تبلیغات
منطقه آزاد - مطالب سیاسی
چهارشنبه 19 تیر 1392

دعوت شبکه دو از عوامل روزنامه کیهان

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

دعوت شبکه دو از عوامل روزنامه کیهان

صدا و سیمای ملی! یا میلی


برنامه زنده باد زندگی با اجرای جعفر خسروی٬ بامداد ساعات اولیه چهارشنبه٬ مقارن با شب اول ماه مبارک رمضان٬ با دعوت جهت دار از عوامل جوان روزنامه کیهان٬ سعی در بیرون بردن آن از زیر فشارها کرد.
این برنامه شاد شامگاهی خانوادگی با گفتگو از روزمره های زندگی و گپ و گفت خودمانی با چهره های جوان کیهان٬ به دنبال ایجاد حس عاطفی و احساسی و همذات پندارانه با مخاطبان بود تا این ((برند)) هرج و مرج طلب و تندرو را با ویترین جوان و خوش پوش روزنامه توجیه کند و با برقراری ارتباط چهره به چهره با عامه مردم در قالب خودمانی٬ صمیمی و شاد٬ نوع نگاه نسبت به محتوای روزنامه را تغییر دهد و افکار عمومی را در مقابل انتقادهای علمی روزنامه های اصلاح طلب واکسینه کرده و از تبعات رسوایی های روزنامه آقای شریعتمداری نزد عامه مردم بکاهد.
آیا چنین فرصت های حضور در رسانه های ملی در قالب های مردم پسند فقط برای عوامل درون سازمانی روزنامه های کیهان و امثالهم است؟! یا عوامل دیگر روزنامه ها مثل شرق٬ اعتماد٬ آرمان و بهار هم می توانند شبی در کنار هم در گپ و گفتی مثل برنامه زنده ی زنده باد زندگی و شبیه آنان٬ ارتباط چهره به چهره با مخاطبان برقرار کنند؟!!! آیا جانبداری غیرمستقیم صدا و سیما از طیف خاصی می تواند ملی بودن خود را توجیه کند؟!!! یا به میلی بودن خود ادامه می دهد؟!!!


پنجشنبه 6 تیر 1392

جبهه پایداری! به کجا چنین شتابان؟!

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

جبهه پایداری! به کجا چنین شتابان؟!!

علی ولی پور، روزنامه نگار: نماد مهم دموکراسی در همه کشورها انتخابات است و مردم با انتخاب افراد اصلح، آنان را در راس قوه های اجرایی و قانونگذاری کشور قرار می دهند. و همچنین قانون مداری و پایبندی رقبا به قانون اساسی و به دنبال آن هواداران و طرفداران نامزدهای رقیب و تمکین و قبول نتیجه انتخاب، نشان از بلوغ و پختگی جامعه و آگاهی سیاسی-اجتماعی آن دارد، کشور ما هم سمبول دموکراسی را با حضور 75درصدی مردم برای بار یازدهم مردمسالاری و دموکراتیک بودن نظام جمهوری اسلامی ایران را به جهانیان اثبات کرد ولی در این میان همواره عده ای فرصت طلب و افراطی داخلی با ایجاد فضای متشنج و تنش قصد برهم زدن این فضای سالم را دارند! چرا که هنوز از ((رحم تفکرات جهان سومی)) بیرون نیامده اند.

مردم کشورمان با انتخاب دکتر حسن روحانی به ریاست جمهوری سرنوشت چهار سال بعدی خودشان را رقم زدند. به چرایی های پیروزی دکتر روحانی هم از بین شش کاندیدای دیگر بارها و بارها در روزنامه های مختلف کشور به خصوص روزنامه های اصلاح طلب، هر چند که خواندن و نوشتن آن برای اصولگرایان تندرو خوشایند نبود اما در قالب تحلیل و تفسیرهای مختلف چاپ و منتشر شد. ولی باز به علل پیروزی اشاره ای کوتاه و از آن عبور می کنم و می روم سر اصل مطلب.

دکتر روحانی خودشان هم نیک می دانند که بدون حمایت های آیت الله هاشمی و سید محمد خاتمی و کنار کشیدن دکتر عارف به نفع دکتر روحانی  پیروزی برایشان محال بود، چرا که آمارهای مهم خصوصا آمارهای وزارت اطلاعات و جامعه آماری سنجش گران افکار بعمل آمده در سطح جامعه، گویای اختلاف بسیار اندک آرا میان دکتر قالیباف و ایشان بود. روزهای پایانی انتخابات، از دکتر روحانی حمایت ها پشت حمایت ها ادامه داشت و نهایتا یک روز مانده به انتخابات تمامی آمارهای سازمان های مختلف آمارهای قبلی را به هم زد، البته یک نکته مهم دیگری برای پیروزی ایشان می تواند وجود یک عنصر  مخرب با مغناطیس ناهمسنگ و دافعه بالا باشد؛ مثل سعید جلیلی نامزد جبهه پایداری از نحله های فکری "آیت الله مصباح یزدی". این عوامل دست به دست هم می دهند و آن شور و هیجان را دوان دوان به کارزار انتخاباتی برمی گرداندند که کلید درهای پیروزی را یکی پس از دیگری به سوی فتح الفتوح شیخ امید باز می کردند. در غیر اینصورت شوروحال انتخاباتی رویایی بیش متصور نمی شد.

روزرهای اول خبر پیروزی بزرگ شیخ امید با وارد کردن شوکی بر پیکره اصولگرایان تندرو، آنان را به کما برده و در اتاق آی سی یو خوابانده بود حال با اندک هوشیاری برگشته در روزهای اخیر، به هزیان گویی پناه برده است گویی با چنین حرف ها و سخنان سرگردان، عقده های باقیمانده خود از اصلاحات را اینچنین تخلیه می کنند. طوری که بلندگوی همیشگی شان یعنی جناب آقای حسین شریعتمداری، کسی که اسمشان همیشه به "نیکی" ورد زبان هاست پس از گذشت حدود دو هفته از شوک این نتیجه انتخاب مردم٬ بیرون نیامده و در حالت خواب و بیداری با تحلیل ها و تفسیرهای ناپلئونی خود که به شهره عام و خاص جهان رسیده است و در این روزهای اخیر تناقض گویی هایشان مثل "سلسله جبال هیمالیا" سر از آسمان در آورده است. تاچند روز پیش از انتخابات همه سرمقالاتشان در کیهان علیه دکتر روحانی بود و ایشان را نامزد محبوب اصلاح طلبان و فتنه گران 88 می شناخت و معرفی می کرد، بعد از انتخابات تحلیل و تفسیرها به کلی رنگ عوض کرد و به یکباره ایشان را یک اصولگرای با سابقه ای معرفی می کند که پیروزی ایشان تودهنی بزرگی بر دهان اصلاحطلبان است و اصولگرایان تمایل بیشتری به وی داشتند تا دیگر نامزدها. و دیگر اینکه شریعتمداری همانند جعفر شجونی و دیگر افراد داخل جبهه پایداری حمایت های آقایان هاشمی و خاتمی در پیروزی ایشان را انکار کرده و مدعی اند که مردم بخاطر حمایت های این بزرگان از دکتر روحانی حدود 10 میلیون ریزش آرا داشته است و مردم ایران بخاطر روحانی و طلبه بودن دکتر روحانی به وی رای داده اند و... . عجب...!!!

روحانی در تمامی سفرهای تبلیغات انتخاباتی استانی پیوسته بر ادامه راه دولت های هاشمی و خاتمی در دولت خود تاکید می کردند، بعد از انتخاب به عالی ترین مقام اجرایی کشور، شیخ تدبیر در دیدارهای رسمی با سران و نشست مطبوعاتی خود بارها به قدردانی از حمایت های بزرگان پرداخته تا اولتیماتومی برای فتنه انگیزان و اختلاف افکنان باشد که شیخ پای عهدی که با مردم بسته است وفادار می ماند. هفته نامه 9 دی نشریه افراط گرایان در تاریخ اول تیر، تکه های خاصی از نشست خبری شیخ دیپلمات را با سبک ژورنالیستی کیهان،  سعی در بی توجه نشان دادن این شیخ نسبت به محمد خاتمی کند و با اشاره به سوال خبرنگاری که راجع به جایگاه اصلاح طلبان در کابینه سوال کرد، با هیجان رسانه ای می نویسد: روحانی با پاسخ به این خبرنگار آب پاکی را روی دست های اصلاح طلبان ریخت چرا که ایشان خود را رئیس جمهور همه مردم ایران معرفی کرد نه اصلاح طلبان!

انعکاس این نشست به این سبک حاکی از خودرایی در اداره و امور کشورداری اصولگرایان دارد که نسبت به مطالبات غیر اصولگرایان بی تفاوت است تنها محتوای اندیشه تندرو ها در این جمله تمام شده است: ((کسانی که با ما نیستند دشمن ما هستند.)) خود را  مثل روحانی رئیس جمهور کل مردم دانستن نشان از دموکراتیک بودن دولت شیخ تدبیر و امید دارد که حتی مطالبات اقلیت هم برایش اهمیت دارد. اکثریت حق دیکتاتوری بر اقلیت را ندارند و اقلیت هم حق دیکتاتوری بر اکثریت را ندارند و به چند صدایی بودن اعتقاد دارد نه اینکه مثل اصولگرایان بخواهد در کشور اتوبان یک طرفه درست کند.

