننده در یك هماهنگى و انسجام به سمت اهداف خود به پیش مى روند. در اروپا هر چند افكار نیچه به ظهور پیوست اما عمل به این افكار واقعاً در آمریكا تحقیق یافت. آمریكائها مردمى هستند كه به هیچ چیز جز دنیا فكر نمى كنند و در این راستا حقیقتاً خود را از قیود رها ساخته اند. هیچگونه معنى براى رسیدن به اهداف یك فرد وجود ندارد. در آمریكا واقعاً مردم از قید و بندهاى مذهبى و اخلاقى خود را آزاد مى بینند و هیچگونه زمینه و پس زمینه مذهبى به مانند آنچه در اروپا هست وجود ندارد. لذا درگیریهاى مذهبى به چشم نمى خورد. از نظر فرهنگى آمریكا پیشرو و یكه تاز میدان است و مظاهر تمدن آمریكایى تمام اروپا را در بر گرفته است چه از نظر فیلم و چه از نظر لباس و چه از نظر خوراك و هر آنچه كه بعنوان فرهنگ از آن نامبرده میشود و البته یكى از مهمترین عوامل آن امكانات مالى سرشار آمریكا است كه صد البته با استفاده از افكار به نخبه هاى سراسر جهان و درآمد كشورهاى محروم تامین شده است.


ادامه مطلب

جمعه 26 مرداد 1386

آسیب های اجتماعی

   نوشته شده توسط: علی ولی پور    نوع مطلب :اجتماعی ،

آسیب های اجتماعی، ظهور مدعیان دروغین

ای مردم از خواب بیدار شوید که وقت بیداریست در غیر اینصورت...

در سالهای اخیر بخشی از خبرهای داغ روز حول مدعیان می گردد. مدعیانی که در این سالها تعداد رو به فزونی داشتند. روانشناسان می گویند کسانی که خیلی ادعا دارند در واقع عقده حقارت دارند. عقده ی حقارتی بس عمیق و ناشی از کمبود شدید محبت. پس خود را پشت یک ماسک بزرگ پنهان می کند و به گونه ای خویش را جلوه می دهد که احترام و توجه دیگران را برانگیزد. نکته ای که اغلب افراد مدعی را به افرادی ضد اجتماع تبدیل می کند این است که این جلب محبت برای دیگر افراد جامعه آسیب رسان و زیان بار می شود. از عوارض ظهور مدعیان دروغین می توان به این موارد اشاره کرد:


ادامه مطلب