شریعتمداری از یک هفته پیش مثل همیشه تغییر موضع می دهد و ناگهان یادش می افتد روحانی اصولگرا و عضو جامعه روحانیت مبارز است! پس پیروزی وی هیچ ربطی به اصلاح طلبان ندارد چون اصولگراست... در حالی که روحانی ۱۰ سال است که از جامعه روحانیت جدا شده است. آقای شریعتمداری!٬ کدامیک از شعارهای انتخاباتی دکتر روحانی با گروه خونی جبهه پایداری که همیشه هم از جانب اصولگرایان و هم از جانب اصلاح طلبان به تندروی و افراط و احساس متهم هستند، مطابقت دارد؟! به نقد کشاندن فضای امنیتی حاکم در کشور یا اعتراض به خودسری های لباس شخصی ها!، نوید آزادی بیان و مطبوعات، بازگشایی انجمن صنفی روزنامه نگاران، جامعه مدنی، تعامل سازنده با جهان، حقوق شهروندی و احترام به حریم خصوصی که در دور سوم مناظرات تلوزیونی به شدت محور سخنانشان بود. رابطه منطقی و ریاضی بین همین شعارهای انتخاباتی که دغدغه اصلی دکتر روحانی بود با اصولگرایان تندرو چیست؟!  آیا شما هم غصه تعامل سازنده با جهان، جامعه مدنی و احترام به حریم خصوصی دارید؟!

آیت الله مصباح یزدی، رهبر معنوی جبهه پایداری نیز همانند افراد حزبش پیروزی را پیروزی اسلام و مشتی بر دهان آمریکا می داند اما برخلاف بقیه علمای حوزه علمیه قم حتی پس از نزدیک به سه هفته هیچ پیامی به دکتر روحانی نفرستاده است. در مصاحبه انجام شده هفته نامه 9 دی شماره 104، وابسته به جبهه پایداری به مدیریت حمید رسایی سوالی از آیت الله، مبنی بر این که کسی رای آورد که او را اصلح نمی دانیم، وظیفه ما چیست؟ گفت: از نظر فقهی علاج مرض برای دفع ضرر٬ باید اقدامات درمانی در جهت بهبودی کامل آن انجام دهیم و احتمال عدم تاثیر اقدامات درمانی مجوزی برای ترک مداوا نیست. آیت الله در ادامه اضافه می کند: اگر به وظیفه خود عمل نکردیم و روز قیامت از ما به خاطر عمل نکردن به وظایف سوال شد، جواب نخواهیم داشت. آیت الله با تاکید بر اینکه راحت طلبان نسبت افراطی گری به ما می دهند اما این نسبت ها از ما رفع تکلیف نمی کند اظهار می کند: هر موردی که با اراده و اختیار ما سروکار داشته باشد، جای تکلیف هم هست، مثل شرکت در جنگ ولو که برخی جنگ ها به شکست انجامید. ایشان در ادامه اضافه می کند: به میدان رفتن و شمشیر زدن تا پای جان در اختیار ماست، اما اینکه بعد چه خواهد شد تابع اراده ما نیست. وی تاکید دارد که در فصل انتخابات آتی باید با همان انگیزه و جدیت شرکت و کار کنیم.

بهتر است آقایان شریعتمداری و همه جبهه پایداری شکست نامزد انتخاباتی خود را در جایی جز تفکرات خودشان جستجو نکنند، همین که نیم نگاهی به نوع گفته ها و رفتارهای خود بدور از هرگونه تعلقات بیاندازند نیمی از مشکلات حل شده است و به پاسخ دست یافته اند. یاران باوفا، دیرینه و دیروز، امروز و فردای مقام معظم رهبری در مواجهه با واقعیات امروز کشور و جهان در راستای اندیشه های اسلامی دستخوش تغییرات فکری بنیادین شده اند و از دگم، تعصب و جمود فکری به انعطاف، تلطیف و تسامح و تساهل رسیده اند. رهبر فرزانه انقلاب همواره در سخنرانی های حساس خود رهنمودهای راهگشا برای نخبگان سیاسی و اجتماعی را نشان می دادند و می دهند ولی کاتولیک تر از پاپ ها همچنان خودبینانه با گام های خود پا در ناکجا آباد می گذارند. بقول حضرت امیر (ع) که فرمودند کسی که دیروز او با امروزش یکی باشد قافیه زندگی را باخته است، اندکی واقع بینی می خواهد تا اصولگرایان افراطی را از گرداب روزمرگی بیرون آورد.

واقعیات را در روز روشن وارونه جلوه دادن،آرای دکتر حسن روحانی را در روزنامه کیهان به نفع اصولگرایان مصادره کردن، نسبت دادن افراد شاخص نظام به سازمان های جاسوسی آمریکا، انگلیس و اسرائیل، خود مصداق عینی از بداخلاقی سیاسی و رسانه ای است که در تضاد کامل با اخلاق اسلامی و شیعی قرار دارد و هیچ سنخیتی با اسلام نابی که مدعی آن هستند ندارد از سویی خود را دایه مهربان تر از مادر برای انقلاب جلوه می دهند در حالی که نادانسته بزرگترین لطمات وارده به نظام از جانب این طیف است و از سوی دیگر با تمام توان به دلسوزان و خدمتگزاران نظام و انقلاب هرچه بی رحم تر می تازند. سوال از تمامی اعضای این جبهه این است آیا همه شما را در یک کفه ترازو و در کفه دیگر آیت الله هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی را جداگانه قرار دهند باز مثقالی مقابل این بزرگان و خدمتگذاران واقعی کشور و انقلاب به چشم نمی آیید و نخواهید آمد پس درافتادن و بلوا کردن این جبهه هدفی جز برای رسیدن به کسب قدرت و کشاندن کشور به سمت جنگ و تنش با جهان نیست. فردا به خاطر سرمقاله های تخیلی و بدور از واقعیت آمیخته به تهمت، افترا و فریب اذهان عمومی٬ شما  بازخواست خواهید شد، آن موقع در دادگاه عدل الهی نوبت  محاکمه کیهانیان سوار بر اریکه قدرت است.

بلاخره درد شکست بسیاری را به فرافکنی کشانده است. به احتمال زیاد این درد مدت دار باشد و تحلیل های رنگارنگ و ضدونقیض اصولگرایان تندرو همانند طنزهای 90 قسمتی ادامه دار. چه بسا اگر گفتمان متعادل و میانه روی را از طیف های دیگر اصولگرایی مثل آقایان دکتر قالیباف و ولایتی اقتباس می کردند با اینکه باز بازنده انتخابات بودند ولی حداقل افکار عمومی تاحدودی نسبت به آنان مثبت می شد، و ذهنیت باباقور قور از خاطرشان رفته رفته رنگ می باخت و اندکی برایشان چهره رضایت نشان می دادند.

این طیف از اصولگرایان نیز خوب می دانند که تفکر اصلاح طلبی در عین شجاعت و درایت با کسی سرستیز ندارد و از در صلح وارد می شود، حتی در مواجهه با دشمنان شماره یک، همانند همین دشمنان خودی که شمشیر خود را از رو بسته اند. چرا که گفتمان و مانیفست اصلاحات گفتگو، منطق، واقع بینی و اعتدال را مناسب می داند و در مقابل تشنج آفرینی و موج سواری تندورها کاملا آگاه است تا در دام گسترده شده آنان نیافتد و پرچم زنده باد مخالف من را همیشه بالای سر خود نگه داشته است و خواهد داشت.

اکنون بهتر است شکست را به خود بقبولانند، فیلم نامه نویسی ها را تمام، کدورت های کهنه را از دل بیرون کنند شاید التیامی بر درد بوجود آمده از ((نه)) بزرگ ملت به اصولگرایی و شکست تندروهای اسلامی باشد.

 چشم ها را باید شست جور دیگری باید دید، اکنون دست در دست هم دهیم به مهر کشور خود را کنیم آباد...


سه شنبه 21 خرداد 1392

بیانیه سید محمد خاتمی: به دکتر روحانی رای خواهم داد

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

بیانیه امروز سید محمد خاتمی: (۱۳۹۲/۳/۲۱)

به دكتر روحانی رای خواهم داد


سید محمد خاتمی با صدور پیامی ضمن ستودن احساس مسؤولیت محمد رضا عارف و ارج نهادن بر تصمیم شجاعانه وی مبنی بر ترجیح مصالح کلی بر منافع شخصی و تلاش برای جلوگیری از تشتت آراء و پراکندگی نیروها، رسما از حسن روحانی اعلام حمایت کرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) متن پیام خاتمی در حمایت از حسن روحانی و تشکر از محمد رضا عارف به این شرح است:

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، دست نیاز به درگاه آفریننده بی نیاز بلند می کنیم و از او می خواهیم که ملت شریف ایران را در این موقعیت خطیر و حساس به انتخابی رهنمون شود که خیر جامعه و کشور در آن است.

جناب آقای دکتر محمدرضا عارف، دانشمندی با باور استوار و بینش روشن که خلوص و شایستگی و توانمندی خود را در همه دوران خدمت و حضور پربرکتش در عرصه های علمی، سیاسی و مدیریتی نشان داده است، بی هیچ چشم داشت، به عنوان و مقام، در اثر احساس مسؤولیت در برابر خداوند و مردمی که خود را وامدار آنان می داند در ساحت انتخابات حضور مبارک یافت و صمیمانه از

پایگاه بلند اصلاح طلبی به ترسیم موقعیت حساس کشور و بیان دردها و نیازهای مردم پرداخت و راه حل های عالمانه و مسؤولانه برای گشودن گره ها و خدمت به انقلاب و میهن ارائه داده تا بیش از پیش شایستگی خود را نشان دهد و اصلاح طلبی را در دوران فشارها و تنگناها به خوبی نمایندگی کند. و بالمال نیز با ترجیح مصالح کلی بر منافع شخصی و تلاش برای جلوگیری از تشتت آراء و تفرقه و پراکندگی نیروها ظرفیت ممتاز خود را نشان داد.

اینک در حالی که دیگر فرزند توانمند ملت جناب آقای دکتر حسن روحانی که اهل خیر و خدمت و اندیشه و تدبیر در صحنه است و مواضع استوار خود را که در مسیر خیر و نیاز و مطالبه مردم شریف است به خوبی اعلام کرده است، علاقمندان به کشور و سرنوشت آن و خواستاران تحول مثبت در عرصه حیات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و بین المللی می توانند به انتخابی دست بزنند که به یاری خداوند جامعه را به سوی آینده بهتر رهنمون شود.

اینجانب با سپاس فراوان از برادر عزیزم جناب آقای دکتر عارف که بحمدالله موقعیت معنوی بالایی را نصیب خود کرده است و پیروز عرصه اخلاق و ادب و خیرخواهی و اصلاح طلبی است؛ به حکم وظیفه سنگینی که نسبت به کشور و سرنوشت ملت شریف دارم رأی خود را به برادر گرامی جناب آقای دکتر روحانی خواهم داد و از همگان به ویژه اصلاح طلبان و تحول خواهان و خواستاران عزت و سربلندی میهن و وفاداران به آرمانهای بلند و مطالبات روشن ملت می خواهم که با هوشیاری وظیفه مهم خود را در این انتخابات به جا آورند و حضور جناب آقای دکتر روحانی را فرصتی مناسب برای رسیدن به خواست ها و مطالبات خود بدانند؛ باشد که لطف حضرت پروردگار مددکارمان باشد و شاهد نیک بختی ایران و ایرانی باشیم.


پنجشنبه 2 خرداد 1392

هاشمی خطاب به ملت: مایوس نشوید

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

هاشمی: از مردم می خواهم مایوس نشوند



سایت بازتاب: اکبر هاشمی رفسنجانی امروز ساعتی قبل (۱۰:۳۰ دوم خرداد)  در دیدار اعضای ستادهای انتخاباتی اش با اشاره به وضعیت ایجاد شده و رد صلاحیتش توسط شورای نگهبان گفت: ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﯾﻮﺱ ﻧﺸﻮﻧﺪ . ﺍﻣﯿﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻧﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﯾﺎﺱ ﻭ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻏﻠﺒﻪ ﮐﻨﺪ. ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ.

به گزارش پارسینه؛ ﻫﺎﺷﻤﯽ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺎﻧﺶ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﺷﺪﯾﺪ ﺍﺯ ﻭﺿﻊ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﮐﺸﻮﺭ ﻭ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ ﮐﻪ ﻋﺰﺕ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺪﺷﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﮔﻔﺖ : «ﺍﮔﺮﮐﺴﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺑﺰﻧﺪ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺗﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﮐﻨﺪ .»

ﻭﯼ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮔﻔﺖ : «ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺳﺨﺖ، ﺍﮔﺮ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﻭ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ 6 ﻣﺎﻩ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﻫﺎ، ﺻﺪﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺭﺳﻮﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .»

ضمنا پایگاه خبری جهش، بخش بیشتری از این سخنان را منتشر کرد:
 


ادامه مطلب

شنبه 28 اردیبهشت 1392

نباید با صندوق های رای قهر کرد

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

سید محمد خاتمی:

نباید با صندوق های رای قهر کرد


خاتمی: هاشمی می آید/ نباید با صندوق های رای قهر کرد

رئیس دولت اصلاحات، اظهار داشت: من شخصا با افرادی که به دنبال براندازی نظام بوده اند مخالف بوده ام و به تمامی قوانین کشور و قانون اساسی پایبندم. رئیس جمهور بعدی بار سنگینی بر دوش دارد. مردم اگر سید محمد خاتمی رئیس جمهورشان باشد توقع دارند یک شبه وضعشان تغییر کند ولی چه خاتمی باشد یا هاشمی و افراد دیگر چندین سال طول می کشد تا مشکلات اقتصادی و روابط بین الملل به نقطه اول برگردد.

وی در مورد هاشمی رفسنجانی گفت: آقای هاشمی از ارکان انقلاب است. از علاقه امام به ایشان می توان فرماندهی جنگ را همزمان با ریاست مجلس عنوان کرد. آقای هاشمی کشور ویران شده بعد از جنگ را مدیریت کرد و اگر رئیس جمهور شود تامین حقوق اساسی مردم، بهبود وضعیت اقتصادی و بازشدن فضا در کشور از او می خواهیم و با تجربه مدیریتی که از ایشان اطلاع داریم قطعا موفق خواهند بود.


دوشنبه 23 اردیبهشت 1392

رسانه های خصوصی٬ اکسیژن دموکراسی است

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :ارتباطات ،اجتماعی ،سیاسی ،عمومی ،


مطلب زیر را در ستایش رسانه های کثرت گرا و تصویری نوشته بودم٬ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ شماره ۱۷۶ هفته نامه سراسری ستاره صبح  چاپ و منتشر شد٬ البته ((سردبیر)) نشریه٬ با کلی تصرف و اشتباهات ویرایش محتوایی و نهایتا با اشتباهات تایپی فراوان ارزش مطلب را به نحو چشمگیری پایین آورده بود. چنین خطاهای فاحشی ارزش محتوایی نشریه را نزد مخاطب پایین می آورد و موجب بدبینی خوانندگان نسبت به نویسندگان و عوامل درون سازمانی نشریه می شود...

رسانه های خصوصی، اکسیژن دموکراسی است

علی ولی پور روزنامه نگار: رسانه های جمعی یکی از شاخص های توسعه هر کشور است. یعنی تعدد و کم و کیف وسایل ارتباط جمعی میزان آگاهی، شعور و پیشرفت هر جامعه را مشخص می کند. تقابل آرا در رسانه ها نه تنها صحت و سقم هر خبر، رویداد و موضوعی را همانند کف روی آب بالا می آورد بلکه تعصب خشک و بی دلیل و تک بعدی بودن را از افراد جامعه دور و آنها را منعطف و ملایم می کند.

بشر از زمانی که پا در دوره ی بلوغ فکری خود گذاشته است نیاز مستمر به اخبار، رویدادها و تفسیرها نیز به اندازه تغذیه جسمی از واجبات حیات او شد. بر این اساس در سلسله مراحل ارتباطی، غریزه به دانستن، عطش او را نسبت به وسایل ارتباط جمعی روزافزون و وابسته تر کرده است. وسایل ارتباط جمعی با مالکیت خصوصی که از زمان جنگ جهانی دوم به بعد، چه از نظر تئوریک و چه از نظر تکنولوژیک، با شدت و حدت بیشتری سیر تکاملی خود را طی می کند که مانعی سر راه امپریالیسم رسانه ای پدید آورده است و آن مانع چیزی جز سیاست جهت دهی به افکار عمومی نیست و نفوذ صاحبان قدرت را در افکار عمومی کمرنگ تر کرده است. از این طرف اکثر مخاطبان قرن بیست و یکم با حساسیت بیشتری و بدون انفعال در عصر انفجار اطلاعاتی پیگیر حوادث می شوند و خواه ناخواه چه در فضای سایبرنتیک و چه در فضای رسانه های تصویری، رادیویی و مکتوب در معرض انواع طیف های فکری، خبری و اطلاع رسانی قرار می گیرند و از آنجایی که انتقاد در کالبد رسانه های جمعی تعبیه و نهادینه شده است بدین سان در جذب مخاطب با یکدیگر زورآزمایی و رقابت می کنند، امری که موجب غنی تر شدن محتوا و بالاتر رفتن کیفیت رسانه و تخصصی تر شدن آن شده است و با رصد جزء به جزء امور داخلی و خارجی جا را برای حضور خودشان در میان ذهن و جان مردم بازتر می کنند.

اینک این رسانه های جمعی در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه خاری در چشم برخی سیاستمداران محافظه کار شده است و از هر راه ممکن با ارائه صغرا کبراهای توهمی سعی در محدود کردن فعالیت های آن ها می کنند. زیرا حضور دائمی و فعال آن ها تمام کاستی ها، کم کاری ها، دغل ها و نقض های عمدی و غیر عمدی را همچون آینه بی خط و خال برای جامعه انعکاس می دهد.

چون گردش آزاد اطلاعات و کثرت گرایی رسانه ها دیوارهای شیشه ای می سازد و برای قدرت پرستان دیواری ضخیم و قطور مقابل شان بوجود می آورد برایشان به مثابه دوره نقاهت و درد بعد از زایمان خواهد بود. بنابراین احزاب در چنین جوی در جهت برتری سیاسی خود با صداقت، شعارها و کارهای مردم پسند از یکدیگر سبقت می گیرند. رانت ها، فسادهای سیاسی، اقتصادی، اداری و اختلاس های کلان بسیار کم می شود و احزاب با هراس از رسانه ها ناظر بر اعمال خود می شوند تا دست از پا خطا نکنند در غیر این صورت رسوایی به وجود آمده سوژه مناسب رسانه ها می شود.

بازتاب فضاحت های احزاب سیاسی در طول تاریخ توسط رسانه هایی که مالکیت شخصی داشته اند منجر به اصلاح و گاها به مرگ سیاسی آن ها شده است. چنان که برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا و بسیاری از اعضای کابینه آن دچار شدند. رسوایی های سارکوزی و همسرش حزب او را نزد مردم بی اعتبار کرد و راه را برای حزب رقیب هموار، که اکنون با کمک از این فرصت سکاندار دولت فرانسه شدند. گوردون براون نخست وزیر حزب کارگربریتانیا نیز یکی دیگر از این نمونه هاست. اگر رسانه های شخصی در فضای حاکم سیاسی چنین کارکردی نداشتند شاید اوضاع سیاسی و... ایتالیا، فرانسه و بریتانیا طور دیگری رقم می خورد.

اگر رسانه های کشوری تک قطبی، دولتی یا حکومتی باشد و یک خط فکری رسمی بر رسانه ها حاکم شود منفعت اندیشی ها، سانسورها به بهانه مصلحت های کذایی و نظارت قبلی بر مطبوعات قبل از انتشار، سدی سر راه گردش آزادی اطلاعات ایجاد می کند که به حق اکسیژن دموکراسی است. با چنین اعمال و افعال محافظه کارانه نه تنها افکار عمومی واکسینه نمی شود بلکه ذهن مخاطب با کنجکاوی ایجاد شده٬ او را وسوسه به دریافت پاسخ بسیاری از پرسش های بوجود آمده می کند، و به هر طریق ممکن از فیلترها می گذرد و به رسانه مورد نظر می رسد.

جان کلام اینکه: آنچه اکنون بر دوش قانون مطبوعات کشور سنگینی می کند محتوای برگرفته از تلفیق تئوری های رسانه های شوروی و رسانه های توسعه بخش که به ترتیب برخاسته از کشور دیکتاتوری شوروی کمونیستی و فیلیپین است و 20 سال پیش ناکارآمدی خود را برای اهل رسانه ثابت کرد. و مورد دوم نبود قانونی برای رسانه های تصویری است تا تنویر افکارعمومی را عهده دار شوند. هنجارهای نظریه رسانه های شوروی به این قرار است: مطیع قدرت شکل گرفته باشد، سانسور و تنبیه و انواع فشارهای غیرمستقیم اعمال شود، در راستای کنترل مستقیم بر تولید پیام قانونگذاری شود،  به ارزش های سیاسی و اخلاقی حاکم حمله نکند، نظم موجود را به هم نزند، پیان آفرینان در عملکردشان استقلال نداشته باشند و اعمال تعلیق در انتشار از سوی دولت را مجاز می داند. تئوری رسانه های توسعه بخش نیز باید و نبایدهایی به این شرح دارد: فقط اخبارهای توسعه را بازتاب دهد، انتقاد غیرقابل قبول است، رسانه برای حفظ هویت فرهنگی استفاده شود، دولت می تواند به نفع اهداف توسعه از طریق سوبسید، کنترل غیرمستقیم و مستقیم در رسانه ها دخالت و فعالیت شان را محدود کند.

با اینکه وضعیت رسانه های مکتوب ما نسبت به برخی از کشورهای در حال توسعه بهتر است ولی انتظاری بسیار بیشتر از این از مسئولانمان در راستای بهبودی هرچه بیشتر وضعیت موجود رسانه ها داریم. آزموده را دوباره آزمودن خطاست ولی تصمیم گیران ذیربط! آیا با سپری شدن چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی وقت آن نرسیده است که قانون مطبوعات بطور اساسی بازنگری یا بازنویسی شود و فعالیت آزادانه رسانه های تصویری را هم مانند روزنامه ها بپذیریم تا فصل نوینی از دموکراسی را تجربه کنیم؟!

قطره های باران اگر به زمین نرسد و آن را خیس و مرطوب نکند چیزی جز زمین های بایر و لم یزرع به بار نمی آورد. وسایل ارتباط جمعی با مالکیت خصوصی و کثرت گرا نیز حکم قطره های باران را دارد، اگر وجود نداشته باشند موجب رشد و تکثیر قارچ گونه انواع خودسری های ارگان ها، فسادهای سیاسی، اقتصادی، اداری و... می شوند.


دوشنبه 22 آبان 1391

مهاجرت نخبگان و بلاتکلیفی ایران

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :اجتماعی ،جامعه شناسی ،سیاسی ،

سرمقاله زیر کار عملی اینجانب (علی ولی پور) است که برای درس دو واحدی نقد و تفسیر مقاله در مطبوعات نوشته شده است. استاد مربوطه این درس خانم دکتر ندا سلیمانی، از اساتید برجسته ارتباطات و رسانه می باشد. منتظر نظرات دوستان و مخاطبان نکته بین هستم.

مهاجرت نخبگان و بلاتکلیفی ایران (سرمقاله)

علی ولی پور روزنامه نگار اجتماعی_ theorem.mihanblog.com: همه کشورها سه نوع سرمایه دارد که اولی نیروی انسانی است و سرمایه دوم منابع طبیعی از قبیل زمین، آب، معادن و ذخایر زیرزمینی و سرمایه سوم سرمایه ساخته شده توسط انسان است که در علم اقتصاد به محیط انسانی معروف است، مثل بناها، کارخانه ها، جاده ها، تونل ها، کالاهای تولید شده و... . تردیدی نیست که توسعه، ترقی و رشد یک جامعه، در گرو هماهنگی و تطبیق نیروی انسانی ماهر با عوامل طبیعی و مادی است. اگر پرثمرترین و خوش آب و هواترین مزرعه های جلگه ای بی کشاورز و باغبان بماند محصولی از آن عاید نمی شود. بنابراین پدیده مهاجرت و بدتر از آن پناهندگی حاصل ناهماهنگی ها بین نیروی انسانی و عوامل طبیعی است.

مرزها را دیوار نکشیده اند اما ارتباطات مرزهای سیاسی را درنوردیده است. قرن بیست و یکم جغرافیای سیاسی نمیشناسد که قرن جهان بدون مرز هم می گویند. یک روی سکه جهان بدون مرز به ضرر کشورهای جهان سوم است و آن طرف سکه به سود کشورهای صنعتی و توسعه یافته تمام می شود. اگر نخبگان  یک کشور در قلمرو سرزمینی خود همانند امواج ماهواره ای، جغرافیای سیاسی خود را رد کرد، مصداق ضرب المثل آب از جوی رفته به سرچشمه بازنمی گردد می شود. جوان ایرانی در محیط آموزشی خود، هرچند با مشقت آموزش می بیند، رشد می کند و با تصورات آرمانی همچنان باانگیزه به تحصیل ادامه می دهد به امید اینکه چشم امید کشورش به دستان پرتوان و علوم زاییده تفکرات منطقی وی است. جوان نخبه که همان موتور محرک توسعه کشور است با گذر از این مراحل به ناگه آن تصوری که در ذهنش پرورانده بود توهمی بیش نمی بیند، اینجا چگونگی رفع معضل باید دغدغه فکری دلسوزان و اصلاح گران کشور شود. این آینده سازان ایرانی وقتی در آشفته بازار سیاسی-اجتماعی کشور قدم می زند و با واقعیات و فسادهای موجود در بطن دستگاههای دولتی و اداری که شعاع آن دامن بسیاری از نهادها را دربرگرفته است مواجه می شود و بیکاری 16 درصدی که آخرین آمار ارائه شده توسط سازمان آمار کشور است، یاس آهسته آهسته جای امید چندین ساله را از او می گیرد. از دیدگاه روان شناسی اجتماعی اگر فردی در یک چنین فضایی قرار بگیرد، راندمان و توان ذهنی و فکری خود را از دست می دهد، پس وظیفه مسئولان عالی رتبه که در حال حاضر باید در اولویت باشد و نهایت توجه را کنند، اصلاح همین معضل که نمونه بارز نخبه کشی است باید در دستور کار قرار بگیرد در غیر این صورت باید هزینه سنگین آن را پرداخت و متعاقباً باید منتظر پس لرزه های دیگر آن در دیگر حوزه ها باشیم. همین سرمایه های گرانبها که بارها به تجربه ثابت کرده بودند که ایرانی می تواند، چمدان سفر در راه بی برگشت را بسته و راهی غربت می شود.  چندی پیش در مصاحبه مختصری که با یک دانشجوی ممتاز پزشکی داشتم فضای تحقیقاتی در حیطه علمی خود را  مناسب فعالیت نمی دید، پس به امید "صمیعی" شدن، مهاجرت را انتخاب می کند و فرار را بر قرار ترجیح می دهد. مغزهای علمی کشور یکی پس از دیگری برای همیشه از کشور خارج می شوند و مهاجرت غیرقانونی کارگران گرسنه افغانی، پاکستانی و عراقی که اساس اقتصاد کشورشان هم با مواد مخدر است به کشورمان داخل می شوند. بعبارتی جای خالی مغزهای نخبگان علمی کشورمان را ناخواسته با معتادین و بزهکاران افغانی و پاکستانی معاوضه می کنیم.

در بررسی مهاجرت نخبگان به خارج کشور شاهد سه دوره مهاجرت هستیم: دوره اول مهاجرینی بودند که قبل از انقلاب 1357 شمسی ایران را به قصد ادامه تحصیل به اروپا و آمریکا رفته بودند که جمعیتشان در حدود 30% کل مهاجرین ایرانیان خارج که در حدود 225 هزار نفر بودند برآورد می شود. دوره دوم مهاجرت ها دهه اول انقلاب 1357 ایران بود که بیشتر رنگ و بوی سیاسی داشت و دوره سوم که موج مهاجرت ها شدت بیشتری به خود گرفت، شامل نخبگان نسل دوم بود و اکنون نوبت نخبگان نسل سومی های بعد از انقلاب است. در گزارش خرداد ماه سال 91 روزنامه شرق آمده بود که از 225 دانش آموز ایرانی که طی سال های 1372 تا 1386 در 53 المپیاد جهانی شرکت کرده اند، بیش از 140 نفر معادل 62درصد آنها هم اکنون در دانشگاههای مطرح دنیا در آمریکا و کانادا تحصیل می کنند. در حال حاضر  بیش از 500 پروفسور ایرانی در ایالات متحده آمریکا وجود دارد.. طبق آمارهای ارائه شده آمریکا از دیرباز مقصد بسیاری از ایرانی ها بود و در حال حاضر بیشترین ایرانی های مهاجر در آن زندگی می کنند که آمار متفرقه از حضور 2 میلیون ایرانی در این کشور خبر می دهد که به ترتیب اکثرا در ایالت های کالیفرنیا، نیویورک، تگزاس، اوهایو، جورجیا، ایلی نویز و ماساچوست متمرکز شده اند. حدود 80% از ایرانیانی که در آمریکا زندگی می کنند دارای تحصیلات عالیه هستند و این نشانگر این است که ایرانیان مقیم آمریکا ارج بیشتری در محافل مختلف از جمله محافل دانشگاهی نسبت به دیگر مهاجران از سایر ملت ها هستند. دیگر مقصدها اکثراً کشورهای آلمان، فرانسه، انگلستان، سوئد، اتریش و در نهایت کانادا که بعد از آمریکا بیشترین ایرانیان مقیم را دارد ثبت شده است. آخرین آمارهای تایید شده ی سال 2010 حاکی از آن است که بیش از 7 میلیون ایرانی از هر قشر و صنفی در خارج زندگی می کنند که از این تعداد اداره آمار کشورها، ایرانی های مقیم کانادا را حدود 330 هزار نفر اعلام می کند، ایرانیان مقیم آلمان 250 هزار نفر است که این تعداد قابل اطمینان ترین آماری است که در حال حاضر موجود است، در مورد ایرانیان مقیم انگلستان خیلی آمار دقیقی وجود ندارد ولی در سال 2004 سفارت ایران در انگلیس ایرانیان مقیم این کشور را حدودا 80 هزار نفر اعلام کرده بود، در یک آمار نه چندان دقیق تعداد ایرانیان مقیم فرانسه در سال 2000میلادی حدود 20 هزار نفر ذکر شده است که کاملا واضح است نمی تواند آمار دقیق و قابل اعتنایی باشد چون حضور پررنگ ایرانیان در فرانسه به وضوح می گوید ایرانیان فرانسه چیزی بسیار بیشتر از این تعداد است و بقیه در سایر کشورها پراکنده شده اند. این گروه از ایرانیان از نظر مالی و زندگی آسوده تر از ایرانیان داخل کشور هستند.

اما نتیجه سخن اینکه ارتباطمان را نباید با جهان غرب قطع کنیم و با نگاه واقعبینانه به مسائل عرصه بین الملل می توانیم نیمی از مشکلات علمی کشور را حل شده ببینیم. یعنی اگر تعاملات سیاسی و همسویی با جهان غرب نداشته باشیم نمی شود تعاملات علمی خوبی بینمان بعمل آید. بعبارت درست تر مقدمه رسیدن به علوم طبیعی، تجربی و تکنولوژی برترهمسویی با قدرت های بزرگ غربی است. در ثانی ما حق مهاجرت را بعنوان یکی از حقوق بشر برای همه افراد، تحریم و سرزنش نمی کنیم، اما عقیده داریم نخبگان هر جامعه اگرچه جهانی می اندیشند بدانند که دارای هویت ایرانی هستند و ایران را فراموش نکنند و هم دولت ایران باید خیلی بهتر و بیشتر از این از فرار مغزها جلوگیری کند تا آنجا که می تواند با ایرانیان خارج تعاملات کامل داشته و تسهیلاتی برای بازگشت نیروی انسانی برون مرزی صرفنظر از گرایش های سیاسی به آغوش میهن فراهم کند. ثالثاً اوضاع اداری و دیگر نهادها که حال و روز ناخوشی دارند و در کل بوروکراسی کشور را با مدیریت صحیح سروسامان داده و با جدیت با بی عدالتی ها و سیاسی کاری ها برخورد کنیم، همچنین سلیقه ای بودن را کنار گذاشته و با زندگی در کثرت ها و کنار آمدن با تنوعات، کشور را هر روز بهتر از دیروز پایاپای دیگر قدرت های علمی به پیش ببریم.

علی ولی پور_روزنامه نگار اجتماعی (theorem.mihanblog.com)

یکشنبه 21/8/1391

 


دوشنبه 23 اسفند 1389

دردردل

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

من اینجا بس دلم تنگ است


و هر سازی که می بینم بد آهنگ است


بیا ره توشه برداریم


قدم در راه بی برگشت گذاریم


ببینیم آسمان در هر کجا


آیا همین رنگ است


اخوان ثالث


یکشنبه 19 دی 1389

با نظریات مصباح یزدی؛ تئوریسین اصولگرا، بیشتر آشنا میشویم

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

        

منبع: ویکیپدیا

با نظریات مصباح یزدی؛  بیشتر آشنا میشویم

"قسمت آخر"

دیگر دیدگاه‌ها

«ما یک «صَلاح» واحد واقعی بیشتر نداریم. بقیه آن همه‌اش فساد است. قرآن تأکید دارد که روش انبیا تنها روش حق و هر چه مخالف آن باشد، باطل است. حق همین است که از طرف خدا آمده و آنچه با این حق سازگار نیست، باطل و گمراهی است.»

 منبع: مصباح یزدی، میزگرد اصلاحات [۹]

«اگر نظریه نقل شده از جناب آقای مصباح یزدی را بپذیریم و اطاعت از رئیس‌جمهور را همچون اطاعت از خدا واجب بدانیم قبل از هر چیز باید این واقعیت را خود جناب آقای مصباح یزدی بپذیرند که در دوران ۸ ساله ریاست جمهوری آقای سیدمحمد خاتمی که حکم ولی فقیه را دریافت کرده بود مرتکب گناهان زیادی شده‌اند.»

منبع: روزنامهٔ جمهوری اسلامی، مرداد ۱۳۸۸.[۱۴]


ادامه مطلب

یکشنبه 19 دی 1389

با نظریات مصباح یزدی؛ تئوریسین اصولگرا، بیشتر آشنا میشویم

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

منبع: ویکیپدیا

با نظریات مصباح یزدی؛  بیشتر آشنا میشویم

"قسمت سوم"

حکومت اسلامی

«در زمان غیبت هم مشروعیت حکومت از سوی خداست و نقش مردم در عینیت بخشیدن به حکومت است نه مشروعیت بخشیدن به آن.»

منبع: مصباح یزدی، محمد تقی، مقالهٔ «حکومت و مشروعیت»، برگرفته از شمارهٔ ۹۸۸ روزنامهٔ اعتماد (به تاریخ ۱۷ مرداد ۱۳۸۸).


«ارزش مراجعه به آرای عمومی، کمتر از رای خبرگان است.»

منبع: مصباح‌یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۲، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، پاییز ۷۷، ص ۵۹.

«مراجعه به آرای مردم از دیدگاه عقیدتی ما هیچگاه مشروعیت‌آور نیست که با منفی شدن آرای عمومی، مشروعیت نظام باطل گردد.»

 «صحبت از رفراندوم، رای اکثریت و این حرف‌ها برای تغییر حکومت اسلامی نیست... هر کس مخالفت با حکومت اسلامی کند، محکوم است و باید با او مبارزه کرد؛ کم باشند یا زیاد.»

«مردم اصلا حق حاکمیتی از خودشان ندارند تا به کسی اعطا کنند.»

منبع: مصباح‌یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۲، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، پاییز ۷۷، ص ۵۰.


ادامه مطلب

یکشنبه 19 دی 1389

با نظریات مصباح یزدی؛ تئوریسین اصولگرا، بیشتر آشنا میشویم

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

منبع: ویکیپدیا

با نظریات مصباح یزدی؛  بیشتر آشنا میشویم

"قسمت دوم"

ولایت فقیه

«به نظر ما تمام مقرراتی که در کشور اسلامی اجرا می‌شود، همه اعتبارش به امر ولایت فقیه و امضای اوست. اگر بدانیم در جایی در یک مورد راضی نیست، هیچ اعتباری ندارد... اینکه امام قانون اساسی را تصویب کرد؛ این یعنی من دستور می‌دهم اینگونه عمل کنید و اعتبار پیدا می‌کند، چون او امضا کرده‌است، اگر امضا نکرده بود، هیچ اثری نداشت. حتی اگر تمام مردم هم رای می‌دادند هیچ اعتبار قانونی و شرعی نداشت، همانطور که خودش فرمود.»

منبع: هفته‌نامه پرتو سخن، ۷ دی ۸۴، ش ۳۱۰.

«ولی فقیه یعنی جانشین امام معصوم، یعنی کسی که می‌خواهد حق را تعیین کند. او گاهی مصلحت می‌بیند، بگوید شما رای بدهید... انتخابات ریاست‌جمهوری اعتبارش به رضایت اوست، مصلحت دیده که در این شرایط مردم رای بدهند.»

منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، هفته‌نامه پرتو سخن، ۷ دی ۱۳۸۴، ش ۳۱۰

«اختیارات ولی فقیه فراتر از آن چیزی است که در قانون اساسی آمده‌ است.»

منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۱، ص ۵۸.

«این عمل [افتادن به پای سید علی خامنه‌ای] احترام به رهبر است و احترام به رهبر، احترام به امام زمان است و عین توحید است، هر کس این کار را نکند باید در توحید او شک کرد.»

منبع: منبع: مصباح‌یزدی، محمدتقی، در پاسخ به مغایرت افتادن به پای رهبری در سنگفرش حیاط منزل با توحید، ۱۳۸۷.[۳]

 «مردم هیچ مشروعیتی به حکومت فقیه نمی‌دهند، رای و رضایت آنان باعث به وجود آمدن آن می‌شود... با این تحلیل، انتخابات زمینه‌ای برای کشف رهبری می‌شود، نه اینکه به او مشروعیت ببخشد.»

منبع: مصباح‌یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۱، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، پاییز ۷۷، ص ۲۵.


ادامه مطلب

یکشنبه 19 دی 1389

با نظریات مصباح یزدی؛ تئوریسین اصولگرا، بیشتر آشنا میشویم

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

منبع: ویکیپدیا

با نظریات مصباح یزدی؛  بیشتر آشنا میشویم

"قسمت اول"

احمدی‌نژاد و رئیس جمهور

«یکی از دوستان حاضر در جلسه نقل می‌کرد: قبل از برگزاری مرحلهٔ اول انتخابات به محضر یکی از علمای اهواز رسیدم. ایشان گفت: نگران نباشید، احمدی نژاد رئیس جمهور می‌شود. ایشان گفته بود که شخصی شب بیست و سوم ماه رمضان در حال احیاء پیش از نیمه شب به خواب می‌رود. در خواب به او ندا می‌شود که بلند شو برای احمدی نژاد دعا کن، وجود مقدس ولی عصر (عج) دارند برای احمدی نژاد دعا می‌کنند. می‌گوید من حتی اسم احمدی نژاد را نشنیده بودم و اصلا او را نمی‌شناختم.»

منبع: مصباح یزدی، هفته نامهٔ پرتو سخن، ۸ تیر ۱۳۸۴، صفحهٔ آخر.

«[رئیس‌جمهور هم] اعتبارش به نصب رهبر است.»

منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج ۲، ص ۵۷.

«وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد اطاعت از او نیز چون اطاعت از خداست

 منبع: مصباح یزدی، محمدتقی، در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در موسسه آموزشی امام خمینی، به تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۸۸.[۱]

 


ادامه مطلب

سید محمد خاتمی:
 
امام علی(ع) به حاکمان می‌فرمود
 
مردم را طعمه خود نکنید
 
Mohammad Khatami
آفتاب - سرویس سیاسی: رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «امام علی(ع) با ستایش‌گران، تمجیدکنندگان و غلوکنندگان به‌شدت برخورد می‌کرد و با معترضان و منتقدان خوشرو بود و مدارا می‌کرد»، گفت: تلاش امیرالمومنین به دلیر کردن مردم بود تا خود را در مقابل قدرت نبازند، از حق اعتراض و انتقاد دست برندارند و با حقوق خود آشنا شوند. 

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی، در مراسم «جشن ولایت و رونمایی از مصحف شریف یاقوت» که همزمان با عید سعید غدیرخم در دفتر وی برگزار شد، ضمن تبریک این عید، اظهار داشت: در جغرافیا، غدیربرکه و آبگیر کوچکی در بیابان است که دل و جان رهگذران خسته و تشنه را می‌نوازد و از این نظر نعمت بزرگی است. 

وی افزود: غدیر خم نیز همان برکه در نقطه خاصی از حجاز و پیوندگاه راهی است که از شرق و غرب و شمال وجنوب به کعبه منتهی می‌شود و داستان عظیم غدیر در 18 ذیحجه سال دهم هجرت در همین نقطه جغرافیا و در آن بیابان سوزان در حالی‌که از آسمان آتش می‌بارید و ریگ‌های تفتیده چون گدازه‌های آتشفشان پای رهگذران را می‌سوزاند رخ داد، آن داستان بزرگ تاریخی که همه می‌دانیم در این محل و زمان رخ می‌دهد. 

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه از نظر تاریخ غدیرخم پیوندی میان ازل و ابد است، افزود: اما در تاریخ غدیرخم یعنی جایگاهی که در آنجا به تعبیر عارفان، «حقیقت محمدیه» که حقیقت جاوید است و اگر نبود آفرینش نبود(لو لاک لما خلقت الافلاک)، باید در متن جان تاریخ به واسطه جان انسان بزرگی که
امام علی(ع) با متملقان برخورد خشن و با منتقدان با خوشرویی برخورد می‌کردند.
بزرگ‌ترین تربیت شده پیامبر است، جاری شود. 


ادامه مطلب

دوشنبه 8 آذر 1389

خبر داغ

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

سید محمد خاتمی اتمام حجت کرد:

 

 در مراسم هایی که موسوی و کروبی

باشند شرکت نمی کنم

به گزارش خبرنگار سیاسی مشرق، در این مراسم که شب عید غدیر و در تالار سیاره واقع در میدان بهارستان برگزار شد، چهره هایی چون موسوی خوئینی ها، مهدی کروبی، علی یونسی، علی اکبر ناطق نوری، سید حسن و سید علی خمینی، مجید انصاری،عبدالله نوری، غلامحسین کرباسچی، سراج الدین موسوی، محمد علی ابطحی، سید علی و سید مصطفی محقق داماد ،موسوی بجنوردی و برخی از نمایندگان مجلس حضور داشتند.
از سوی دیگر خاتمی با احتمال حضور کروبی در مراسم، ابتدا یکی از همراهان خود را به مراسم می فرستد تا از حضور یا عدم حضور کروبی و موسوی مطمئن شود که با مطلع شدن از شرکت کروبی در این مراسم ، خاتمی که در نزدیکی میدان بهارستان بود از حضور در مراسم منصرف و به منزل باز می گردد.
به گفته یکی از میزبانان این مراسم خاتمی ضمن عذرخواهی برای عدم شرکت در این مراسم گفته بود؛ چون به من گفته بودند که موسوی و کروبی حضور ندارند به این مراسم آمدم اما فعلا بنا ندارم در مراسمی که کروبی و موسوی حضور داشته باشند شرکت کنم و این به صلاح همه است!
 از حاشیه های این مراسم می توان به بی اعتنایی و بایکوت ابطحی توسط طیف مجمع روحانیون اشاره کرد که وی مجبور می شود در میان مهمانان عادی بنشیند.
از دیگر حاشیه های این مراسم صحبت نکردن ناطق نوری و خوئینی ها با کروبی علی رغم اینکه توسط میزبان سر یک میز نشسته بودند اشاره کرد به نحوی که بعد از دقایقی موسوی خوئینی ها جای خود را عوض کرد!  
همچنین صاحبان مجلس با کنترل شدید حاضران مانع از گرفتن هرگونه عکس و فیلم توسط میهمانان می شدند.
از نکات قابل توجه این مراسم عدم دعوت خانواده عروس(موسوی بجنوردی) و داماد(علیخانی) از میرحسین موسوی برای شرکت در مراسم بود که بارها از سوی برخی مهمانان مورد سئوال قرار گرفت که میزبانان اعلام کردند موسوی دعوت نشده است.


دوشنبه 7 تیر 1389

از دکتر سروش بیشتر بدانیم

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

از دکتر سروش بیشتر بدانیم

 

عبدالکریم سروش درسال 1324 در شهر تهران متولد گردید . وی در خانواده ای متوسط، دوران جوانی را سپری کرد وجهت ادامه تحصیل در رشته داروسازی عازم انگلستان گردید وموفق به اخذ مدرک آن شد . وی هم زمان در رشته شیمی مشغول به تحصیل گردید و در دانشگاه تهران در رشته تاریخ وفلسفه علوم موفق به اخذ مدرک دکترا شد .

 وی در بحبوحه انقلاب در صف انقلابیون به مبارزات مردم پیوست ودر شورای انقلاب فرهنگی ( پس از پیروزی انقلاب )نقش فعالی را ایفا نمود . سروش در این دهه ،علیه اندیشه های مارکسیستی وکمونیستی به ویژه حزب توده ،نوشته های تندی را به رشته تحریر در آورد .

 


ادامه مطلب

پنجشنبه 27 خرداد 1389

کیهان و شریعتمداری

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

کیهان و شریعتمداری

واقعاً قابل تشخیص نیست که شریعتمداری کیهان را برای چه کسانی و یا چه کاربردی در می‌آورد. برای پیرمردهایی که از روی عادت به صحفه بندی ناموزون و تیترهای مسخره کیهان عادت کرده اند یا برای خشک‌شویی ها و شیشه پاک کردن و احیاناً گاهی به عنوان سفره استفاده کردن! با آنکه یکی از افتخاراتم این است که تاکنون پول پای کیهان نداده ام اما نباید از حق غافل شد و خدمات کیهان را تنها به موارد فوق خلاصه کرد.

در کیهان همه حضور دارند، از شریعت‌مداری که سابقه‌اش اظهر من الشمس است، عده ای که کیهان برایشان نردبان است، عده ای که کیهان برایشان من باب اکل میته است و عده ای که فرقی نمی‌کند کجا باشد پولش مهم است. عده‌ای که کیهان برایشان محل عقده گشایی‌های شخصی است. بله در کیهان همه هستند و خدا نیست. چرا که کیهانی‌ها باور کرده‌اند که بر اریکه کیهان و شاید عالم نشسته‌اند و قدرت مطلق دارند. در حقیقت کیهان برخلاف دیگر نشریات موجود در کشور که از همه می‌ترسند، کیهان از هیچ کس  حتی خدا هم نمی ترسد. به همین سبب بردن آبروی دیگران، تهمت زدن و ترور شخصیتی افراد از افعال روزانه و مستمر روزنامه کیهان است.

کیهان تنها رسانه و جریده‌ای در کشور است که خود را از استدلال و منطق مبرا می‌داند. در واقع در برخورد با منتقدان هیچ‌گاه خود را نیازمند استدلال جهت پاسخگویی به افکار پلید منتقدان نمی‌داند. چرا که آنقدر توانمند است که می‌تواند در کمتر از کسری از ثانیه برای افراد تاریخ، گذشته و آینده بسازند که نه نتها خود او که خدا و کرام الکاتبین هم از آن بی خبرند و اصلاً هم اهمیت ندارد که این مطالب واقعیت دارد و یا خیر


پنجشنبه 27 خرداد 1389

مردم سالاری دینی از دیدگاه استاد شهید مطهری

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

مردم سالاری دینی از دیدگاه استاد شهید مطهری

از شهید مطهری سؤال شد: عده ای واژه جمهوری دموكراتیك اسلامی را به كار می برند و گویا قصد امام از تأكید بر حذف كلمه دموكراتیك توجه دادن به تفاوتی است كه در دموكراسی غربی و آزادی های اسلامی وجود دارد. لطفاً در این مورد توضیح دهید و تفاوت این واژه ها را مشخص كنید.ایشان در جواب فرمودند: در اسلام، آزادی فردی و دموكراسی وجود دارد؛ منتها با تفاوتی كه میان بینش اسلامی و بینش غربی وجود دارد..


ادامه مطلب

چهارشنبه 26 خرداد 1389

جمهوری اسلامی یا حکومت اسلامی؟

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

جمهوری اسلامی یا حکومت اسلامی؟
بسیاری تحلیلگران معتقدند چالش های فعلی ایران برخاسته از اختلافی جوهری و دیرین میان «جمهوری اسلامی» و «حکومت اسلامی» است. شاید این دو واژه فی نفسه تفاوت چندانی با یکدیگر نداشته باشند، اما هنگامی که در ادبیات سیاسی ایران مطرح می شوند، حاکی از دو نگرش متضاد نسبت به حکومت و سیاست می باشد که حداقل از دوران اصلاحات تاکنون مناقشات زیادی را میان نخبگان سیاسی و نیز تئوریسین های اندیشه سیاسی برانگیخته است.
طرفداران جمهوریت می گویند میزان رای ملت است و امام راحل با بنیان گذاشتن جمهوری اسلامی بر اساس ولایت فقیه، در واقع رای مردم را ملاک اصلی حاکمیت و مشروعیت حکام قرار داد. نهضت امام خمینی در واقع حرکتی توفنده علیه نظام دیکتاتوری شاه بود تا ملت ایران را به استقلال و آزادی سوق دهد. گزینش واژه «جمهوری اسلامی» از سوی امام تاکیدی بر جوهره آزادی و حق تعیین سرنوشت توسط مردم ایران بود، وگرنه تا پیش از انقلاب و خصوصا در دروس ولایت فقیه امام خمینی در نجف اشرف تنها واژه «حکومت اسلامی» مطرح بود.


ادامه مطلب

چهارشنبه 26 خرداد 1389

رساله ای درباره جمهوری اسلامی

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

رساله ای درباره جمهوری اسلامی

در مدتی که از تاریخ جدید نظام ‌های سیاسی در جهان می‌ گذرد، «جمهوری اسلامی» یا همان مردم ‌سالاری دینی نظریه‌ای نوین و مترقی در میان نظام‌ های سیاسی جهان است که با شکل‌ گیری انقلاب اسلامی ایران توسط امام خمینی(ره) مطرح شد. در حقیقت، پدیده«جمهوری اسلامی» محصول اجتناب ناپذیر و البته منطقی از انقلاب اسلامی است؛ زیرا در آن اراده و حضور مردم که از شاخصه‌ های حکومت مردم ‌سالار است، وجود داشته و این خواست همگانی با صبغه‌ای کاملاً دینی همراه بوده است. بنابراین، در حکومت جمهوری اسلامی دو شاخصه اساسی لحاظ شده است: یکی جمهوریت یا مردم سالاری و دیگری اسلامی بودن آن. جمهوری یا مردم ‌سالاری یعنی حاکمیت مردم بر مردم، حق آزادی و سهیم بودن مردم در تعیین سرنوشت جامعه خود و به عبارتی دخیل بودن رأی همه افراد جامعه در تعیین زمامدار و نظارت بر عملکرد او است.


ادامه مطلب

جمعه 21 خرداد 1389

مصباح از دیدگاه محتشمی پور

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

مصباح یزدی از دیدگاه محتشمی پور

متأسفانه امروز افرادی که مسائل اولیه اسلام را درک نکرده‌اند، ایدئولوگ یک جریان تندرو شده‌اند و هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد و افرادی که هیچ اهمیتی برای مردم، ملت ایران و جوانانی که به عنوان یک رکن از ارکان انقلاب برای امام مطرح بودند قائل نیستند، از افکار امام پیروی نمی‌کنند.
پیامبر اکرم در کمال قدرت، مظلومیت و تنهایی ظهور کرد و اسلام را به مدت 13 سال در سخت‌ترین شرایط مکه ترویج داد و پس از ورود و هجرت به مدینه، اسلام رفته رفته گسترش پیدا کرد و اسلام به اوج قدرت و عزت خود رسید و در این زمان بود که پیامبر خبر داد به زودی اسلام بار دیگر غریب خواهد شد و پس از رحلت پیامبر اسلام دوران غربت اسلام آغاز شد.


گسترش اسلام به معنای گسترش ظاهری و مادی نیست

پس از رحلت پیامبر و در دوران خلیفه اول، دوم و سوم از نظر ظاهری شاهد گسترش اسلام از جزیرةالعرب به بسیاری از کشورهای مختلف هستیم، ولی از نظر واقعی اسلام در غربت به سر می برد. زیرا گسترش اسلام به معنای گسترش ظاهری و مادی نیست و افرادی که دین و انقلاب جهانی اسلام را درکنار پیامبر ایجاد و پایه گذاری کردند، در ثبات و استقرار آن خانه نشین شدند و اسلام به تبع یاران حقیقی و مروجان حقیقی خود غریب شد.

وقتی علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و دیگر اصحاب و یاران حقیقی پیامبر خانه‌نشین می‌شوند و تبیین کنندگان اسلام ناب از جامعه کنار گاشته شده و حضور ندارند، اینجاست که خطر اسلام را تهدید می‌کند و چگونه است که پس از 1400 سال تاریخ دوباره تکرار می شود و مشاهده می‌کنیم فرزند برومند پیامبر یعنی خمینی کبیر، همان تهمت‌ها و افتراها که به پیامبر در مکه وارد شد، به فرزندش در نجف وارد می‌شد و مزدوران آمریکا و شاه زندگی سختی برای امام خمینی در نجف به وجود آورده بودند و چهره‌های مورد اعتماد مردم در زمان شاه در گوشه زندان مورد هتک حرمت قرار گرفته بودند.

فرقه مصباحیه به دنبال ریشه‌کن کردن افکار امام است

وی با اشاره به بعضی افکار که امروز به نام افکار امام خمینی در جامعه منتشر می‌شود، گفت: فردی مطرح می‌کند که این جمهوریت که امام از آن دم می‌زند بر اساس مقتضیات قبل از انقلاب مطرح شده است و گرنه رأی مردم ملاک نیست و در اسلام جمهوری نداریم، یعنی این آقا که در رأس فرقه مصباحیه قرار گرفته است، به دنبال ریشه کن کردن افکار امام است.
وی افزود: رأی مردم از اصول اسلامی است و تا مردم بیعت نکنند و رأی ندهند هیچ کس مشروعیت پیدا نمی‌کند و این از اصول غیرقابل خدشه اسلامی است.

هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد

وی خاطرنشان كرد: متأسفانه امروز افرادی که مسائل اولیه اسلام را درک نکرده‌اند، ایدئولوگ یک جریان تندرو شده‌اند و هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد و افرادی که هیچ اهمیتی برای مردم، ملت ایران و جوانانی که به عنوان یک رکن از ارکان انقلاب برای امام مطرح بودند قائل نیستند، از افکار امام پیروی نمی‌کنند. امام جوانان را از 15 خرداد تا 22 بهمن و پایان عمر شریفش از سرمایه‌های انقلاب و کشور می‌دانست و برای آنها اهمیت زیادی قائل بود در حالی که شما آنها را افرادی منحرف، بی دین و هرزه معرفی می‌کنید و آیا پیامبر اینگونه مردم را ارشاد می‌کرد و امام اینگونه ملت را به صحنه آورد؟

وی افزود: انقلاب و نظام منهای مردم مساوی با صفر است و اگر مردم نباشند نظامی وجود ندارد.


امام هرگز تفکر مصباح یزدی را قبول نداشت

این عضو مجمع روحانیون مبارز افزود: جریان مصباحیه حتی یک روز هم به جبهه نرفت و چگونه است که امروز داعیه‌دار آن شده است و در پایگاه‌های بسیج حضور می‌یابد. مصباح یزدی هیچ مسئولیتی در دوران امام نداشت و امام هرگز تفکر او را قبول نداشت. از سال 44 در تمام اعلامیه‌هایی که علما و روحانیون قم و شهرستان ها امضا کرده‌اند حتی یک امضا از این آقا دیده نمی‌شود و چه شد این افراد اینگونه انقلابی شدند؟ شمایی که یک عمر خون به دل امام کردید، شما متحجران و شما مقدس‌نماها که وقتی دیدید امام سر بر زمین گذاشت برخاستید... آیا اینان همان مسلمانان بعد از فتح مکه نیستند که آمدند و خاندان پیامبر را خانه‌نشین کردند؟ آیا مثل اینان مثل خوارج نیست که تفکر همه را به غیر از تفکر خود تکفیر می‌کنند و امروز شخصیت‌های انقلاب توسط همین افراد تکفیر می‌شوند.
 
امام معتقد بودند هیچ کس قیم مردم نیست
محتشمی‌پور با اشاره به اندیشه والای امام خمینی گفت: اهمیت امام در تلفیقی از اندیشه، گفتار، کردار و عملکرد امام بود و ایشان دارای رسالت و اندیشه بزرگ برای آزادی همه نسل‌هاست و امام اعلام می‌کنند شاه باید برود و نظام ستم‌شاهی باید سقوط کند تا ملت ایران خود برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند. امام معتقد بودند مردم راه درست را انتخاب می‌کنند و هیچ کسی قیم مردم نیست و کسی نمی‌تواند از طرف مردم صحبت کند.

وی افزود: این رابطه امام با مردم است و امام اینگونه انقلاب را به پیروزی رساند. حال آیا امام مانند شما اهل دنیا، متحجران و مادی گرایان در لباس تقدس در حال دغل‌کاری بود که اینگونه امام را معرفی می‌کنید؟ امروز با خطری بزرگ مواجهیم و آن خارج کردن یاران امام از صحنه است تا مجموعه‌ای که ریشه‌ای در انقلاب، نظام و مردم ندارند بیایند و از موضع مردم و انقلاب صحبت کنند.
 
عزت امروز به خاطر امام، انقلاب و این مردم است
وی با بیان این‌که امروز افرادی به دنبال به حاشیه بردن یاران امام هستند گفت: امروز افرادی مطرح می کنند که باید دیگر بساط جماران برچیده شود، وقتی از آنها می‌پرسیم منظور برچیدن خانه امام است یا حسینیه جماران می‌گویند، خیر! منظور این است که بساط افرادی که از یاران امام بودند و هر وقت اشکالی می بینند، اشکال‌تراشی می‌کنند و فضای جامعه رابه زمان امام می‌برند باید برچیده شود. می‌گویند کسانی که امام را درک کرده‌اند و اندیشه امام را می‌دانند، باید بساطشان جمع شود. ولی بدانید ای مقدس‌نماها و ای متحجرین! که اگر امروز پایگاه و شخصیت و کرامت ظاهری دارید همه از پر قبای آن پیر عارف است وگرنه در زمان شاه که بودید؟ و چگونه با شما صحبت می‌شد؟ و امروز اینگونه عزت پیدا کرده‌اید و عزت امروز شما به خاطر امام، انقلاب و این مردم است.

وی افزود: این توهین‌های زیادی که بر علیه نوه حضرت امام در روزنامه‌ها، نشریات و سایت‌ها مطرح کردند، به خاطر همین اعتقاد است که باید بساط جماران برچیده شود و امروز من، شما و همه آحاد مردم مسئولیم.



پنجشنبه 20 خرداد 1389

تعریف استبداد

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

استبداد چیست؟

استبداد از ریشه یونانی به معنای آقا و ارباب گرفته شده است. مستبد(Despot)، حاکمی است خودکامه؛ که قدرتش مطلق، بی‌حد و حصر و فاقد کنترل می‌باشد. استبداد بر حکومت سلطه‌جویی دلالت دارد که هیچ چیز قدرت خودکامه‌اش را محدود و متوقف نمی‌سازد؛ چنانچه قدرت استبدادی با اعمال زور به حفظ خود می‌پردازد و به صورت حکومتی جبار در می‌آید. این اصطلاح معمولاً در جهت توصیف اقتداری که مشروعیتش مورد قبول همگان نیست به کار می‌رود و از استبداد دولت یا استبداد انقلابی یا استبداد اخراب سخن به میان می‌آید.
استبداد اعم از اینکه حاکمیت از طرف فرد، یا جمعیتی کوچک یا بزرگ باشد و یا اینکه حکومت در ید اختیار رئیس قوه مجریه باشد، چون دخالت و نظارت مردم در حکومت را برنمی‌تابد، بدان حکومت مطلقه یا حکومت نیز استبدادی می‌گویند.


سه شنبه 11 خرداد 1389

رساله ای درباره حکومت

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

رساله ای درباره حکومت

 

«... کسی که تلاش می کند تا انسان دیگری را در حیطه قدرت مطلق خود قرار دهد، خود را در وضعیت جنگ با او قرار داده است. چنین عملی نشان دهنده آن است که قصد جان او را کرده باشد. از این امر نتیجه می گیریم که کسی که بدون توافق من، مرا در حیطه قدرت خود در آورد، هرگونه که بخواهد از من بهره کشی می کند و هر زمان که هوس کند مرا تباه خواهد کرد زیرا کسی خواهان آن نیست که مرا در حیطه قدرت مطلق خود در آورد مگر اینکه بخواهد آزادی مرا، بدون رضایت من، از من بگیرد و مرا برده خود گرداند... کسی که در وضعیت طبیعی قصد گرفتن آزادی را داشته باشد که متعلق به همه کسانی است که در آن وضعیت به سر می برند، باید یقین داشت که او قصد گرفتن همه چیزهای دیگر را نیز دارد، چرا که آزادی بنیان و اساس همه چیزهای دیگر است. »


ادامه مطلب

جمعه 30 بهمن 1388

قدرت سیاسی چسیت؟

   نوشته شده توسط: یه بی نشون    نوع مطلب :سیاسی ،

قدرت سیاسی چیست؟

اندیشه‌سیاسی- همشهری آنلاین- دكتر علی صباغیان:
مفهوم قدرت سیاسی از مهم‌ترین مفاهیم سیاسی است، به طوری كه از آن به عنوان جوهر سیاست یاد می‌شود.

قدرت(power) به مفهوم «توانایی تحمیل اراده یك فرد بر دیگران، حتی برخلاف میل آنها» اساساً یك مفهوم جامعه شناختی است كه هم شامل قدرت فیزیكی و هم شامل قدرت سیاسی می شود و در یك وضعیت اجتماعی بروز می كند.

قدرت سیاسی (political power)آن نوع از قدرتی است كه یك فرد یا گروه در درون جامعه برای تأثیرگذاری و كنترل زندگی سایر افراد و گروهها دارا هستند.در عرصه سیاسی راههای گوناگونی برای بدست آوردن این نوع از قدرت وجود دارد.

معروف ترین شیوه برای این كه یك فرد از قدرت سیاسی برخوردار شود، این است كه او رئیس سیاسی رسمی دولت اعم از رئیس جمهور، نخست وزیر، شاه یا امپراتور باشد. البته قدرت های سیاسی، محدود به سران دولتها نیست و حیطه آن به نفوذ اجتماعی فرد یا گروه دارنده قدرت نیز مرتبط است. به طور سنتی مهمترین عامل تشكیل دهنده و نگهدارنده قدرت سیاسی از طریق اعمال قدرت نظامی، جمع آوری ثروت و كسب دانش بوده است.

قدرت سیاسی وقتی از مشروعیت اجتماعی برخوردار باشد، از آن به عنوان اقتدار یاد می شود. با این وجود در طول تاریخ نمونه های زیادی از سوءاستفاده دارندگان قدرت سیاسی از این نوع وجود داشته است. این موارد سوءاستفاده از قدرت در همه نظامها وبیشتر در نظام های سیاسی استبدادی و دیكتاتوری صورت می گیرد كه قدرت در دست عده معدودی جمع شده و عوامل كنترل كننده آن همچون نقد و انتقاد عمومی و زمینه های بحث های سیاسی و سایر ابزارهای عمومی كنترل قدرت وجود ندارند، یا با محدودیت روبرو هستند.

در طول تاریخ برای حل این مشكلات راه حل های مختلفی تجربه شده كه بسیاری از آنها رفع این معضلات را در تقسیم قدرت، محدود كردن میزان قدرتی كه یك فرد یا گروه می توانند داشته باشند و نیز اعطای حقوق حمایتی به افراد از طریق تصویب قوانین جستجو كرده اند.

در همین مسیر نظریه بسیار معروف تفكیك قوا یعنی تقسیم قدرت سیاسی بین سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه ظهور كرد كه امروزه مورد عمل قوانین اساسی تقریباً تمامی كشورهای جهان است.

در نظام های سیاسی مردم سالار قدرت سیاسی از طریق انتخابات بین افراد، گروهها و احزاب دست به دست می شود.به همین دلیل  است كه در جهان كنونی مهمترین هدف احزاب سیاسی بدست گرفتن قدرت سیاسی برای رهبران و اعضای خود است.